کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم نوشتهی تاشا یوریچ، دربارهی یکی از مهمترین مهارتهای زندگی یعنی خودآگاهی است، اما نه خودآگاهی به معنای صرفا شناخت افکار و احساسات شخصی. نویسنده نشان میدهد شناخت واقعی خود، به درک تصویری که دیگران از ما دارند نیز وابسته است و همین شناخت میتواند کیفیت تصمیمگیری، روابط، عملکرد شغلی و رضایت از زندگی را تغییر دهد.
دربارهی کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم
کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم (Insight: The Surprising Truth About How Others See Us, How We See Ourselves, and Why the Answers Matter More Than We Think) حاصل تلاشهای تاشا یوریچ (Tasha Eurich) و بررسی صدها پژوهش دربارهی خودآگاهی است. تاشا یوریچ خودآگاهی را مهارتی قابل پرورش میداند، نه ویژگی ثابتی که بعضی افراد از آن برخوردار باشند و بعضی دیگر نه. از نگاه او، خودآگاهی دو بخش متمایز دارد: خودآگاهی درونی و خودآگاهی بیرونی.
در کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم، تاشا یوریچ برای شناخت خود هفت بعد اساسی را معرفی میکند: ارزشها، علایق، آرزوها، تناسب با محیط، الگوها، واکنشها و تاثیری که بر دیگران میگذاریم. این نگاه باعث میشود خودشناسی از پرسش کلی «من چه کسی هستم؟» فراتر برود و به مجموعهای از پرسشهای دقیقتر تبدیل شود؛ برای مثال چه چیزهایی واقعا برای ما اهمیت دارند، در چه محیطی بهترین عملکرد را داریم، چه الگوهایی در رفتار ما تکرار میشوند و حضور ما چه اثری بر اطرافیان میگذارد.

چرا همیشه فکر کردن به خود، ما را خودآگاهتر نمیکند؟
کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم یکی از باورهای رایج دربارهی خودشناسی را به چالش میکشد: اینکه هر چه بیشتر دربارهی خودمان فکر کنیم، شناخت دقیقتری از خود پیدا خواهیم کرد. تاشا یوریچ توضیح میدهد که دروننگری همیشه به بینش منجر نمیشود و حتی ممکن است ما را دچار نشخوار فکری کند. به همین دلیل، او در کنار شناخت دنیای درونی، بر شیوهی درست پرسش کردن از خود، ذهنآگاهی و استفادهی هوشمندانه از بازخورد دیگران تاکید میکند.
یکی از بخشهای مهم کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم به تصویری مربوط میشود که دیگران از ما دارند؛ تصویری که ممکن است با تصوری که خودمان از شخصیت و رفتارمان داریم تفاوت زیادی داشته باشد. بسیاری از آدمها بازخورد صادقانه دریافت نمیکنند، زیرا اطرافیان از ناراحت کردن یا درگیر شدن با آنها پرهیز میکنند. تاشا یوریچ راههایی برای دریافت، بررسی و واکنش نشان دادن به بازخوردهای دشوار پیشنهاد میکند تا شناخت ما از خود فقط به روایت شخصیمان محدود نماند.
خودآگاهی؛ مهارتی برای زندگی و کار
کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم، خودشناسی را تنها ابزاری برای رشد فردی نمیداند. تاشا یوریچ نشان میدهد خودآگاهی با انتخابهای بهتر، روابط سالمتر و عملکرد موثرتر در محیط کار ارتباط دارد و به همین دلیل، بخشی از کتاب به رهبران، تیمها و سازمانهای خودآگاه اختصاص یافته است. در این نگاه، شناخت نقاط قوت و ضعف فردی فقط به بهبود زندگی شخصی محدود نمیشود؛ بلکه میتواند بر نحوهی ارتباط با همکاران، دریافت انتقاد و مدیریت دیگران نیز اثر بگذارد.
با خرید کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم از انتشارات زمان تغییر و با ترجمهی ساسان جعفرنیا و مهدی صفایی خرم، میتوانید با دیدگاه تاشا اوریک دربارهی خودآگاهی، بازخورد و نقش شناخت خود در موفقیت شخصی و کاری آشنا شوید. این کتاب خواننده را به نوعی خودشناسی واقعبینانه دعوت میکند؛ خودشناسیای که در آن نه فقط آنچه دربارهی خودمان فکر میکنیم، بلکه آنچه دیگران از رفتار و شخصیت ما تجربه میکنند نیز اهمیت دارد.
جوایز و افتخارات کتاب بینش
- برگزیدهی کتابهای برتر سال 2017 از نگاه Business Insider
- برگزیدهی کتابهای برتر کسبوکار سال 2017 از نگاه Strategy + Business
نکوداشتهای کتاب بینش
- خودشناسی کلید داشتن یک زندگی شاد است، اما شناختن خودمان میتواند دشوار باشد. بهسادگی ممکن است آنقدر درگیر تصویری که آرزو داریم از خود داشته باشیم، چیزی که فکر میکنیم باید باشیم، یا انتظارات دیگران از ما شویم که حقیقت را دربارهی خودمان از یاد ببریم. تاشا یوریچ در کتاب بینش بر افرادی تمرکز میکند که توانستهاند شناخت عمیقی از خود به دست آورند و راهکارها و توصیههایی نوآورانه برای دیدن شفافتر خودمان ارائه میدهد. این کتاب منبعی قدرتمند برای هر کسی است که میخواهد زندگی شادتر و موفقتری داشته باشد. (گرچن روبین، نویسنده)
- در نزدیک به چهار دهه فعالیت بهعنوان مربی مدیران ارشد، از نزدیک دیدهام که خودآگاهی تا چه اندازه برای رهبران اهمیت دارد. کتاب بینش نوشتهی تاشا یوریچ کاملا شایستهی عنوان خود است و ابزارهایی مؤثر در اختیار رهبران قرار میدهد تا به این دیدگاه حیاتی دست پیدا کنند. (مارشال گلداسمیت، نویسنده)
کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم برای شما مناسب است اگر
- به کتابهای خودشناسی و روانشناسی علاقه دارید و میخواهید شناخت دقیقتری از خود پیدا کنید.
- به دنبال راههایی برای افزایش خودآگاهی و شناخت نقاط کور شخصیت خود هستید.
- در محیط کار یا روابط شخصی به دنبال بهبود ارتباطات و دریافت بهتر بازخوردها هستید.
- به کتابهایی علاقه دارید که مفاهیم رشد فردی را بر پایهی پژوهشهای روانشناختی توضیح میدهند.
در بخشی از کتاب بینش: حقیقت شگفت انگیز درباره برداشت دیگران از ما و تصویری که از خود داریم میخوانیم
همانطور که بسیاری از متولدین نسل پرنوزاد (بیبیبومرها)ی بداخلاق با کوچکترین تحریکی اشاره خواهند کرد، اوضاع همیشه اینطور نبوده است. در جدول زمانی گستردهتر تاریخ بشر، کیش خویشتن یک پدیده نسبتاً جدید است. هزاران سال، ارزشهای سنتی یهودی-مسیحی بر تواضع و فروتنی (قطبهای کاملاً متضاد با کیش خویشتن) به عنوان معیارهای یک زندگی خوب تأکید میکردند. در قرن هجدهم، ایالات متحده (که اکنون به داشتن برخی از مشتاقترین اعضای کیش خویشتن میبالد) بر پایه همان اصولِ کار سخت، استقامت و تابآوری بنا شد. این «عصر تلاش» صدها سال به طول انجامید و میتوان گفت با نسل موسوم به «نسل خاموش» (متولدین سالهای 1900 تا 1945) و رویدادهای اوایل قرن بیستم، یعنی جنگ جهانی اول، رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم، به اوج خود رسید. عصر تلاش، ذهنیت جمعیِ خاصی را پرورش داد که از تجلیل و ستایش خویشتن دوری میجست.
اما با آغاز جنبش عزت نفس در اواسط قرن بیستم، عصر تلاش جای خود را به «عصر عزت نفس» داد. بذر این تغییر نخستین بار با جنبش روانشناسی انسانگرا در دهههای 1950 و 1960 کاشته شد. به عنوان مثال، کارل راجرز استدلال کرد که انسانها تنها با نگاه کردن به خود همراه با «توجه مثبت بیقید و شرط» میتوانند به پتانسیلهای خود دست یابند. شاید معروفتر از او، آبراهام مازلو بود که مطرح کرد انسانها سلسلهمراتبی از نیازها دارند که در صدر آنها «خودشکوفایی» قرار دارد؛ به معنای شادی و رضایت کامل. با این حال، به اعتراف خود مازلو، دستیابی به خودشکوفایی فوقالعاده دشوار بود. از قضا، عزت نفس تنها یک پله پایینتر قرار داشت و تمام چیزی که برای رسیدن به آن نیاز بود، یک تغییر در طرز فکر بود. به عبارت دیگر، ما نیازی نداشتیم که انسانهای فوقالعادهای بشویم؛ تنها کاری که واقعاً باید انجام میدادیم این بود که احساس فوقالعادهای داشته باشیم.
بله



























