کتاب الگوریتم: فرمول رشد شتابان که تسلا، لولولمون، جنرال موتورز و اسپیس ایکس را دگرگون کرد نوشتهی جاناتان مک نیل شما را به اتاق مدیریت شرکت تسلا میبرد تا تصور خود را از شیوهی مدیریت یک شرکت بینالمللی و میلیارد دلاری تغییر دهید. این کتاب به شما نشان می دهد راهاندازی یک شرکت بیشتر از هر چیز به خلاقیت و شجاعت نیاز دارد و باید بتوانید ذهن خود را برای عبور از خط قرمزها آماده کنید.
دربارهی کتاب الگوریتم
برنامهنویسها به یک اصل ثابت معتقدند و آن این است: «به چیزی که دارد درست کار میکند، دست نزن.» این دقیقاً همان اصلی است که جاناتان مکنیل آن را شکست و شرکت تسلا را بهوجود آورد. کتاب الگوریتم: فرمول رشد شتابان که تسلا، لولولمون، جنرال موتورز و اسپیس ایکس را دگرگون کرد (The Algorithm) تمام آنچه تصور میکنید برای یک کسبوکار مفید است را به شما یاد میدهد و دقیقاً نکاتی را در برابرتان قرار میدهد که احتمالاً تاکنون دربارهی آنها نیندیشیده بودید.
این کتاب شیوهی مدیریت و رهبری سازمان به شکلی به شما میآموزد تا همیشه در حال پیشرفت و توسعه باشید و امیدوار است که روزی آنقدر معروف و موفق شوید که مردم سر میز غذا دربارهی خرید محصول شما رؤیاپردازی کنند.
جاناتان مکنیل (Jonathan McNeill) به ما نشان میدهد برای مردم و خریداران چه نکاتی اهمیت دارد؛ مثلاً شاید تا به حال به تعداد دکمههایی که یک مشتری برای خرید محصول شما باید فشار دهد دقت نکرده باشید، اما کتاب الگوریتم ترجمهی ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی، یکی از مهمترین نکات موفقیت شرکت را ساده بودن طراحی سایت و دسترسی سریع به سبد خرید معرفی میکند.

الگوریتم موفقیت را پیدا کن!
هیچ قانونی وجود ندارد. شما مجبور نیستید خودروی خود را حتماً با 300 قطعه به سرانجام برسانید. مهم نیست که شرکتهای خودروسازی حدود صد سال است که این کار را انجام میدهند؛ شما میخواهید و میتوانید که متفاوت و خلاق باشید و بهجای جوشکاری از ریختهگری استفاده کنید.
نیازی نیست مشتری خود را به مدت شش ماه در صف دریافت خودرو نگهدارید و میتوانید در همان روز سفارش محصول، خودروی او را بهدستش برسانید. کتاب الگوریتم جاناتان مکنیل پاسخگویی شبانهروزی و در دسترس بودن همیشگی امداد و پشتیبانی کارآمد را از مهمترین عوامل محبوبیت یک کالا در ذهن مردم معرفی میکند.
سرعت در فرایند تولید و تحویل محصول به یک چرخهی اطلاعاتی دقیق و قوی احتیاج دارد که اطلاعات داشتههای تمام نمایندگیها در آن جمعآوری شده باشد. با این کار زمان تولید یک خودروی تسلا از 14 روز به 6 روز کاهش مییابد. کتاب الگوریتم: فرمول رشد شتابان که تسلا، لولولمون، جنرال موتورز و اسپیس ایکس را دگرگون کرد انتشارات زمان تغییر به ما نشان میدهد کاغذبازیهای مازاد و بروکراسی اداری، کاربردی ندارد جز هدررفت وقت و بودجه و کار یک شرکت بدون این قواعد بسیار دقیقتر و بهتر پیش میرود.
شیوهی مدیریت شرکت تسلا از ابتدای تأسیس تا حالا که مدیریت آن تغییر کرده و به دست ایلان ماسک افتاده، بسیار عجیب و غیرعادی بوده و هست. با خرید کتاب الگوریتم جاناتان مکنیل و خواندن آن، حتی اگر نتوانید کسبوکاری بزرگ راه بیندازید، مطمئن باشید به اندازهی خواندن یک داستان معمایی - فانتزی، شگفت زده میشوید.
کتاب الگوریتم برای شما مناسب است اگر
- می خواهید بیزنس موفقی را برقرار کنید که مردم سر شام دربارهی شما و کسبوکارتان حرف بزنند!
- به خواندن کتابهای مدیریت کسبوکار و رهبری سازمان علاقهمندید.
- از خواندن کتابهایی که شما را با سرگذشت شرکتهای موفق آشنا میکنند و مراحل رشد و توسعهی کسبوکار را آموزش میدهند، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب الگوریتم: فرمول رشد شتابان که تسلا، لولولمون، جنرال موتورز و اسپیس ایکس را دگرگون کرد میخوانیم
«جان، ما واقعاً چنین پولی نداریم. باید راه دیگری پیدا کنید.»
این چالشی دشوار بود، اما میدانستم حق با اوست. این وضعیت بسیار شبیه چالشی بود که در استارتآپ اولیۀ خود، استرلینگ کُلژن ریپیر، با آن روبهرو شده بودم. حذف پیچیدگیها در آن جا به افزایش چشمگیر سرعت انجامید و رشد و گسترش کسبوکار را ممکن ساخت.
میتوانستیم عملکرد خدمات خود را با تمرکز بر گلوگاهها بهبود بخشیم. اما وضعیت در مراکز خدماتی که به حداکثر ظرفیت رسیده بودند بسیار بحرانی بود. این چالش از ما میخواست نهتنها جریان کار را سریعتر کنیم، بلکه کل فرایند را دگرگون سازیم. ما باید راهی تازه پیدا میکردیم تا با منابع بسیار کمتر، کار بسیار بیشتری انجام دهیم.
این به معنای بازاندیشی رادیکال در شیوۀ کسبوکار ما و یافتن ایدهای بهتر بود. ایدۀ درست ارزشی برابر با سیصد میلیون دلار داشت.
دوست داشتم بگویم که خودم این مسئله را حل کردم. اما هوشمندانهترین کاری که میتوانستم انجام دهم این بود که آن را به کسی بسپارم که مستقیماً درگیر کار بود. بنابراین به مرکز خدمات تسلا در پالو آلتو رفتم و با مدیر آنجا، کریس سالیوان، صحبت کردم. پدر کریس در استرلینگ برای من کار کرده بود و من کریس را از دوران کودکی میشناختم. او با روشهای تولید ناب آشنا بود. کتاب «هدف» را خوانده بود و از الگوریتم پیروی میکرد.
چالشی به او دادم. از او خواستم در طول سی روز آینده به من بگوید چه درصدی از خودروهای مشتریان را میتوانیم در بیست دقیقه تعمیر کنیم، به بیان دیگر، پیش از آنکه مشتریان فنجان قهوهای را که به آنها میدهیم تمام کنند.
بله
























