معرفی و دانلود کتاب مرگ ایوان ایلیچ
برای دانلود قانونی کتاب مرگ ایوان ایلیچ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب مرگ ایوان ایلیچ
کتاب مرگ ایوان ایلیچ داستانی فلسفی و روانشناختی است که شما را با مرگ روبهرو میکند. لئو تولستوی مخاطبان خود را با یک قاضی خوشبخت و خانوادهدار آشنا میکند که ناگهان به بیماری سختی دچار و به مرگ نزدیک میشود. او حالا باید برای زندگی پر از رنج خود که با یک بیماری، در حال نابودی است، غایت و هدفی پیدا کند تا شاید بتواند بفهمد به چه دلیل در تمام سالهای عمرش بیوقفه کار و تلاش کرده است.
دربارهی کتاب مرگ ایوان ایلیچ
مرگ از راه میرسد و هر چه ساختهایم را با پتک ویران میکند. او اهل مذاکره و گفتوگو نیست و برایش فرقی ندارد فرد خوشبختی هستید یا نه. این موجود موهوم و نادیدنی حالا بهسراغ ایوان ایلیچ آمده است و میخواهد جان این مرد میانسال کاملاً خوشبخت که تمام زندگیاش را در راه رسیدن به کرسی قضاوت و ساختن خانوادهای خوب و خوشبخت، صرف کرده، بگیرد. کتاب مرگ ایوان ایلیچ (The Death of Ivan Ilyich) ما را در کنار بالین بیماری و مرگ ایوان ایلیچ مینشاند تا همچون این مرد، به پوچی زندگی و بیهوده بودن تمام تلاشها بیندیشیم.
لئو تولستوی (Leo Tolstoy) در داستان مرگ ایوان ایلیچ نشر آقایی ما را وادار میکند تا به این پرسش پاسخ دهیم: «هنگامی که نتیجهی تمام تلاشها و برنامهریزیها، به مرگ منجر میشود، چرا به جای لذت بردن از زندگی فقط در تکاپوییم؟» همکاران شخصیت اصلی رمان مرگ ایوان ایلیچ ترجمهی پریسا محمدی، هنگامی که خبر بیماری صعبالعلاج او را میشنوند، به این موضوع میاندیشند که حالا چه کسی جانشین ایوان خواهد شد و همسر او نیز به فکر خرج و مخارج خانواده پس از مرگ ایوان ایلیچ است.
هیچکس به فکر خود او و عمر بیحاصلش نیست و این وضعیت حس خلأ و پوچی عجیبی را در این مرد بیمار خلق میکند که نویسنده توانسته آن را بهخوبی و با جزئیات شرح دهد. با خرید کتاب مرگ ایوان ایلیچ لئو تولستوی ناچار میشوید پیش از رویارویی با مرگ، دربارهی دلیل زنده بودن و غایت زندگی خود فکر کنید.
کتاب مرگ ایوان ایلیچ برای شما مناسب است اگر
- میخواهید دربارهی معنای زندگی و دلیل اینهمه رنجی که تحمل میکنیم، تأمل کنید.
- به داستانهای فلسفی و روانشناختی علاقه دارید.
- از خواندن ادبیات کلاسیک و داستانهای روسی لذت میبرید.
در بخشی از کتاب مرگ ایوان ایلیچ میخوانیم
ایوان ایلیچ اکنون بیشتر ساعتهای بیداری را در کوشش برای دست یابی دوباره به آن حال میگذراند. با خود میگفت: «دوباره سرم را به کار گرم میکنم. هرچه باشد، شغلم زمانی همه زندگی من بود.» و شک و دودلی را از خود میراند و ردایش را به تن میکرد و به دادگستری میرفت. با همکارانش گفتگو میکرد. همانطور که عادت داشت، سهلانگارانه مینشست و به انبوه مردمی که روبرویش در رفت و امد بودند، نگاهی اندیشمندانه میانداخت.
بازوان لاغر و نزارش را که اکنون دیگر گوشتی به آنها نمانده بود، روی دسته کلفت و جلا خورده صندلی چوب بلوطش میگذاشت. مانند همیشه به یک طرف خم میشد تا به منشی دادگاه که در کنارش نشسته بود چیزی را پچ پچ کنان بگوید و دست را دراز میکرد تا پرونده روی میز را به سمت خود بکشد. سپس ناگهان سر بلند میکرد و راست مینشست و نگاهش را به روبرو میدوخت و واژههایی آشنا را با صدای بلند بر زبان میراند و جلسه دادرسی را آغاز میکرد.
اما در میانه بازپرسی بود که درد پهلویش، مانند جانوری موذی گزش خود را اغاز میکرد. اهمیتی نداشت که بازپرسی چه اندازه پیشرفت کرده بود، که متهم به جایگاه آورده شده بود یا خیر، و یا پرونده چگونه بود. ایوان ایلیچ با تمام توان، خود را بر آن میگمارد که به آن توجهی نکند و آن را از سرش بیرون براند اما هرگز نمیتوانست بر آن چیره شود. آن از راه میرسید و روبرویش میایستاد و در چشمانش خیره میشد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب مرگ ایوان ایلیچ |
| نویسنده | لئو تولستوی |
| مترجم | پریسا محمدی |
| ناشر چاپی | انتشارات آقایی |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 114 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-450-008-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان فلسفی خارجی، کتابهای ادبیات کلاسیک، کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |






















