معرفی و دانلود کتاب ما گرگ بودیم
برای دانلود قانونی کتاب ما گرگ بودیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب ما گرگ بودیم
کتاب ما گرگ بودیم نوشتهی ساندرین کولت داستانی معمایی و وسترن است که ما را همراه با یک شکارچی به نام لیام، به روستایی در دل کوه میبرد. لیام بهخاطر علاقهی همسرش به فرزند، قبول میکند که فرزندی بهدنیا بیاورند اما با مرگ همسر، لیام میخواهد سرپرستی پسرش را به خواهر همسرش بسپارد؛ اما وقایعی پیشبینینشده و مسیری ناشناخته، انتظار او را میکشند.
دربارهی کتاب ما گرگ بودیم
لیام از همان روز اول نمیخواست فرزندی به دنیا بیاورد. او جهان را برای زندگی کودکان جای مناسبی نمیداند. از نظر این مرد دنیا بیش از حد خشن و بیرحم و آسیبزاست و حق هیچ موجود بیپناهی نیست که در این فضای پر از توحش متولد شود. محل زندگی او نیز در روستایی دورافتاده میان کوهی سربهفلککشیده است که از شهر و هرگونه امکانات درمانی و آموزشی فاصلهی زیادی دارد و این موضوع نیز بر اینکه لیام نمیخواهد کودکی را به دنیا آورد، مؤثر است؛ اما همسر او ایوا نمیخواهد بدون فرزند پیر شود. اصرارهای ایوا موجب میشود تا لیام نیز به حضور یک کودک در زندگیشان رضایت دهد و مسیر شخصیتهای کتاب ما گرگ بودیم (On était des loups) نوشتهی ساندرین کولت (Sandrine Collette) با همین تصمیم، بهصورت کلی دگرگون میشود.
ما گرگ بودیم و شکار شدیم
لیام شکارچی است. کمی عجیب است، اما شکار شغل اوست. با اسب رفتوآمد میکند و زندگی او همانند فیلمهای وسترن است. لیام میداند هر حیوان چگونه نزدیک میشود و چطور فرار میکند؛ همین دانش موجب شده تا بتواند بهخوبی از پسرش، آرو، محافظت کند. او مدتی پس از تولد فرزندش متوجه شد که کمکم به پسرش وابسته شده است. فهمید که مراقبت از آرو برای او اولویت است و همین مهر پدرانه که مدام بیشتر و عمیقتر میشود، او را از سرنوشت کودک خود بیمناک کرده است. رمان ما گرگ بودیم نشر چام ما را با لیام تا قلهی کوه همراهی میکند؛ جایی که صدای گرگ، لیام را تا آنجا کشانده است.

لیام از سالها پیش به شغل شکار مشغول بوده است و با حیوانات احساس انس و الفت میکند، اما بهخاطر محافظت از فرزندش، تیر هوایی میزند تا گرگها دور شوند؛ اما پایین کوه و در خانهاش، فاجعهای تلخ و هولناک در انتظار اوست. ساندرین کولت برای لیام فاجعهای را رقم زده که حتی اندیشیدن به آن نیز هولناک است، اما حالا باید نظارهاش کنیم.
ما گرگ بودیم؛ سوگ، خشم و سفری در دل طبیعت وحشی
ایوا کشته شده است. خرسی به او حمله کرده و جانش را گرفته است. مرگ ایوا بیش از پیش به لیام اثبات میکند که این کوهستان محل زندگی نیست و باید فرزند خود را از این مکان دور کند. او بهسراغ خاله و شوهرخالهی آرو میرود و با بازگو کردن چگونگی مرگ ایوا، از آنها میخواهد تا سرپرستی آرو را بپذیرند، اما تقاضای او بهسرعت با جواب منفی آنها مواجه میشود. کتاب ما گرگ بودیم ساندرین کولت، فضایی ناامیدکننده، هولناک و معمایی را برای ما رقم زده و میکوشد تا بیقراری و خشم فروخوردهی لیام را درک کنیم.
لیام و آرو دوباره سوار بر اسب میشوند تا بهسمت خانه بازگردند. لیام میخواهد از روی پل دریاچهای که او را به یاد ایوا میاندازد عبور کند، اما پل خراب شده و او حالا ناگزیر است تا از راهی طولانی، ناشناخته و خطرناک بهسوی خانه برگردد؛ راهی که قرار است زندگی لیام و پسرکش را دگرگون کند.
خرید کتاب ما گرگ بودیم با ترجمهی محمود گودرزی مخاطبان این اثر را به کوهستانی سنگلاخی و خطرناک دعوت میکند تا برای لحظاتی زندگی در طبیعت خشن را تجربه کنند.
جوایز و افتخارات کتاب ما گرگ بودیم
- برندهی جایزهی سامانتا 2022
- برندهی جایزهی بزرگ ژان ژیونو سال 2022
- برندهی جایزهی رنودو دانشآموزان 2022
- نامزد نهایی جایزهی کتابفروشان 2023
- برندهی جایزهی السیدیال 2022
- کتاب برگزیده از سوی خوانندگان کتابفروشی L’Etagère
- برندهی جایزهی کتاب برتر خوانندگان کتابفروشی Le Coin des livres
نکوداشتهای کتاب ما گرگ بودیم
- از مهارت ساندرین کولت شگفتزده میشویم؛ او هم در تصویر کردن طبیعت چیرهدست است و هم در درک و بازنمایی پیچیدگیهای روابط انسانی. (مجلهی هفتگی L'Express)
- رمان اگر ما گرگ بودیم اثری جسورانه و در عین حال عمیقاً تکاندهنده است؛ ساندرین کولت را به سرزمینهایی ناشناخته میبرد؛ جایی که قلب مردی سرانجام آماده میشود تا سهم انسانی خود را بپذیرد. (روزنامهی Le Figaro Magazine)
- کتاب ما گرگ بودیم با درخششی کمنظیر از قدرت طبیعت و شکنندگی عشق میگوید. (مجلهی Point de vue)
کتاب ما گرگ بودیم برای شما مناسب است اگر
- به داستانهایی که در فضایی ناشناخته و میان برف و کوه میگذرند و شما را با سختترین شرایط زندگی مواجه میکنند، علاقه دارید.
- به ژانر وسترن (در قالب داستان) علاقه دارید و میخواهید رمانی در این ژانر را که اسلحه و اسب و کوه در آن حضور پررنگی دارند، مطالعه کنید.
- به داستانهای معمایی که مخاطب خود را در فضای تعلیق و دلهره نگهمیدارند، علاقه دارید.
در بخشی از کتاب ما گرگ بودیم میخوانیم
سبها را سپیدهدم میآوریم من بچه را بیدار کردم نمیخواستم بیشتر در منزل شوهرخالهی کودن و نکبتیام بمانم. نتوانستم بخوابم تمام شب روی پلکان نشسته ماندم. محال بود بروم توی این خانه که بوی گند مخنثها را میداد کلمهی دیگری برایش سراغ ندارم. خاله جو هنوز خواب است و نمیدانم از حرفهایی که دیروز با شوهرش زدیم خبر دارد یا نه، بیشک دارد و برایش بهتر است که با من مواجه نشود. شوهرخاله تن قهوه آماده کرده، بیآنکه نگاهش کنم ایستاده فنجانم را مینوشم و مقداری بیسکویت هست که توی کیسهام میگذارم تا اگر آرو گرسنه شد بخورد. بلندش میکنم تا بگذارمش پشت بال و چیزی نمیگویم حتی نمیگویم خداحافظ هیچ میرویم همین.
اوایل راه آرو روی اسب چرت میزند و من طلوع آفتاب را حس میکنم، آفتابی بیحرارت است چون امروز صبح بچه کنارم است و بعد از شش روز سفر بیفایده با اسب نمیدانم چهچیزی میتواند گرمم کند. حتی نمیخواهم به یاد بیاورم دیشب من و آن پیرمرد کودن چهچیزهایی به هم گفتیم، ساعتها سعی کردم متقاعدش کنم. کوتاه نیامد و بلند شد و رفت بخوابد همینطور یکهو وسط جملهای گفت بحث کردن فایدهای ندارد و بعد تمام شد. تمام دلایلی که آوردم ذرهای برایش اهمیت نداشت، تنها چیزی که تکرار کرد این بود که این بچه پدر دارد و مهم فقط این است.
من میدانم حق دارد نخواهد سرپرستی بچه را به عهده بگیرد، بااینحال قول دادم برایش پول بفرستم از این بابت مشکلی نبود و شوهرخاله تن با حالتی عجیب نگاهم کرد و گفت درست است مشکل این نیست. چندین بار لازم بود جلوی خودم را بگیرم تا خِرَش را نچسبم اگر میزدمش همه چیز خراب میشد و درنهایت بهتر بود میزدمش، لااقل بهخاطر تفاوتی که ایجاد میکرد اینطوری دلم خنک میشد اما حالا امروز صبح دارم با بچه از اینجا میروم و من انتظار چنین اتفاقی را نداشتم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب ما گرگ بودیم |
| نویسنده | ساندرین کولت |
| مترجم | محمود گودرزی |
| ناشر چاپی | انتشارات چام |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 156 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-91713-3-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |






















