معرفی و دانلود کتاب دوردستان
برای دانلود قانونی کتاب دوردستان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب دوردستان
کتاب دوردستان نوشتهی داوید توسکانا مجموعهای از داستانهای کوتاه با موضوعاتی اجتماعی است که میکوشند خوانندگان خود را با وضعیت سیاسی، اجتماعی و آسیبهای اقتصادی کشور مکزیک همچون بیکاری، آشنا کنند. در داستانهای کوتاه این کتاب که میتوانند معرفینامهی کشور مکزیک باشند، رگههایی از طنز نیز به چشم میخورد.
دربارهی کتاب دوردستان
آمارو حالا بیکار است. او را از کارخانه اخراج کردهاند. نمیخواهد این حقیقت تلخ را به همسرش بگوید و اوضاع را برای خود و همسرش بدتر کند. از خانه بیرون میرود تا شب را در میخانهای به نام دوردستان سپری کند. سالیان پیش را با همسرش، ایمِلدا، به یاد میآورد. او و ایمِلدا مدتها پیش قصد داشتند دهکده را رها کنند و به شهر بروند، اما حالا نهتنها در دهکده مستقرند، بلکه بیکار، فقیر و ناامیدند. آمارو از خانه بیرون میرود تا به میخانهی دوردستان برسد؛ جایی که تمام داستانهای کوتاه کتاب دوردستان (Lontananza) در این مکان سپری میشوند. داوید توسکانا (David Toscana) در این میخانه جماعتی را گردهم آورده است تا به حرفهای آمارو گوش دهند.
او مست است و همهی میخانه را مهمان میکند. ماجرای اخراجش به هیچوجه ماجرایی شادیآور و دلچسب نیست، اما آمارو آن واقعه را با شوخی و خنده برای جمعیت مست تعریف میکند. در جیبش آخرین حقوق و مزایایش که کمتر از میزان قانونی است، وجود دارد، اما میداند اعتراض و شکایت بیفایده است. شب به پایان میرسد. باران تند و تندتر میشود. آمارو بهسوی خانه میرود. در میان راه درون چالهی پر از گلولای میافتد و تا صبح همانجا میخوابد. بالاخره ایمِلدا سر میرسد و او را بهسوی خانه میبرد؛ اما حقیقت سر جای خود است. او بیکار، بیرویا و بیهدف است. مجموعه داستان کوتاه دوردستان نشر چام، نوشتهی داوید توسکانا، به ما نشان میدهد وضعیت کارگران در یک جامعهی فروپاشیده چگونه است و فقر و آشفتگی اجتماعی تا چه اندازه ایشان را تحت فشار گذاشته است.

در میکدهی دوردستان بنوشید و گریه کنید
ایلدبراندو بر روی شیشهی میکده آگهی چسبانده است: به ایده احتیاج داریم! تصور هم عجیب است که کسی بخواهد ایدهی داستانپردازی خود را به این شکل پیدا کند! اما بهدلیل اینکه او تاکنون شاعری محلی بوده و بهخاطر «عزیزدردانه» خطاب کردن فرماندار، دچار مشکل شده، میتوان به او حق داد که چندان با داستاننویسی آشنا نباشد؛ اما مشکل این نیست. در داستان کوتاه شاعر محلی کتاب دوردستان، ما با شاعری روبهرو هستیم که بهغیر از اینکه میخواهد داستاننویس شود، نمیخواهد دربارهی سیاست بنویسد و در عین حال بهدنبال مردمی بودن هم هست!
این شاعر ایدههای آدالبرتو را که معتقد است داستاننویسی دربارهی کاندیدایی که کشته شده اما دوباره زنده میشود و نیز کشیشی فاسد میتواند موضوعاتی جذاب و تأملبرانگیز باشد بیدرنگ رد میکند و آنها را شایستهی پرداخت ادبی نمیداند. از همین واکنش میتوان دریافت که او نهتنها از تخیل جسورانه گریزان است، بلکه بعید به نظر میرسد هرگز بتواند به نویسندهای مردمی یا حتی هنرمندی خلاق و اثرگذار بدل شود. داستانهای کوتاه کتاب دوردستان اثر دیوید توسکانا نیز با نگاهی انتقادی و واقعگرایانه، ما را با وضعیت اجتماعی مکزیک، فقر گسترده، شکافهای طبقاتی و پیامدهای فروپاشی اقتصادی این جامعه روبهرو میکند و تصویری تلخ اما صادقانه از زیست روزمرهی مردم ارائه میدهد.
دانلود کتاب دوردستان نشر چام به مخاطبانی که بخواهند با داستانهایی کوتاه دربارهی آمریکای جنوبی آشنا شوند، تصویر روشن و شفافی ارائه میدهد. با خرید مجموعه داستان کوتاه دوردستان ترجمه شده توسط پژمان رضایی، میتوانید فضای یأسآور و در عین حال سرخوشانه را که نشانهای از ناامیدی و روی آوردن به طنز از شدت استیصال است، نظارهگر باشید.
کتاب دوردستان برای شما مناسب است اگر
- به قصههای اجتماعی که مخاطبان خود را از موضوعات کلی دور میکنند و ما را بهسراغ جزئیات یک جامعه و مسائل درون خانهها میبرند، علاقه دارید.
- میخواهید با داستانی مواجه شوید که به شما وجههی متفاوتی از مکزیک را نشان دهد و مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردم این سرزمین را نیز بر مخاطبان خود نمایان کند.
- از خواندن داستانهای کوتاه لذت میبرید.
در بخشی از کتاب دوردستان میخوانیم
روبن با برشی افکارش را قطع کرد. آنها را بیاصالت و خام حس کرد. ناکامیِ دیگران به کارش نمیآمد اگر کس دیگری نبود که با او در این ناکامی شریک شود. اگر موندو آن جا بود، دونفری تمام زندگی زن را گسترش میدادند: دلیلی برای آنکه حق شادی از او سلب شود؛ بعد، ازدواجش با مردی پیر، بیمار و بیپول، که بهجای زنی همراه در زندگی به جستوجوی پرستاری برای تیمارداری بود؛ عادتش به بازخوانی هرچه از رادیو میشنید، حتی آواز آگهیها؛ سرخوردگیاش بابت مرگ زودهنگام شوهرش که رخصتی نیافت فرزندی برای او بگذارد.
زن سر چهارراهی پیچید و از نظر روبن گم شد. شرححالبازی تنهایی مزه ندارد، این را فکر کرد، و هنگامی که دوباره به مغازه برگشت به این هم فکر کرد که شاید اصلاً هیچوقت بامزه نبوده است، اما در کنار موندو حداقل روشی برای گول زدن خودش و تظاهر به خندیدن بود.
روشنایی عمومی فعال شد و ماشینها شروع کردند به رفت و آمد با چراغهای روشن. روبن دانست که وقت رفتن است، به خانه بازگشتن، تا خبرهای بدی که زنش برایش مهیا کرده بود، بداند. «چند دقیقهی دیگر برمیگردم» خواند و از خود پرسید آیا روز بعد حال و حوصله برگشتن خواهد داشت.
به کندی از مغازه دور شد، درحالیکه گوش تیز کرده بود تا آخرین زنگ تماس تلفن را بشنود. عرض خیابان را رد کرد و تصمیم گرفت لحظهای لبهی جدول پیادهرو بنشیند و از آن جا کسبوکارش را تماشا کند. تابلوی حلبی را دید که بر آن نوشته شده بود «قلمموی درشت» زیر قلممویی بزرگ که نقش رنگینکمانی را طرح انداخته بود، و پنجرهها را که پر از آرم رنگهای کوپه بود و سایبان سفید قرمز را که جملهی «کیفیت بیشتر قیمت کمتر» از آن آویخته شده بود. تاکسیای روبهرویش ایستاد و نگاهش را سد کرد. شوفر چند بار گاز داد بیآنکه حرکت کند، درحالیکه نگاهی پرخواهش به او میانداخت.
لازم ندارم. – این را گفت و شروع به راه رفتن کرد.
فهرست مطالب کتاب
یادداشت ناشر
یادداشت مترجم
به خانه خوش آمدی
داستان حقیقی دون مانوئل
کاکومیکستل
شاعری محلی
قلمموی پهن
میلیونرها
ریزشها
وارث
ورونیکا
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب دوردستان |
| نویسنده | داوید توسکانا |
| مترجم | پژمان رضایی |
| ناشر چاپی | انتشارات چام |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 160 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-91713-0-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه خارجی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |

















