معرفی و دانلود کتاب صوتی جاده شهر

عکس جلد کتاب صوتی جاده شهر
قیمت:
۳۴,۰۰۰ تومان
خرید کتاب صوتی
۳۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب صوتی جاده شهر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی جاده شهر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی جاده شهر

کتاب صوتی جاده شهر اثری از ناتالیا گینزبورگ است که داستانی را در ایتالیا روایت می‌کند. آنچه می‌شنویم ماجرای دختری روستایی به نام الیا است که از زندگی کسل‌کننده و محنت‌بار روستا خسته شده و در پی رسیدن به رؤیای زندگی در شهر، خود را به دردسرهای فراوانی می‌اندازد...

درباره‌ی کتاب صوتی جاده‌ی شهر

کتاب صوتی جاده‌ی شهر (The Road to the City) نوشته‌ی ناتالیا گینزبورگ (Natalia Ginzburg) روایت‌گر داستانی از شور و رؤیای جوانی است. راوی قصه دختری به نام الیا است که در یک خانواده‌ی پرجمعیت ایتالیایی زندگی می‌کند. الیا تجسم احساسات متناقض است؛ او در عین بی‌ثباتی بسیار مهربان است، حریص است اما در درون همیشه احساس شرمندگی می‌کند، به طرز احمقانه‌ای جاه‌طلب است اما این چیزی از دوست‌داشتنی بودنش کم نمی‌کند. زندگی‌اش تجسم سردرگمی است و مانند غبار، هر جا که نسیم بوزد با او همراه می‌شود. جو خانه‌اش چندان شاد و بانشاط نیست؛ مادر همیشه از اینکه در خانه با او بد رفتار می‌کنند گلایه می‌کند و پدر هم که حوصله‌ی غرولندهای مادر را ندارد، یک دقیقه هم در خانه بند نمی‌شود. خواهر بزرگترش با وجود متأهل بودن و بچه داشتن به شوهر پیرش خیانت می‌کند و این‌طور به نظر می‌رسد که هیچ‌کس حوصله‌ی هیچ‌کس را ندارد.

معرفی و دانلود کتاب صوتی جاده شهر

در این میان، راوی از حضور پسری در خانه‌شان حرف می‌زند که یکی از عموزاده‌های پدری اوست. این پسر، «نینی» نام دارد و زمانی که در کودکی والدینش را از دست داد به خانه‌ی آن‌ها پناه آورد. نینی در ابتدا با پدربزرگ پیرشان زندگی می‌کرد، اما پیرمرد مدام پسرک بی‌پناه را کتک می‌زد و این شد که او به خانه‌ی پدر الیا گریخت. از آن زمان او در کنار دیگر بچه‌های این خانواده رشد کرد و بزرگ شد و کم‌کم مهر و علاقه‌اش نیز به دل الیا افتاد...

الیا، شخصیت اصلی کتاب صوتی جاده شهر اما، درگیر ماجرایی می‌شود که از آن بوی دردسر به مشام می‌رسد. جولیو پسر پزشک روستا که خود نیز در حال تکمیل تحصیلاتش در رشته‌ی پزشکی است به الیا علاقه نشان می‌دهد و مدام سعی می‌کند تا او را از راه به در کند. با بالا گرفتن رسوایی، پدر الیا دخترش را به شدت تنبیه می‌کند و به این ترتیب او با تن و بدنی زخمی و آسیب‌دیده، راهی شهر می‌شود. او در آن‌جا و با کمک نینی، کار پیدا می‌کند و امید ساختن یک زندگی تازه در دلش جوانه می‌زند...

معرفی و دانلود کتاب صوتی جاده شهر

نویسنده‌ی کتاب جاده‌ی شهر یعنی ناتالیا گینزبورگ، در سال 1916 در ایتالیا به دنیا آمد. او در نوشتن داستان و رمان و مقاله مهارت فراوانی داشت و آثارش اغلب به مشکلات روابط خانوادگی، فلسفه و همچنین سیاست در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم می‌پرداختند. آنچه در روایت آثار او مشهود است، دیدگاه زنانه به مشکلات و مسائل زندگی است. او بابت نوشتن آثاری چون «فضیلت‌های ناچیز»، «آگهی» و... برنده‌ی جوایز متعددی نیز شده است.

کتاب صوتی جاده‌ی شهر اثری از ناتالیا گینزبورگ است که توسط فرناز حائری به فارسی ترجمه شده. نشر صوتی رادیو گوشه و انتشارات چشمه ناشران این اثر هستند و شما آن را با صدای هنرمند کشورمان، سهیلا گلستانی می‌شنوید.

نکوداشت‌های کتاب جاده‌ی شهر

  • صدای ناتالیا گینزبورگ، رمان‌نویس و مقاله‌نویس ایتالیایی، به وضوح از میان پرده‌های زمان و زبان به ما می‌رسد. گینزبورگ یک الگوی جدید از صدای زنانه به ما می‌دهد. (Rachel Cusk)
  • من کاملاً شیفته‌ی سبک گینزبورگ هستم. صراحت مرموز او، توانایی عالی او در نشان دادن چیزهایی که هرگز ساختگی یا سرد به نظر نمی‌رسند، صادقانه و واضح است. (Maggie Nelson)
  • سبک نثر او به طرز فریبنده‌ای ساده و در عین حال بسیار پیچیده است. تأثیر آن بر خواننده هم آرام‌بخش و هم هیجان‌انگیز است. انجام این کار چندان آسان نیست. (Deborah Levy)
  • کتابی با فضایی تاریک و هوشمندانه. اولین کار او قابل توجه است. (New York Times)
  • دیدگاه گینزبورگ نسبت به خانواده بسیار غیرعاطفی و در عین حال واقعی است... جاده‌ی شهر ممکن است داستان کوچکی از یک مکان کوچک باشد، اما وضوح نوشتار گینزبورگ به مصیبت الیا عظمت می‌بخشد. (Necessary Fiction)
  • گینزبورگ استعداد باورنکردنی‌ای در به تصویر کشیدن درگیری‌های پرتنش در خانواده‌ها، و همچنین ادغام بینش و شوخ‌طبعی در روایت خود دارد. (Asymptote Journal)

کتاب صوتی جاده‌ی شهر برای چه کسانی مناسب است؟

اگر به کتاب‌های ادبیات داستانی ایتالیا با درون‌مایه‌ی اجتماعی و درام علاقه‌مندید، شنیدن این اثر را از دست ندهید.

در بخشی از کتاب صوتی جاده شهر می‌شنویم

جووانی محض خنده هر چیزی که مشغول خواندنش بود از دستش می‌گرفت و می‌انداخت زمین. نینی هم دولا می‌شد و برش می‌داشت و به خواندن ادامه می‌داد و دستی لای مویش می‌کشید و گرامافون می‌خواند: «آن دست‌های مخملین، آن عطر شیرینت...» دو برادر کوچکتر هم دادوهوار می‌کردند و توی سر هم می‌زدند و مادر هم به من می‌پرید که چرا در شستن ظرف‌ها کمکش نمی‌کنم. پدرم رو به مادرم می‌گفت باید مرا بهتر بار می‌آورده و هروقت هم مادرم می‌گفت همه مثل سگ با من رفتار می‌کنند کلاهش را از سر میخ برمی‌داشت و می‌زد بیرون. پدرم برق‌کار بود، عکاسی هم کار جنبی‌اش. می‌خواست به جووانی برق‌کاری یاد بدهد ولی جووانی تنبل‌تر از آن بود که به درخواست ملت برای تعمیر جواب بدهد. هیچ‌وقت آه در بساط نداشتیم و پدرم همیشه بدعنق و خسته بود. چند دقیقه‌ای که خانه می‌ماند، باز راهش را می‌کشید و می‌رفت و می‌گفت: «اینجا دیوونه‌خونه است!»

فهرست مطالب کتاب صوتی

نمونه
1 دقیقه
معرفی
13 دقیقه
یک
8 دقیقه
دو
5 دقیقه
سه
9 دقیقه
چهار
11 دقیقه
پنج
10 دقیقه
شش
6 دقیقه
هفت
13 دقیقه
هشت
9 دقیقه
نه
11 دقیقه
ده
4 دقیقه
یازده
8 دقیقه
دوازده
9 دقیقه
سیزده
8 دقیقه
چهارده
8 دقیقه
پانزده

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی جاده شهر
نویسنده
مترجمفرناز حائری
راویسهیلا گلستانی
ناشر چاپینشر چشمه
ناشر صوتی رادیو گوشه
سال انتشار۱۴۰۲
فرمت کتابMP3
مدت۲ ساعت و ۱۴ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب‌های صوتی داستان و رمان اجتماعی خارجی
قیمت نسخه صوتی

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی جاده شهر

ترانه 🕊🤍📚🌱
۳
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
داستان رو دوبار گوش کردم از تاریخ و مکان آن چیزی گفته نشده گاها تصور میشه که درعصر بسیار دورافتاده اتفاق افتاده اما با وجود آسانسور و بیان اینکه خانمها پشت فرمان ماشین شخصی مینشینند این تصور بهم میریزدساده. خطی. کوتاه البته میشود به محتوای دردناک فقر و عدم آموزش رسید که چگونه میشود انسان را به یک و موجود بی محتوی بدون هدف تبدیل کرد که فقط در سیستم بقا و تولید مثل دست وپا بزنهاز سطحی نگری و پوچی و بی تعهدی دردناک شخصیتهای داستان که متاسفانه در زندگیهای امروزی هم مشهوده بار روانی داستان بسیار واضحه که آدمی از عدم آموزش، عدم شناخت خود و عدم عزت نفس بدنبال کسب توجه در معشوقه های مختلف و یا ازدست دادن موقعیتهای درست زندگیش بدنبال برآورده کردن آرزوها و خواسته هاش چه مسیری رو طی میکنه. پسری بنام نینی با ابراز نکردن علاقه ش و پسری درآخر کار با برعهده گرفتن مسئولیت کار خود رنگی به قصه دردناک دادن و پایان ناگهانی داستان و تمام.....
مبینا فتحی
۵
۱۴۰۴/۱۲/۱۴
فکر کنم این بلاییه که سر همه ی خیال پردازهای دیوانه میاد. از راوی شب های روشن گرفته تا ژاک تیبو و ورتر و حالا هم نینی. آدم های خیال پرداز عاشق می شن و بدجور عاشق میشن و در این راه از همه چیزشون می گذرن. نه، من تو رو نمی بوسم. بهت نمی گم دوستت دارم. فقط بهت نگاه می کنم. می تونی از نگاهم بخونی؟ اینکه چه احترام فوق العاده ای برات قائلم و هرطور که باشی دوستت دارم؟ چه سرد و سنگدل باشی، چه مغرور و بی تفاوت، چه تنبل و بی حوصله، چه زشت و چه زیبا. من هرطوری که باشی دوستت دارم. ولی این رو می فهمی؟ هیچ وقت متوجه میشی که چقدر دوستت دارم و چه فداکاری هایی برات می کنم؟ نه... هیچ کدومشون نمی فهمن. من این کتاب رو دوست داشتم چون اولین کتابی بود که از زبان معشوق می خوندم و نه عاشق خسته و رنج کشیده. فهمیدم که از نگاه معشوق بی تفاوت و سنگدل چقدر همه چیز ساده ست. همه از فهم احساس والای عشق بی خبر. این کتاب یه درس بزرگ برای من بود. من حتی اگه عاشق بشم مشروب نمی خورم، سیگار نمی کشم، خودم رو نابود نمی کنم. به هرحال اونا نمی فهمن. در تنهایی زندگی می کنم و یک کلمه هم حرف نمی زنم. آدم های خیال پرداز باید تنها زندگی کنند و از عشق و عاشقی دست بکشند. در سکوت، انزوا و تنهایی. این سرنوشت همه ی ماست.
Rukhsara Rashed
۴
۱۴۰۴/۱۲/۱۳
داستان کوتاه و جالبی است که زندگی یک دختر هفده ساله ی ساده و فقیر روستایی را روایت می کند که در خانواده پرجمعیت زندگی می کند و پدر و مادرش بهش توجه نمی کنند، او برای فرار از آن خانه برای جستجوی توجه و محبت هر روز به شهر می رود و با یه پسر آشنا می شود حماقت می کند و از اون حامله میشه، پدرش کتکش و و میزنه باهاش بدرفتاری میکنه بعد مجبور میشه با اون ازدواج کنه. از این داستان میشه چنین نتیجه گرفت: اول از همه باید بچه ها درس بخونن تحصیل کنن چون باید تو زندگی یه هدف مشخص داشته باشند و سردرگم نباشند. تو شرایط بد اقتصادی خانواده اصلا درست نیست زیاد بچه بدنیا بیارن و اونا ره بدبخت کنن. بی توجهی و بی مهری والدین در درست تربیت نکردن فرزندان باعث میشه اونا محبت و توجه را در دیگران جستجو کنند و در جاهای غلط بیابند و مرتکب اشتباهات غیر قابل جبران شوند و تا آخر عمر پشیمانی بکشند. با تشکر از کتابراه عزیز🥰
نیلوفر حاج علی اکبری
۲
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
جدا از خوانش خوب و گویندگی خانم گلستانی، کتاب اصلا چیزی نبود که فکرش را بکنی، انکار دفتر خاطرات یک دختر بچه را میخوانید چیزهایی که مثلا توی سن کم برایش جذاب بود اما وقتی بزرگ شود کاملا بی مزه باشند، اصلا و ابدا کشش نداشت، هیچ جذابیتی در نقش‌ها نبود طوری که آدم مجذوب آن شود، خانواده بطور قابل توجهی بی محبت بودند، مثلا اینکه خانواده پسر خبر داشتند بچه از پسرشان است و در آخر هم باید به ازدواج آن‌ها تن بدهند اما دختر را بفرستند خانه عمه را نفهمیدم، بعد به دنیا آمدن بچه همان همسایه‌ها و آشنایانی که بخاطرشان این تصمیم گرفته شد نمی‌گفتند بچه از کجا آمده؟؟؟ کلا داستان جذابی نداشت اواسط داستان میشد حدس زد که نینی بمیرد، کلا از کتابی که دخترها رو جنس ضعیف نشان میدهند نباید توقعی داشتم همچنین نقش اصلی کتاب که انگار یک تو سری خور بود و گوش به فرمان همه، در کل روند داستان حتی یک تصمیم نگرفت که شخصیت اصلی را برجسته کند.
آرثئا
۳
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
از نظر من کتاب ساده اما بحث برانگیزی بود که ممکنه نظرات و سلیقه ها پیرامونش متفاوت و گاهی کاملا متضاد باشه! 《کامنت حاوی اسپویله 》من دوست دارم برداشت خودم رو از این کتاب شرح بدم از اونجایی که توی کامنت ها دیدم شخصیت اول از دید بعضی ها یه دختر تنبل بود که یه فرصت عالی برای ازدواج گیرش اومده باید بگم این طرز نگاه من رو تا حدودی نا امید و ناراحت کرد. به نظرم الیا فقط یه دختر جوون بود که خودش رو کاملا نشناخته و قبل از اینکه فرصت رهایی داشته باشه توی یک چهارچوب از پیش تعیین شده که برای نقش زن تعریف شده بود، گیر افتاده. ویژگی های شخصیتیش آزاد، بیخیال و گاهی بی فکر بود و بدون اینکه واقعا به بلوغ برسه، توی موقعیتی قرار گرفته بود که ناچارا باید نقشش رو بازی میکرد و مسئولیتی رو میپذیرفت که براش آماده و مناسب نبود. از طرفی خواهر الیا که نقش یه مادر و همسر رو داشت به هیچکدوم از این ها پایبند نبود و دنیایی مجزا برای خودش ساخته بود. همسر الیا به نظرم اوایل داستان فوق العاده مرد بی مسئولیت و غلطی بود ولی حدودی تونست شخصیت خودش رو آخر داستان خاکستری کنه و نشون بده که سیاه مطلق نیست اما باز هم رفتارهای اشتباهش از دید من غیرقابل بخشش بود. ولی مهم تر از همه به نظرم شخصیت نینی و عشقی بود که این پسر به الیا داره. نینی نقطه ی عطف داستان بود، کسی که به روند داستان تا حدود زیادی جهت میداد و افکارش و حرف هاش نسبت به اطرافیان و جامعه، بلندپروازانه و تا حدودی تابو شکن بود، به همین خاطر انتهای داستان من رو غمگین کرد. در کل این کتاب میتونه برای کسایی که از این جور فضاها خوششون میاد، فقط صورت قضیه رو نمیبینن و به عمق مفاهیم هم توجه میکنن، انتخاب خوبی باشه.
سوسن
۵
۱۴۰۴/۱۲/۱۹
واقعا ادم میتونه ساعت ها بشینه و به اینجور کتاب ها گوش بده، داستان هایی که همیشه یه درسی برای ما دارن. این کتاب درباره یک دختره هفده ساله هستش که توی خانواده فقیر و پرجمعیتی زندگی میکنه. این دختر جایی زندگی میکنه فرهنگ و طرز تفکر خیلی پایینی دارند، مثلا دخترها تنها راه پیشرفت خودشون رو توی ازدواج و با پسری میدونند که اوضاع مالی خوبی داشته باشه یا توی شهر زندگی کنه. پدر مادرش خیلی با اون بد رفتار می کنند و بهش خیلی کم توجه و محبت میکنند به خاطر همین کمبود ها پسری اونو میبره توی یک دنیای دیگه از خیال پردازی و بهش میگه که بعدا باهاش ازدواج میکنه و اونو گول میزنه. پدرش وقتی میفهمه که اونو کلی کتکش میزنه اما مادرش خیلی از این بابت خوشحال میشه و راضیه چون اون پسر پدرش دکتره و وضع مالی خوبی دارن. در اخر دختره این داستان حامله میشه و ماه ها توی خونه عمه اش حبس میشه که کسی اونو با اون شکمش نبینه و پدر و مادرشم بزور کاری میکنند که پسر دکتر با اون ازدواج کنه و همین اتفاق هم میفته و این دوتا میفهمن اصلا بینشون هیچ عشقی وجود نداشته.
سیمین بزرگی
۳
۱۴۰۵/۰۱/۱۷
داستان در کل یک داستان ساده و روایتی از بخشی از زندگی یک دختر خانم ساکن روستا است با آرزوهای بسیار ابتدایی و مبتذل و شیطنتهای خاص محیط زندگیش و البته در بعضی جاها غیر قابل باور مثل ازدواج یک پزشک با این دختر خانم. قابل مقایسه با داستان های قوی با نگارش عالی مثل کتاب دزد نیست. نه محیط خوب توصیف شده و نه احساسات افراد مختلف داستان بخوبی بیان شده است. کشوری که داستان در آن اتفاق افتاده مشخص نیست. کلا یک روایت بسیار ساده و فقط می توان گفت در مقایسه با داستانهایی از این دست، بد نیست. صدای خانم سهیلا گلستانی خوب است اما جاهایی که می خواهند بجای اشخاص صحبت کنند خیلی جالب نیست و به دل نمی نشیند. ترجمه خانم فرناز حایری خوب است و در نوع نگارش نویسنده دست نبرده و توانسته خوب ترجمه کنه. به هرحال از کتابراه بابت رایگان بودن کتاب ممنون و سپاسگزارم 🌹
Eti Atshani
۵
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
کتابی روان و ساده، دختریر روستایی در ایتالیا رابه تصویر می کشد که در خانواده نسبتا شلوغ که همراه پدر، مادر دو برادر و عمو زاده ایی که از کودکی با آن ها بزرگ شده زندگی می کند. وخواهر بزرگتری که ازدواج کرده و شوهرش از وضع مالی خوبی برخوردار است و همسرش خیلی بی پروا به او خیانت می کند. در یک چنین ای و ملغمه که هیچ جیز به روشنی مشخص نیست او از همه دور تر به درون حقیقی خود است، عاشق است، بلند پرواز است زندگی خواهر خود را نمی پسندد. اما او را الگو قرار می دهد. حس شرمندگی دارد. با اینحال بی پروا عمل می کند،. در گذشته کتابی از خانم گلبو خوانده ام این دو کتاب را خیلی شبیه بهم دیدم. بنظرم حس سر گشتگی در نو جوانی تصمیم آنی که می گیرند در میانسالی تبدیل به حسرت خواهد شد. با سپاس از همگی شما
Rahaa .
۵
۱۴۰۴/۱۲/۰۸
نثر روان و دلنشینی داشت که در عین سادگی مخاطب را به دنبال کردن ادامه داستان ترغیب میکرد. صداپیشگی هم عالی بود و با شخصیت داستان همخوانی داشت. داستان در مورد دختری روستایی بود که در یک خانواده پرجمعیت زندگی می کرد و پدر مادری که نه فرصتی برای تربیت بچه ها داشتند و نه شاید لزومی به این کار می دیدند. در خانواده ای که هر دختری اگر ازدواج میکرد حکم نجات یافته را داشت و دختر هفده ساله ای که شخصیت اول این داستان است، از اولین پسری که در مسیر زندگی اش قرار می گیرد، باردار می شود و شیوه ای که خانواده با او برخورد میکند، ماجراهایی که در این میان اتفاق می افتد، به زیبایی از دید یک دختر ساده روستایی بیان میشود. شنیدن این داستان را به دوستان توصیه میکنم.
ن د ا ز ر ن د ی
۳
۱۴۰۴/۱۲/۰۹
ناتالیا گینزبورگ، نویسنده کتاب جاده شهر، را برای خودش و یا خطاب به خودش نوشته است. کتاب داستانی را روایت می‌کند از میانه زندگی یک بانو، تا مقطعی از زندگیش، کوتاه و گنگ. جاده شهر، روایت درد و رنج دارد اما خیلی خراش و زخم‌ها رو اگزجره نکرده است. روان و ساده نوشته‌ شده است اما لامکان و لازمان است. است کتاب جاده شهر، نوول کوتاهی که گنگی روایت دارد. صبر را خوب نشان می‌دهد ولی این تصویر کردن، در باقی روایت و زندگی کمتر دیده می‌شود. شناخت روان افراد در این داستان کوتاه، برای مخاطب خاص و پرسونای مشاور، شاید جالب باشد. کتاب جاده شهر از ناتالیا گینزبورگ ایتالیایی، برای هر خواننده‌ای ممکن است خوشایند باشد که این سوژه را بپسندد.
مهتاب...
۳
۱۴۰۴/۱۲/۲۴
داستان در مورددختری جوان بنام الیا در یکی از روستا های ایتالیا است. این داستان بیشتر زندگی روزمره الیا که گاهی یکنواخت و شامل اتفاقات ساده و کوچک روزانه ی اوست و اینکه حالات روحی و درونی متناقض و متغیری را پیدا میکند، بیان می کند. الیا دوست دارد مثل خواهرش با مرد ثروتمندی ازدواج کند و در شهر زندگی کند، به همین خاطر نمی تواند عشق واقعی و عمیق عموزاده ی خود بنام نینی را درک کند. شخصا فکر میکنم در مجموع داستانی است که همان یکبار شنیدنش کافیست و هیجان خاصی برای تمایل به دوباره شنیدنش نیست. راوی داستان " خانم سهیلا گلستانی" صدای گرم و لحن خوبی دارد و این یکی از نقاط مثبت این کتاب صوتی است. سپاس از کتابراه🙏
Fatemeh Ahmadi
۴
۱۴۰۵/۰۱/۱۲
این کتابو دوست داشتم کتاب شیرینی بود و چقدر صدای گوینده‌اش و مدل خوانشش رو دوست داشتم چقدر لحن گفت و گو رو خوب درمیورد واقعا لذت بردم و بهشون خسته نباشید میگم، داستان هم رویه خطی و ریتم تندی داشت جالب بود (خطر اسپویل) که آخرش همون چیزی شد که همیشه توی خواهرش سرزنشش میکرد شاید همه ما توقع داشتیم تهش با نینی خیانت کنه ولی اینطور نشد و چقدر دلم برای نینی سوخت و برای همه زندگی‌هایی که میشن جز خیلی مرده‌ها و کم کم فراموش میشن و آدم میترسه بهشون فکر کنه چون دلشو به درد میارن درکل برای فرار از زندگی روزمره و گوش کردنش بین کارای روزمره مثل آشپزی و.. خوبه پیشنهادش میکنم.
اذرخش جاویدان
۲
۱۴۰۴/۱۲/۰۵
کتاب با روایت وترجمه عالی منتها موضوع داستان. دختری لوس و بی اراده در خانواده. فقیر که ازادی جنسی دارند البته بنابر فرهنگ جامعه. به هیچ عنوان با هنجارها واخلاق تربیتی حداقل در ایران هماهنگ نیست. اخر کتاب یهو داستان تمام شد. کاملا یهو قطع شد. نتیجه گیری این بود برای اجباریه ازدواج باید. از همون و که پارتنر باردار بشی.. جالبتر مردی دهها مرتبه از نقش اول داستان قویتر و تحصیل کرده تره کاملا مخالف ازدواج بعد از زایمان وبدنیا امده بچه کلا ورق برمیگرده و داستان تمام میشه. داستان وبه ذوق راوی تمام کردم. نه اموزش و نه نتیجه درستی ازکتاب دریافت کردم.
آرزو هاتفی
۱
۱۴۰۵/۰۱/۲۷
به نظر من کتاب ضعیفی بود محتوای ارزشمندی نداشت و لحن صحبت‌ها، اخلاق شخصیت‌ها، بی عاطفه بود افراد نسبت بهم، نبودن هیچ نظم و تهعدی در خانه و خانواده و بی قید و بند بود افراد به خصوص افرادی در قالب مادر خانواده واقعا زشت و ناجور بود. نمیدونم همچین خانواده‌هایی در واقعیت وجود دارن یا نه ولی روایت یه از همچین داستانی اصلا نمیتونه مفید باشه این حجم بی نظمی و نبودن هیچ محتوا و داستان وهدف مشخصی در طول داستان صرفا روایت زشتی از یه خانواده بی قید و بنده که ففط بچه میارن و بهش اب و غذا میدن و تربیتو محبت اصلا انگار نیازی نیست که به کار گرفته بشه
مبینا توسلی
۳
۱۴۰۴/۱۲/۰۷
رمانی ساده بود. دختری در دل روستا که هرروز به شهر میرفت و در نهایت از خونه که ای اصلا شبیه آرزوهاش نبود به سمت خونه آرزو هاش رفت. و اینجا پسری که اهل کتاب بود در نهایت در کنار کتاب هاش جانش تموم شد. نمیدونم چه نتیجه ای میشه گرفت از داستانش... ولی گیزنبورگ شاید توی داستانش میخواسته بگه که، خونه ای و که بچه هاش از اون خونه راضی نباشن در نهایت به سمت خونه ای می روند که مثل رویاهایشان باشه اینجا سختی زیادی به همه ی اعضای خانواده وارد میشه... شاید اون دختر از ته دل خوشحال نباشه.. ولی فقط به هدفش رسیده . همین
مشاهده همه نظرات 193

راهنمای مطالعه کتاب صوتی جاده شهر

برای دریافت کتاب صوتی جاده شهر و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟