نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی جاده شهر - ناتالیا گینزبورگ

ترانه 🕊🤍📚🌱
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
داستان رو دوبار گوش کردم از تاریخ و مکان آن چیزی گفته نشده گاها تصور میشه که درعصر بسیار دورافتاده اتفاق افتاده اما با وجود آسانسور و بیان اینکه خانمها پشت فرمان ماشین شخصی مینشینند این تصور بهم میریزدساده. خطی. کوتاه البته میشود به محتوای دردناک فقر و عدم آموزش رسید که چگونه میشود انسان را به یک موجود بی محتوی و بدون هدف تبدیل کرد که فقط در سیستم بقا و تولید مثل دست وپا بزنهاز سطحی نگری و پوچی و بی تعهدی دردناک شخصیتهای داستان که متاسفانه در زندگیهای امروزی هم مشهوده بار روانی داستان بسیار واضحه که آدمی از عدم آموزش، عدم شناخت خود و عدم عزت نفس بدنبال کسب توجه در معشوقه های مختلف و یا ازدست دادن موقعیتهای درست زندگیش بدنبال برآورده کردن آرزوها و خواسته هاش چه مسیری رو طی میکنه. پسری بنام نینی با ابراز نکردن علاقه ش و پسری درآخر کار با برعهده گرفتن مسئولیت کار خود رنگی به قصه دردناک دادن و پایان ناگهانی داستان و تمام.....
مبینا فتحی
۱۴۰۴/۱۲/۱۴
فکر کنم این بلاییه که سر همه ی خیال پردازهای دیوانه میاد. از راوی شب های روشن گرفته تا ژاک تیبو و ورتر و حالا هم نینی. آدم های خیال پرداز عاشق می شن و بدجور عاشق میشن و در این راه از همه چیزشون می گذرن. نه، من تو رو نمی بوسم. بهت نمی گم دوستت دارم. فقط بهت نگاه می کنم. می تونی از نگاهم بخونی؟ اینکه چه احترام فوق العاده ای برات قائلم و هرطور که باشی دوستت دارم؟ چه سرد و سنگدل باشی، چه مغرور و بی تفاوت، چه تنبل و بی حوصله، چه زشت و چه زیبا. من هرطوری که باشی دوستت دارم. ولی این رو می فهمی؟ هیچ وقت متوجه میشی که چقدر دوستت دارم و چه فداکاری هایی برات می کنم؟ نه... هیچ کدومشون نمی فهمن. من این کتاب رو دوست داشتم چون اولین کتابی بود که از زبان معشوق می خوندم و نه عاشق خسته و رنج کشیده. فهمیدم که از نگاه معشوق بی تفاوت و سنگدل چقدر همه چیز ساده ست. همه از فهم احساس والای عشق بی خبر. این کتاب یه درس بزرگ برای من بود. من حتی اگه عاشق بشم مشروب نمی خورم، سیگار نمی کشم، خودم رو نابود نمی کنم. به هرحال اونا نمی فهمن. در تنهایی زندگی می کنم و یک کلمه هم حرف نمی زنم. آدم های خیال پرداز باید تنها زندگی کنند و از عشق و عاشقی دست بکشند. در سکوت، انزوا و تنهایی. این سرنوشت همه ی ماست.
نیلوفر حاج علی اکبری
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
جدا از خوانش خوب و گویندگی خانم گلستانی، کتاب اصلا چیزی نبود که فکرش را بکنی، انکار دفتر خاطرات یک دختر بچه را میخوانید چیزهایی که مثلا توی سن کم برایش جذاب بود اما وقتی بزرگ شود کاملا بی مزه باشند، اصلا و ابدا کشش نداشت، هیچ جذابیتی در نقش‌ها نبود طوری که آدم مجذوب آن شود، خانواده بطور قابل توجهی بی محبت بودند، مثلا اینکه خانواده پسر خبر داشتند بچه از پسرشان است و در آخر هم باید به ازدواج آن‌ها تن بدهند اما دختر را بفرستند خانه عمه را نفهمیدم، بعد به دنیا آمدن بچه همان همسایه‌ها و آشنایانی که بخاطرشان این تصمیم گرفته شد نمی‌گفتند بچه از کجا آمده؟؟؟ کلا داستان جذابی نداشت اواسط داستان میشد حدس زد که نینی بمیرد، کلا از کتابی که دخترها رو جنس ضعیف نشان میدهند نباید توقعی داشتم همچنین نقش اصلی کتاب که انگار یک تو سری خور بود و گوش به فرمان همه، در کل روند داستان حتی یک تصمیم نگرفت که شخصیت اصلی را برجسته کند.
Rukhsara Rashed
۱۴۰۴/۱۲/۱۳
داستان کوتاه و جالبی است که زندگی یک دختر هفده ساله ی ساده و فقیر روستایی را روایت می کند که در خانواده پرجمعیت زندگی می کند و پدر و مادرش بهش توجه نمی کنند، او برای فرار از آن خانه برای جستجوی توجه و محبت هر روز به شهر می رود و با یه پسر آشنا می شود حماقت می کند و از اون حامله میشه، پدرش کتکش میزنه و باهاش بدرفتاری میکنه بعد مجبور میشه با اون ازدواج کنه. از این داستان میشه چنین نتیجه گرفت: اول از همه باید بچه ها درس بخونن و تحصیل کنن چون باید تو زندگی یه هدف مشخص داشته باشند و سردرگم نباشند. تو شرایط بد اقتصادی خانواده اصلا درست نیست زیاد بچه بدنیا بیارن و اونا ره بدبخت کنن. بی توجهی و بی مهری والدین در درست تربیت نکردن فرزندان باعث میشه اونا محبت و توجه را در دیگران جستجو کنند و در جاهای غلط بیابند و مرتکب اشتباهات غیر قابل جبران شوند و تا آخر عمر پشیمانی بکشند. با تشکر از کتابراه عزیز🥰
آرثئا
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
از نظر من کتاب ساده اما بحث برانگیزی بود که ممکنه نظرات و سلیقه ها پیرامونش متفاوت و گاهی کاملا متضاد باشه! 《کامنت حاوی اسپویله 》من دوست دارم برداشت خودم رو از این کتاب شرح بدم از اونجایی که توی کامنت ها دیدم شخصیت اول از دید بعضی ها یه دختر تنبل بود که یه فرصت عالی برای ازدواج گیرش اومده باید بگم این طرز نگاه من رو تا حدودی نا امید و ناراحت کرد. به نظرم الیا فقط یه دختر جوون بود که خودش رو کاملا نشناخته و قبل از اینکه فرصت رهایی داشته باشه توی یک چهارچوب از پیش تعیین شده که برای نقش زن تعریف شده بود، گیر افتاده. ویژگی های شخصیتیش آزاد، بیخیال و گاهی بی فکر بود و بدون اینکه واقعا به بلوغ برسه، توی موقعیتی قرار گرفته بود که ناچارا باید نقشش رو بازی میکرد و مسئولیتی رو میپذیرفت که براش آماده و مناسب نبود. از طرفی خواهر الیا که نقش یه مادر و همسر رو داشت به هیچکدوم از این ها پایبند نبود و دنیایی مجزا برای خودش ساخته بود. همسر الیا به نظرم اوایل داستان فوق العاده مرد بی مسئولیت و غلطی بود ولی حدودی تونست شخصیت خودش رو آخر داستان خاکستری کنه و نشون بده که سیاه مطلق نیست اما باز هم رفتارهای اشتباهش از دید من غیرقابل بخشش بود. ولی مهم تر از همه به نظرم شخصیت نینی و عشقی بود که این پسر به الیا داره. نینی نقطه ی عطف داستان بود، کسی که به روند داستان تا حدود زیادی جهت میداد و افکارش و حرف هاش نسبت به اطرافیان و جامعه، بلندپروازانه و تا حدودی تابو شکن بود، به همین خاطر انتهای داستان من رو غمگین کرد. در کل این کتاب میتونه برای کسایی که از این جور فضاها خوششون میاد، فقط صورت قضیه رو نمیبینن و به عمق مفاهیم هم توجه میکنن، انتخاب خوبی باشه.
سوسن
۱۴۰۴/۱۲/۱۹
واقعا ادم میتونه ساعت ها بشینه و به اینجور کتاب ها گوش بده، داستان هایی که همیشه یه درسی برای ما دارن. این کتاب درباره یک دختره هفده ساله هستش که توی خانواده فقیر و پرجمعیتی زندگی میکنه. این دختر جایی زندگی میکنه فرهنگ و طرز تفکر خیلی پایینی دارند، مثلا دخترها تنها راه پیشرفت خودشون رو توی ازدواج با پسری میدونند که اوضاع مالی خوبی داشته باشه یا توی شهر زندگی کنه. پدر و مادرش خیلی با اون بد رفتار می کنند و بهش خیلی کم توجه و محبت میکنند به خاطر همین کمبود ها پسری اونو میبره توی یک دنیای دیگه از خیال پردازی و بهش میگه که بعدا باهاش ازدواج میکنه و اونو گول میزنه. پدرش وقتی میفهمه که اونو کلی کتکش میزنه اما مادرش خیلی از این بابت خوشحال میشه و راضیه چون اون پسر پدرش دکتره و وضع مالی خوبی دارن. در اخر دختره این داستان حامله میشه و ماه ها توی خونه عمه اش حبس میشه که کسی اونو با اون شکمش نبینه و پدر و مادرشم بزور کاری میکنند که پسر دکتر با اون ازدواج کنه و همین اتفاق هم میفته و این دوتا میفهمن اصلا بینشون هیچ عشقی وجود نداشته.
سیمین بزرگی
۱۴۰۵/۰۱/۱۷
داستان در کل یک داستان ساده و روایتی از بخشی از زندگی یک دختر خانم ساکن روستا است با آرزوهای بسیار ابتدایی و مبتذل و شیطنتهای خاص محیط زندگیش و البته در بعضی جاها غیر قابل باور مثل ازدواج یک پزشک با این دختر خانم. قابل مقایسه با داستان های قوی با نگارش عالی مثل کتاب دزد نیست. نه محیط خوب توصیف شده و نه احساسات افراد مختلف داستان بخوبی بیان شده است. کشوری که داستان در آن اتفاق افتاده مشخص نیست. کلا یک روایت بسیار ساده و فقط می توان گفت در مقایسه با داستانهایی از این دست، بد نیست. صدای خانم سهیلا گلستانی خوب است اما جاهایی که می خواهند بجای اشخاص صحبت کنند خیلی جالب نیست و به دل نمی نشیند. ترجمه خانم فرناز حایری خوب است و در نوع نگارش نویسنده دست نبرده و توانسته خوب ترجمه کنه. به هرحال از کتابراه بابت رایگان بودن کتاب ممنون و سپاسگزارم 🌹
رضا میری
۱۴۰۵/۰۲/۱۸
با سلام و درود خدمت عزیزان و تشکر از کتابراه بابت ارائه این اثر و همچنین تشکر ویژه از سرکار خانم سهیلا گلستانی بابت گویندگی زیبای داستان، بعد از شنیدن داستان و خواندن نظرات سایر دوستان، به نظرم داستان رو میشه از زوایای مختلف نقد کرد و صد البته با درنظر گرفتن جامعه ای که افراد مورد روایت در آن زندگی می کردند، به عنوان مثال اینکه خانواده پسر پس از اینکه متوجه شدند دختر روستایی توسط فرزندشان باردار شده، قبول مسؤلیت کردند و حاضر شدند که هر دو نفر با هم ازدواج کنند و اینکه دختر مورد نظر توسط تمام اعضای خانواده مورد طرد و عدم پذیرش قرار نگرفت. هرچند پدر خانواده واکنش سخت تری به نسبت ماجرای اتفاق افتاده اتخاذ کرد. در مجموع می توان گفت کل ماجرا با فراز و نشیب خیلی کمی بیان گردید و هیجان خیلی بالایی را نمی شد در آن یافت. با سپاس.
Eti Atshani
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
کتابی روان و ساده، دختریر روستایی در ایتالیا رابه تصویر می کشد که در خانواده نسبتا شلوغ که همراه پدر، مادر دو برادر و عمو زاده ایی که از کودکی با آن ها بزرگ شده زندگی می کند. وخواهر بزرگتری که ازدواج کرده و شوهرش از وضع مالی خوبی برخوردار است و همسرش خیلی بی پروا به او خیانت می کند. در یک چنین ملغمه ای که هیچ جیز به روشنی مشخص نیست او از همه دور تر به درون حقیقی خود است، عاشق است، بلند پرواز است زندگی خواهر خود را نمی پسندد. اما او را الگو قرار می دهد. حس شرمندگی دارد. با اینحال بی پروا عمل می کند،. در گذشته کتابی از خانم گلبو خوانده ام این دو کتاب را خیلی شبیه بهم دیدم. بنظرم حس سر گشتگی در نو جوانی و تصمیم آنی که می گیرند در میانسالی تبدیل به حسرت خواهد شد. با سپاس از همگی شما
Rahaa .
۱۴۰۴/۱۲/۰۸
نثر روان و دلنشینی داشت که در عین سادگی مخاطب را به دنبال کردن ادامه داستان ترغیب میکرد. صداپیشگی هم عالی بود و با شخصیت داستان همخوانی داشت. داستان در مورد دختری روستایی بود که در یک خانواده پرجمعیت زندگی می کرد و پدر مادری که نه فرصتی برای تربیت بچه ها داشتند و نه شاید لزومی به این کار می دیدند. در خانواده ای که هر دختری اگر ازدواج میکرد حکم نجات یافته را داشت و دختر هفده ساله ای که شخصیت اول این داستان است، از اولین پسری که در مسیر زندگی اش قرار می گیرد، باردار می شود و شیوه ای که خانواده با او برخورد میکند، ماجراهایی که در این میان اتفاق می افتد، به زیبایی از دید یک دختر ساده روستایی بیان میشود. شنیدن این داستان را به دوستان توصیه میکنم.
ن د ا ز ر ن د ی
۱۴۰۴/۱۲/۰۹
ناتالیا گینزبورگ، نویسنده کتاب جاده شهر، را برای خودش و یا خطاب به خودش نوشته است. کتاب داستانی را روایت می‌کند از میانه زندگی یک بانو، تا مقطعی از زندگیش، کوتاه و گنگ. جاده شهر، روایت درد و رنج دارد اما خیلی خراش و زخم‌ها رو اگزجره نکرده است. روان و ساده نوشته‌ شده است اما لامکان و لازمان است. کتاب جاده شهر، نوول کوتاهی است که گنگی روایت دارد. صبر را خوب نشان می‌دهد ولی این تصویر کردن، در باقی روایت و زندگی کمتر دیده می‌شود. شناخت روان افراد در این داستان کوتاه، برای مخاطب خاص و پرسونای مشاور، شاید جالب باشد. کتاب جاده شهر از ناتالیا گینزبورگ ایتالیایی، برای هر خواننده‌ای ممکن است خوشایند باشد که این سوژه را بپسندد.
مهتاب...
۱۴۰۴/۱۲/۲۴
داستان در مورددختری جوان بنام الیا در یکی از روستا های ایتالیا است. این داستان بیشتر زندگی روزمره الیا که گاهی یکنواخت و شامل اتفاقات ساده و کوچک روزانه ی اوست و اینکه حالات روحی و درونی متناقض و متغیری را پیدا میکند، بیان می کند. الیا دوست دارد مثل خواهرش با مرد ثروتمندی ازدواج کند و در شهر زندگی کند، به همین خاطر نمی تواند عشق واقعی و عمیق عموزاده ی خود بنام نینی را درک کند. شخصا فکر میکنم در مجموع داستانی است که همان یکبار شنیدنش کافیست و هیجان خاصی برای تمایل به دوباره شنیدنش نیست. راوی داستان " خانم سهیلا گلستانی" صدای گرم و لحن خوبی دارد و این یکی از نقاط مثبت این کتاب صوتی است. سپاس از کتابراه🙏
Fatemeh Ahmadi
۱۴۰۵/۰۱/۱۲
این کتابو دوست داشتم کتاب شیرینی بود و چقدر صدای گوینده‌اش و مدل خوانشش رو دوست داشتم چقدر لحن گفت و گو رو خوب درمیورد واقعا لذت بردم و بهشون خسته نباشید میگم، داستان هم رویه خطی و ریتم تندی داشت جالب بود (خطر اسپویل) که آخرش همون چیزی شد که همیشه توی خواهرش سرزنشش میکرد شاید همه ما توقع داشتیم تهش با نینی خیانت کنه ولی اینطور نشد و چقدر دلم برای نینی سوخت و برای همه زندگی‌هایی که میشن جز خیلی مرده‌ها و کم کم فراموش میشن و آدم میترسه بهشون فکر کنه چون دلشو به درد میارن درکل برای فرار از زندگی روزمره و گوش کردنش بین کارای روزمره مثل آشپزی و.. خوبه پیشنهادش میکنم.
اذرخش جاویدان
۱۴۰۴/۱۲/۰۵
کتاب با روایت وترجمه عالی منتها موضوع داستان. دختری لوس و بی اراده در خانواده. فقیر که ازادی جنسی دارند البته بنابر فرهنگ جامعه. به هیچ عنوان با هنجارها واخلاق تربیتی حداقل در ایران هماهنگ نیست. اخر کتاب یهو داستان تمام شد. کاملا یهو قطع شد. نتیجه گیری این بود برای اجباریه ازدواج باید. از همون پارتنر باردار بشی.. و جالبتر مردی که دهها مرتبه از نقش اول داستان قویتر و تحصیل کرده تره کاملا مخالف ازدواج بعد از زایمان وبدنیا امده بچه کلا ورق برمیگرده و داستان تمام میشه. داستان وبه ذوق راوی تمام کردم. نه اموزش و نه نتیجه درستی ازکتاب دریافت کردم.
آرزو هاتفی
۱۴۰۵/۰۱/۲۷
به نظر من کتاب ضعیفی بود محتوای ارزشمندی نداشت و لحن صحبت‌ها، اخلاق شخصیت‌ها، بی عاطفه بود افراد نسبت بهم، نبودن هیچ نظم و تهعدی در خانه و خانواده و بی قید و بند بود افراد به خصوص افرادی در قالب مادر خانواده واقعا زشت و ناجور بود. نمیدونم همچین خانواده‌هایی در واقعیت وجود دارن یا نه ولی روایت یه همچین داستانی اصلا نمیتونه مفید باشه این حجم از بی نظمی و نبودن هیچ محتوا و داستان وهدف مشخصی در طول داستان صرفا روایت زشتی از یه خانواده بی قید و بنده که ففط بچه میارن و بهش اب و غذا میدن و تربیتو محبت اصلا انگار نیازی نیست که به کار گرفته بشه
م ظ
۱۴۰۵/۰۲/۱۳
شاید به نظر خیلی ها داستانی ضعیف با پایانی ضعیف باشه اما متأسفانه این زندگیه که خیلی از افراد به ویژه افراد کم سن تر و نا پخته تره که اسیر اون شدن و میشن، درک نکردن احساسات شون در زمان مناسب و گرفتار شدن در مسیر و شریک اشتباه و تا ابد کج دار و مریض کنار اومدن باهاش که نه تنها عذاب دادن خود است بلکه ظلم در حق دیگران به ویژه فرزندان هست، صد البته که در بسیاری از موارد چاره ای هم نیست بلاخره آدمی در بسیاری موارد باید تاوان اعمال و رفتار حتی نااگانه و شاید ناخواسته خود را بدهد، و افرادی که حتی با مرگ خود پایان آن را رغم میزنند،
مبینا توسلی
۱۴۰۴/۱۲/۰۷
رمانی ساده بود. دختری در دل روستا که هرروز به شهر میرفت و در نهایت از خونه که ای اصلا شبیه آرزوهاش نبود به سمت خونه آرزو هاش رفت. و اینجا پسری که اهل کتاب بود در نهایت در کنار کتاب هاش جانش تموم شد. نمیدونم چه نتیجه ای میشه گرفت از داستانش... ولی گیزنبورگ شاید توی داستانش میخواسته بگه که، خونه ای که بچه هاش از اون خونه راضی نباشن در نهایت به سمت خونه ای می روند که مثل رویاهایشان باشه و اینجا سختی زیادی به همه ی اعضای خانواده وارد میشه... شاید اون دختر از ته دل خوشحال نباشه.. ولی فقط به هدفش رسیده . همین
منا صالح
۱۴۰۵/۰۲/۰۱
خانم گلستانی بسیار زیبا هر نقش رو اجرا کردن، کتاب به تاثیر فقر و چارچوب‌های اجتماعی نادرست برای زنان میپردازه و داستان دختری رو به تصویر میکشه که با وجود سن کم به دلیل درک نادرست خودش و تاثیر فقر و عدم حمایت خانواده مجبور به پذیرش مسئولیت‌هایی میشه که براشون آماده نیست، شاید ترجیح میدادم جور دیگه‌ای تموم میشد و شخصیت اصلی الگوشکنی میکرد به جای این که کاملا از اطرافیانش تقلید کنه ولی در کل خوب بود و به نظر من این کتاب صوتی جذابیتش رو تا حدود زیادی مدیون خوانش درست خانم گلستانی بود
مصطفی
۱۴۰۵/۰۱/۲۸
به نظرم این کتاب چیز‌هایی رو به ادم یاد اور میشه‌. اینکه زندگی خیلی بازی‌ها دارد و گاهی مجبور میشوی نوع خاصی از سبک زندگی رو بدون اینکه علاقه ایی بهش داشته باشی در پیش بگیری داستان زندگی خیلی از ماهاست. هرچه به سمت اینده میریم از رویا پردازی‌های کودکی و جوانیمون کم میشه و مجبوریم جام تلخ واقعیت‌ها رو بنوشیم و باهاش زندگی کنیم. اگر چه گذشتن از عشق کار راحتی نیست اما در هر صورت من ترجیح میدم که قوی و سر سخت زندگی کنم و ضعیف نباشم!
رمان جذابی بود. ممنون از گوینده و همچنین کتاب راه
شعری اولیا
۱۴۰۴/۱۲/۱۱
داستان روان و ساده است و شما به حالتی که انگار به خانه‌ای وارد شده باشید در سکوت به روند داستان توجه می‌کنید. اتفاق ناگهانی یا عجیبی در کار نیست. یک روند از یک زندگی پر دردسر است. اما کمی در گوشه و کنار داستان ابهام‌هایی احساس می‌شود. علاقه‌ای که بین شخصیت اصلی داستان و نینی وجود دارد جنس و درجه‌اش خیلی برایم مشخص نشد. چرا شوهر دختر بعد از بی تفاوتیِ قبل از ازدواج، ناگهان مهربان و حمایت گر شد. چرا نویسنده داستان را این طور تمام کرد. هدفش یا تاکیدش یا نتیجه گیری‌اش چه بود؟
ممنونم از کتابراه
fatemeh khalilpour
۱۴۰۴/۱۲/۰۱
یکی از کتاب هایی که از شنیدنش اصلا خسته نشدم✨قلبممم برای نی نی رفت... کاش زودتر به عشقش اعتراف کرده بود... آدم ها تغییر نمیکنند، حتی اگه یک اتفاقی بیوفته که کل زندگی شون زیر رو بشه هم تغییر نمیکنن... دلم برای نی نی سوخت، دلم به حال بچه بی خبر از همه چیز سوخت... ولی خب فرهنگ ایتالیا همیشه همین بوده... ممنونم از کتابراه بابت پیشنهاد این کتاب خوب، ممنونم از رادیو گوشه و از راوی عزیز با روایتی فوق العاده ✨
Mohsen rez
۱۴۰۵/۰۱/۳۱
محتوا و مفهوم کلی داستان بسیار آموزنده و جای بسی تفکر داره در این کتاب به این نتیجه میرسی که انسان بسته به شرایط و محیط و محلی که در آن چشم به جهان گشوده دارای انتخاب های محدود است که این انتخاب ها بستگی به خودت داره که بین خوب و خوب تر و یا بد و بدتر باشه که هدف غائی و نهایی زندگی رو شکل و جهت دهی میده به دور از ابزار نظر و توجه دیگران و بنا به دنبال کردن حس آرامش درونی خودت. توجه به مفهوم و روایت وهدف نهایی داستان به شدت توصیه میشه که داستان رو گوش بدید.
رامین دارابی
۱۴۰۴/۱۲/۰۱
به نظرم داستان خیلی روان بود. روابط خانوادگی یک دختر با خانواده اش و همینطور خام بودنش رو روایت می کنه جالبه وقتی اینجور کتابها رو میخونی و بعدش ی نگاه به افراد دور و برت می ندازی میبینی عیناً داره تکرار میشه انگار ی سری راه های مشخص توی زندگی وجود داره که هر کدومش رو آدمها مسیرش رو برن دقیقا به همون نقطه و تجربه ی مشابه میرسن. کاش آدمها از زندگی همدیگه درس میگرفتن اونوقت دیگه مسیرهای اشتباه همدیگه رو تکرار نمیکردن.
نصیبه اشتری
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
کتاب «جاده‌ی شهر» یه داستان ادبیه که زندگی ساده‌ی یه دختر روستایی رو روایت می‌کنه که آرزو داره به شهر بره و زندگی متفاوت‌تری داشته باشه. خواندنش حس سفر و کنجکاوی برای چیزهای جدید رو در آدم زنده می‌کنه، چون شخصیت اصلی بین دنیای محدود خودش و دنیای بزرگ‌تر شهر دو دل می‌مونه. با زبانی ساده و بی‌ریا نوشته شده و به نظرم می‌تونه برای هر کسی که دلش می‌خواد درباره امید، تغییر و انتخاب‌های زندگی بخونه، تجربه‌ی قابل‌تأملی باشه
نگین موسوی
۱۴۰۴/۱۲/۰۶
من این پنج ستاره رو به خانم گلستانی میدم که واقعا هنرمندانه، واقعا توانا و واقعا درخشان این کار رو انجام دادن. داستان هیچ به من نیفزود و سطح داستان بسیار پایین بود. منتهی چیزی که منو جذب میکرد که به گوش دادن ادامه بدم اجرای زیبای خانم گلستانی بود. در ادامه از کتابراه عزیز هم تشکر میکنم زیراکه این کتاب، هدیه ی آخر هفته ی کتابراه بود و باعث آشنایی من با گوینده ای هنرمند شد. مانا باشید 🌱💖
جواد پارسی
۱۴۰۵/۰۲/۰۵
کتاب یک نوولا از مجموعه برج بابلِ نشر چشمه است و طبق معمول اثری از جاستیفای متن در آن نیست ولی در مقابل طرح روی جلد به شدت درست و مناسب است. داستان مربوط است به دختری هفده ساله در حومه شهر که برای وقت کشی و تفریح مدام به شهر می‌رود. اتفاقی در این جاده رخ می‌دهد که مسیر زندگی دختر را به کل عوض می‌کند. شیوه روایتگری داستان خاص و جذاب است و کتاب برای دیدنِ ایتالیا و روابط بین انسان‌های زمانِ نویسنده خیلی خوب
Nadia Saadati
۱۴۰۵/۰۱/۳۰
کتاب جاده شهر کتابی سطحی بود که یکبار ارزش گوش کردن را داشت و صدای راوی نیز بسیار دلنشین بود. برای شخصیت نینی خیلی ناراحت شدم اما بنظر می‌رسد که دخترک بهترین تصمیم را گرفته بود. این کتاب کمی با فرهنگ ما متفاوت بود اما جالب بود که تفاوت‌های قشر شهرنشین و روستانشین را به این آسانی به تصویر کشیده بود. بطور کلی کتاب خوبی بود اما عمق زیادی نداشت و صرفا از زبان دخترک بود که به نوعی داستان بخشی از زندگی او محسوب میشد.
ژاله روحانی
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
درود برشما
این کتاب داستان بود اما در جملات خودپندهای آموزنده نهفته داشت
که اگر دقت کنیم پند داستان و آموزش آنرا دریافت میکنیم.
تجربه‌ها و شرایط ناگواری که هرکدام از عناصر داستان با لحن زیبای خواننده آن بازگو کننده شاید قسمتی از زندگی هرکدام ازما باشد که باید درس بگیریم و ازآن اتفاق تلخ جلوگیری کنیم.
نویسنده به خواننده نوعی هوشیاری را میدهد وشاید هم اطلاعاتی درمورد انواع زندگیها واآدمها میدهد که برحضر باشیم
سوگند بابایی
۱۴۰۴/۱۲/۰۹
چه رمان زیبایی بود، پیشنهاد میکنم که حتما این رمان رو مطالعه کنید. کتاب خوانی خانم گلستان بی نظیر بود و به شدت مخاطب رو جذب داستان میکرد. داستان نثر روان و سریعی داشته و در مورد زندگی دختریست که در خانواده‌ای فقیر و روستایی زندگی میکند و به دنبال این است که رها و آزاد زندگی کند، اما زندگی برنامه‌ی دیگری برایش داشته. به طور کلی داستان خوبی بود و از اینکه به این کتاب گوش کردم خوشحالم.
farah mhr
۱۴۰۴/۱۲/۰۷
داستان کوتاه و جالبی بود مخصوصا با صدای روای جذاب تر شده بود ممنون از خوانش کتاب داستان انگار مربوط به سال های دوری بود که فرهنگ ایتالیا هنوز زن ها رو به رسمیت نشمرده بودند. از داستان متوجه میشیم که ابراز عشق از زبان مردها سخت بود و زنان شهر نشین دنبال قر و فرهای روزمره و پوچ هستند یه نوع دوران گذرا در آن برهه هست که تفاوتی بین زنان نجیب و خانه نشین و زنان پیشرو زمین تا آسمان متفاوت هست
Aref Nikroo
۱۴۰۵/۰۲/۱۳
درود به دوستان کتابراهی داستان جاده شهر در ایتالیا روایت میشود و به نظر می آید زمان آن قبل از ۱۹۶۰ باشد. داستان کوتاه و ترجمه روان است و به سرعت پیش میرود. نویسنده به اصل داستان پرداخته و از فضاسازی های بی مورد خودداری کرده است که مورد پسند من است. روند داستان خسته کننده نیست و خواننده را تا انتها مشتاق نگه میدارد. صدا و لحن گوینده زیباست و با کتاب همخوانی دارد. با تشکر از کتابراه عزیز
marjan eslami
۱۴۰۵/۰۱/۰۹
وقتی داستان رو گوش میکردم به این موضوع فکر کردم که انسان‌ها قبل از اینکه مدیون دین باشند به علم و دانشمندان مدیون هستند! چه زندگی‌های نکبت باری که به خاطر داشتن فرزند ادامه پیدا کرد.
موضوع داستان برای هر نقطه از این دنیا میلیون‌ها و میلیون‌ها بار تکرار شده. رابطه خارج از ازدواج، بچه ناخواسته، ازدواج اجباری، نداشتن رغبت به همسر و روابط موازی در کنار ازدواج.
در کل گوش کردنش بد نیست.
بهروز علامه
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
اول دم بچه های کتابراه و رادیو گوشه گرم که با ارایه رایگان کتاب، مشوق کتابخونها میشن. کتاب روایی جاده شهر کتاب بسیار ساده و در عین حال عمیق و با داشتن چاشنی و صد البته خوانش حرفه ای سرکار خانم سهیلا گلستانی، شنونده رو تا پایان کتاب با خودش همراه می کنه. به نظر من شخصیت های داستان نماد نسلی تهی و سرگردان هستند که معنای زندگی را در ظاهر اون ترجمه می کنند.
کتایون آتابای
۱۴۰۵/۰۲/۲۰
همیشه می گن اولین تجربه، تعیین می کنه قراره ادامه دار باشه یا نه. این اولین تجربه من از کتاب صوتی بود و صدای خانم گلستانی و لحن دلنشینشون جذابیت بیشتری به داستانی که نویسنده در عین سادگی نوشته بود اضافه کرد. داستانی که شاید در دنیای ادبیات و حتی در زندگی روزمره تکراری به نظر برسد، اما لحن ساده اش به راحتی تلخی و گزندگی موقعیت را به تصویر می کشید. واقعا از ثانیه ثانیه لذت بردم.
یکتا
۱۴۰۵/۰۱/۱۲
زندگی دختری در خانواده ای پر جمعیت که از زندگی اش ناراضی بود و از مادرش متنفر بود چون خودش را آنقدر مرتب نمی کرد و باعث خجالت دختر در شهر میشد، دختر با پسری که برای پزشکی می خواند دوست شده بود و باردار شد و برای حفظ آبروی خانواده به خانه عمه اش در روستا رفت، توصیف جاها و مکان ها یی که در داستان گفته شد بسیار زیبا بود ولی موضوع و محتوای خود داستان بسیار ساده و قابل پیش بینی بود
فاطمه آفتابی
۱۴۰۵/۰۱/۰۴
غم انگیز، واقعی و ساده، روایتی غم انگیز از پوچی، عشق نافرجام و روزمرگی، شاید بشود این قصه را در هر زمانی به تعداد زیادی از آدم‌ها تعمیم داد، یا حداقل به برشی از زندگی همه آدم‌ها، قصه شنیدنی است، ممکن است گاهی خیلی از دست شخصیت اول قصه کلافه شوید، اما ارزشش را دارد این قصه را شنید و به آن اندیشید. قصه‌ای که مخاطب را به اندیشه وا دارد، یک اثر هنری ارزشمند است.
tokhs_divoneh
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
کتاب عجیبی بود. منو به فکر فرو برد، درسته ی داستان بود که شاید یا خودتون بگید خب اینکه چیزی نداشت که.. روایت زندگی ی دختره که روزمره و اتفاق هایی که براش افتاده پیش می ره جلو. اما برام کمی غمگین بود. من خودم تو روستا زندگی می کنم و تا حدودی با دختره همدردم. اما مرگ کسی که دوستت داره. ی زندگی روال و کمی غمگین.. نمی دونم چی بگم.
مجیدناجی
۱۴۰۴/۱۲/۱۳
سلام و عرض ادب کتاب صوتی جاده شهر به نظرم کتاب نبود دفتر خاطرات دختری روستایی و بیسواد هم از نظر مدرک هم سواد و فهم زندگی است در زندگی این رفتارها فرد را به زحمت و دشواری و گرفتاری زیاد می اندازد و واقعا من موافق بنویسند نیستم که در آخر فرد روزگاری خوش اما پوچ دارد دقیقاً برعکس است در واقعیت... ممنونم از عزیزان کتابراه
Farzadra
۱۴۰۴/۱۲/۱۱
در ابتدا دوست دارم از سرکار خانوم گلستانی بابت این روایت زیبا تشکر کنم که همراه با احساس اجرا کردن سپس بخواهم در مورد کتاب بگم که تا فصل چهارده خیلی داستان معمولی بود ولی در فصل پایانی به نظرم یک پند پنهان داشت که ادم‌ها در اوج عشق و احساسشون بهمون چقدر راحت و سریع بعد از مرگمون سعی در فراموشیمون میگیرن و به زندگیشون ادامه میدن.
ستاره گودرزی
۱۴۰۴/۱۲/۰۴
بنظرمن کتاب جالب و متفاوتی بود. نویسنده مشخص نکرده بود داستان مربوط به چه دورانی هست ولی حدس میزنم برای دهه ۷۰ یا ۸۰ میلادی باشه. چون در اون دوران مردم خیلی به نظر و قضاوت بقیه اهمیت میدادن و حتی فرزاندان مخصوصا دختران خانواده قربانی این طرز فکر میشدن. باسپاس از برنامه محبوب من کتابراه که این کتاب رو رایگان دراختیارما قرار داد🙏
امیر غلامحسینی
۱۴۰۴/۱۲/۲۸
داستان داستان خوب و لذت بخشی بود
میشه فرض گرفت که فضای داستان برای دهه‌های ۱۹۵۰ میلادی باشه
به جزئیات جالبی داخل داستان توجه شده بود
و گویندگی خوب و جالبی داشتن خانم حائری که واقعا دستمریزاد
تنها ایرادی که میتونم بگیرم اسم شخصیت‌ها بود گاها باعث میشد شخصی رو یادم بره یا اشتباه بگیرم با فرد دیگری
ولی درکل پیشنهاد میکنم گوش کنید
فائزه
۱۴۰۴/۱۲/۲۴
یه داستان کوتاه و با روایتی ساده و کم عمق که به نظرم برای استراحت ذهن از روایت‌های پیچیده، مناسبه. و البته با وجود اینکه فکر میکنم سطحی و ساده بود (مثل شخصیت‌های داستان) اما در پایان کمی باعث شد به فکر فرو برم. داستان یک دختر روستایی بی سواد در جامعه‌ی تقریبا کم فرهنگ که از روستا خسته ست و آرزوی زندگی‌های ظاهری و پولدار رو داره...
ZN
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
این کتاب رو فقط و فقط به عشق صدای راوی تموم کردم. داستان واقعا کشش نداشت و اگر کتاب رو مطالعه می کردم (نه به صورت صوتی) احتمالا چند صفحه اول رهاش می کردم؛ متن داستان نتونست نظرم رو جلب کنه. امیدوارم کتاب های بهتری با صدای خانم گلستانی منتشر بشه تا هم از صدا لذت ببریم هم از داستان.
لیلی فرد
۱۴۰۴/۱۲/۲۰
به نظرم بهترین نقطه قوت کتاب صدا و لحن زیبای راوی داستان بود در طول داستان منتظر یک واقعه یا اتفاق عجیب بودم که متاسفانه مطلب جالبی نداشت، داستان با ریتم کسل کننده و تقریبا بدون آغاز و پایانی مناسب بود فقط میشد این نتیجه رو گرفت که تنها راه نجات از بدبختی و فقر ازدواج یا زندگی با یه فرد موفقه و پولداره
Kimia toopchi
۱۴۰۴/۱۲/۱۳
ناتالیا گینزبورگ از نویسندگان محبوب و مشهور در ایتالیا است. اجرای داستان بسیار روان و گیرا است. فضاسازی و سیر داستان خیلی عالی و صمیمی و روان هست. داستان به زندگی دختر ساده و جوانی می‌پردازد که تحت تاثیر احساسات، عشق و محیط تصمیماتی در اوج جوانی می‌گیرد و زندگی خود را شکل می‌دهد. حتما شنیدنش را پیشنهاد می‌کنم.
Monir Naghikhani
۱۴۰۴/۱۲/۰۴
عاشقانه‌ای از فرهنگ ایتالیا که تا کنون نخوانده بودم لطیف بود و مثل همیشه از فقر و ناتوانی زنان، به هرحال هر کشوری فرهنگی دارد که نمی‌توان آن را قضاوت کرد ولی متأسفانه همیشه این فقر است که انسان را به نابودی میکشاند البته از نظر من، سپاس از خانم گلستانی عزیز که بسیار آرام و دلنشین این کتاب را روایت کردند.
محمد
۱۴۰۴/۱۲/۰۳
سلام، و درود. این هشتمین کتابیه که از نرم افزار کتابراه به صورت رایگان و پیشنهادی شنیدم، صدای گوینده خوب بود ولی در صعود و نشیب داستان بی روح بود. در کل عالی بود ولی به این داستان حس عجیبی داشتم. از همه میخوام مراقب دخترهای گلشون باشن. آهنگ های ابتدا و انتهای هر فصل نمایانگر وضعیت داستان فصل، خوب بود. ممنون. (🌷)
فاطمه بابایی
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
کتاب خلاصه و جالبی از زندگی دختری که در یک خانواده تقریبا پرجمعیت و روستایی متولد شده است و بعد از اشنایی با پسری دکتر و پولدار صاحب فرزند می‌شود در این حد پسر دیگری که با این دختر از بچگی در خانواده‌اش زندگی می‌کند عاشق او می‌شود و از غصه‌ی اینکه دختر با اون ازدواج نکرده می‌میرد
Zohreh Hesam
۱۴۰۴/۱۲/۱۱
کتاب خوبی بود با نثر خوبو روان داستان دختری که در یک خانواده پر جمعیت به دنیا آمده بود و پسری که با این خانواده زندگی می‌کرد و عاشق دختر بود آماده‌ دختر به خاطر بی توجهی از دوست پسرش حامله می‌شود ولی در عین حال نه شوهرش را زیاد دوست داشت نه بچه‌اش را و زندگی کسالت باری داشت، در کل داستان زیبای بود
راضیه فاضلی
۱۴۰۴/۱۲/۰۷
خیلی داستانی جالبی بود از گوش دادنش لذت بردم، داستان بیشتر عاشقانه است، داستان دختری را روایت میکند که عاشق پسری هم خانه‌اش است ولی عشق خود را به او در اول ابراز نمیکند و در آخر فرد ثروتمندی ازدواج میکند، و بچه دار میشود ولی فرزند خود را دوست ندارد و نیز پسری که عاشقش هست میمرد.
1 2 3 4 5 >>
👋 سوالی دارید؟