از پارس سگها تا صدای گلولهها... ماجرای کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت اثر ریموند چندلر از ورود کارآگاه کارمادی به یک مطب دامپزشکی آغاز میشود. دختر جوانی به نام ایزابل ناپدید شده است؛ کارآگاه در مسیر پیدا کردن او و سگ آموزشدیدهاش با معمای جنایی پیچیدهای روبهرو میشود؛ معمایی که او را به دل ماجراهایی پرخطر در شهر ساحلی میکشاند.
دربارهی کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت
کارآگاه کارمادی در پی پیدا کردن دختری جوان به نام ایزابل اسنر و سگ پلیس آموزشدیدهاش واس، از شهری ساحلی سر درمیآورد که زیر ظاهر آراسته و رویاییاش، دنیایی تاریک از فساد، تبانی و جنایت پنهان شده است. ریموند چندلر در کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت، با بهرهگیری از ویژگیهای ادبیات جنایی هاردبویلد و فضای تیرهی ادبیات نوآر، تصویری زنده از جهانی ترسیم میکند که در آن مرز میان قانون و جُرم به سادگی محو میشود.
فرهاد اتقیایی، راوی این داستان جنایی، با روایت پرکشش و فضاسازی متناسب با حالوهوای داستان، مخاطب را به دل ماجراهای پرتعلیق کارمادی میبرد و تجربهی شنیدن این اثر از ادبیات نوآر کلاسیک را جذابتر میکند.
سگها، تبهکاران و یک معمای جنایی پیچیده
کتاب مردی که سگها را دوست داشت نشر آناپنا، از آثار اولیهی ریموند چندلر، یکی از سرچشمههای شکلگیری رمان «وداع با معشوقم» است؛ چندلر بعدها بخشی از شخصیتها، موقعیتها و خطوط روایی این داستان کوتاه پلیسی را با تغییر و گسترش، در این رمان به کار گرفت.
کارآگاه کارمادی در مسیر کشف معمای جنایی با شخصیتهایی جالب و پیچیده روبهرو میشود؛ از سارق باهوشی که وابستگی عجیبی به سگها دارد و دایانا همدست بیرحم و جسورش، تا رئیس پلیس و پزشکان فاسدی که در پشت نقاب قانون و پزشکی پنهان شدهاند. در داستانهای کارآگاهی ریموند چندلر، خبری از قهرمانان بینقص و مجرمان یکدست نیست؛ آدمها با تناقضها، ضعفها و انگیزههای پنهانشان وارد قصه میشوند.

در این میان، حضور واس، سگ وفادار و قدرتمند، نه تنها گرهگشای صحنههای نفسگیر داستان است، بلکه پیونددهندهی خطوط اصلی این داستان جنایی است. چندلر در کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت، با استادی تمام، ادبیات نوآر کلاسیک را به اوج میرساند. نثر او پر از تشبیهات غیرمنتظره، دیالوگهای زنده و تند و فضاسازیهای تصویری است که بوی دود، مه اقیانوس و التهاب شبهای بندری را ملموس میسازد.
ردپای سبک هاردبویلد در جهان ریموند چندلر
اگر سایر کتابهای ریموند چندلر را خوانده باشید، شنیدن این داستان کوتاه پلیسی، فرصتی است تا با نمونهای از تجربههای اولیهی او در خلق جهان جنایی و شخصیتپردازی کارآگاهانش آشنا شوید؛ و اگر هنوز به دنیای ادبیات نوآر قدم نگذاشتهاید، کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت میتواند دریچهای به جهان پررمز و راز داستانهای کارآگاهی این نویسنده باشد.
کارآگاه در ادامه با تهدید، خشونت، فریب و حتی گرفتار شدن در یک مرکز خصوصی ترک اعتیاد روبهرو میشود. او باید هم از دام توطئهها جان سالم به در ببرد و هم در مسیر پیدا کردن دختر جوان و حل پرونده پیش برود.
با خرید کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت نشر صوتی رادیو پنجره، یکی از بهترین داستانهای کارآگاهی ریموند چندلر را با صدای پرطنین فرهاد اتقیایی تجربه کنید. ترجمهی روان فتحالله جعفری جوزانی نیز تجربهی گوش دادن به این داستان کوتاه پلیسی را دلپذیرتر و جذابتر کرده است.
کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت برای شما مناسب است اگر
- بهترین کتابهای جنایی را جستجو میکنید و شیفتهی روایتهای رازآلود و پرتعلیق هستید.
- به ادبیات نوآر علاقهمندید و داستانهای کارآگاهی با شخصیتهای خاکستری، فضای تیره و روایتهای واقعگرایانه را میپسندید.
- سایر کتابهای ریموند چندلر را خواندهاید و میخواهید داستان کوتاه پلیسی کمتر شناختهشدهای از این نویسنده در قالب کتاب صوتی بشنوید.
در بخشی از کتاب صوتی مردی که سگها را دوست داشت میشنویم
مردی که بهش میگفتن جری گفت: «هی... واس... هی واس پسر خوب! حالا دیگه حالت خوبه. حالت خوبه...»
سگه نفسنفس زد اما تکون نخورد. مرده بلند شد رفت نزدیکش و یکی از گوشهای سگه رو کشید. سگه کلهشو یهوری چرخوند و گذاشت گوشش کشیده بشه. مرده سرشو نوازش کرد. سگکِ پوزهبندِ جویدهشده رو باز کرد و درش آورد. در حالی که سر اون زنجیر بریدهشده دستش بود، بلند شد و سگه هم مطیعانه اومد کنار پاش و کنار اون مرد از درِ دوطرفه رفتن قسمت پشت خونه.
یهخرده حرکت کردم و از خط اون در رفتم کنار. ممکن بود جری تفنگهای دیگهای هم داشته باشه. یه چیزی توی قیافهی جری بود که نگرانم میکرد. انگار پیش از اون دیده بودمش؛ اما نه اخیراً. یا شاید توی عکس یه روزنامه؟
بله


























