کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی شاهکار داستانی ریموند چندلر، برخلاف رویهی همیشگی داستانهای جنایی با پایان یافتن دوران محکومیت یک سارق آغاز میشود. استیو پس از چند سال زندگی در پشت میلههای زندان حالا با قانون بیحسابوکتاب شده و آماده است تا خیابانهای لسآنجلس را به قصد یافتن یک آشنای قدیمی پشت سر بگذارد: دختری که هشت سال پیش و قبل از جریان زندان قرار بود با او ازدواج کند.
دربارهی کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی
زمان، پشت درهای بستهی زندان به کندی حرکت میکند؛ گاه آنقدر کند که وقتی یک فرد زندانی از نو پا به جهان آزادی میگذارد نمیتواند به راحتی حجم تغییرات آن را باور کند. شهرها کهنه و بازسازی میشوند، انسانها به دنیا میآیند و میمیرند و معشوقههای قدیم زندگیهای جدیدی پیش میگیرند. کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی (Try the Girl) نوشتهی خالق بهترین رمانهای ادبیات معمایی، ریموند چندلر (Raymond Chandler) روایتی متفاوت از زندگی یک خلافکار است، خلافکاری که به محض دیدن دوبارهی خورشید در آن سوی دیوارهای زندان به دنبال دلدادهی قدیمی خود میگردد.
«بیولا» اکنون به دختری که «استیو» روزی میشناختش شباهت چندانی ندارد. هرچند، اگر از نگاه استیو به قضیه نگاه کنیم نمیتوانیم همچنان مطمئن باشیم که او زنده است یا نه؛ به هر حال روزهای زیادی از زمانی که استیو به مقصد زندان با دخترک خداحافظی کرد میگذرد. حالا که در کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی روز آزادی او فرا رسیده است، هنوز هم به نظر نمیرسد وصالشان به این زودیها ممکن باشد.

داستان معمایی ریموند چندلر؛ سرنخی در قامت یک غول
اگر در خیابان سنترال لسآنجلس نگاهتان به «استیو اسکالا» بیفتد بدون شک چهرهی او را از یاد نمیبرید. مردی غولچهره و رعبانگیز که بیش از دست و پای بلند و کلهی بزرگ، حجم لباسهای عجیب و غریب او توجه شما را به خود جلب خواهد کرد. راوی کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی یعنی «کارآگاه کارمادی» اولین ملاقات خود با مرد قویهیکل را با جزئیاتی دنبالکردنی مرور میکند.
درست هشت سال از زمانی که خط سرنوشت استیو و بیولا برای همیشه از هم سوا شد میگذرد. تا به آن روز بیولا در یک کافه مشغول به کار بود اما پس از آن روز چه بر دختر گذشت؟ حداقل استیو پاسخ این سوال را نمیداند. میتوان تصور کرد که شنیدن جوابهای ضد و نقیض از اهالی محل و دست به سر شدن توسط مدیر کافه تا چه اندازه میتواند استیو را آزار دهد.
نویسندهی کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی با ایجاد یک جرقهی غافلگیرکنندهی دیگر در داستان، پای کارآگاه کارمادی را به طور جدیتری در پروندهی بیولای گمشده باز میکند.
سعی کن دختره را پیدا کنی؛ معمایی و غافلگیرکننده!
مهم نیست مشغول مرور چه داستانی از بین کتابهای ریموند چندلر باشید، روایت نفسگیر و قلم تیز و کوبندهی این نویسنده امضای مشترک تمامی آثار داستانی اوست. داشتن همین قلم خاص است که حتی یک رمان کوتاه را به ماجرایی غیرقابلپیشبینی و پرمعما تبدیل میکند. کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی، روایتی است که یک سوی آن به عاشقی خسته و فردی ناپدیدشده میرسد و سوی دیگر آن تا شرطبندی کارآگاه خصوصی با پلیس محلی بر سر یافتن پاسخ معما ادامه پیدا میکند.
شما هم میتوانید با خرید کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی، سرنخهای اصلی معما را در دست بگیرید و آنها را به هم نزدیک کنید. تا وقتی که تمام قطعات از هم گسسته از نو کنار هم چیده شوند.
این کتاب صوتی با تلاش نشر صوتی رادیو پنجره و همکاری انتشارات آناپنا تهیه شده است. روایت شنیداری اثر را فرهاد اتقیایی برعهده دارد و ترجمهی آن نیز با تلاش فتحالله جعفری جوزانی به دست شما میرسد.
کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی برای شما مناسب است اگر
- میخواهید یک داستان خواندنی از برترین نویسندگان پلیسی تاریخ را به فهرست کتابخانهی خود اضافه کنید.
- از طرفداران داستانهای معمایی با حضور شخصیت کارآگاهی و ضدقهرمانان خبیث و باهوش هستید.
- از مرور داستانهای کلاسیک لذت میبرید و از طرفداران سبک رمان کارآگاهی نوآر هستید.
در بخشی از کتاب صوتی سعی کن دختره را پیدا کنی میشنویم
همونطور که فکر میکردم واسه چی وقت کم داشته؟ بیاحتیاط شدم. اون ماشین دو در آبی رو که تقریباً جلوی دروازه دوبله پارک کرده بود ندیدم تا موقعی که هم اون و هم مردی رو که از پشتش اومد بیرون دیدم. یه اسلحه دستش بود.
اون مرد هیکلدار بود اما هیکلش اصلاً به اندازهی اسکالا گنده نبود. با لباش یه صدا درآورد و کف دست چپش رو گرفت طرفم و یه چیزی توش برق زد. ممکن بود یه تیکه حلبی یا یه نشون پلیس باشه. هر دو طرف فلورست ماشین پارک شده بود.
باید پنج، شش نفر اونجا میبودن اما غیر از اون مرد گنده اسلحه به دست و خودم، یه نفر هم اونجا نبود. در حالی که با دهنش صداهای ملایمی در میآورد اومد نزدیکتر. گفت: «دستگیر شدی، سوار ماشین من بشو و برونش، مثل یه پسر خوب.» صدای نرم و خشداری داشت، مثل خروسی که زیادی کار کرده بود و سعی داشت قوقولیقوقو کنه...»
بله






















