کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان اثری از یوجینیو باربا است. او از پیشگامان تئاتر آوانگارد و از برجستهترین نظریهپردازان و کارگردانان تئاتر جهان در قرن بیستم است که تأثیر بسیاری بر تئاتر معاصر اروپا و تحولات آن گذاشته. این کتاب یکی از مهمترین آثار او به شمار میرود که در آن به بررسی فلسفهی تئاتر، تجربیات شخصی و روششناسی خود در کارگردانی پرداخته و ماهیت تئاتر، نقش بازیگر و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی بر اجرا را تحلیل میکند.
دربارهی کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان
یوجینیو باربا (Eugenio Barba) از مهمترین نظریهپردازان و کارگردانان تئاتر جهان در قرن بیستم، در کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان (Theatre: Solitude, Craft, Revolt) با رویکردی اتوبیوگرافیک به فلسفهی تئاتر و ماهیت اجرا پرداخته و شیوههای فکری و عملی خود در فرایند تولید یک اثر نمایشی را شرح داده است. این کارگردان مشهور ایتالیایی، با نظریات جالبتوجهش در زمینهی بدن بازیگر، فضا و چگونگی تمرینات کارگاهی بازیگران، تحولات عظیمی در تئاتر قرن بیستم ایجاد کرده و کارگردانی مؤلف در تئاتر معاصر اروپا به شمار میرود. باربا با طرح نظریات ویژه از جمله فضای پویا، تأسیس مدرسهی بینالمللی آنتروپولوژی تئاتر و گروه تئاتر اودین، پایهگذار مفاهیم جدیدی در تئاتر مدرن شد که با تمرکز بر مطالعات بینافرهنگی هنر، جریان تازهای را در هنرهای نمایشی قرن بیستم به راه انداخت.
یوجینیو باربا در کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان سه مفهوم کلیدی را بهعنوان پایههای کار خود در تئاتر معرفی میکند که شامل انزوا، حرفه و طغیان هستند. او در ابتدا از چگونگی ورودش به جهان تئاتر و دغدغههای هنری خود میگوید و پایههای شکلگیری گروه تئاتر اودین را بازگو میکند. او که به همنشینی متضادها در کنار هم و تبدیلشان به شناختی خلاقانه در روایت هنری معتقد بود، پی راهی میگشت تا خشونت بیرحمانهی تاریخ را منعکس کند تا شاید به وسیلهی اجرا و روایت هنری، از سرعت آن بکاهد. یوجینیو باربا در نظریات خود از مفهوم «تناقض مکمل» و نشان یین و یانگ وام گرفته و اولین نقاط رابط میان هنر شرق و غرب را در شیوهی اجرایی خود پیریزی کرده است. این کارگردان پیشرو، تئاتر را بهعنوان فرمی از بودن معرفی میکند و اظهار دارد که میتوان از دل سنت و تاریخ، مفاهیم تازهای را بیرون کشید که این بودن را به واکنشی مؤثر نسبت به سنت سوق بدهد؛ و در نتیجه به برساختن سنتی نو بینجامد.

در ادامه بحثهای تکنیکی و عملی اجرا از جمله تمرینات بدنی بازیگران و چگونگی تعامل با فضا، مورد بررسی قرار گرفته و عوامل ضروری برای داشتن اجرایی کنشگر، برشمرده و تبیین شدهاند. یوجینیو باربا در بخش دوم کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان از لابراتوار تئاتری خود که با شکلگیری گروه تئاتر اودین و سپس مدرسهی بینالمللی آنتروپولوژی تئاتر (ISTA) ، فعالیت خود را به طور رسمی و منسجمتری ادامه داد، سخن گفته و نظریات خود در نسبت با بازیگر را ارائه و شرح داده است. در همین بخش با آثار او در طی سالهای فعالیت هنریاش آشنا میشویم که به شناخت بهتر شیوهی کار فکری و عملی این کارگردان مؤلف، کمک بسیاری میکند. در بخش نهایی که نمایندهی واژهی طغیان در عنوان کتاب است، با دیدگاه اجتماعی و فلسفی یوجینیو باربا و شیوهی اعمال آنها در کار هنریاش آشنا میشویم. باربا معتقد بود تئاتر ابزاری برای مقاومت، پرسشگری و تغییر اجتماعی است و تلاش میکرد با ادغام عناصر فرهنگی ملل گوناگون، وجههی اجتماعی و سیاسی آثار خود را رسمیت ببخشد. اتفاقی که به روابط بینافرهنگی پویا و مؤثری در حوزهی تئاتر منجر شد.
کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان با زبانی شاعرانه و تأملبرانگیز، خواننده را به دنیای درونی و فکری یوجینیو باربا نزدیک ساخته و به نوعی رسالهای فلسفی در باب هنر اجرا و نقش آن در جامعهی معاصر به حساب میآید. رسالهای که منبعی بیبدیل برای پژوهشگران و متخصصان حوزهی اجرا فراهم کرده است.
این کتاب توسط آزاده احمدی ترجمه شده و به همت انتشارات هنوز در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به پژوهشگران و فعالان حوزهی اجرا و دانشجویان تئاتر توصیه میشود.
در بخشی از کتاب تئاتر: انزوا، حرفه و طغیان میخوانیم
ذات تئاتر زودگذر است. از این باور واقعی و در عین حال پیشپاافتاده چه نتیجهای میتوان گرفت؟
میتوان در این فرهنگ زودگذر غرق شد.
از طرف دیگر، میتوان با ذات به ناچار زودگذر تئاتر مخالفت کرد. این مخالفت سبب میشود که به معنایش پی ببریم: تلاشی برای گسترش مرزهای تئاتر، سرپیچی از نقش از پیش تعیینشدهای که در فرهنگ ما پیدا میکند؛ به عبارتی دیگر، نفی تئاتر از طریق انجام دادنش.
این یعنی باید بدانیم که چگونه مخالفت را در قلب کاری پنهان کنیم که مهمتر از هر چیزی، باید به خوبی انجام شده باشد. ما میتوانیم به سادگی با قواعد تکنیکی و روشهای حرفهای بذر طغیان را بدون اینکه نامی از آن ببریم، بپراکنیم.
«زودگذر» یعنی چیزی که طول میکشد، ولی فقط برای یک روز. از طرفی هم به معنای چیزی است که روزبهروز تغییر میکند. معنای نخست، تصویر مرگ را برمیانگیزد و معنای دوم متبادرکنندهی جریان متغیری است که ویژگی زنده بودن است.
این نمایش است که مدت کوتاهی دوام دارد، نه تئاتر. تئاتر از سنتها، قراردادها، بنیانها و عادتهایی ساخته شده است که طی زمان دوام میآورد. وزن این دوام آنقدر سنگین است که مانع میشود زندگی بروز کند و جای آن را به روزمرگی میدهد. روزمرگی یکی دیگر از محدودیتهای طبیعی تئاتر است.
علیه طبیعت زودگذر تئاتر جنگیدن به معنای محافظت کردن از «سنت»ی که دوام مییابد نیست. همچنین به معنای جنگیدن برای حفظ نمایش هم نیست. «سایههای الکتریکی»، نامی که چینیها به فیلم دادهاند، تئاتر را تهدید نمیکند. ممکن است اغوایش کند. فیلم و ابزار الکترونیک، چیزی را که تا این قرن تصورناپذیر بود، امکانپذیر کردند: نمایشهایی که عملاً بدون تغییری حفظ میشوند. بنابراین آنها این آگاهی را تحتالشعاع قرار میدهند که بُعد ضروری نمایش، با انجمادی که در ثبت شدن رخ میدهد، در برابر زمان مقاومت نمیکند بلکه با تغییر خود در برابر زمان تاب میآورد.
بله


















