تأثیر شبکههای اجتماعی بر سبک زندگی و انتخابهای روزمرهمان به طور روزانه در حال افزایش است. فردین علیخواه در کتاب از لذت آنی تا ملال فوری مجموعه جستارهایی را در باب زندگی روزمرهی ایرانی گرد آورده که به گونهای موجز و با زبانی خودمانی، به تحلیل و نقد پدیدههای اجتماعی، پیامدهای فضای مجازی و آثار آن بر جنبههای مختلف زندگی ایرانی پرداخته است.
دربارهی کتاب از لذت آنی تا ملال فوری
جریانسازیهای شبکههای اجتماعی و تأثیرگذاری فیالفور آنها بر عناصر زندگی روزمره، موضوع اصلی مورد بحث در کتاب از لذت آنی تا ملال فوری نوشتهی فردین علیخواه است که در قالب مجموعه جستار تألیف شده است. علیخواه در این کتاب پدیدههای اجتماعی گوناگون از نوع غذاها و ارتباطشان با فرهنگ، جنسیت و زندگی مدرن گرفته تا ظرفیت عاطفی ایرانیان در جامعهی امروزی را مورد بررسی قرار داده و تحلیلی ساده از هرکدام ارائه کرده است. تغییرپذیری و انعطاف مفاهیم فرهنگی، اختلاف نظر میان نسلها بر سر موضوعات مختلف و نوع واکنش ایرانیان در مواجهه با عناصر نوظهور زندگی مدرن، از جمله مسائلی است که در این کتاب مطرح شده است.
جامعهی ایرانی که غالباً در نسلهای گذشته با نوعی سکوت و محافظهکاری روزگار میگذرانده است، در سالهای اخیر دچار تحولات اساسی شده و با ظهور نسل جدید، به دورهای چالشبرانگیز و هنجارشکنانه ورود کرده است. اتفاقی که بسیاری از آسیبها و وجهههای پنهان فرهنگ را از زیر خروارها محافظهکاری بیرون آورده و زنده کرده است. کتاب از لذت آنی تا ملال فوری با اشاره به این وجه تازهی فرهنگ، پیامدهای آن را در زمینههای مختلف زندگی ایرانی بررسی کرده و به نتایج و جزئیات جامعهشناسانهی جالبی رسیده است. تضاد باورهای نسل قدیم با جوانان امروزی، از جمله موضوعاتی است که فردین علیخواه در چند جستار به آن پرداخته است. همینطور تفاوت سبک زندگی میان افراد یک خانواده، چالشهای معمولی بودن در عصر امروز، نقش مد و ترند در ظاهر کلی شهر و دیگر مسائل مشابه مورد بررسی قرار گرفته است.

نویسنده همچنین تأکید میکند که علیرغم تغییرات مثبت بسیاری که در عناصر فرهنگی رخ داده، جامعهی ایرانی در برخی جنبهها دچار تباهی شده و به سمت نوعی زندگی پلاستیکی و «شوآف» صرف، در حرکت است. موضوعی که خود را در پستهای اینستاگرامی با جلوهها و زرق و برق بسیار، و یا انتخابهای روزانهی نوع پوشاک و غذا، نشان میدهد. بهطورکلی مصرفگرایی یکی از آسیبهای جدی زندگی مدرن بوده که آثار زیست محیطی مخرب بسیاری در پی دارد. علیخواه در جستاری با عنوان (در اوصاف «بیشرفان») به نظریات گئورگ زیمل و تیپهای جامعهشناسی خسیس و ولخرج میپردازد و نمود آنها در زندگی مدرن امروزی را بررسی میکند.
از طرف دیگر، جامعهی ایرانی در جنبههایی مثل باورهای جنسیتزده، دچار تغییرات مثبت زیادی شده و گرچه همچنان در این زمینه ضعیفتر از بسیاری از کشورهای اروپایی و... است، اما با ورود فعالتر زنان به اجتماع و کسب استقلال مالی توسط آنها، از واگویههای رایج درمورد برتری مردان و ضعف زنان، تا حد زیادی کاسته شده است.
بحرانهای اجتماعی از جمله بیهدفی مشترک زوجها پس از رفتن فرزندان، زندگی پس از کرونا، مهاجرت و ابعاد گوناگون آن، رفتار مجازی و واقعی، ناهنجاریهای اخلاقی، شهرتهای بیهوده، ایجاد عامدانهی حواسپرتی و... نیز از جمله مباحثی است که در کتاب از لذت آنی تا ملال فوری طرح شده است. این کتاب دربردارندهی جستارهای جالبی درمورد پدیدههای اجتماعی و روزمره در ایران امروزی است که شاید فرصت تأمل و بازنگری در سبک زندگی را برایمان ایجاد کند.
این کتاب به همت نشر هنوز در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب از لذت آنی تا ملال فوری برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب پیش رو برای علاقهمندان به ابعاد جامعهشناسانهی زندگی روزمره، جالب خواهد بود.
در بخشی از کتاب از لذت آنی تا ملال فوری: جستارهایی کوتاه درباره زندگی روزمره ایرانی میخوانیم
در روزهای نخست هر ترم، درخواست برخی از دانشجویان برای تغییر نامشان در لیست حضور و غیاب برای استادان رویهای آشناست. نام شناسنامهای این دانشجویان متفاوت است با نامی که به آن شناخته میشوند یا دلشان میخواهد به آن نامیده شوند. به نظر میرسد که این روزها دو نامی تبدیل به سونامی شده! معمولاً در پایان هر ترم به شکلی گذرا نامهای خطخورده و نامهای جایگزین در لیستهای مختلف کلاسهایم را مقایسه میکنم و، برای آنکه بتوانم از این موضوع درک روشنی داشته باشم، با احترام دلایل این درخواست را از آنان میپرسم. «حس خوبی از اسمم ندارم» و «من که خودم اسممو انتخاب نکردهم» کوتاهترین جملههاییاند که به زبان میآورند. نامهای جایگزین به تعبیر آنان «شیکتر و امروزیتر»، «خاصتر» و در کل «باکلاستر»اند و به آنان «حس خوبی» میدهند.
برخی از والدین از تغییر نام فرزندان خود رنجیدهخاطر میشوند و احساس میکنند تغییر نام بیاحترامی به انتخاب و سلیقۀ آنان است. معمولاً چنین احساسی با تغییر نامخانوادگی شدیدتر میشود. این والدین نام را نیز جزئی از میراث خانواده میدانند و، به همین دلیل، تغییر آن را پشت کردن به این میراث قلمداد میکنند.
بیتردید نام هر فرد بیانگرِ سلیقه و شاید جهانبینی نسل پیش از اوست. هرچند بسیار محدود، این امر حتی تابع سلیقۀ چند نسلِ پیش از فرد است، چراکه هنوز طبق سنتها در مناطقی از ایران پدربزرگ و، در غیاب او، مادربزرگ برای نوه نام «نیک» انتخاب میکنند، که معمولاً کمتر «شیک و امروزی» است. در واقع، افراد هیچ نقشی در انتخاب نام برای خودشان ندارند و زمانی هم که میتوانند نقش داشته باشند در مقابل عمل انجامشده قرار گرفتهاند.
انتخاب نام همچنین تابع شرایط کلی جامعه است. برای مثال، افزایش نامهای روحاالله، مقداد، زینب، ابوذر و مسلم در سالهای آغازین بعد از انقلاب 57 ایران متأثر از تبوتاب انقلاب و تأثیرپذیری والدین از فضای آن دوران بود و این ممکن است برای فرزندانی که چنین فضایی را از نزدیک تجربه نکردهاند خوشایند نباشد.
بله

















