ویلیام گلاسر در کتاب مدیریت راهبری اصول و قواعد خود را با نگرشهای ادوارد دمینگ ترکیب کرده تا چشماندازی منحصربهفرد در زمینهی رهبری و مدیریت کیفی ارائه کند. او معتقد است که تمام رفتارهای ما انتخاب شده هستند و روی اعمالمان کنترل داریم. ما در این کتاب با رویکردی جامع به مدیریت رهبری بهمنظور دستیابی به نتایج باکیفیت آشنا خواهیم شد.
دربارهی کتاب مدیریت راهبری
کتاب مدیریت راهبری (The Control Theory Manager) به قلم ویلیام گلاسر (William Glasser) ترکیبی است از نظریهی کنترل گلاسر با قواعد ادوارد دمینگ دربارهی مدیریت کیفیت که رویکردی کامل و همهجانبه به مدیریت مؤثر را فراهم میآورد. نظریهی کنترل گلاسر این فرض را مطرح میکند که افراد برای برآورده کردن نیازهای اولیه، رفتارهایشان را برمیگزینند و با این تفکر بر مسئولیت شخصی و انگیزهی درونی تأکید میکند. گلاسر با ترکیب این نظریه و تمرکز بر بهبود نظاممند و فرایندهای کیفیت، چارچوبی برای مدیران فراهم میآورد تا بتوانند بدون اجبار و الزام، رهبری و مدیریت مؤثری داشته باشند. ویلیام گلاسر در کتاب مدیریت راهبری فنون کاربردی بسیاری را برای نظارت غیراجباری، حل مشکلات از طریق مشاوره و درک جهان کیفی منحصربهفردِ کارمندان، فراهم آورده است.
مدیران با اعمال این اصول و قواعد میتوانند شرایطی در محیط کار بسازند که باعث به وجود آمدن انگیزهی درونی و پیشرفت مداوم شود. ویلیام گلاسر بر اهمیت درک نیازهای کارمندان تأکید کرده و روی این موضوع پافشاری میکند که اهداف سازمانی باید در راستای آرمانهای فردی باشد. خواننده در کتاب مدیریت راهبری همچنین با استراتژیهایی برای افزایش سطح ارتباطات، ایجاد اعتماد و ساختن فرهنگ کیفی و فرهنگ همکاری مواجه میشود. ویلیام گلاسر در کتاب مدیریت راهبری با بهره از مثالهای واقعی، ابزاری را برای رهبران فراهم میآورد تا با استفاده از آنها بتوانند به نتایج باکیفیت دست یافته و از کارمندانشان نفراتی باانگیزه و متعهد بسازند.

ویلیام گلاسر باور دارد که چون منطق و عقل سلیم میگوید مدیران باید بر کارمندانشان ریاست کنند تا کارآمد و مفید واقع شوند، نمیتوانند مدیریت کیفی را به درجهی اجرا برسانند. در این مدل ریاست، کارمندان قادر به انجام کار باکیفیتی نخواهند بود. نویسنده در کتاب مدیریت رهبری به مدیران میآموزد که باید دست از این منطق بکشند و آن را با نظریهی کنترل جایگزین کنند تا بتوانند شیوهای جدید برای مدیریت را تحت عنوان مدیریت راهبری پیاده کنند. او استدلال میآورد که تنها کارمندانی که تحت راهبری درست هستند قادر خواهند بود پیوسته کاری باکیفیت انجام دهند.
شما نیز میتوانید این کتاب را با ترجمهی حسین ثقفی و سارا فراهی که به یاری انتشارات آرمان رشد چاپ و راهی بازار شده است، تهیه کنید.
در نکوداشت کتاب مدیریت راهبری
- یک رویکرد مدیریتی جدید که به موفقیت میانجامد. ویلیام گلاسر نشان میدهد که کافیست مدیران آمریکایی شیوههای قدیمی سروکله زدن با کارمندان و انگیزه دادن به آنها را تغییر دهند و رویکردی دلخواه اعمال کنند، آن موقع است که میتوانند به کیفیت و بهرهوری بالا دست یابند و در مقیاس جهانی با دیگران رقابت کنند. (دکتر چستر ال. کاراس، مدیرعامل شرکت کاراس)
کتاب مدیریت راهبری برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب را به مدیران، رهبران و افرادی که در حوزهی مدیریت منابع انسانی فعالیت دارند، توصیه میکنیم تا پس از خواندن آن بتوانند به عملکرد بهتری در حیطهی فعالیتهایشان برسند.
در بخشی از کتاب مدیریت راهبری: روانشناسی کنترل و نظریه انتخاب میخوانیم
در فصل پیش توضیح دادم شناختی که ما در دنیای کیفی خود ذخیره میکنیم تصویر همان چیزی است که در تلاش برای تکمیل رفتارمانیم. برای مثال گفتم که ما به تلفن جواب نمیدهیم چون زنگ میزند. زنگ تلفن یادآور آن است که کسی در آن سوی خط میخواهد با ما صحبت کند. زمانی جواب تلفن را میدهیم که تصویری از پاسخ به تلفن وجود داشته باشد و با هرکس که به فکر برآوردن نیاز در دنیای کیفی ما باشد صحبت میکنیم. اگر چنین تصویری نداشته باشیم، هرگز به زنگ تلفن پاسخ نمیدهیم.
دلیل واقعی پاسخ ما این است که وقتی تلفن زنگ میزند تفاوت زیادی بین آنچه برای صحبت با دیگری میخواهیم و آنچه که داریم وجود دارد. این تفاوت بین آنچه میخواهیم، یعنی آنچه در دنیای کیفی ما ذخیره شده، و آنچه اکنون در دنیای واقعی رخ میدهد و علت خاص همۀ رفتارهای ماست وجود دارد.
مدیری که در دنیای کیفی کارگر قرار دارد باید از او درخواست کند مراقب کار خود باشد و آنچه درمورد کیفیت بدان اعتقاد دارد ارزیابی کند. اگر ارزیابی موردنظر به کارگر بگوید که کار او کیفیت ندارد، مدیر باید درخواست کند که آن را با کیفیت موردنظر، یعنی آنچه در دنیای کیفی او قرار دارد، مقایسه کند. وقتی او عمل مقایسه را انجام میدهد فوراً خواهد دید بین کیفیت مطلوب و تولید کنونی تفاوت مهمی وجود دارد. پس انگیزۀ کار سختتر در او ایجاد میشود و از مرحلۀ خوب بهسمت کار باکیفیت حرکت میکند. ارزیابی کار و اقدام نسبت به بهبودی آن ازجمله اموری است که باید از او خواسته شود. همچنین درخواست گردد تا اعتقاد خود را مبنی بر بهبودی پایدار نسبت به دنیای کیفی خود در نظر قرار دهد.
بله

























