کتاب آدم بزرگهای ترسناک: تلاشی در بازیابی اعتماد به نفس و احیای کودک درون نوشتهی مهدی حق گو روایت زندگی فردی است که به موفقیت های چندان بزرگی نرسیده اما به خوبی میتواند از پس پستی و بلندیهای زندگی بربیاید.
درباره کتاب آدم بزرگهای ترسناک:
در این کتاب نویسنده با لحنی صمیمی و ساده، به مرور بخشهای تلخ و شیرین زندگیاش میپردازد و همزمان مطالبی آموزنده، درباره حقایق زندگی میگوید و شما را برای حرکت رو به جلو تشویق میکند. این کتاب میکوشد داستان دردهای شخصیت اصلی را به شما منتقل کند، به طوری که بتوانید آن را به خوبی درک کنید، انگار که خود شخصیت داستان هستید. شما با دغدغههای فردی آشنا میشوید که احتمالا افراد بسیاری او را میشناسند و برای آنها مفید بوده است، ولی نفرات بسیار کمی هستند که واقعا به او اهمیت میدهند و دوستش دارند. در حقیقت میتوان گفت بود و نبود او برای کسی مهم نیست.
آدم بزرگهای ترسناک کتابی انگیزشی در راستای احیای اعتماد به نفس و خودباوری در کودکان، نوجوانان و بزرگسالان است که به شما یاد خواهد داد چطور با سختیهای زندگی مواجه شوید، از پس آنها بربیایید و بدانید شکست خوردن امری طبیعی است و باید به آیندهای بهتر امیدوار باشید.
مطالعه کتاب آدم بزرگهای ترسناک مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای همه کسانی که به دنبال خودسازی، داشتن زندگی بهتر و رسیدن به موفقیت هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب آدم بزرگهای ترسناک میخوانیم:
من همیشه فکر میکردم که مشکلی که برای من پیش میآید، مثل کوهی است که جلویم سبز شده و باید آن را از راهم بردارم تا بتوانم به حرکت در مسیر ادامه دهم. من بیشتر عمرم را در حال هل دادن کوههایی بودم که جلویم سبز میشدند. سنّم که بالاتر رفت، دیدم در تمام این سالها من زندگی نکردهام، نخندیدهام، کسی را دوست نداشتهام، به چشمان پرمهر کسی نگاه نکردهام، به کسی کمک نکردهام، از کسی کمک نگرفتهام، برای خودم دلسوزی نکردهام و تقریباً تمام وقت را مشغول جنگیدن با همان کوههای سدّ راهم بودهام. دیدم که آن کوهها، نه تنها از جای خود تکان نخوردهاند، بلکه آن قدرت اولیه برای مقابله را نیز ندارم.
در آن نقطه فهمیدم اگر بخواهم به همین جنگیدن بیحاصل ادامه دهم، هرگز شیرینی هدیهی زندگی را درک نخواهم کرد. دیدم هر کدام از لحظاتی را که با نفرت و خشم و فکر انتقام سپری کرده بودم، میتوانست لحظاتی باشد که با عشق سپری شود، با دوست داشتن آدمها، با سعی در خوب زندگی کردن و سعی در زیبا زندگی کردن.
من در مقابل مشکلات و ناملایمات، سرسختی و سماجت زیادی نشان دادم و به همین خاطر، کمی طول کشید که زندگی یک درس مهم به من بدهد؛ اینکه امواج دریای پر تلاطم زندگی، مشکلات زندگی نیستند، بلکه خود زندگیاند. باید تن به آب زد، عاشق بود. کار ما آرام کردن دریا نیست، رقصیدن با موجهاست!
بله


















دنبال بهتر شدنش باش و هر جا که هستی بدون که کارت درسته. ایمان داشته باش به همه