هنوز نخوندمش ولی حتما میخونمش، نویسندههای ایرانی در زمینهی موفقیت و خودسازی درون و... کم داریم، در واقع همه دنبال نیمه گمشدهای در موفقیت میگردیم بنام پول و ثروت، چیزی که این روزهای ایران بشدت در گیر آن است، هیچ وقت فکر نکردیم که باید خلق ثروت کرد و دست بکار شد. همین کتاب راه و دیگر اپلیکیشنهای مشابه خلق ثروت کردهاند با ارزش افزودهای که به جهان اطراف خود دادهاند، و اما همهی ما قرار نیست کله گندهی دنیا باشیم کافیست که توی موقعیت و کاری که داریم بهترین باشیم و راضی از حال و هوایی که در آن نفس میکشیم. خودم جایگاهم را در هنری که دارم به ثبت رساندم و سال هاست در آن تلاش کردم و میکنم. شاید بپرسید هنر من چیه؟! میتونم نگم... وشاید بگید گفتن و نگفتنش چه فایده، درسته. اما من عاشق خوشنویسی و نقاشی و شعرم و در هر سه موفق هستم. خوشنویسی را بسیار موفق ترم چون وقت بیشتری گذاشتهام. حرفهام طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی ست، روی این کار هم وقت گذاشتم و موفقم. پیام من این است، روی هر کاری بقدر کافی وقت بگذاریم و در موردش مطالعه و به روز باشیم و با تمام شوق و ذوق درونی حتا در زمان پذیرفته نشدنها، از فرصتهای هر چند کوچک بهره ببریم. تضمین میکنم موفق خواهیم شد. این شاخه به آن شاخه نپریم. واگویههای درونی رو مثبت و مثبت تر کنیم. هی تو! درسته خود تو که این سطرها رو خوندی و اومدی با من تا آخرش، تو یه آدم عالی هستی شاید خودت نمیدونستی فقط بدون تو عالی هستی و بشدت مشتاق پیشرفتی، اما باید شروع کنی به کار کردن روی چیزی که دوست داری و بهش شوق داری و باهاش حال میکنی، فقط بفکر کسب در آمد ازش نباش.
دنبال بهتر شدنش باش و هر جا که هستی بدون که کارت درسته. ایمان داشته باش به همه
برام جالب بود که یه کتاب با متن ساده انقد بتونه حالم رو خوب کنه، احساس جالبی بود که فهمیدم سمی تر از والدین منم بودن و تازه من خیلی خوب جنگیدم و کنار اومدم، مادر من خیلی اسونگیر بود ولی باید من یاد گرفته بودم بچه با ادب باشم درحدی که حتی جایی که میرفتم هم چیزی نمیخوردم الانم نمیتونم چیزی حتی اگه شده یه شکلات از کسی بگیرم ومتاسفانه نمیتونم تشخیص بدم خودم نمیخوام یا...
مادرپ به شدت اسونگیر بود و هیییچ کاری از ما نمیخواست جز همین ک بچهی خوبی باشیم، من خیلی لجباز شده بودم چون کسی برخلاف حرف من حرفی نمیزد و به سن ابتدایی که رسیدم و فهمیدم یکهو شدم ادم بد چون حرف خودمو میزدم و هر روز به من یاداوری میشد که تو خیلی خیلی بدی
تو راهنمایی مامانم ناگهان حس کرد من چقدر تنبلم و شروع کرد به مقایسه با بچههای هنرمند و اشپز و خیاط فامیل درحالی که کسی تا اون موقع از من نخواسته بود اجاق گاز رو روشن کنم...
قسمت جالبش اینجاست که بای ادم بزرگ ازدواج کردم که کپی خانواده خودم بود و دائم ناکافی، پرتوقع، تنبل و... بودم
من با این تناقضات بزرگ شدم، هنوز هم از نظر بقیه ادم خوبیم ولی خیلی تلاش میکنم اهمیت کمتری به بقیه بدم با خوندن این کتاب حس کردم خیلی پیشرفت کردم و از روزی که خوندمش نفرت کمتری از خودم دارم من تلاش میکنم ادم بهتری بشم
کاش میتونستیم هم رو پیدا کنیم و به هم کمک کنیم❤
ای کاش این کتاب رو همه مادر و پدرها میخوندن.
منم قربانی آدم بزرگهای اطرافم بودم. حتی همسن و سالهای خودم برام بزرگی میکردن.
تا اینکه در سن ۱۶ سالگی آدم بزرگها به اجبار شوهرم دادن و بعد آدم بزرگ زندگی من مادرشوهرم و شوهرم شدند. من توی زندگیم تقریبا میشه گفت اختیاری نداشتم همیشه نگران نگاههای مادرشوهر و شوهرم بودم با خوندن صفحات اولیه برای خودم گریه کردم برای دخترم گریه کردم که خودمم از ترس آدم بزرگها چقدر جلوی بچگی کردن دختر ۴ سالم رو گرفتم و نذاشتم داد بزنه یوقت بقیه میگن دختره من بده. سرصدا نکنه باباش بیدار میشه.
دخترم نسخه دوم خودم شده و همش افسوس میخورم.
ولی دارم روی خودم و دخترم کار میکنم. بلطف کتابراه تو این یکسال کتابهایی خوندم که خیلی روی روابط و شخصیتم تاثیر گذاشته.
مشکل تمام انسانها از گذشته تا امروز همین مسئله درک نکردن همدیگر است چه برسد به درک بچه از پدر ومادر وبالعکس، وهر زمانی برای خود دنیای دارد زمان کودکی درک، خیلی ضعیف است به همین خاطر ما خیلی از کودکی به یاد نداریم شاید اگر همین سخت گیری پدر ومادر نبود معلوم نبود از این همه خطر جان سالم بدر میبردیم/ به نوجوانی و جوانی که میرسیم آن هم هر کدام دنیای مخصوص به خود را دارند وقتی انسان بزرگ میشود وسختی خود را به یاد میآورد فکر میکند حق با خودش است در حالی که نمیداند شرایط وسرنوشت ما از زندگی همین بوده که گذرانده ایم آیا میتوانستیم درکمان، پدر ومادرمان محیط زندگی مان وشرایطمان عوض کنیم؛ مطمئنا نه /پس تمام این خودخوریها بیمعنی است وآن جا میرسد که انسان به این موضوع میرسد که راضی به رضای الهی باشد واین کلمه را در خود تقویت کند تا آرامش یابد
دقیقا میتونستم درک کنم نویسنده چی نوشته. به حدی به زندگی من شبیهه که گاهی حس میکنم خودم اونو نوشتم! ان قدر بعضی صفحه هاش رو درک میکردم که حتی ازشون اسکرین شاتم گرفتم! تموم این سالها من کسی بودم که بچه مثبت خطاب میشدم. توی دوران دبیرستان و راهنمایی هم اکثرا با فامیل صدام میزدن. هنوز هم متاسفانه درگیر راضی کردن ادم بزرگ هام اما سعی دارم هر روز آدم بزرگایی که توی مغزم وز وز میکننو کم تر کنم. تا بتونم روزی همون کسی بشم که خودم میخوام😊
من اولش فکر میکردم نویسنده فردی خارجی هست اما وقتی فهمیدم ایرانیهی کم ناراحت شدم درسی که از این کتاب گرفتم این بود که نذارم کسی بهم ظلم کنه خود واقعیم باشم ناله و شکایت نکنم و بخاطر داشته هام خدارو شکر کنم و زیبایی هارو ببینم. ما هیچ ادمیونمیتونیم تغییر بدیم جز خودمون رو و فقط خودمون مسئول کارهامون هستیم. این کتاب بیشتر جملاتش منو اذیت میکرد خیلی سعی کردم باهاش احساس همدردی کنم و از صفحه چهل به هفتادو پنج رفتم ببینم تهش چی میشه که خداروشکر تهش خوب تمموم شد. سختی هاشو خیلی طولانی نشون داد و حال خوبشو خیلی کم توضیح داد ممنون از کتابراه
کتاب "آدمهای بزرگ ترسناک" با زبونی طنزآمیز به بررسی جنبههای روانشناسی کودکی میپردازه که میتونه برای بزرگسالها هم جذاب باشه. یکی از نقاط مثبت کتاب، ارائه دیدگاههای جالب و خلاقانه در مورد ترسها و نگرانیهای بچههاست. از طرفی، نقد منفی شاید این باشه که برخی از مطالب بیشتر رویکرد طنز دارن تا علمی، که ممکنه برای همه جذاب نباشه.
جذابترین بخش کتاب اونجاست که از زاویهی نگاه کودک به دنیای بزرگترها نگاه میکنه و با طنز و جسارت، ترسها و تناقضهای دنیای بزرگسالی رو به چالش میکشه. این بخشها خیلی تاثیرگذار و گاهی خندهدار هستند.
این کتاب صمیمانه، دلسوزانه به ناخودآگاه هر انسانی که کودکی تلخی داشته، آگاهی التیام بخش میده. اینکه قضاوتهای بزرگترهایی که کودکیاش را کنارشان گذرانده، لزوما و بسیاری مواقع اصلا حقیقت ماجرا نیستند.
شروع زندگی رهایی از هر آن چیزی است که از قضاوت آنها در وجودمان نقش بسته.
شاید مطالعه این کتاب در کنار و البته قبل از کتاب مفید "ذهن شما دوست شما نیست" درک کامل تری از خطرات آسیب خودپنداره و درک از خویشتن خویش (که کودک در اثر کلام و رفتار سرپرستان خود تجربه میکند) و پیامدهای آن تا آخر عمر بدهد.
کاملا خودمو جای نویسنده میزارم. انگار داره حرفای منو میزنه.
من حتی قبل از این کتاب خودمو سرزنش میکردم که چرا تو دورانی ک هم سنو سالام داشتن شیطنتهای بچگی میکردند من خودمو بزرگتر از اونا میدیدم و اون کارا برام کسر شان بود
دلیلشو همه تو این کتاب فهمیدم و تا حدی نویسنده رو درک میکردم که بعضی صفحاتشو کپی میکردم ک یادم بمونه
واقعا چرا باید این ادم بزرگا طرز فکرشون اینجوری باشه. اینجوری ما رو تو سیاهچالی بندازن ک حتی کمتر کسی قدرت بیرون اومدن ازشو داره.
اعتماد به نفس در همه سنین و برای همه انسانها لازم و ضروری میباشد، کتاب مورد نظر برای بالا بردن اعتماد به نفس کودکان راهکارهای خوبی ارایه نموده، من بارها در زمینه اعتماد به نفس کار کردم و همچنان جای کار دارم، واقعا خود واقعی انسان و قرار گرفتن در اجتماع اگر یکی باشه و با تسلط روی خودم و شناخت از خود کار کنم و تکنیکهای بالا بردن اعتماد به نفس را انجام دهم، نتایج بزرگی بدست میاورم و به موفقیت میرسم، چرا که اعتماد به نفس پایه رسیدن به رشد و پیشرفت و موفقیت محسوب میشود
کتاب خوبی بود تحلیل نه خیلی بلند و نه خیلی مختصر از اتفاقاتی که در زندگی یک انسان دوران طفولیتش میتونه اتفاق بیفته وکل زندگیشودربزرگسالی تحت شعاع خودش قرار بده که به سختی اثرات اون اتفاقات ازبین میره و وقت میبره تا آدم به خود واقعیش برسه و بعد دوباره شروع به زندگی کنه یه جور خود را پیداکردن خوشا بحال اونها که شرایط زندگیشون طوری رقم میخوره که با اعتماد به نفس و عزت نفس بزرگ میشن وتبدیل میشن به قهرمان خوب توضیح توضیح داده ما زمینی هستیم ودردهامون مریخیه از درمان کم حرف زده
از این جور موضوعات زیاد داریم بعضی هاشون خوب دیده میشه بعضیها هم نه، این کتاب خوبه امیدوارم در کتاب راه دیده بشود من خیلی وقت پیش خوندمش در اوغات فراقت
با اینکه خودم بچهام اما رفتار درست با خودم هم توش آموزش داده شده کاش راهکار هم زیاد میداد و اینکه چطور اعتماد بنفسمان را خودمان بالا ببریم اگه دوست داشتید بخونید
موقع خوندن این کتاب بچگی خودم توی ذهنم مرور میشد... چیزی که ممکنه خیلیها مثل من تجربه کرده باشن، اقای حق گو توی این کتاب به آسیبهایی اشاره میکنه که بزرگ ترها از جمله والدین چه خوداگاه یا چه ناخوداگاه میتونن به روان بچه وارد کنن، زخمهایی که درمان کردنشون ممکنه از سختترین کارهای دنیا باشه، فقط امیدوارم ما درس بگیریم و بتونیم والدین خوبی واسه فرزندمون باشیم، بچها واقعا گناهی ندارن که قربانی رفتار اشتباه بزرگترا بشن
در راه شناخت کودک درون و مصائبی که باهاش روبرو هست بسیار جامع توضیح داده شده فکر میکنم به خصوص برای افرادی که دارای والدین کنترلگر و خودشیفته هستن این توضیحات تا ۸۰ ۹۰درصد انطباق داره و صدق میکنه حداقل برای من که اینطور بود و متوجه دلایل بسیاری از مشکلاتم شدم البته کتاب راه حلی به اون صورت ارائه نداده والبته خودش هم در مقدمه ذکر کرده که موضوع بیشتر توضیح و شناخت هست متن بسیار روان و جذاب بود و در کل لذت بردم. متشکرم
راه حل پرسیدن چرا است!
ما چرا از پرسیدن "چرا" در مقابل رفتار خودمان و دیگران میترسیم؟؟
"چون" میترسیم که بفهمیم رفتار خودمان اشتباه است.
"چون" وقتی رفتار دیکته شده دیگران را پذیرفتیم و رویا هایمان را بر اساس آن میچینیم و وقتی آن اساس از بین برود و یا زیر سوال برود رویاهایمان بکل نا بود میشود!
"چون" علم کمی داریم و خیلی کم میدانیم. و "چرا" ممکن است ما را به نا کجا آباد ببرد.
کتاب عجیبی بود! ۷۰ درصد کتاب را با دقت خواندم اما از شرح اتفاقات و احساسات نویسنده احساس بدبختی کردم و رج زدن، چون در ایران این تجربهها واقعیت دارد یا در گذشته نزدیک داشته است.
تغییر احساس نویسنده و راه حل نهایی کمی ناگهانی و غیر قابل قبول بنظر میرسد. هرچند راه حل شاید درستی است. (گفتم «شاید»، چون من اهل جنگیدن با مشکلاتم هستم نه کنار کشیدن، به قول نویسنده😉)
من اصلا دوست نداشتم تعجب میکنم از نظراتی که بقیه دادن کل کتاب راجع به رفتارهایی که بزرگترها در سن کودکی ما انجام میدن بود البته از زبان نویسنده که فقط موقع خوندنش همزادپندازی میکنی بهتره بود آخرش یه راه حلی، راهکاری چیزی باشهمن روی جلدش رو خوندم که نوشته بود تلاش در بازیابی اعتماد به نفس و احیای کودک درون واقعا همش منتظر بودم نویسنده یه راهکاری چیزی بده
یکیاز بهترین کتابایی هست که حتی وقتی نظرات روهم بخونی تحت تاثیر قرار میگیری چه برسه به خود کتاب واقعا نویسنده خیلی عالی توضیح داده و معلومه که از دل نوشته که به دل میشینه. با این که دویست کتاب توی کتاب خونم دارم و خیلی کتابها منو به خودم اورد اما هیچکدوم مثل این منو مجاب نکرد که نویسنده واقعا دلسوزانه نوشته. به امید زیاد شدن این جور نویسنده ها
این یکی از بهترین کتابهایی بود که تاحالا خونده بودم. واقعا عالی بود. به نظر من نویسنده این کتاب از نظر تحلیل رفتارها و نگاه درونی که پشت رفتارها هست فوق العاده ست. من نویسندههای حوزه موفقیت رو خیلی دنبال میکنم و اثارشون رو مطالعه کردم اما هیچ کدومشون این تاثیر عمیقی که این کتاب بر من گذاشت نداشتند. ممنونم از اقای حق گو
تو هر سنی و موقعیتی که هستی این کتابو بخون.
ادم بزرگ ترسناک کسی نباش و ادم بزرگ ترسناک اطرافتو بشناس و مدل برخورد با اونو یاد بگیر.
کسایی که میخوان خودشونو بهتر بشناسن بخونن وهمچنین کسانی که میخوان بچههای خوبی تربیت کنن
کتابی است که خیلی ساده ولی پر مفهوم دلیل خیلی از ناملایمات و مشکلات جامعه امروز رو عنوان کرده
سرسری خوندمش، برای من جذاب نبود؛
محتویات کتاب عبارت است از یک مقدار دلنوشته از جانب شخصی که کودکی و نوجوانی بدی پشت سر گذاشته و افکار آزار دهنده گذشته خودش رو بازگو میکنه و مورد انتقاد قرار میده، سرانجام در پایان سخنانش ابراز میدارد که دیگر آن افکار مزاحم را با خود ندارم و زندگی جدیدی همراه با رضایت و آرامش آغاز کرده ام
کتاب عالی بود هم در سبک نوشتار وهم محتوا، با تک تک جملههای کتاب ارتباط برقرار کردم، انگار اصلا کتاب را من نوشتم نه اقای مهدی حق گو!!!
خوندن این کتاب رو اول به همه و دوم به هر کسی که به نوعی با بچهها سرکار دارد توصیه میکنم. من کلا کتابی که نویسنده داخلی داشته باشه کم میخونم، ولی این کتاب عالی بود، دست نویسندهاش درد نکنه.
دقدقعه افکار خیلی از ماست از جمله خودم که همیشه با سکوتم خواستم بچه مثبت و مودب باشم و همیشه زور شنیدمو له شدم ومتاسفانه الان خودم شدم اون همه ادم بزرگهای ترسناک زندگیم برای بچه معصومم... واقعا متاسفم... همیشه میگفتم نمیزارم بچم مثل خودم بزرگ بشه متاسفانه چنان هیولای ترسناکی شدم که بچم مثل خودم شده😕امیدوارم بتونم تغییرش بدم
سلام به مخاطبین عزیز کتابراه
دوستان گلم حقیقتش من این کتاب رو تو تخفیفات عید گرفتم و تا توی بازهی بیکاریم بخونم
خواهش میکنم دوستان فقط چند دقیقه وقت بزارین و حداقل نسخهی نمونه رو ببینید
خیلی از شما حتی نمیدونید که اعتماد به نفس پایینی دارین
به شدت توصیه میکنم اینکتاب رو خریداری کنید فوق العاده ست
کتاب خوبی بود با متنی روان و خودمانی که به دل مینشست.
نمیشه گفت کتابیه که گفته هاش و نکته هاش برای مدتها تو نظرت میمونه و خیلی حرف خاصی داره ولی واقعا ارزس خوندن داره و به دل میشینه.
فصلهای اول بیشتر شبیه کتاب خاطرات میمونه ولی فصل آخر رو دوست داشتم.
در کل کتاب خوبیه و ارزش خوندن دارخ.
مرسی از کتابراه
این کتاب به لحاظ اینکه کامپلکسها و طلسمهای روانی که در کودکی و دوران بلوغ به درون ادمها با رفتارهای نادرست و نااگاهانه اطرافیان گنجانده میشه و افراد رو یرای یک عمر اسیر میکنه اشاره داره اما راهکار خاصی ارائه نداده با این حال خالی از لطف نیست مطالعه این کتاب و البته توصیه میکنم
موفق و مانا باشید
ناراحت کننده بود از سختگیری بچهها، فکر میکنم پسرم و بیشتر درک کنم بزارم شلوغ کنه بپچگی کنه سخت نگیرم بهش بگم ساکت باش یا کمتر حرف بزن،، کمتر سخت میگیرم میزارم خودش تجربه کنه منم کمکش میکنم باهاش فقط حرف میزنم این انتخاب به عهده خودش میزارم برای خودش تصمیم بگیره کدوم کار انجام بده و تشویقش میکنم
تحلیل جالبی داشت از این که چگونه برداشتهای یک کودک از رفتار بزرگسالان بر آینده زندگیش اثرگذار است، اما انتهای کتاب در مورد چگونگی بازیابی اعتماد به نفس و احیای کودک درون خیلی سرسری نوشته شده بود و جا داست که به اندازه بخش اول کتاب که طرح مشکل و مسئله بود به آن پرداخته شود.
چقدر قشنگ و تلخ 🖤
ممنونام از نویسنده. این کتاب به مانند تلنگری برایم بود گویی خط به خط، کلمه به کلمه و حرف به حرفهای این کتاب داشت داستان زندگیام را برایم بازگو میکرد صد افسوسای کاش خیلی وقت پیشها این حرفها را شنیده بودم اما...
اولای کتاب تونستم خیلی خوب باهاش ارتباط بگیرم چون خیلی خوب بود ولی نقطه ضعف بزرگی که توش میبینم اینه که خیلی سریع اخر کتاب تغییر جبهه میده و انگار دیگ همه چی خوب شده.
به هرحال کتابی بود که تونستم خیلی باهاش ارتباط برقرار کنم ولی اخرش میتونست بهترم باشه
با اینکه این کتاب، مستقیما کتاب موفقیت نیست ولی در کل خیلی روان و جذاب هست و ارزش خوندن داره. بخوبی چالشهای شخصیت کتاب در تغییر خود رو میشه حس کرد و همچنین غمها، اعترافها، خشمها و آرزوها به شکل روشنی نشون داده شده.
کتاب جالبی بود دقیقا زندگی ما تو دهه ۶۰ مطیع خانواده بودن. روی حرف معلم حرف نزدن همیشه سعی کنی بچه ساکت وخوبه باشی. تازه وقتی بزرگ شدیم فهمیدیم عزت نفس چی هست اعتماد به نفسی چی! ای کاش زودتر میفهمیدیم نه اینکه بهای سنگینی بابتش دادیم
بهترین عبارت کتاب از نظر من:
کمی طول کشید که زندگی یک درس مهم به من بدهد؛ اینکه امواج دریای پر تلاطم زندگی، مشکلات زندگی نیستند، بلکه خود زندگیاند. باید تن به آب زد، عاشق بود. کار ما آرام کردن دریا نیست، رقصیدن با موجهاست!
وقتی این کتاب رو خواستم بخونم خیلی ناراحت و عصبانی بودم و اتفاقی این کتابو دیدم اولش خندم گرفت از اسمه کتاب گفتم برای بچه هاست بیخیال ولی همینطور ک گذشت فکر کردم ک داستانه منو میگه و تمام گذشته و بچگیم از جلوی چشمام رد شد خیلیی عالی بود
اینجاست ک شاعر میگه: این کیه که شبیه منه و من نیستم منم... کتاب خیلی جالبی بود واقعا محیط و اطرافیان ادمای سمی چقدر میتونن رو ادم تاثیر گذار باشن من لذت بردم از خوندن کتاب.. مرسی کتابراه😊❤🖖
اگر شخصی هستید که انتخاب و اختیارهای زندگی به دست خودتون نبوده و بیشتر برای راضی نگه داشتن اطرافیانتان زندگی کردهاید تا برای خودتان
حتما این کتاب رو بخونید.
چقدر عالی بود. نوشته هاش جوری بود که حس میکردم خودم نوشتم. فقط به نظرم باید یه مقدار در مورد حل این مشکلات هم صحبت میکرد. مشکلات رو واقعا عالی بیان کرده بود ولی در مورد حلش چیزی نگفته
پر از کلمههای منفی: | آدما تو زندگی باید خودشونو به کلمههای مثبت نزدیک کنن و انرژی مثبت بگیرن نه اینکه سمت کلمههای منفی برن... خوندن چند تا موضوع اول این کتاب روانمو داشت بهم میریخت که دست کشیدم:)
کتاب فوق العادهای هستش، نویسنده خیلی خوب و قابل فهم، از نیروهای نامرئی کنترل کنندهی ذهن صحبت کردند؛ از دستها و نگاههایی که ناخوداگاه تو زندگی بیشتر ماها تاثیر گذاشتند و مسیرمون عوض کردند.
خیلی بد بود بنظرم
اصلا آنچه خیلیها تعریف وتحسین کرده بودند نبود
فقط ذهنیات نویسنده از خاطراتش بود
حقیقتا کسانی که دنبال مطالعه علمی هستند این کتاب اصلا ارزش خرید و وقت نهادن را ندارد
یکی از بهترین کتابها بود که تو عمرم خوندم دقیقا شرح حال زندگی تک تک ادمهاست.. آدم بزرگهای ترسناک ک دوس دارند به راه اونا ادامه بدیم بیاید راه خودمونو انتخاب کنیم حالا یا درست غلط ادامه بدیم
درود بر نویسنده
کتاب خیلی خوبی بود خیلی روشن منظور رو بیان کرده بود و اصلا حاشیه نرفت اصل مطلب رو شفاف بیان کرده بود و از اینکه حجم مطالب رو زیاد نکرده بود خیلی خوشم اومد.
یکی از بهترین و متفاوتترین کتابهایی که تا به حال در این زمینه خوندم. خیلی شیوه نوشتنش رو دوست داشتم و باهاش ارتباط برقرار کردم. ممنون از نویسنده خوب این کتاب
کتاب خاطرات تلخی که نویسنده در دوران کودکی داشته و افکاری که باعث مزاحمت و اذیت اون میشه رو بیان میکنه
ودریغ از کلمات و جملات مفید و مثبت
من توصیه نمیکنم
دنبال بهتر شدنش باش و هر جا که هستی بدون که کارت درسته. ایمان داشته باش به همه