کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین یکی از آثار پرفروش و کلاسیک در حوزهی خودیاری است. این اثر فلورانس اسکاول شین که مجموعهای از چهار کتاب بازی زندگی و راه و رسم این بازی، کلام تو عصای معجزهگر توست، درِ مخفی سعادت و قدرت نفوذ کلام است، با زبانی ساده و الهام بخش، خواننده را تشویق میکند تا با ایمان، کلام مثبت و تسلیم در برابر خداوند، از محدودیتها به سمت سعادت حرکت کند.
دربارهی کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
فلورانس اسکاول شین (Florence Scovel Shinn) تصویرگر، نویسنده و راهنمای معنوی آمریکایی، زندگی افراد بسیاری را با بیان حقیقتی ساده تغییر داده است. کافی است تصور کنید که زندگی یک بازی است و قواعدش نه تنها پیچیده نیستند، بلکه ساده، قدرتمند و قابل یادگیریاند. کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین (The Complete Works of Florence Scovel Shinn) مجموعهای از چهار کتاب این نویسنده، ما را به سفری معنوی در اعماق وجودمان میبرد.
اسکاول شین با قلبی مملو از ایمان و زبانی ساده و صمیمی به ما یادآوری میکند که ما معمار زندگی خود هستیم و ابزار اصلیمان هم، قدرت کلام، تخیل و باور است. کتابهای بازی زندگی و راه و رسم این بازی، کلام تو عصای معجزهگر توست، در مخفی سعادت و قدرت نفوذ کلام، هر کدام به شیوهای الهام بخش به شما راه و رسم زندگی را آموزش میدهد. کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین با ترجمهی محمدصدیق سپهری نیا در انتشارات گیوا به چاپ رسیده است.
کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین برای شما مناسب است اگر
- به دنبال کتابی میگردید که روحتان را لمس کند، ذهنتان را روشن سازد و زندگیتان را با معجزات روزمره پر کند.
- به کتابهای حوزهی خودیاری و موفقیت شخصی علاقهمند هستید و میخواهید دیدگاهی معنوی دربارهی جهان داشته باشید.
در بخشی از کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین میخوانیم
زنی در اوایل ماه جولای به من مراجعه کرد و از من خواست که برایش دعا کنم تا پیش از ماه آگوست پانصد دلار به دست بیاورد. من او را میشناختم و میدانستم که چندان دست بخشش و خیر ندارد. او با این رفتار خود راههای دریافت پول را میبست.
بعد از چند روز یکی از دوستانش او را به خانهی خود دعوت کرد و او نیز به ناچار پذیرفت. به من مراجعه کرد و گفت: «اصلاً قلباً راضی به این رفتن نیستم. این زن واقعاً اعصاب مرا بههم میریزد و مدام ترس این را دارم که نتوانم خودم را کنترل کنم. از تو میخواهم برایم دعا کنی که بتوانم خودم را کنترل کنم و در اولین فرصت از خانهاش خارج شوم.»
کلام تأکیدی را برای پانصد دلار تکرار کردیم. او بدون اینکه راضی باشد به خانهی دوستش رفت. چند روز آن جا بود و بعد تصمیم به برگشتن گرفت. دوستش از او خواست که باز هم بماند.
او وقتیکه به خانهی دوستش میرفت، بنا بر پیشنهاد من چند هدیهی کوچک برای دوستش و خانوادهی او خریده بود.
ماه آگوست نزدیک بود و او همچنان مجبور بود که در خانهی دوستش بماند و هنوز از پول هیچ خبری نبود.
درست در آخرین روز جولای با خود گفت: «شاید به اندازهای که لازم بوده بخشش نداشتم.» او با این فکر به تمام خدمتکاران انعام داد. فردای آن روز؛ یعنی روز اول آگوست میزبان مهربانش به او هدیهای داد. آن هدیه یک چک به مبلغ پانصد دلار بود.
بله. خداوند معجزاتش را زمانی به شما نشان میدهد که اصلاً انتظارش را ندارید.
بله

























