معرفی و دانلود کتاب بر پشت ببر
برای دانلود قانونی کتاب بر پشت ببر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب بر پشت ببر
این بار تاریخ را فاتحان ننوشتهاند. زولفو لیوانلی، نویسندهی مشهور ترکیه، کتاب بر پشت ببر را از زبان عبدالحمید دوم، پادشاه مخلوع عثمانی روایت کرده است. در این رمان تاریخی با پادشاه خودکامهای همراه میشویم که در مقام دفاع از خود برآمده؛ دفاعیاتی که میتواند قضاوت تاریخی خواننده را به چالش بکشد.
دربارهی کتاب بر پشت ببر
از نظر عبدالحمید دوم، پادشاه امپراتوری عثمانی، سرنوشت شاهزادهها بزرگ شدن بر پشت ببر است. این اصطلاح استعاره از قدرت بیمثال و چیرگی مطلق، حتی بر مخلوق قدرتمندی همچون ببر وحشی است. زولفو لیوانلی (Zulfu Livaneli) در کتاب بر پشت ببر (Kaplanin Sirtinda) به سراغ عبدالحمید رفته است؛ سیوچهارمین پادشاه عثمانی که با عصیان و انقلاب ترکان جوان از سلطنت خلع و به شهر سلانیک تبعید شد.
در رمان تاریخی بر پشت ببر، عبدالحمید تاریخ عثمانی را از دیدگاه خودش روایت و از خودش دفاع میکند. او با بیان خدمات، فعالیتهای عمرانی و دستاوردهایش در مقام تبرئهی خود برمیآید. زولفو لیوانلی بهخوبی به حوادث دوران عثمانی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میپردازد، مسائل سیاسی و اجتماعی را در قالب روایتی داستانی بازگو میکند و نشان میدهد زندگی مردم عادی در زیر سایهی یک پادشاهی دیکتاتوری چگونه میتواند شکل بگیرد.
روایت تاریخ در تبعید، از زبان عبدالحمید
زولفو لیوانلی برای نوشتن داستان بر پشت ببر از منابع تاریخی گوناگونی بهره برده است، اما این کتاب بیش از هر منبعی، بر پایهی خاطرات عاطف حسین روایت میشود. عاطف حسین پزشکی نظامی بود که در سالهای پایانی تبعید پادشاه عثمانی، هر روز برای معاینه به دیدار عبدالحمید میرفت. عاطف که خود از انقلابیون بود و از عبدالحمید دوم و اقدامات دیکتاتورمآبانهی او بیزاری داشت، پس از شنیدن روایتهای روزانهی پادشاه مخلوع، توانست وقایع کشورش را از زاویهای دیگر نیز ببیند و در برخی موارد، حق را به عبدالحمید بدهد.

در کتاب بر پشت ببر، حقایقی ناگفته از تاریخ عثمانی و اقدامات عبدالحمید دوم در دوران سیوسه سالهی حکومت او مطرح میشود. عبدالحمید دوم یک پاناسلامیست بوده و به شدت بر مقابله با غرب و فرهنگ غربی تاکید داشته است. او غیرمسلمانان را نادیده میگرفته و همین رویکرد، یکی از زمینههای خلع، تبعید او و در نهایت فروپاشی امپراتوری عثمانی شد.
اگرچه زولفو لیوانلی، به واسطهی خاطرات عاطف حسین، از این پادشاه شخصیت خاکستری ساخته است، اما همچنان بر این موضوع تاکید دارد که برخی اقدامات عبدالحمید مانند آنچه بر سر ارامنه آورد، قابل دفاع نیست. رمان بر پشت ببر توسط ایلناز حقوقی و در انتشارات نگاه به چاپ رسیده است. این کتاب برای خوانندگان ایرانی به دلیل مشابهت فرهنگی و تاریخی میتواند اثری جالب توجه و تاملبرانگیز باشد.
نکوداشتهای کتاب بر پشت ببر
- داستانی جامع و هیجانانگیز از عبدالحمید دوم، پادشاه مخلوع عثمانی و از امپراتوری در حال فروپاشی عثمانی. (پابلیشرز ویکلی)
- زولفو لیوانلی دورهی تاریخی چالشبرانگیز و پر باری را روایت میکند که در آن گذشته و آینده، انقلاب و زوال، رویاهای بزرگ و ناامیدیها در کنار هم وجود دارند. او خوانندگان را به سفری صمیمانه و بیطرفانه به دنیای ذهنی سالهای آخر امپراتوری عثمانی و پادشاه آن دعوت میکند. (علی یایجی اوغلو، دانشیار تاریخ، دانشگاه استنفورد)
- داستان بر پشت ببر، نقطهی عطفی در کارنامه زولفو لیوانلی محسوب میشود. او در این کتاب نگاهی متفاوت به دوران سلطان عبدالحمید دوم دارد و روایتی جذاب با سبک ادبی قابل توجهی از سلطان برکنار شده عثمانی خلق کرده است. (ایلبر اورتایلی، استاد تاریخ، دانشگاه گالاتاسرای و دانشگاه بیلکنت)
کتاب بر پشت ببر برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای تاریخی با محوریت تاریخ ترکیه علاقهمندید.
- دوست دارید تاریخ را از زاویهی دید شخصیتهای بحثبرانگیز و مغلوب ببینید.
- به رمانهایی علاقه دارید که مرز میان تاریخنگاری و ادبیات داستانی را کمرنگ میکنند.
- خواندن روایتهایی که قضاوتهای قطعی تاریخی را به چالش میکشند، برایتان جذاب است.
در بخشی از کتاب بر پشت ببر میخوانیم
پس از اینکه دکتر همچون جغدی شوم خبر ستارۀ دنبالهدار را به پادشاه داد او به خودش باورند که چنین چیزی نخواهد شد. شب چندین ساعت قرآن خواند و تسکین یافت. اما اخبار روزنامههایی که دکتر روز بعد به او نشان داد کافی بود تا پادشاه متوهم عقلش را از دست بدهد. شب پس از خوردن کمی خوراک کدو و ماست به اتاقش رفت. تسبیح کهرباییاش را به دست گرفت و با ذکر نام خدا کوشید سرگرم عبادت شود، اما نمیتوانست تمرکز کند. مدام مناظر ترسناک، آتش جهنم و سوختن و خاکستر شدن کوشک را در آتش تصور میکرد. یک بار روی تخت دراز کشید، لحاف را بر سرش کشید و سعی کرد کمی بیاساید. این تاریکی مضاعف قدرت تخیلش را دیوانهوار بالا برد و او را بیشازپیش آزار داد. از تخت بلند شد و به کنار پنجره رفت. چشم از آسمان تاریک برنمیداشت و سیگار پشت سیگار میکشید. قلبش بهتندی میتپید. مدام دنبال سرنخی از فلاکت آن شب میگشت. شاید یک درخشش یا روشنایی فجر. اگر قرار بود آن دنبالۀ بلند به زمین بخورد، مگر قبلش نباید یک روشنایی دیده میشد؟ اما آسمان تاریک بود. جز ستارههایی تکوتوک هیچ چیز دیگری دیده نمیشد. ناگهان احساس کرد عرق کرده است. زیر پوشش، موهایش و گردنش خیس از عرق شده بود. این شرایط برایش رعبآور بود. پناه بر خدا، اگر آن عرق روی بدنش سرد میشد، او را بیمار و بستری میکرد. انسانهای زیادی را دیده بود که از سرماخوردگی مرده بودند. سابقاً در این شرایط ترکیب ماست و بید را که نوکرش آماده میکرد به بدنش میمالید. فکر کرد افراد آن بیرون را صدا بزند. سپس چون نمیتوانست از تماشای آسمان دست بردارد، نظرش عوض شد. در روز قیامت اصلاً حرفی از سرماخوردگی میشود؟ اگر از آسمان آتش ببارد، چه کسی سرما میخورد؟ اگر در دنیای دیگر یا در روز محشر دهها هزار دستی که از او شاکی بودند یقهاش را بگیرند و از خدا عدالتجویی کنند، چه؟ گویی آن دستها آن جا باشند، گلویش را گرفت. در اتاق نیمهتاریک دستها میچرخیدند. دستهایی که از مچ به بعدشان پیدا نبود. دستان بریدۀ هزاران شورشی که برای پادشاه بلژیک فرستاده شده بود تا آنها را ببیند و خیالش راحت شود.
فهرست مطالب کتاب
یادداشت نویسنده
مقدمۀ مترجم
بخش اول
28 نیسان 1909: اولین شب تبعید به سلانیک _ بستنی در نیمهشب _ وهم همایونی _ لاتراویاتا
شب مادر وسوسه است _ ذهن آشفتۀ سلطان سابق _ شیخ ظافر _ ملکه ویکتوریا...
دلم سلانیک _ کازینوی الیمپوس آقای دکتر حسین _ عاقبت ستمگر _ نامه به معشوق
پرنسسهایی که گردنشان خشک شده بود _ چراغگازی _ پارکتها _ پلو ماست _ عطر توتون
سلاطین جوان مشکل بزرگ خلیفه را حل میکنند _ از محبت محمد گشت حاصل!
چشمان آبی آسمانی برادر بدشگون _ حمام سحرگاهی _ بینی همایونی _ بلای دمل
در آن هنگام در کاخ ییلدیز _ راز آقاها _ جواهراتی زیاد به اندازۀ شن ساحل _ عمر پادشاه دراز باد
خواستههایی مهمل _ تخم مار _ فرماندهای دلرحم _ اسامی ممنوعه _ رشتهفرنگی ییلدیز
روح پرنسس مُرده _ طوطی _ جناب پاستور
خطرات سلانیک _ حادثۀ دختر _ کنسولهایی که به قتل رسیدند _ سوگواری بهدارآویختگان
اَشکال داغ نهادن _ ترس کودک خردسال _ کاهو
تپش قلب دکتر _ امتحان خدا _ نخستین ورود به کوشک
اولین دیدار سلطان و دکتر _ عثمانیان جدید _ ارمنیان _ سوءقصد با بمب _ شاعر وطنی، نامیک کمال
افسران جوان کنجکاو _ کافر سرخ چگونه مردی است _ ارمنیانی که پس از مرگ ختنه شدند
یادداشتهای پنهانی دکتری که ناگهان مشهور شد
زنانی که کلافه شده بودند _ اپرایی در کاخ _ سِسیلای زیبا که زودبهزود حامله میشد
دستان مار _ جناب شرلوک _ ادارۀ ترجمه
مالیخولیا _ شاهزادۀ بدبختِ عروس قفقازی _ گاوهای داخل حیاط کوشک
خشم اتحادیونیِ دکتر _ معجزۀ هروئین _ بمبهای داخل کشتی _ ورود دکتر به حزبِ زیرزمینی
مزرعۀ ماهی در بغاز یخبسته _ به هچل افتادن
آرامشی که گاوها میبخشیدند _ آقایان اروپایی که بوی کلونیا میدادند _ ثروت گمشده
بابا ظریفی به خوابش میآید _ زنگهای خاموش نوئل
انتقام سلطان _ سیهبختی تازهعروس
فرمانده خوب _ دکتر بد
قیامتی که با ستارۀ دنبالهدار هالی برپا میشد
آسمان تاریک _ دستان یک جنازه
اعصاب متشنج کاخنشینان
مژدۀ بازگشت به استانبول _ سایهای که بر خوشحالی افتاد _ شاهزادۀ سوسیالیست
سوءقصد
مشفقه خانم
شیوع وبا در سلانیک _ مسیو پاستور _ باکتریولوژی شاهانه
کنجکاوی دکتر از نامههای عاشقانهاش پیشی میگیرد
خداوندگاری که محاکمه شد
بخش دوم
شاهزادهای جوان
عثمانیان در اروپا
والس استرائوس
انگلیس؛ ملکه ویکتوریا
نشان بند جوراب _ سرانجام تلخ مادام موزوروس
مشفقه خانم _ هروئین
بزرگترین راز سلطان: فلورا کوردیه
دلواپسی دکتر بیشتر میشود
جشنوارۀ دستهای بریده _ یادگیری اسلام از غرب
شبی عاشقانه در استانبول _ای زن، ای زن، مگر تو شوهر نداری؟
دستور تعجببرانگیزی که نیمهشب آمد
تدارکات خروج از سلانیک
و معجزۀ استانبول
خروج از کوشک _ الوداع سلانیک
افرادی که در کتاب بر پشت ببر اسامیشان برده شده
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب بر پشت ببر |
| نویسنده | زولفو لیوانلی |
| مترجم | ایلناز حقوقی |
| ناشر چاپی | انتشارات نگاه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 304 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-267-456-4 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان تاریخی خارجی |
























