معرفی و دانلود کتاب آخرین کودک
برای دانلود قانونی کتاب آخرین کودک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب آخرین کودک
همه میگویند آلیسا مرده است به جز برادر دوقلویش جانی که مصمم است تا به هر قیمتی که شده خواهرش را پیدا کند. کتاب آخرین کودک روایت جستوجوییست بیرحمانه و خطرناک، که جانی را به دل تاریکیها و رازهای مخفی شهر میکشاند. جان هارت در این اثر خیرهکنندهی خود که برندهی جایزهی ادگار آلن پو نیز شده، با مهارت، اتفاقات و تنشهای لحظهبهلحظه را با روانشناسی شخصیتها در هم میآمیزد و خواننده را تا آخرین صفحه در انتظار و هیجان نگه میدارد.
دربارهی کتاب آخرین کودک
در کتاب آخرین کودک (The Last Child)، نوشتهی جان هارت (John Hart) همهچیز از یک بعدازظهر معمولی شروع میشود؛ روزی که آلیسا مریمون، دختری دوازدهساله، از کتابخانه راه خانه را در پیش میگیرد و هرگز نمیرسد. شهر کوچک در شوک فرو میرود. پلیس جستوجو میکند، پوسترهایی از تصویر او پخش میشوند، شایعهها دهانبهدهان میچرخند و زمان بیرحمانه میگذرد و کمکم همه به این نتیجه میرسند که آلیسا مرده است. همه… جز یک نفر؛ برادر دوقلویش، جانی.
جانی باور نمیکند و یقین خاموش و سمجی تمام وجودش را در بر گرفته است. انگار چیزی درونش مدام زمزمه میکند که خواهرش هنوز نفس میکشد؛ وقتی بزرگترها دست از جستوجو میکشند، جانی خودش دست به کار میشود. او با نقشهای ذهنی به مکانهای ممنوعهی شهر پا میگذارد؛ مکانهای متروک، خانههای فراموششده و گوشههایی ناپیدا که رازهای شهر در آن دفن شدهاند... و هر سرنخ او را یک قدم به خطرهایی که در کمینش است، نزدیکتر میسازد.
جستوجویی از دل تاریکی
در این میان، کارآگاهی با نیتی نامعلوم پیدا میشود؛ تنها کسی که هنوز پرونده را رها نکرده است؛ مردی که میداند امید جانی هم میتواند نجاتبخش باشد، هم او را به کل نابود کند. در این میان همهچیز در هالهای از ابهام و سردرگمی قرار دارد تا وقتی که کودک دیگری هم ناپدید میشود... شهر یک بار دیگر به خود میلرزد. و جانی درمییابد که حقیقت ناپدید شدن خواهرش بیشک بخشی از چیزی بسیار بزرگتر، مهلکتر و تاریکتر است که تازه دارد خودش را نشان میدهد.
رمان آخرین کودک جهان جنایی را به قلمرویی میبرد که در آن روایت، شخصیت و فضا به یک سازوکار واحد تبدیل میشوند. جان هارت در این کتاب، داستانی میسازد که همزمان پیشبرنده، تأملبرانگیز و از نظر ساختار روایی دقیق است. او بهجای تکیهی صرف بر معما، تجربهای ادبی خلق میکند که خواننده را به درون ذهن شخصیتها و لایههای پنهان یک جامعهی کوچک میکشاند. هستهی داستان پیرامون گم شدن یک کودک شکل میگیرد، اما مسیر روایت خیلی زود از یک پروندهی پلیسی فراتر میرود و به بررسی واکنش انسانها در برابر فقدان، امید و انتظار میپردازد.
حقایق هولناک شهر
جان هارت با مهارت، شهر کوچک محل وقوع داستان را به یک موجود زنده تبدیل میکند. خیابانها، خانهها و جنگلهای اطراف شهر در خدمت روایت قرار میگیرند و هر کدام نقشی مشخص در شکل دادن به فضا دارند. آخرین کودک نمونهای دقیق از تلفیق ژانر جنایی با رمان روانشناختی است. روایت بهصورت تدریجی پیش میرود و هر فصل لایهای تازه به شخصیتها و روابط آنها اضافه میکند. معما در این داستان ابزاری است برای فهم عمیقتر انسانها، خلاها، دردها و کمبودهای درونیشان. جانی در این فضا رشد میکند و به شخصیتی تبدیل میشود که توانایی مواجهه با واقعیتهای دشوار را دارد، در حالی که هنوز ردپای کودکی در نگاهش باقی مانده است.
در سطحی گستردهتر، آخرین کودک تصویری از یک جامعه ارائه میدهد که افرادش به شیوههای مختلف با حقیقت کنار میآیند. برخی جستوجو میکنند، برخی صبر میکنند و برخی مسیر خود را ادامه میدهند. این تنوع واکنشها، رمان را از یک داستان خطی خارج میکند و به آن عمق اجتماعی میبخشد. جان هارت بدون قضاوت مستقیم، میدان را برای مشاهده و درک رفتار انسانها باز میگذارد.
آخرین کودک رمانی است دربارهی تداوم؛ تداوم جستوجو، تداوم امید و تداوم زندگی در شرایطی که پاسخها بهآسانی به دست نمیآیند. این کتاب تجربهای فراهم میکند که هم برای دوستداران ادبیات جنایی جذاب است و هم برای خوانندگانی که به روایتهای شخصیتمحور علاقه دارند. جان هارت با زبانی منسجم و روایتی مستقل، اثری خلق کرده که پس از بستهشدن کتاب، همچنان در ذهن خواننده به ماندن و تپیدن ادامه میدهد. این کتاب با ترجمهی محمود کامیاب از نشر قطره به انتشار رسیده است.
جوایز و افتخارات کتاب آخرین کودک
- برندهی جایزهی CWA Silver Dagger (خنجر نقرهای انجمن نویسندگان جنایی بریتانیا) 2009
- برندهی جایزهی CWA Ian Fleming Steel Dagger (دشنهی فولادی یان فلمینگ) 2009
- برندهی جایزهی Edgar Award for Best Novel (جایزهی ادگار برای بهترین رمان) 2010
- برندهی جایزهی Barry Award for Best Novel (جایزهی بری برای بهترین رمان) 2010
- نامزد جایزهی Anthony Award for Best Novel (جایزهی آنتونی برای بهترین رمان) 2010
- برندهی جایزهی کتاب سیبا 2010
نکوداشتهای کتاب آخرین کودک
- جان هارت با آخرین کودک، بهترین رمانش تا امروز، برندهی جایزهی ادگار شد و جایگاه خود را در کنار بزرگان این ژانر بهطور قاطع تثبیت کرد. (اسکول لایبرری ژورنال)
- نوشتهی جان هارت دستاوردی نادر است؛ تریلری گیرا و پرشتاب که با مهارتی ادبی و استادانه نوشته شده. این داستان را به همان اندازه که در دلتان احساس میکنید، در اعماق وجودتان هم حس خواهید کرد. (جفری دیور، نویسندهی The Bodies Left Behind)
- هارت داستانی چندلایه و چشمگیر از خانوادههای ازهمگسیخته و رازهایی که میتوانند مرگبار باشند میتند. (پابلیشرز ویکلی)
- جان هارت بار دیگر رمانی ظریف، وهمانگیز و ماندگار خلق میکند. شخصیتهای او عمقی احساسی دارند که بهندرت در آثار ژانری دیده میشود و نثر روان و تصویرسازش داستانها را از چارچوب ژانر فراتر برده و به قلمرو ادبیات جدی میکشاند. اثری که خواندنش برای همهی دوستداران داستان، در هر ژانری، ضروری است. (بوک لیست)
کتاب آخرین کودک برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای ژانر جنایی-روانشناختی علاقه دارید.
- از روایتهایی با فضاسازی قوی و تعلیق تدریجی لذت میبرید.
- برایتان مهم است کتابی بخوانید که جوایز معتبر بینالمللی دریافت کرده باشد.
- به آثاری علاقه دارید که پس از پایان، در ذهن و احساس شما باقی میمانند.
در بخشی از کتاب آخرین کودک میخوانیم
تا ساعت شش، اجساد را در کیسههای مخصوص گذاشته بودند. هانت روی تراس ایستاده بود، برانکاردهای پوشاندهشده با پلاستیک سیاه براقِ ناخوشایند از در خارج میشدند. به خیابان و حیاط نگاه کرد که زیر آسمان تاریک و دلگیرْ بیرنگ دیده میشدند. هنوز تا طلوع مانده بود، اما نزدیک بودنش را حس میکرد. نوری خاکستری نوک درختان آن طرف ریل را روشن کرده بود و آسمان مشرق بهوضوح حکایت از چیزی نو داشت. ماشینهای پلیس همهجا بودند، کج پارک کرده و خیابان را بسته بودند. ماشین تیم پزشکی کنار حیاط بود و درِ عقبش باز بود، انگار خمیازه میکشید. گروهی از خبرنگاران پشت نوار زرد ایستاده بودند، اما همهی حواس هانت به همسایهها بود. خیابان باریکی بود. خانههایی با زیربنای کم در کنار هم ردیف شده بودند. حتماً کسی چیزی میدانست. باید میدانستند. این طرف و آن طرف را نگاه کرد، پیرمرد سفیدپوستی با پیراهن زردشده و نوجوانی سیاهپوست با خالکوبی ناشیانه و لباس و قیافهی خلافکارها توجهش را جلب کردند. زنی را دید با صورتی پهن و سینههای آویزان و یک کودک در هر دستش. همسایهی دیواربهدیوار بود، اما ادعا کرده بود چیزی نمیداند.
چیزی نشنیده بود.
از چشمانش تنفر میبارید.
چیزی نشنیده بود.
یکی از مربیان سگهای جستجوگر از کنار خانه ظاهر شد، لباسهایش کثیف بود و قیافهای ناراحت داشت. سگ دورگه به پای مربیاش چسبیده بود. بدون آنکه پلک بزند، به کیسههای اجساد نگاه میکرد. زبانش از دهانش بیرون بود.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب آخرین کودک |
| نویسنده | جان هارت |
| مترجم | محمود کامیاب |
| ناشر چاپی | نشر قطره |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 566 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-2018-894 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |




















