هوش هیجانی ما بخشهای متفاوتی دارد و مهمترین و اصلیترین مؤلفهی آن خودآگاهی است. دانیل گلمن و تاشا یوریچ در کتاب خودآگاهی به تعریف دقیق این مفهوم پرداخته و مزایای رسیدن به خودآگاهی را برشمردهاند. رصد هیجانات و خودآگاهی به ما در بخشهای مختلف زندگی شخصی و حرفهای یاری میرساند و شانس موفقیت را دوچندان میکند.
دربارهی کتاب خودآگاهی
تمام رهبران موفق، علیرغم تفاوتهای زیادی که دارند در داشتن یک مؤلفه با یکدیگر مشترکند و آن خودآگاهی است. دانیل گلمن (Daniel Goleman) و تاشا یوریچ (Tasha Eurich) در کتاب خودآگاهی (Self-Awareness) که توسط انتشارات هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده، بهگونهای مختصر و مفید به مفهوم خودشناسی، خودآگاهی و هوش هیجانی پرداخته و ارتباط آن با موفقیت در زندگی و کسبوکار را بررسی کردهاند. تمرینهایی که این متخصصان برای بالا آوردن هیجانات پنهان ما ارائه کردهاند، کمک میکند در شرایط مختلف ارتباط با خویشتن را حفظ کنیم. چراکه چیزها همواره آنگونه که ما انتظار داریم پیش نمیروند و آمادگی برای تغییر، موضوعی است که از درون نشئت میگیرد.
مهارتهای هوش هیجانی شامل انگیزه، خودتنظیمی، همدلی، مهارت اجتماعی و خودآگاهی هستند. در کتاب خودآگاهی با معنای عمیقتر هریک از این مهارتها آشنا شده و نقش آنها در شکلگیری شیوهی زندگی و رفتارهای روزمرهمان را مطالعه میکنیم. بسیاری از مواقع ناکامیهای هیجانی ما ناشی از سرپوش گذاشتن بر آنها است. راهکاری که دانیل گلمن و تاشا یوریچ برای رهایی از تراکم افکار و احساسات دستوپاگیر پیشنهاد میکنند، نامگذاری هریک از آن افکار و احساسات است. بعد از آنکه بر هر فکر آزاردهندهای برچسب زدید، وجود آنها را بپذیرید و رفتهرفته بر اساس ارزشهای خود، بخشهای بهدردنخورش را دور ریخته و از بخشهای مفیدش بهره ببرید. این فرایند مسیر رسیدن به همان اصل برتر است که در این کتاب تحتعنوان خودآگاهی از آن یاد شده است.
در بخشهای پایانی کتاب دانیل گلمن و تاشا یوریچ به شرح انواع «خود» از منظر هیجانی پرداخته و نوع عملکرد آن اجزا را توضیح دادهاند. اگر به دنبال کتابی کوتاه و مفید در رابطه با خودشناسی و خودآگاهی هستید، این کتاب میتواند انتخاب مناسبی برایتان باشد.
کتاب خودآگاهی توسط نجیبه اکبرزاده امیردهی، نسیم براتی و مرتضی وجدانی امیری ترجمه شده و به همت انتشارات برگ و باد در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب خودآگاهی برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به افرادی که در پی خودآگاهی و رشد فردیاند، توصیه میشود.
در بخشی از کتاب خودآگاهی میخوانیم
با این حال، یکی از شگفتانگیزترین یافتههای تحقیق ما این است که افرادی که دروننگری میکنند، خودآگاهی کمتری دارند و رضایت شغلی و رفاه بدتری را گزارش میکنند. تحقیقات دیگر الگوهای مشابهی را نشان داده است. مشکل درون نگری این نیست که کاملاً بی اثر است؛ بلکه این است که اکثر مردم آن را اشتباه انجام میدهند. برای درک این موضوع، بیایید به رایجترین سوال درونی نگاه کنیم: "چرا؟ " وقتی سعی میکنیم احساسات خود را بفهمیم (چرا کارمند الف را خیلی بیشتر از کارمند ب دوست دارم؟)، یا رفتارمان (چرا در حین حرف زدن با آن کارمند از کوره در رفتم؟)، یا نگرش هایمان (چرا من اینقدر مخالف بستن این معامله هستم؟)
همانطور که مشخص است، "چرا" یک سوال خودآگاهی بسیار بی اثر است. تحقیقات نشان داده است که ما به سادگی به بسیاری از افکار، احساسات و انگیزههای ناخودآگاهی که در جستجوی آنها هستیم دسترسی نداریم. و از آنجایی که بسیاری از موارد خارج از آگاهی خودآگاه ما به دام افتاده است، ما تمایل داریم پاسخهایی را ابداع کنیم که احساس میکنیم درست هستند، اما اغلب اشتباه هستند. برای مثال، پس از یک فوران خشم نامعمول یک کارمند، یک مدیر جدید ممکن است به این نتیجه برسد که این اتفاق به این دلیل رخ داده است که او برای مدیریت مناسب نیست، در حالی که دلیل واقعی آن یک فشار قند خون آن کارمند بود.
در نتیجه، مشکل" چرا" پرسیدن این نیست که چقدر ممکن است اشتباه کنیم، بلکه مشکل اعتماد به نفس بیش از حدمان برای اطمینان از صحیح بودن گفتهمان است. ذهن انسان به ندرت به شیوهای منطقی عمل میکند و قضاوتهای ما به ندرت عاری از تعصب است. ما تمایل داریم به هر بینشی که مییابیم بدون تردید در اعتبار یا ارزش آنها ضربه بزنیم، شواهد متناقض را نادیده میگیریم و افکار خود را مجبور میکنیم تا با توضیحات اولیهمان مطابقت داشته باشند.
بله


























