دانیل گلمن در کتاب قدرت هوش هیجانی به شما میگوید خودآگاهی اولین مولفه هوش هیجانی است. خودآگاهی به معنای برخورداری از درک عمیقی از هیجانات، نقاط قوت، ضعفها و نیازها است. افرادی با خودآگاهی قوی، هرگز به طور افراطی انتقادگر نیستند و از آن سو نیز هیچگاه به طور غیرواقعگرایانه امیدوار نیستند. آنها با خود و دیگران صادق هستند. افرادی که از میزان خودآگاهی بالایی برخوردار هستند، درک میکنند که احساساتشان چگونه بر خود آنها، دیگران، و عملکرد شغلیشان تاثیر میگذارد.
عبارت هوش هیجانی یا مخفف غیر رسمی آن، EQ بسیار فراگیر و شایع شده و حتی در جاهایی که زمانی تصورش را هم نمیشد کرد، مانند انیمیشنهای مشهور تلویزیونی یا آثار هنری دنبالهدار در مجلات مشهور میتوان این مفهوم را به وفور مشاهده کرد. جعبه اسباببازیهایی را دیدهام که ادعا میکنند میتوانند EQ کودک را ارتقا بخشند؛ حتی آگهیهای شخصی برای آنها که میخواهند همسری برای خود پیدا کنند، EQ بالاتر را در بوق و کرنا میکنند.
مجله هاروارد بیزنس ریویو، هوش هیجانی را «ایده ساختارشکن و بسیار تاثیرگذار» و یکی از تاثیرگذارترین ایدههای مربوط به کسب و کار در دهه اخیر میداند.
بله

























در برخی قسمتهای کتاب، خیلی از فضای رهبری، مدیریت و نیازمندیهای آن فاصله میگیرد و برای جا انداختن مطلب، به توضیح مطالب تخصصی علم پزشکی و موادری این چنین میپردازد. شخصاً تمایل نداشتم و در قسمتها انقدر مطالب تخصصی غیر مرتبط را بخوانم.
اما در کل کتابی مفید بود که مطالب مفیدی در حوزه تعامل با کارکنان و کنترل فضای کار در اختیار خواننده قرار میدهد.