صحبت دربارهی تغییرات بدن و بلوغ برای بسیاری از والدین دشوار است، کتاب آموزشهای قبل از بلوغ برای دختران نوشتهی جسیکا گیلولی، یک راهنمای مفید برای این گفتوگوها است که با نکات عملی، داستانهای واقعی و توصیههای کاربردی، به والدین کمک میکند تا با فرزندانشان گفتوگویی صمیمی و سازنده دربارهی قاعدگی داشته باشند و نگرانیهای آنها را کاهش دهند. همچنین این کتاب به ایجاد اعتماد میان والدین و فرزندان کمک میکند.
دربارهی کتاب آموزشهای قبل از بلوغ برای دختران
آیا تا به حال فکر کردهاید چطور با فرزندتان دربارهی قاعدگی صحبت کنید؟ بسیاری از والدین ممکن است با این موضوع مشکل داشته باشند و ندانند از کجا شروع کنند. کتاب آموزشهای قبل از بلوغ برای دختران (Before she gets her period talking with your daughter about menstruation)، نوشتهی جسیکا گیلولی (Jessica B. Gillooly)، دربارهی همین موضوع نوشته شده است. این کتاب با راهکارهای خود به شما کمک میکند تا گفتوگویی صمیمی با فرزندتان داشته باشید.
هدف کتاب آموزشهای قبل از بلوغ برای دختران این است که والدین بتوانند اعتماد فرزندشان را جلب کنند و اطلاعات درست و مفیدی به او بدهند. جسیکا گیلولی از تجربههای خود به عنوان مادر و مشاور استفاده کرده و نکات مهم را در کتاب خود توضیح داده است. او معتقد است گفتوگو دربارهی قاعدگی نباید سخت یا ناراحت کننده باشد و حتی میتواند فرصتی برای تقویت اعتماد به نفس دختران باشد.
نویسنده به والدین یادآوری میکند که نقش آنها تنها انتقال اطلاعات نیست. حمایت، همراهی و فراهم کردن فضایی امن برای سوالات و نگرانیهای دختران میتواند تأثیر زیادی در شکلگیری نگرش آنها نسبت به بلوغ داشته باشد. این کتاب توسط انتشارات طلایه و با ترجمهی فریبا جعفری نمینی منتشر شده است و میتواند منبعی مفید برای والدینی باشد که میخواهند در تربیت دخترانشان نقش مؤثری ایفا کنند.
کتاب آموزشهای قبل از بلوغ برای دختران برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب آموزشهای قبل از بلوغ برای دختران برای والدین، مشاوران و مربیانی مناسب است که میخواهند درک بهتری از تغییرات جسمی و روانی دوران بلوغ دختران پیدا کنند. این کتاب به آنها کمک میکند تا گفتوگویی صمیمی با دخترانشان داشته باشند و به نگرانیهای آنها پاسخ دهند.
در بخشی از کتاب آموزشهای قبل از بلوغ برای دختران میخوانیم
یک هفته از تعطیلات تابستانىمان در کنار دریاچه مىگذشت. ماه آگوست بود و هوا در اوج گرما. من تنها ده سال داشتم و براى این که از گرما در امان باشم بیشتر وقت خود را در آب مىگذراندم. به یاد دارم که در آن تعطیلات از مادرم بسیار دلخور بودم زیرا مانند همیشه براى بازى و تماشا به ساحل نمىآمد و تمام وقت خود را در هتل مىگذراند. این دلخورى زمانى بیشتر شد که پدر تصمیم گرفت فردا به خانه برگردیم. بهشت تابستانىام ویران شده بود و من مىخواستم دلیل آن را بدانم. پدرم به خاطر شرم و یا از روى عادت همیشگى گفت: «از مادرت بپرس.»
مادر که درد در چهرهاش پیدا بود برایم توضیح داد که قاعده شده و گرماى زیاد هوا دردهاى او را چند برابر کرده است. مىدانستم قاعده شدن زنان به چه معناست، چیزهایى نیز درباره کرامپ و دردهاى قاعدهگى شنیده بودم اما فکر نمىکنم در آن سال چیز زیادى درباره قاعدهگى آموخته باشم. در واقع فکر نمىکردم این دردها بتوانند آنچنان زندگى کسى را مختل کنند که باعث شود تعطیلات رویایى مرا از هم بپاشد. مطمئن بودم مادرم دروغ مىگوید.
به درستى به یاد ندارم مادرم چه زمانى درباره قاعدهگى با من صحبت کرد اما برخى از چیزهایى را که مىگفت به خوبى به خاطر مىآورم. او شرح داد هر ماه یک بار بدن من براى آشیان کردن تخمکى که از تخمدان به سوى رحم مسافرت کرده است آماده مىشود. رحم جاى آشیان کردن تخمک است. تخمک با اسپرم بارور مىشود و پس از آن مىتواند رشد کرده و به شکل کودک درآید. (البته در آن زمان چیزى درباره مقاربت نمىدانستم و مادرم نیز چیزى در اینباره به من نگفت زیرا همان اطلاعات اولیه کافى بود تا مرا کاملاً شوکه سازد.)
بله






















