نقد، بررسی و نظرات کتاب نه حوا، نه آدم - املی نوتومب
4.1
124 رای
Hemmat .N
۱۴۰۵/۰۲/۱۰
162
سلام به دوستان عزیز و فرهیخته و عرض ادب به مدیران محترم «کتابراه» و سپاس از هدیه امشب آنها. کتاب «نه حوا نه آدم» از جمله آثاری است که دارای ابعاد و جنبههای مهم قابل بررسی است. کتاب پیش از آنکه یک اثر رمانتیک باشد یک اثر کلاسیک بشمار میآید که بازگو کنندهی فرهنگ کشوری مانند «ژاپن» است. نویسندهی کتاب اگرچه بلژیکی تبار است اما در ژاپن به دنیا آمده و تا ۵ سالگی خود را در این کشور گذرانده است اما بخاطر شغل پدر از این کشور مهاجرت کرده اما سالهای بعد بواسطه یک رابطه عاشقانه با جوانی ژاپنی مجدداً به این کشور باز گشته اما بعدها هم نامزد خود و هم ژاپن را ترک کرده است! این رابطهی عاشقانه نویسندهی کتاب با جوانی ژاپنی ماهیت و محتوای کتاب را به سوی «اتو بیوگرافی» یا خود_ زندگی نوشت سوق داده که باعث استقبال دوستداران فرهنگ و شیوههای قومی کشور ژاپن شده است. این ویژگی رویکرد جامعه شناختی کتاب را برجسته ساخته است. موضوع دیگر در بارهی اهمیت این کتاب دریافت جوایز مهمی از جمله: _ جایزه ادبی شاردون, جایزه بزرگ رمان آکادمی ادبیات فرانسه _ جایزه کتابفروشیهای ایالت «کٍبٍک» کشور کانادا و چندین جایزهی مهم دیگر است. نکتهی پایانی در بارهی نویسندهی کتاب این است که نویسنده کودکی خود را در ژاپن گذرانده و به گفتهی خود با ژاپن «نوستالوژی» بزرگی دارد. اما در کمال ناباوری او هم نامزد خود و هم ژاپن را برای همیشه ترک کرد و خوانندگان کتابش را با خاطرات ژاپن تنها گذاشت! با سپاس و پوزش همت نوری
«نه حوا، نه آدم» یک رمان کوتاه و روان از آملی نوتومب است که حالوهوایی نیمهاتوبیوگرافیک دارد و در توکیو میگذرد.
داستان دربارهی آشنایی و رابطهی آملی جوان با رینری، یک نوجوان ژاپنی، است؛ رابطهای که بیشتر از یک عشق معمولی، به کشف تفاوتهای فرهنگی و احساسی شباهت دارد.
نثر کتاب ساده، تند و خوشخوان است و خیلی زود خواننده را جلو میبرد.
از جذابیتهای اصلیاش نگاه دقیق به ژاپن و طنز ظریف و گاهی تلخ نویسنده است.
کتاب بیشتر بر فضا، حس و رابطهی دو نفره تکیه دارد تا روی حادثههای پرکشش.
همین باعث میشود برای بعضیها بسیار دلنشین و برای بعضی دیگر کمی کماتفاق به نظر برسد.
شخصیت آملی زنده و پررنگ است، اما رینری گاهی کمی دور و مبهم میماند.
اگر دنبال روایتی عمیق، کوتاه و سریعخوان دربارهی تنهایی، هویت و فاصلهی فرهنگی هستی، این کتاب انتخاب خوبی است.
اگر داستانهای پرتعلیق و پایانهای مفصلتر میخواهی، شاید کمی کوتاه به نظرت برسد.
در کل، کتابی خوشخوان، تأملبرانگیز و مناسب برای یک یا دو نشست مطالعه است.
داستان دربارهی آشنایی و رابطهی آملی جوان با رینری، یک نوجوان ژاپنی، است؛ رابطهای که بیشتر از یک عشق معمولی، به کشف تفاوتهای فرهنگی و احساسی شباهت دارد.
نثر کتاب ساده، تند و خوشخوان است و خیلی زود خواننده را جلو میبرد.
از جذابیتهای اصلیاش نگاه دقیق به ژاپن و طنز ظریف و گاهی تلخ نویسنده است.
کتاب بیشتر بر فضا، حس و رابطهی دو نفره تکیه دارد تا روی حادثههای پرکشش.
همین باعث میشود برای بعضیها بسیار دلنشین و برای بعضی دیگر کمی کماتفاق به نظر برسد.
شخصیت آملی زنده و پررنگ است، اما رینری گاهی کمی دور و مبهم میماند.
اگر دنبال روایتی عمیق، کوتاه و سریعخوان دربارهی تنهایی، هویت و فاصلهی فرهنگی هستی، این کتاب انتخاب خوبی است.
اگر داستانهای پرتعلیق و پایانهای مفصلتر میخواهی، شاید کمی کوتاه به نظرت برسد.
در کل، کتابی خوشخوان، تأملبرانگیز و مناسب برای یک یا دو نشست مطالعه است.
جالب به طور کلی. رفتار و فرار کردن اون خانم غیر منتظره نبود. کم نیستند روابطی یه طرف به خاطر اینکه طرف مقابل براشون زیادی خوبه به هم بخوره. البته من اینجا هیچ طرفی رو مقصر نمیدونم اون خانم قابل درکه چون: انسان ها معمولاً انتظار دارند که همه افراد، حتی کسانی که دوستشان داریم، دارای نقص هایی باشند. یک فرد کاملاً بی نقص ممکن است غیرواقعی به نظر برسد و باعث شه فرد احساس کنه طرف مقابل را به درستی نمی شناسه یا اینکه آن فرد در حال پنهان کردن چیزیه. نقص ها می تونند باعث شن افراد قابل دسترس تر و واقعی تر به نظر برسن. رابطه اونا اون شور و passion (کلمه ای که تو ذهنمه اینه و نمیدونم دقیقا چی ترجمه کنمش که منظورمو برسونم به معنی احساسات تند هست و معانی بیشتری هم داره) رو نداشت. در حالی که میدونیم خانما در عین امنیت طلبی، کمی هیجان هم در رابطه میخوان. از طرفی اون اقا رو هم مقصر نمیدونم. همانطور که اشاره شد فرهنگ ژاپن طوریه که افراد رو به طور شدیدی به فروتنی و آروم بودن سوق میده و غیر اون اصول بودن نوعی تابو هست (مثل Gyaru) و با گذر زمان شخصیت افراد هم کاملا با همون قوانین ترکیب میشه. اینکه رابطه اونها به جایی ختم نمیشد منطقی ولی ناراحت کننده بود.
با مطالعه هر کتاب دریچه ای تازه از جهان به روی شما گشوده می شود. این رمان خصوصا چون از نوع ثبت خاطرات جهانگردی و دیدگاه خاص نویسنده راجع به کشور ژاپن و آداب و رسوم این کشور است شاید به نوعی قابل توجه باشد ولی در انتقال فرهنگ اصیل ژاپن به نظرم کامل نیست. نویسنده فقط از دوستی و آشنایی خود با جوانی از طبقه خاص نوشته و کمتر در بطن جامعه حضور داشته است. در کوه پیمایی به همراه گروهی از مردم از اقشار مختلف هم راه خودش را رفته چه در مسیر رفت و چه در مسیر برگشت و تعاملی با دیگران نداشته و در ادامه خوی غربی که اصلا با شرقی ها سازگار نیست زیرا هیچ نوع تعهدی را پذیرا نیست هر چند به حق باشد و در پی آزادی مطلق بدون هیچ ملاحظه ای از ادامه رابطه پرهیز می کند و به وطن اصلی اش برمی گردد. شاید بتوان گفت که خواندن این کتاب خواننده را از این توهم که همسو شدن با فرهنگ کاملا متفاوت به راحتی شدنی است در می آورد و واقعیت را نمایان می کند. شکل ارائه داستان هم چیز جذاب و خارق العاده ای نداشت و صرفا بیان خاطرات به شکل سردستی بود و تعجب می کنم از استقبالی که میگویند جذب کرده و به نظرم فقط به کار فیلمنامه های هالیودی می آید. به هر حال مطالعه اش خالی از لطف نیست و شاید اگر خیلی وقتتان پر اهمیت نباشد می شود چند ساعتی سرگرم شد.
جزئیات زندگی تو ژاپن، از غذا خوردن تا رفتارهای اجتماعی، چنان بامزه و دقیق ثبت شدن که حس میکنی خودت اونجایی. رینری شخصیتی باورپذیر و دوست داشتنیه که آداب و کمرویی ژاپنیا رو به زیبایی نشون میده. یه نتیجه صادقانه: آدم میتونه عاشق تصور یه چیز باشه، نه خودِ واقعیتش. این کتاب برای هر کسی که تجربه عشق بینافرهنگی یا دلتنگی برای جایی رو داشته، عمیقاً ملموس و تأمل برانگیزه. ولی پایان داستان، خود نویسنده، یه خودخواهه که آخرش بیخودی فرار میکنه. ۲۰۰ صفحه عشق بازی درمیاره، میگه عاشقتم، بعد یهویی میگه نه بابا اشتباه کردم و میزنه به چاک. نه خبری از منطق، نه خبری از دل شکستن واقعی. پایانش ضدحال و ناامیدکنندهست. اگه عاشق ژاپنی، از سفرنامه و غذاش لذت میبری. اگه دنبال عاشقانه ی موندگاری، رد شو. امتیاز من: ۶ از ۱۰ (۲ نمره برای ژاپن، ۲ نمره برای ترجمه، ۲ نمره برای رینری و دوتا منفی واسه شخصیت نویسنده و پایانش).
کتاب نه حوا، نه ادم، اثر املی نوتوم، با ترجمه ای روان به فارسی برگردانده شده است و البته به خاطر پاره ای از مسائل! وفاداری به متن اصلی، نیز کمی فکر کنم برای مترجم دشوار بوده است😮🤔😉املی نوتوم، بانوی زاده ژاپن، به خوبی ژاپن و فرهنگش را توصیف می کند. آنقدر در کتاب نه حوا، نه آدم، از منابع و کتاب های دیگر، اطلاعات عمومی اش، مطلب می نویسد که خواننده ناگزیر به نگاه کردن پانویس و رفرنس نیست و البته که این برای من مفید و موثر بود. ژاپنی دوستان، از خوانش کتاب نوتوم لذت می برند و مخاطبان شناخت فرهنگ و تمدن دیکر اقوام، کتاب نوول کوتاه داستان نه حوا، نه آدم، را به راحتی و سریع پایان می دهند. روان، ساده، زیبا، بی تکلف (نه به اندازه ژاپنی ها؟!)، عاشقانه، زنانه بودنش، شاید شما را پای خواندن این داستان کوتاه از نویسنده بلژیکی اش املی نوتوم با نگارش جذابش نگه دارد و در نهایت با این حال شما به عنوان یک انسان در جستجوی معنا از سادگی و روان نوشته شده باشید.
با سلام و تشکر از دوستانم در کتاب راه که فرصت کتاب خوانی و مطالعه را برای همه فراهم کرده اند. بنظرم کتاب خوب و جالبی بود و ابعاد مختلفی داست از آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم یک کشوری شرقی و انواع غذاها و نوشیدنی و آشنایی با یک کشور با تمام دقت و سخت گیری ها در برگزاری مراسم های سنتی و عشق و عاشقی در فرهنگ ژاپنی و آشنایی با افسانه های مردم ژاپن و سادگی و صداقت مردم مشرق زمین و برابر عشق مردم مغرب زمین که چگونه با هم در تقابل هستند. البته نویسنده سعی می کند که به خواننده بقبولاند که داستان واقعی زندگی اش هست ولی وقتی خودش را در افسانه ها جایگزین می کند که برایش اتفاق افتاده و توانسته است پیروز از آن ها بیرون بیاید یک کمی با دنیای واقعی فاصله می گیرد. داستان نشان می دهد ببن عشق بازی و ازدواج که یک تعهد اخلاقی است فاصله زیادی وجود دارد و سعی کرده است که از این احساس طرف مقابل بیشترین استفاده را بکند و در آخر ره مقصود خود را بپیماید و پسر هم به راحتی این دوران پر خاطره را فراموش کرده و در پی عشقی دگر باشد. و عشق همچنان سرگردان باشد.
گویی با خواندن این کتاب، یک سفر فرهنگی و طبیعت گردی به ژاپن رفتم، نویسنده بدون اینکه باعث خستگی و از دست رفتن خط داستان شود، به زیبایی فرهنگ ژاپن، غذاها، آداب معاشرت و عشق را چاشنی داستانش کرده است. کتاب تا صفحه آخر جذابیت خود را ادامه میدهد و حس خوبی را به خواننده القا میکند. هیچکدام از رفتارهای اشخاص موجب قضاوت ذهنی خواننده نمیشود و به راحتی قابل هضم استچه عشق، چه جدایی و چه حتی بازگشت بی نتیجه، در بخشهایی که از زرتشت صحبت شده و نویسنده خود را یک زرتشتی مینامید حس خوبی القا میشدنگاهی نو به زرتشت، نگاهی توام با قدرت و احترام. در مجموع پیشنهاد میکنم این کتاب را مطالعه کنید واز کتابراه تشکر میکنم و امیدوارم سایر کتابهای این نویسنده خوش قلم و توانمند را ارایه کنند.
نویسنده چقدر زنده غذاها را توصیف می کند، انگار همان لحظه برایش اتفاق افتاده است. برای من جالب است که دختر به همه خوشی ها پشت پا می زند. آن هم در دهه ۹۰. واقعا آدم فکر می کند ما چه فکری داریم و بقیه مردم چه فکری. با خواندن نظرات دوستان به این فکر رسیدم که ما شرقی ها چقدر بیشتر خودمان را در قید و بند می آوریم تا غربی ها. برایم جالب است که اشاره ای به روابط جنسی نشده است. نحوه روایت داستان به نظر من خیلی جذاب و گیرا است و نمی دانم هنر ظریف مترجم است یا نویسنده هم دخیل است. این رمان گریزی به فرهنگ ژاپن داشت و من پسندیدم. همچنین نحوه جدایی در این داستان مرا به فکر فرو برد و من با نویسنده مخالفم اما چقدر آن پسر در عین کم سن و سالی پخته رفتار می کرد. در کل خواندن این کتاب را توصیه می کنم.
من هنوز کتابو نخوندم، فقط اومدم از کتابراه دوست قدیمی ومهربون مردم ایران برای هزارمین بارتشکرکنم، توشرایط سخت و ناآرام جنگی مثل یک دوست واقعی به مخاطبینش آرامش وامنیت هدیه میداد واقعا لذت بخشه وقتی کتابراهو باز میکنم و کتابهامو یکی یکی ورق میزنم و گوش میدم مثل یک خاطره ناب و قدیمی در ذهن همه ماندگارید، پایدار باشید تا همیشه🌷🌷🌷
تو این کتاب ما شاهد کشمکش عشق بین دو فرهنگ کاملا متفاوت و کشمکش خود نویسنده با هویت و استقلال شخصی هستیم. این سردرگمی که آدم تا کجا حاضره برای عشق از خودش کوتاه بیاد یا نیاد. اینکه در مورد جزییات غذا ها و رفتار های مردم ژاپن گفته میشه، حس خوبی به آدم میده. کسی که ژاپن براش جذابه این کتاب میتونه حالشو خوب کنه. یا مثلا وقتی که به تنهایی رفته بود کوهنوردی و اون تجربه هایی که به تنهایی بدست آورد خیلی ارزشمنده و حس زندگی منتقل میکنه🗻✨️. اما به نظر من گرفتن تصمیم به رفتن زیاد قابل درک نبود. یا میتونست موقع رفتن به پسره بگه که نمیخواد و پسره منتظر نمونه.
اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم. راستش این اتوبیوگرافی بیشتر و بهتر از هر منبعی ژاپن رو به من نشون داد. چقدر زبون ژاپنی جالبه و معنی اسامی و کلماتشون پر احساسه. نویسنده اشارههایی به آثار ادبی جهان و سایر نویسندهها میکنه که نشون دهندهی سواد بالا و مطالعات وسیع او هست. نگاهش به ازدواج و علاقهای که در قلبش به اون پسر داشت، برای من خیلی جالب بود. با این که خودم نگاه متفاوتی به عشق و ازدواج دارم، اما سعی کردم درکش کنم. درسته بلاتکلیف گذاشتن دیگران رو کار بسیار اشتباهی میدونم ولی به آدمهایی که هدف و مسیر مشخصی در زندگی دارند، احترام میذارم.
نصف روز تمومش کردم متنش گیرا و روون بود مدتها دنبال همچین رمانی می گشتم با اینکه ی نویسنده غیر ایرانی بود ولی تونستم با شخصیت ها ارتباط برقرار کنم بعضی کتابهای خیلی معروف مثل «دن آرام» به زور تا نصفه خوندم و دیگه گذاشتمش کنار ممنون از کتابراه که این هفته کتاب متنی هدیه داد واقعا عالی بود من اصلا رمان تلخ و تاریک و جنایی دوست ندارماین رمان یه طنز جدی داشتن طنزی که لودگی باشه بعضی جاهایش قهقهه میزدم و نمی تونستم جلو خندمو بگیرم منی که به زور میخندمو احساس میکردم باید دیگه نتونم خوب بخندم و گرنه سکته میکنم 😄
با تشکر از کتابراه بخاطر رایگان در اختیار قرار دادن این کتاب اما ارائه رایگان لزوما به معنای خوب بودن محتوا نیست سعی کنیم این موضوع تو کامنتی که مینویسیم اثر نگذاره چون برای خیلی از افراد از جمله خود من نظرات خوانندگان دیگه و رتبه کتاب تو انتخاب کتاب تاثیرگذاره، من این کتاب رو نپسندیدم چون انگار دفتر خاطرات یک نفر رو برداشتی و از وسط شروع کردی به خوندن، خط روایی منسجمی نداشت روند کند و تکراری بود، موضوع و هدف خاصی هم وجود نداشت و حتی از نظر من پیام خاصی هم به مخاطب منتقل نمیکنه.
کتابی خوب و سرگرم کننده بود، در مورد آشنایی مختصر با فرهنگ کشور ژاپن و خاطرات سال های زندگی نویسنده بلژیکی در آنجا. او زبان فرانسه را به یه پسر ژاپنی آموزش میده و عاشق هم می شوند ولی بدلیل اختلاف فرهنگی و ذاتی نمی تواند ازدواج را بپذیرد و آزادی را انتخاب می کند و دنبال رویاهایش میرود پسر هم براحتی فراموشش می کند و با شخص دیگر ازدواج میکند. یعنی اگر واقعا عاشق کسی باشی میشه به این راحتی ازش دست برداری؟ بنظرم پایان جالبی نداشت و برای یکبار خواندن خوب است.
از این جهت مورد توجه من قرار گرفت که یک حالت سفرنامه داشت و خب در اول مطالعه کتاب فکر میکردم باید یک رمان عاشقانه باشه ولی اون طور نبود بیشتر به تفاوت فرهنگ ها و دیدگاه ها و شخصیت ها پرداخته بود و چقدر خوب نویسنده از خود شناخت داشت و به نظرم چون یک زن بود و شجاعت و روح بزرگ و حس های لطیف زنانه را به خوبی شرح میداد و در عین حالی که زن را یک موجود بی دست و پا و بی عرضه نشان نداده بود بیشتر از هر کتاب استقبال کردم
نپسندیدم! به نظر من نویسنده سردرگم بوده و هیچ داستانی برای ارائه نداشته! کتاب شبیه مستند یا یک دفتر خاطراته. مثلا رومانه اما هیچ داستان اصلی و اساسی نداره. فقط رفتن و اومدن و خوردنه! و آخرش هم نتیجه گرفت که شرقی ها دنبال ازدواجن و غربی ها دنبال آزادی! خب این رو هم که همه می دونستیم!!! واقعا چرا این کتاب رو نوشته؟ خدا داند!
سلام. یه کتاب جالب از فرهنگ ژاپنی از دید یه اروپایی ژاپنی ها یه جورایی انگار از بقیه دنیا جدا افتادن. با آداب و رسوم خاصشان. فرهنگ منحصر به فردشون. اروپایی ها هم فرهنگشون بیشتر معرف حضور خواننده هاست. لذت بردن بدون قبول مسئولیت تقابل این دوتا جالب بود. پایان رمان هم جالب تر. خوندنش جالبه برای مایی که از یه فرهنگ دیگه هستیم.
نه آدم، نه حوا از املی نوتومب سفری است میان مرزهای هویت و انسانیت؛ جایی که نویسنده با نثر ساده و تلنگرهای فلسفی، پرسشهایی عمیق درباره بودن و معنا را پیش رو خوانندهاش میگذارد. رمانی کوتاه اما تاثیرگذار که بعد از پایانش، ذهن را همچنان درگیر می گذارد.
سپاس بابت این کتابهای هفتگی
سپاس بابت این کتابهای هفتگی
فقط از این لحاظ خوبه که مردم ما بفهمن چقدر این افراد تنها خودشون رو میخوان اگه این رابطه خیلی هم طول می کشید و پای ازدواج و تعهد پیش نمیومد همان طور سرخوش ادامه می داد و از اینکه آدم خوبی گیرش اومده کمال سواستفاده رو می کرد امیدوارم مردم ما که دارن کم و بیش به طرف این روش کشیده میشن زودتر تغییر مسیر بدن
من کتاب رو از آخر هفتههای رایگان کتابراه دریافت کردم. خیلی رمان خوبی بود. ترغیب شدم بقیه کارهای املی نوتومب رو هم بخونم. برای آشنایی بافرهنگ مردم ژاپن و اینکه نسل جوان ژاپن در اوایل دهه ۹۰ میلادی چطور زندگی میکردن خیلی کتاب مناسبی است. با خوندن این کتاب دلم خواست بتونم برم ژاپن و به قله فوجی صعود کنم.
کتاب درباره تجربه نویسنده از زندگی در ژاپن هست که در بستر داستان عاشقانه ای که تجربش کرده روایتش میکنه. دیدگاه کلی ای از کشور ژاپن میده وارد جزئیات نمیشه. کشش داستان متوسطه و نمیشه گفت همه می پسندن اگر به مطالعه درباره ژاپن و تجربه ی شخص خارجی ای که اونجا زندگی کرده علاقه مند هستین میتونه جالب باشه.
بی شک یکی از روانترین و دوست داشتنی ترین سفرنامه/بیوگرافی هایی بود که خوندم. با این کتاب سفری کوتاه، شیرین و شاعرانه به ژاپن داشتم که البته دلم می خواست مفصل تر بود. لحن و نوشتار نویسنده برام جالب بود و باعث شد برم و بقیه آثارش رو پیدا کنم بخونم. این کتاب می تونه تجربه شیرینی براتون باشه. خوندنش رو توصیه می کنم.
بسیار بسیار رمان بی سر و ته و بی محتوای بود. هیچ همذات پنداری با شخصیت اصلی نمیشه کرد. به نظر یه داستان کوتاه تک صفحه ای بود که یه دختر از کپر های سیستان بدون امکانات و تجربه بهتر میتونست بسطش بده. افتضاح بود و برام غیر قابل باور همچین کتاب ضعیفی در حدی جهانی بشه که یه مترجم وقت بزار این خزعبلات ترجمه کنه.
این داستان ها با این پایان بندی تا ابد تو خاطرم میمونه، انگار ی زندگی رو تجربه کردم باهاش خندیدم و گریه کردم و الان به پایانش رسیدم. اینجور پایان دادن به رابطه رو تا الان درک نکردم، برام سخته و حتی خوندنش باعث میشه جیگرم اتیش بگیره.. اما از زیبایی داستان چیزی کم نمیشه، خیلی دلنشینه.. مثل ژاپن.
کتاب روایتی درون نگر و فلسفی از هویت، زن بودن و انسان بودن در دنیایی پر از برچسب های اجتماعی است. نویسنده با نثری شاعرانه و تحلیلی مرز میان احساس، جنسیت و معنای وجود را به چالش می کشد. برای خوانندگانی که به دنبال آثار عمیق و فکری درباره استقلال و خودشناسی هستند، تجربه ای متفاوت و الهام بخش است
همیشه در مورد فرهنگ و رسوم کشورهای دیگر دوست دارم بخوانم که در این کتاب تا حدی به فرهنگ ژاپنی اشاره شده که کتاب را بسیار جذاب کرده مخصوصا که به صورت ریز و جزیی هر چند خلاصه و پراکنده در این کتاب اشاره شده از طرف دیگر احساس می کنم که کتاب سانسور شده هر چند نسخه اصلی به زبان اصلی را ندیده ام
