مریم زینالی و صدیقه گوزل در کتاب از پرسش تا بینش، منبعی جامع و ارزشمند در باب استفاده از روش پرسشگری سقراطی در رواندرمانی را به نگارش درآوردهاند. در این روش، پرسشهای درمانگر به مراجع کمک میکند تا احساسات منفی، افکار آزاردهنده، باورهای ناکارآمد و الگوهای مخرب خود را شناسایی و بازنگری کند. از جمله مطالبی که در اثر حاضر به آنها پرداخته میشود میتوان به تنظیم شدت چالش، نوع لحن و ایجاد حس همدلی اشاره کرد.
دربارهی کتاب از پرسش تا بینش
کتاب از پرسش تا بینش که توسط مریم زینالی و صدیقه گوزل نوشته شده است، تلاش میکند تا نحوه استفاده از گفتوگوی سقراطی را در بستر روشهای رواندرمانی مثل درمان شناختی رفتاری (CBT)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، طرحوارهدرمانی، درمانهای هیجانمحور و سایر رویکردهای معاصر شرح دهد.
نویسندگان عقیده دارند که این متد میتواند برای مقابله با مشکلاتی چون افسردگی، اضطراب، احساس بیارزشی و خودسرزنشگری کاربرد داشته باشد؛ به شرطی که بهجای مجموعهای از سوالهای مکانیکی و حفظی، بتوان آن را به روشی زنده و انسانی بدل کرد. بیماری که به مشاور مراجعه میکند، کولهباری از افکار و احساسات منفی و آزاردهنده را با خود حمل میکند و بدون برقراری ارتباطی انسانی، روش سقراطی به بازجویی یا بحثی منطقی تقلیل پیدا میکند.
آموزش گفتوگوهای سقراطی در رواندرمانی
کتاب از پرسش تا بینش، از یازده فصل تشکیل شده است. فصول ابتدایی، به ماهیت گفتوگوی سقراطی و نقش درمانگر در این روش میپردازند. این شیوه که نام خود را از فیلسوف بزرگ یونان باستان میگیرد، بر پایهی کشف حقیقت از طریق پرسشهای دنبالهدار بنا شده است. این موضوع به جلسهی مشاوره نیز انتقال یافته و باعث میشود که مراجع، از طریق سوالهای مشاور، به بینشی عمیق دربارهی خود رسیده که ماندگاری و تاثیر آن بیشتر از نصیحتهای درمانگر است.

کتاب از پرسش تا بینش توضیح میدهد که این روند، ملزم به همکاری و همدلی کامل درمانگر با بیماران خود است؛ او نه بهعنوان دانای کل و حلال مشکلات بیمار، بلکه بهعنوان تسهیلگر، به مراجع کمک میکند تا با افکار و احساسات خود روبهرو شود. البته این به معنای همدلی صرف یا همدردی مشاور با بیمار خود نیست؛ مشاور وظیفه دارد تا با ارائهی چالشهای متناسب، مراجع را در بازنگری افکار و باورهای خود راهنمایی کند.
درمان اضطراب، افسردگی و الگوهای فکری مخرب
کتاب از پرسش تا بینش مریم زینالی و صدیقه گوزل، در ادامه، افکار خودکار را بررسی میکند. درمانگر میتواند با استفاده از روش سقراطی، الگوهای فکری مخرب مثل تفکر همه یا هیچ، باورهای افراطی و فاجعهسازی که بیمار با قطعیت به آنها باور دارد را تبدیل به فرضیههای قابل بررسی کند. پس از اینکه مراجع نسبت به اعتقادات ریشهای خود انعطاف نشان داد، میتوان تفسیرهای دیگری از وضع او مطرح کرد و نشان داد که راههای دیگری برای برخورد با مشکلات هم وجود دارد.
از جمله چالشهای گفتوگوهای سقراطی که در کتاب از پرسش تا بینش به آنها اشاره میشود، میتوان به مقاومت مراجع، چالشهای زودهنگام و عقلانیسازی اشاره کرد. در عقلانیسازی، مراجع بهجای درگیر شدن با احساسات و هیجانات اصلی خود، تلاش میکند تا موضوع را صرفاً از طریق تحلیل منطقی برای خود توجیه کند. نویسندگان تاکید میکنند که برای رسیدن به موفقیت در استفاده از این نوع درمان، درمانگر باید میان کنجکاوی، همدلی و به چالش کشیدن مراجع، تعادل ایجاد کند.
خرید کتاب از پرسش تا بینش نشر وانیا را به تمامی علاقهمندان به کتابهای روانشناسی و درمانگرانی که قصد دارند از متد پرسشهای سقراطی برای درمان افسردگی، اضطراب و الگوهای فکری و رفتاری مخرب استفاده کنند پیشنهاد میکنیم.
کتاب از پرسش تا بینش برای شما مناسب است اگر
- روانشناسان و درمانگر هستید و قصد دارید تا از گفتوگوی سقراطی در جلسۀ مشاوره استفاده کنید.
- دانشجوی روانشناسی و مشاوره بوده و میخواهید با ابعاد فنی و کاربردی این تکنیک آشنایی بیشتری پیدا کنید.
در بخشی از کتاب از پرسش تا بینش: کاربرد گفتوگوی سقراطی در اتاق درمان میخوانیم
یکی از مهمترین مهارتهای درمانگر در CBT و گفتوگوی سقراطی، توانایی استخراج افکار خودکار از دل روایت مراجع است. مراجعان معمولاً با «احساس»، «داستان» یا «شرح اتفاق» وارد جلسه میشوند، نه با افکار شفاف و مستقیم. آنها میگویند: «خیلی حالم بد شد.» «اعصابم خورد شد.» «کلاً احساس کردم نابود شدم.» «از اون موقع دیگه انگیزه ندارم.»
اما آنچه در درمان شناختی اهمیت دارد، فقط خودِ اتفاق یا هیجان نیست؛ بلکه فکری است که میان رویداد و واکنش هیجانی قرار گرفته است. مشکل اینجاست که افکار خودکار معمولاً بسیار سریع، عادتگونه و ناهشیار هستند و مراجع اغلب متوجه آنها نیست. به همین دلیل، درمانگر باید بتواند از دل روایت، آن فکر پنهان را بیرون بکشد.
در واقع، درمانگر سقراطی مثل کسی عمل میکند که پشت جملههای هیجانی یا توصیفهای کلی، بهدنبال «معنایی» میگردد که ذهن مراجع ساخته است.
برای این کار، معمولاً درمانگر از سؤالهایی استفاده میکند که کمک میکنند لحظه تجربه دوباره فعال شود:
«وقتی این اتفاق افتاد، دقیقاً چه چیزی از ذهنت گذشت؟»
«آن لحظه بدترین معنای این اتفاق برای تو چه بود؟»
«وقتی این را دیدی/شنیدی، درباره خودت چه فکری کردی؟»
«اگر بخواهی آن فکر را در یک جمله بگویی، چه میگویی؟»
بله

























