شعر چیست و چه میخواهد؟ با خواندن کتاب نظریههای شعر مدرن ترجمه و تألیف مسعود فرهمندفر و سامان طاهری، پاسخ به این پرسش از سطح یک تعریف ساده فراتر رفته و تبدیل میشود به سفری در تاریخ تحول زبان، تخیل و نسبت شاعر با جهان. چهرههای برجستهی جهان شعر در این کتاب، هر یک با رویکردی متفاوت، میکوشند معنای تازهای برای شعر بسازند و حدود آن را از نو تعیین کنند.
دربارهی کتاب نظریههای شعر مدرن
اگر دغدغهی شما شعر باشد، از همان ابتدا متوجه میشوید که کتاب نظریههای شعر مدرن انتشارات مروارید، صرفاً مجموعهای از دیدگاهها برای تعریف شعر نیست؛ بلکه نقشهای فکری از دگرگونیهای بوطیقای غرب است. مسعود فرهمندفر و سامان طاهری با گردآوری و تحلیل نظریات شاعران و منتقدان بزرگ، نشان میدهند که شعر مدرن چگونه از دل بحرانهای تاریخی، تحولات فلسفی، پیشرفتهای تکنولوژیک و کشفهای روانشناختی سربرآورده است.
اولین شاعری که در کتاب نظریههای شعر مدرن گردآوری مسعود فرهمند و سامان طاهری با آن مواجه میشویم، جرارد منلی هاپکینز است؛ نقطهی آغاز منظومهای که نویسندگان برای فهم شعر مدرن ترسیم میکنند. ورود هاپکینز در این مسیر تصادفی نیست؛ زیرا او یکی از نخستین شاعرانی است که به طور جدی از قالبهای سنتی فاصله میگیرد و نشان میدهد شعر میتواند ریتم، موسیقی و ساختار درونی جهان را نه از بیرون، بلکه از درون خودش استخراج کند.
نظریههای شعر مدرن؛ از نماد تا تصویر ناب
پس از آن نوبت به مکتب سمبولیسم یا نمادگرایی میرسد. چهرهی مطرحی چون ویلیام باتلر یِیتس، در اینجا وارد صحنه میشود و چشمانداز تازهای برای فهم شعر مدرن میگشاید. در نگاه این شاعر، استعارههای معمولی دیگر در شعر مدرن جایگاهی ندارند و شاعر باید بیش از پیش به سمت مکاشفه برود. همچنین به باور او، نماد اگر درست به کار رود، میتواند پلی میان روح انسان و حقیقتهای ازلی باشد؛ حقیقتهایی که در جهان روزمره پنهاناند و تنها از طریق زبان شاعرانه آشکار میشوند.
تی اس الیوت که با نظریهی سنت و قریحهی فردی، یکی از چرخشهای فکری شعر مدرن را رقم میزند. او در کتاب نظریههای شعر مدرن، بهعنوان شاعری معرفی میشود که میکوشد جایگاه شاعر را از سطح بیان شخصی به سطح آگاهی تاریخی برساند. در کنار او، شاعران دیگری مانند ازرا پاوند، ارنست فنولوسا و اِیمی لوئِل وارد بحث میشوند و هر یک با رویکردی متفاوت، مسیرهای تازهای برای فهم شعر مدرن ترسیم میکنند.
شعر ایماژیستی ازرا پاوند و شعر جهندهی مایاکوفسکی
ازرا پاوند با تأکید بر تصویر ناب، ارنست فنولوسا با نگاه عینیت گرایانه به زبان و اِیمی لوئِل با تلاش برای تثبیت اصول ایماژیسم، نشان میدهند که مدرنیسم مجموعهای از صداهای متنوع است؛ صداهایی که هر کدام بخشی از چهرهی جدید شعر را میسازند. اما جریان روندهی شعر مدرن به سمت فتوریسم و انفجار زبان میرسد.
در این نقطه، نویسندگان توضیح میدهند که مدرنیسم، پس از عبور از تصویر ناب پاوند و نگاه عینی فنولوسا، به مرحلهای میرسد که زبان باید با جهان صنعتی هماهنگ شود؛ جهانی که پر از ماشین، سرعت، نور، صدا و حرکت است. اینجاست که ولادیمیر مایاکوفسکی وارد کتاب میشود؛ چهرهای که اوج گسست سنت را نمایندگی میکند. در نگاه او، زبان باید بجهد، نحو باید بشکند، ضمیر من باید حذف شود و شعر باید با شتاب جهان مدرن هماهنگ شود.
تعریف شعر و جایگاه آن در زمانهی اضطرابهای بنیادین
اما مگر همیشه این سرعت مایهی شگفتی باقی میماند؟ این توصیفها برای عصر دگرگونی کافیاند؛ اما کتاب نظریههای شعر مدرن نشان میدهد که مدرنیسم فقط ستایش سرعت نیست؛ بلکه آگاهی از فرسایش آن نیز هست. شاعر مدرن پس از تجربهی شتاب، باید به لایههای زیرین جهان مدرن نگاه کند؛ به اضطراب، گسست، تنهایی و ترسهای وجودی که پشت این سرعت پنهان شده است. این همان نقطهای است که مدرنیسم وارد قلمرو آگاهی تلخ و پیچیدهی انسان مدرن میشود؛ قلمرویی که بعدها در کار الیوت، ییتس و حتی سورئالیستها ادامه پیدا میکند.
با خرید کتاب نظریههای شعر مدرن انتشارات مروارید و خواندن بیوقفهی آن، هم با گسترهای از دیدگاههای متنوع روبهرو میشوید و هم با مسیر تاریخیای که شعر طی کرده تا از قالبهای سنتی جدا شود و به زبان پیچیده، چندلایه و گاه متناقض عصر مدرن تبدیل گردد. این کتاب نشان میدهد که شعر مدرن نه یک تعریف واحد دارد و نه یک مسیر خطی؛ بلکه حاصل برخورد جریانهای فکری، فلسفی، روانشناختی و هنری است که هر کدام بخشی از چهرهی امروزین شعر را میسازند.
کتاب نظریههای شعر مدرن برای شما مناسب است اگر
- بهعنوان یک شاعر یا منتقد ادبی، میخواهید بنیادهای فکری مدرنیسم را بشناسید و بدانید هر مکتب چگونه زبان و ساختار شعر را دگرگون کرده است.
- در حال مطالعهی مکاتب ادبی جهان هستید و میخواهید سیر تحول شعر را از نمادگرایی تا ایماژیسم و فتوریسم دنبال کنید.
- به تاریخ شعر مدرن علاقه دارید و میخواهید بدانید هر مکتب چگونه بر دیگری اثر گذاشته است.
در بخشی از کتاب نظریههای شعر مدرن: منتخب مهمترین نوشتههای شاعران غرب میخوانیم
در این یکی دو سال اخیر، علاقۀ گستردهای که در جاهای مختلف به شعر دیدهام، مرا واقعاً شگفتزده کرده است. درعینحال، سردرگمی بسیاری از مردم در برخورد با آثار شاعران مدرن برایم جالب و تا حدی عجیب بوده است. نامههای زیادی دریافت کردهام که در آنها از من خواسته شده شعر مدرن را توضیح بدهم یا روشنتر کنم. به همین دلیل، این مقاله را نوشتم: پاسخی باز و مستقیم به همین پرسشها و دغدغهها. لازم به ذکر است که من نمیتوانم سخنگوی همۀ شاعران مدرن باشم؛ من فقط میتوانم نظر خودم را بیان کنم. پس آنچه در ادامه میآید، چیزی نیست جز نگاه شخصی من به جریانهای تازۀ شعر؛ نه حکمی قطعی، بلکه برداشت و تأملی فردی دربارۀ آنچه این روزها در شعر روی میدهد.
شعر از دو مولفۀ «بینش» و «واژه»، به نسبتهای گوناگون، ساخته میشود. اگر بینش سست باشد، آن را وهم میخوانیم. اگر بینش غالب باشد و به شعر رنگوبوی خاصی بدهد، آن را تخیل مینامیم. اگر بینش نیروی محرک اصلی باشد، آن را الهام میخوانیم. روشهای بیشماری وجود دارد که بهواسطۀ آنها میتوان بینش و واژگان را در هم آمیخت و تغییرات عظیمی در شعر ایجاد کرد. نکتۀ مهم این است که شعر بدون بینش، شعر نیست، چه بهصورت نظم نوشته شده باشد و چه بهصورت نثر. تفاوت قابلتوجه وزنِ شعر در ملل و حتی ادوار مختلف صحتِ این نکته را نشان میدهد. همین موضوع است که بسیاری از مردم را سردرگم کرده و آنان را واداشته است تا بهدنبال نامی باشند برای نوشتههایی که نه شعرند و نه نثر.
اشعار را میتوان به چهرۀ انسانها تشبیه کرد که در عین پذیرش تفاوتهای ظریف بسیار، همواره سیمای انسانی خود را حفظ میکند. پس شعر، با آنکه میتواند هزار چهره به خود بگیرد، درنهایت همان شعر باقی میماند.
بله

























