کتاب شیاطین و قدیسان
برای دانلود قانونی کتاب شیاطین و قدیسان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شیاطین و قدیسان
داستان کتاب شیاطین و قدیسان، اثر ژان باپتیست آندرهآ، نویسندهی برندهی جایزهی گنکور، با پیرمردی آغاز میشود که در فرودگاهها و ایستگاههای قطار، بارها و بارها یک قطعهی ثابت را با مهارتی خیرهکننده روی پیانو مینوازد. با وجود پیشنهادهای فراوان برای برگزاری کنسرت یا دریافت کمک، هیچکدام را نمیپذیرد و تنها از انتظاری طولانی سخن میگوید؛ انتظار برای آمدن رز. دختری که در سالهای جوانیاش، همچون روزنهای از نور، تاریکترین روزهای زندگی او را روشن کرده بود.
دربارهی کتاب شیاطین و قدیسان
ژوزف فقط شانزده سال داشت وقتی که والدین و خواهرش را در یک سانحه هوایی از دست داد. در پی این اتفاق او را به یک مدرسه شبانهروزی مذهبی در کوههای پیرنه فرستادند؛ به پرورشگاه فراموششدهای که کشیش غیرقابلتحملی آن را اداره میکرد. ژان باپتیست آندرهآ در داستان عاشقانه شیاطین و قدیسان طنز تلخی را به بازی میگیرد که روزهای شخصیت اصلی ما، ژوزف را در پرورشگاه به تصویر میکشد. او در این رمان فرانسوی مبارزه برای رهایی را از دیدگاه نوجوان غمزدهای روایت میکند که به جز رؤیا و تخیل ابزار دیگری برای نجات خود از تنهایی ندارد.
رمان عاشقانهی شیاطین و قدیسان (Devils And Saints) به قلم ژان باپتیست آندرهآ (Jean-Baptiste Andrea) روایتگر جوانهی عشقی است که از خاک ملالانگیز زندگی ژوزف در پرورشگاه سر برمیدارد. ژوزف که برای خروج از این مکان نفرتانگیز به هر دری میزند، قرار است به دختر جوان و زیبایی به اسم رز پیانو یاد دهد؛ اما کلاس پیانو به رشتهی محکمی تبدیل شده و قلب دو جوان را به هم گره میزند.

رز؛ نوری در پایان تونل رمان شیاطین و قدیسان
عشق رز و همراهیاش با ژوزف در کتاب عاشقانه شیاطین و قدیسان به او کمک میکند تا به نقشهای که برای فرار از پرورشگاه دارد بیشازپیش بالوپر دهد. به مرور به جز او چند نفر دیگر هم به این نقشه ملحق میشوند و فرار مضحکی را برنامهریزی میکنند که ممکن است به قیمت جانشان تمام شود؛ هرچند آزادی از یتیمخانه برایشان ارزش این خطر را دارد. حال اما ژوزف نمیداند که فرار ممکن است برای همیشه او را از رز جدا کند.
مواجههی ژوزف با زندگی در پرورشگاه و هر یک از شخصیتهای آن افکار متفاوتی را در ذهن ما قلقلک میدهد؛ از بگومگوهای او با کشیش بدخلق گرفته تا تعاملات عجیب با دوستان غیرعادیاش. تمام اینها کلافی را شکل داده که درعینحال که لبخند به لبتان میآورد، رنگی از غم را هم به همراه دارد و همین ظرافت دوستداشتنی است که به قلم ژان باپتیست آندرهآ جذابیتی مثالزدنی میبخشد.
همچنین نویسنده با انتخاب زاویه دید اول شخص برای روایت این داستان کوتاه عاشقانه، هوش بالای خود در قصهگویی را نشان میدهد. این انتخاب سبب شده تا درک احساسات ژوزف و مشکلاتی که با آنها دستوپنجه نرم میکند برای ما هم جذابتر شود و هم تأثیرگذارتر.
ترکیب عشق، موسیقی و ادبیات فرانسه
بسیاری از منتقدان، ژان باپتیست آندرهآ را نفسی تازه دمیده در کالبد ادبیات معاصر فرانسه میدانند. او در این کتاب هم مانند سایر آثارش با زبانی روان و شاعرانه، رشتههایی از هنر، موسیقی، عشق و تلاش برای جستجوی هویت را به یکدیگر میبافد. او دربارهی نوجوانان مینویسد ولی نه برای نوجوانان؛ انگار که بخواهد یاد روزهای زلال کودکی و جوانی را در دل بزرگترها زنده کند.
خرید کتاب شیاطین و قدیسان (با عنوان اصلی Des Diables et des Saints) ما را با ژوزف همراه میکند تا بار دیگر معصومیت عشق را لمس کنیم. عشقی از دست رفته که در جوانی نجاتدهنده است و در پیری، بار مضاعفی بر قلب ناتوان. نویسنده در این کتاب جسورانه داستانی متفاوت را از عشق، رفاقت و غلبهی خوبی بر بدی روایت میکند و ما را به تأمل وامیدارد تا شاید بعد از مدتها سری به کودک درونمان بزنیم.
این رمان عاشقانهی فرانسوی را انتشارات رایبد با ترجمهی اصغر نوری منتشر کرده است.
کتاب شیاطین و قدیسان برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات فرانسه و به ویژه ادبیات معاصر این کشور علاقه دارید.
- وقت کمی برای مطالعه دارید و به دنبال کتابهایی هستید که کوتاه ولی پرمعنا و جذاب باشند.
- خواندن رمانها و داستانهای عاشقانه را دوست دارید.
- به هنر و موسیقی علاقه دارید و از غرق شدن در کتابهایی که با این دو پیوند محکمی دارند، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب شیاطین و قدیسان میخوانیم
ساعت اهمیت خودش را دارد. آبوهوا هم همینطور. از پاریس تا تولوز با قطار رفتیم، به همراه یک کارمند سازمان حمایت اجتماعی، مرد کچلی که بوی گلکلم میداد، با لَکهای زیر بغلش. بعد، اتوبوسی که خراب شد و نصفهشب به تارْب رسید. آنجا، گلکلم ما را سپرد دست دو ژاندارم که باید میبردندمان به کنفن.
همسفرم پسری بود که نمیشناختمش. کمی بزرگتر، شاید شانزدهساله. خیلی قدبلند - تقریباً یک متر و هشتاد - خیلی لاغر، با موهای کوتاه سیخسیخی، صورتش جوانۀ سبیلی را به رخ میکشید که حسابی سیاه بود و تحسین برمیانگیخت. لال نبود، اما در همۀ عمرش فقط دو کلمه از او شنیدم، آن هم خیلی بعدتر. ژاندارمها از علامت بینالمللی استفاده کرده بودند، با زدن انگشت اشاره به شقیقه، روبهراه نیست.
یک چمدان چرم مصنوعی را با خودش میکشید که نتوانسته بودند از دستش بگیرند، چون بنا گذاشته بود به ناله. چمدان کل صندلی عقب را گرفته بود. روی چمدان، یک الاغ پشمیِ کهنه با چند دور نخ محکم بسته شده بود. حیوان با خِرخِری نَمدی داشت جان میداد، زبان قرمزش آویخته، دلورودۀ کرکیاش بیرونزده از زخم شکم. با اینهمه آویزانِ زندگی بود، و مومو آویزان او.
مومو، اسم همسفرم همین بود، با خط خرچنگقورباغهای روی برچسبی چسبیده به دستۀ چمدان. فقط مومو. پشت برچسب نوشته بود «هتل انترکنیننتال اُران». مومو با پسری که ته خیابان ما زندگی میکرد مو نمیزد، تنها خانوادۀ غربتی محله. خانوادهای همیشه سرخوش، همیشه غمگین، پرسروصدا، که دست به هر کار جلفی میزدند تا جذاب بهنظر برسند. خانم فورنیه میگفت تقصیر آنهاست که قیمت زمین آمده پایین.
ژاندارمها مهربان بودند. کمی قبل از لورد، توی یک رستوران جادهای نگه داشتند تا برایمان سیبزمینی سرخکرده بخرند. هنوز هم وقتی ژاندارم میبینم، دلم سیبزمینی سرخکرده میخواهد و بعد میخواهم بغلش کنم. دوباره که راه افتادیم، توفانی آخرالزمانی بهپا شد. خشمی کتابمقدسی، علیه من شاید. بهزحمت جلو میرفتیم. ژاندارمها سر این بحث میکردند که برگردیم یا ادامه بدهیم. «ادامه بدین.» از آن طرف بیسیم، رئیسشان حق انتخاب بهشان نداد - نمیخواست خودش را با دو نوجوان گرفتار کند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شیاطین و قدیسان |
| نویسنده | ژان باتیست آندره آ |
| مترجم | اصغر نوری |
| ناشر چاپی | انتشارات رایبد |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 256 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-1339-31-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه خارجی، کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |

























