کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک، راهنمایی کاربردی در زمینهی درمان سوماتیک به قلم مانویلا میشکه ریدز است که 125 تمرین برای درمان تروما و استرس را شامل میشود. نویسنده که بیش از بیست و پنج سال سابقهی روان درمانی بالینی داشته در این اثر به روان درمانگران و علاقهمندان نشان میدهد که چگونه با درک رابطهی میان ذهن و بدن میتوان، به نتایجی ملموس و قابلتوجه در جلسات درمانی دست پیدا کرد.
دربارهی کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک
ممکن است گاهی نسبت به تنشهای روانیمان آگاه نباشیم اما بدنمان هیچگاه آنها را فراموش نمیکند. سوماتیک درمانی، با پیشفرض گرفتن ارتباط تنگاتنگ میان ذهن و بدن، راهکارهایی برای درمان دردهای روانتنی ارائه داده که در کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک (Somatic Psychotherapy Toolbox) به قلم مانویلا میشکه ریدز (Manuela Mischke-Reeds) به آنها پرداخته میشود.
مخاطبان اصلی این کتاب درمانگرانی هستند که میخواهند با تکنیکها و ملاحظات اخلاقی درمان سوماتیک آشنا شوند. هر فرد بنا بر ویژگیهای شخصیتی و وضعیت روحی و جسمیاش، نیازهای منحصربهفرد دارد. از این رو، مانویلا میشکه ریدز، گزینههای متنوعی برای مسائل مخاطبان ارائه کرده و مانند یک جعبهابزار، آنها را به شکلی کاربردی دسته بندی کرده است.

125 تمرین برای درمان تروما و استرس
در جلسات روان درمانی، بسیار پیش میآید که با مراجعانی مواجه باشیم که با انواع بیماریهای جسمیای دست به گریبان باشند که پزشکان توجیهی برای به وجود آمدن آنها پیدا نکردهاند. تمرینات بدنی سوماتیک به این دسته از مراجعان کمک کرده تا با احساسات حبس شده در بدن خودشان مواجه شده و راهی برای شفای روحی و جسمی خود پیدا کنند. در کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک تکنیکهایی برای ساختن این فضای امن در دسترستان قرار میگیرد.
راهنمای روان درمانگران در سوماتیک درمانی
مانویلا میشکه ریدز در این راهنمای کاربردی به شما کمک میکند که نکات ظریف ارتباط با مراجع را در نظر داشته باشید و راهحلهایی را در صورت جواب نگرفتن از تمرینات سوماتیک به شما ارائه میدهد.
شما با خرید کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک انتشارات ذهن موفق، به مجموعهای از راهکارهای عملی سوماتیک تراپی دست پیدا خواهید کرد که میتواند جلسات روان درمانی را به مکانی برای شفا یافتن روح و جسم مبدل سازد. این اثر با ترجمهی فرزاد میراحمدی به دستتان میرسد.
نکوداشتهای کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک
- کتابی کارگاهی، عمیق، سنجیده و بسیار کاربردی که برای کمک به درمانگران نوشته شده تا نه فقط با رفتارها و احساسات مراجعان، بلکه با پاسخهای بدنی آنها نیز کار کنند. صدای همدلانهی مانویلا میشکه ریدز به مداخلات پیشنهادهای دقیق جسممحورش گرما و خرد بالینی میبخشد. (دکتر جانینا فیشر)
- خواندن جعبهابزار روان درمانی سوماتیک برای هر درمانگری ضروری است. این اثر به ما یادآور میشود که چه بخش بزرگی از تجربهی انسانی در بدن رخ میدهد و بدن تا چه اندازه ممکن است نادیده گرفته شود. راهنماییهای روشن، موجز و در عین حال جامعی برای استفاده از تکنیکهای جسم محور در درمان ارائه شده. این کتاب هم برای درمانگران باتجربه و هم برای تازهکارها سودمند خواهد بود. نویسنده با به اشتراک گذاشتن تجربهی غنیاش، راهکارهایی ملموس ارائه داده تا بتوانیم مراجعان را به بدنشان نزدیک کنیم، آگاهی آنها را نسبت به فرایندهای درونی افزایش دهیم و این تجربه را امن و معنادار سازیم. (آسیا موریل، درمانگر بالینی)
کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک برای شما مناسب است اگر
- روان درمانگر هستید و در زمینهی درمان اختلالات اضطرابی، تروما و اختلال استرس پس از سانحه فعالیت میکنید.
- روانشناسی هستید که میخواهد از سوماتیک تراپی در فرایند درمان خود بهرهمند شود و به دنبال مرجعی کاربردی است.
- از دردهای مزمنی که نتوانستهاید علتشان را پیدا کنید، در عذابید و میخواهید با مداخلات روان درمانی سوماتیک برای حل مشکل خود آشنا شوید.
در بخشی از کتاب جعبه ابزار روان درمانی سوماتیک: 125 تمرین برای درمان تروما و استرس میخوانیم
ما در دنیایی بیبدن زندگی میکنیم. بیشتر وقت خود را صرف سرگرمیهای حواسپرتکننده و دریافت اطلاعات میکنیم و کمتر زمانی را برای احساس و حس کردن پاسخهای بدن خود به آنچه مصرف میکنیم اختصاص میدهیم. نتیجه این امر از دست دادن ارتباط فیزیکی و عاطفی از بیحسی تا از خودبیگانگی و بیتفاوتی است. به عبارت دیگر، ما ارتباط خود را با آگاهی بدنپذیر از دست میدهیم. خوشبختانه، بدنپذیری از بیحسیها میکاهد.
وقتی بدنپذیر هستیم، برای دیگران احساس داریم. از طریق همدلی، ما با درد دیگران همراستا میشویم و میتوانیم به طور فعال از آسیبپذیرترینها یا محیط اطراف خود محافظت کنیم زیرا به آن اهمیت میدهیم. زمانی که از حس بدنپذیری خود جدا میشویم، از بدن بزرگتر خود یعنی زمین نیز جدا میشویم. آمارها نشان میدهد که تعداد کمی از افراد وقت خود را در طبیعت میگذرانند، کودکان بیشتر از همیشه به دستگاههای خود چسبیدهاند و بزرگترها با سرگرمیها، اخبار و حواسپرتیها خود را بیحس میکنند. صنایع رسانههای اجتماعی و اخبار در حال رونق هستند و نتیجه آن قطع ارتباط بدن است.
بسیاری از افراد تمرین روزانهای برای بازگشت به بدن خود ندارند. ما هر لحظه از روز احساس میکنیم و حس میکنیم، اما به ندرت متوجه میشویم که در حال انجام این کار هستیم. تنها زمانی که تنشها یا دردها در بدن به وجود میآید، به آنچه که در حال رخ دادن است توجه میکنیم.
یکی دیگر از جنبههای این موضوع این است که بدنپذیری بقای ما را تضمین میکند. برای مثال، وقتی نمیتوانیم درد را احساس کنیم، ممکن است آسیب ببینیم: نمیتوانیم حرارت اجاق را که دستمان را میسوزاند حس کنیم. بنابراین، درد به عنوان یک زنگ خطر ضروری از بدن عمل میکند تا ما را از خطر آگاه کند. زمانی که عمیقاً عاشق میشویم یا از لمسی لذت میبریم، میتوانیم انبساط و احساس امنیتی که با آن همراه است را حس کنیم. ما این را به عنوان احساس نزدیک بودن یا خانه بودن توصیف میکنیم، یا حس گرمایی که به ما دست میدهد. این درکها از بدن توسط درونآگاهی (حساسیت به محرکهای داخل بدن) و برونآگاهی (حساسیت به محرکهای خارج بدن) هدایت میشوند.
بله



















