معرفی و دانلود کتاب فصل نان
برای دانلود قانونی کتاب فصل نان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب فصل نان
کتاب فصل نان، مجموعهای از داستانهای کوتاه تأملبرانگیز با موضوعات فقر و ستمدیدگیِ انسانهایی است که در چرخهی بیپایانِ رسیدن به یک قرص نان گرفتار شدهاند. علی اشرف درویشیان، با لحنی دلنشین و خودمانی، پرده از رنجهای پنهان مردمان خوشقلبی برداشته که فقر، زندگی را از آنها ربوده و دشواریهای بیشماری را تحمل میکنند.
دربارهی کتاب فصل نان
کتاب فصل نان، مجموعهای از چندین داستان کوتاه ایرانی با مضمون فقر و بازتاب آن در زندگی است. علی اشرف درویشیان، با نگاهی تیزبین و دلسوزانه، در قالب چند داستان کوتاه ایرانی به عمق رنج فقرای اجتماع نفوذ کرده تا نشان دهد که فقر، فقط موقعیتی اقتصادی نیست و جبری اجتماعی است که سایهی سنگین آن همواره بر زندگی حضور دارد.
کتاب فصل نان با داستان کوتاه «خر نفتی» آغاز میشود. در این داستان، ماجرای پسری را میخوانید که کارنامهاش را از مدیر مدرسه گرفته و دواندوان به خانه میآید. با توصیف پسر از اوضاع خانه، متوجه میشوید که وضعیت مالی خوبی ندارند. مادر این پسر به رختشویی در خانههای مردم رفته و ظهر، با دستهایی قرمز و بدنی نحیف به خانه باز میگردد.
با مطالعهی این توصیفها در کتاب فصل نان، متوجه میشوید که هدف علی اشرف درویشیان از نگارش مجموعه داستانهای کوتاه، نمایش صرفِ فقر مالی نیست. در واقع، فقر مالی بستر را برای فقر روحی، جسمی و عاطفی فراهم میکند. در حین مطالعهی داستان فصل نان، متوجه میشوید که فقر چگونه حتی لحظههای شیرین زندگی را تلخ میکند و انسانها را به سمت تجربهی زندگی تکراری و بیهدف سوق میدهد.

روایت علی اشرف درویشیان از فقر و رنج مدام
پسرک، صبر میکند تا شب از راه برسد و کارنامهاش را به پدرش نشان دهد. پدر با نان خمیر و چهار خیار پلاسیده از راه میرسد. نان خمیر را به این دلیل خریده که دل بچهها را پر کند و تا صبح احساس گرسنگی نداشته باشند. در ادامهی کتاب فصل نان، مشاجرهای بامزه میان پسرک و برادر کوچکترش بر سر تهخیار، در میگیرد. پدر با وساطت در این مشاجره، دعوا را به نفع پسر بزرگترش تمام میکند.
این جزئیات ظریف، نشان میدهد که درویشیان چگونه مرز باریک میان رنج و امید را در کتاب فصل نان ترسیم کرده است. پدر با این کار، نهتنها آتش دعوا را خاموش میکند، بلکه با قربانی کردنِ سهم خودش، پیامی عمیق از عشق و فداکاری را به فرزندانش منتقل میکند و به ما یادآوری مینماید که در دلِ این فقرِ بیپایان، هنوز گرمای روابط انسانی و ایثارِ والدین، بهعنوان تنها پناهگاهِ امنِ کودکان، زنده و پابرجا است.
فصل نان؛ جایی که فقر، حتی روح را هم میبلعد
در نهایت، پسرک فرصتی پیدا میکند تا کارنامهاش را به پدر نشان دهد. پدر با همان کورهسوادی که دارد، نام خودش و پسرش را در کارنامه میخواند و متوجه میشوید که فرزندش به کلاس چهارم راه پیدا کرده است. در ادامه، پدرْ بچهها را برای کار به نفتفروشی و بلیتفروشی میفرستد. دکان بابام، داستان کوتاه ایرانی بعدی در کتاب فصل نان است. این داستان نیز حکایتی از تلاش بیفرجام انسانهایی شریف، اما گرفتار برای رسیدن به یک لقمه نان.
آبگوشت آلوچه، یک روز، عشق و کاهگل و بابای معصومه، دیگر قصههای این مجموعه داستانهای کوتاه هستند. این داستانها، آینهای تمامنما از رنجهای انسانهایی است که در حاشیهی جامعه جا ماندهاند. با خرید کتاب فصل نان و مطالعهی داستانهای آن، این نکته به شما یادآور میشود که پشت هر لقمهی نان، داستانی ناگفته از امید، مقاومت در برابر سرنوشت نهفته است.
اگر میخواهید به درک عمیقتری از دردِ همنوع برسید و با بازتاب فقر در زیر پوست شهر آشنا شوید، دانلود کتاب فصل نان از انتشارات چشمه و مطالعهی آن را از دست ندهید.
کتاب فصل نان برای شما مناسب است اگر
- آوازهی علی اشرف درویشیان به گوش شما خورده و میخواهید مجموعهای از داستانهای کوتاهِ این نویسندهی دردآشنا را بخوانید.
- به خواندن داستان کوتاه ایرانی با مضامین فقر و زندگی در حاشیهی جامعه علاقه دارید.
در بخشی از کتاب فصل نان میخوانیم
در این موقع مرد چاقی، نوک و نوک کنان و عرقریزان از دور پیدا شد. کارگران او را شناختند. میرزا حبیب بود که اسمش را گذاشته بودند حبیب بشکه. زنجیر طلای ساعتش روی شکم بزرگش بازی میکرد. صورتش گرد و براق بود و مثل بادکنک پربادی تکان میخورد. هر روز خودش برای بردن کارگرهای ورزیده و کارکن میآمد.
کارگرها دورش را گرفتند. میرزا از میان آنها سه نفر را جدا کرد. کارگری که سبیل پرپشت و صورت پرزخمی داشت، به من گفت:
«میرزا به اندازهى پنج نفر مىخوره. مىبینى چه شکمى داره؟»
خندیدم و حرف معلم ادبیاتمان به یادم آمد:
«چاقىشان از لاغرى مردم است.»
کارگرها دوباره هجوم بردند به طرف میرزا حبیب. دو نفر به هم تنه زدند و یکى از آنها تپق خورد. کلاه از سرش افتاد و در زیر دست و پاى کسانى که براى کار دور میرزا را گرفته بودند، افتاد. با یک خیز بلند شد و برگشت و یقهى کارگرى را گرفت که در کنارش بود و مشتى حوالهى بینىاش کرد. خون از بینى طرف مقابل روان شد و او هم با یک حمله آستین کت پوسیدهى حریفش را از بیخ کند. مرد بىآستین عقب عقب رفت و خواست فرار کند؛ اما ایستاد. آن یکى که آستین میان دستش بود و خون روى سبیلش را پوشانده بود، دستى به بینى خود کشید و نگاه کرد. چشمش که به خون افتاد با تمام وجودش از بند دل فریاد زد:
«آى... آجا... ن.آى هاوا...ر.»
فهرست مطالب کتاب
خر نفتى
دکان بابام
آبگوشت آلوچه
یک روز
عشق و کاهگل
باباى معصومه
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب فصل نان |
| نویسنده | علی اشرف درویشیان |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 84 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-362-257-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان کوتاه ایرانی |






















