معرفی و دانلود کتاب از این ولایت

عکس جلد کتاب از این ولایت
قیمت:
۶۲,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب از این ولایت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب از این ولایت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب از این ولایت

کتاب از این ولایت، مجموعه‌ی داستان کوتاه ایرانی با مضامین فقر و مشکلات مردمان ساکن در مناطق کم‌برخوردار است. علی اشرف درویشیان، نویسنده‌ی دردآشنای ایرانی، با روایتی صریح و بی‌پرده و در قالب چندین رمان کوتاه ایرانی، به روایت رنجِ مردمان کم‌برخوردار پرداخته است. داستان پسرکی که حتی نام فامیلی‌اش، ندارد، است و پیرمردی که برای دادخواهی به نزد حاکم رفته، برخی از قصه‌های این کتاب داستان‌های کوتاه ایرانی را تشکیل می‌دهد.

درباره‌ی کتاب از این ولایت

کتاب از این ولایت، مجموعه‌ای از چندین داستان کوتاه ایرانی با مضامین فقرِ طاقت‌فرسا و محرومیت در مناطق کم‌برخوردار است. علی‌اشرف درویشیان، نویسنده‌ای که همواره از دردِ مردمان رنج‌کشیده نوشته، با زبانی ساده، عریان و مستند به سراغ روایت تلخی زندگی انسان‌هایی رفته که در فقر طبقاتی گرفتار آمده‌اند.

«ندارد»، نام اولین داستان کتاب از این ولایت است. انتخاب این نام از نبوغ علی اشرف درویشیان و دردآشناییِ این نویسنده‌ حکایت دارد. این داستان را با روایت معلمی می‌خوانید که شاگردی به نام نیاز علی دارد. معلم در نخستین برخورد متوجه می‌شود که فامیلی این شاگرد، ندارد، است. چند شاگرد دیگر نیز با فامیل ندارد، در این کلاس حاضر هستند؛ گویی فقر، نه یک عارضه، که هویت ثبتی آن‌ها است. درویشیان با این انتخاب، اعلام می‌کند که در کوچه پس‌کوچه‌های مناطق محروم، فقر چنان در تاروپود زندگی تنیده شده که به جزئی از هویت مدنی انسان‌ها بدل گشته است.

معرفی و دانلود کتاب از این ولایت

از این ولایت؛ روایت رنجی که کهنه نمی‌شود

در ادامه کتاب از این ولایت، از خلال مکالمه‌ای ساده با این کودک، لایه‌های عمیق‌تری از فلاکت نیاز علی برملا می‌شود. پدر نیاز علی، پیرمردی ازکارافتاده و گوشه‌گیر است که کاری جز خواندن کتاب دعا ندارد. داستان مادر، اما تلخ‌ترین بخش این روایت است: زنی که سال‌ها برای تاجر خشکباری، پسته‌های دهان بسته را با دندان باز می‌کرده است. این زن بخت‌برگشته، در قبال تخریب تدریجی دندان‌هایش، مزدی ناچیز دستمزد می‌گرفت. مادر نیاز علی، مدت است که دندان‌هایش ریخته و حتی این شغل طاقت‌فرسا را هم ازدست‌داده است. پسته در این داستان کوتاه ایرانی، نمادی است از تأثیر استثمار طبقاتی در بلعیدن انسان‌های کم‌برخوردار.

در بخش‌های بعدی کتاب از این ولایت، چندین داستان کوتاه ایرانی به نام‌های سه خمّ خسروی، قبر گبری، گازولک، هتاو، کاه و زمین قرار دارد. داستان سه خم خسروی روایت پیرمردی فرتوت و درمانده است که در سرمای زمستان، از کنار در چوبی پوسیده‌ی خانه‌اش بیرون می‌آید و در میان برف‌ویخ، خود را به باغ بزرگ حاکم می‌رساند تا دادخواهی کند. در این مسیر، نه‌تنها با پاسبان‌ها و تحقیر مواجه می‌شود، بلکه حاکم نیز با لحنی طعنه‌آمیز به او پاسخ می‌دهد. علی اشرف درویشیان عمق شکاف طبقاتی و رنجِ پیرمردی را به تصویر کشیده که راهی به جایی ندارد.

اگر در فکر خواندن یک داستان کوتاه ایرانی هستید که چشم و دلتان را به واقعیت‌های فقر طبقاتی و استثماری باز کند، دانلود کتاب از این ولایت از نشر چشمه و دانلود آن، انتخاب برازنده‌ای برای شما است.

کتاب از این ولایت برای شما مناسب است اگر

  • در فکر مطالعه‌ی یک مجموعه رمان کوتاه ایرانی با موضوع ریشه‌دواندن فقر در جامعه هستید.
  • آوازه‌ی علی اشرف درویشیان به گوش شما خورده و می‌خواهید نشست‌های مطالعاتی خود از داستان‌های این نویسنده را با یک مجموعه داستان کوتاه ایرانی تأثیرگذار آغاز کنید.
  • پژوهشگر ادبی هستید و می‌خواهید دامنه‌ی اطلاعات خود از داستان‌های کوتاه ایرانی را گسترش دهید.

در بخشی از کتاب از این ولایت می‌خوانیم

چه مرتب وق می‌زد. مرد وسط اتاق روی گلیم نشسته بود. ننوی بچه به پشت مرد می‌خورد و او را تکان می‌داد. مرد جایش را عوض نمی‌کرد که از تکان ننو در امان باشد. بی‌حال روی گلیم وارفته بود و به حاشیه‌ی گلیم خیره شده بود. گوشه‌ی اتاق کندوی گلی بزرگی به دیوار تکیه داده بود. از وق وق بچه زنی توی اتاق آمد. چشم‌هایش اشک آلود و سرخ بود. دستش آردی بود. رو کرد به مرد و گفت: «آخه ببین چه شده، از صبح تا حالا وق می‌زنه.»

مرد با بی‌حالی گفت: «چه می‌دانم چه مرگشه. لابد بازگوش درد داره.» دو پسر بچه‌ی دیگر گوشه‌ی اتاق روی زمین لخت نشسته بودند و با سوراخ گوشه‌ی اتاق که زمانی جای چال قلک بود، بازی می‌کردند. زن صدا کرد: «صدیقه! اون چراغ انگلیسیه بیار تو.»

صدیقه با موهای وزوزیش چراغ بادی را آورد. مرد کبریت کشید و چراغ را گیراند، نور زردی در اتاق تاریک دوید. کاه‌های روی دیوار کاهگلی نور را پس می‌دادند. مرد خمیازه‌ای کشید و گفت: «زود باش. این نان پختن چه شد؟!»

زن در حالی که با عجله بیرون می‌رفت، گفت: «همه‌ش خرده چوبه. با آتش بی‌دوام که نمی‌شه نان پخت. هیزم که نرفتی بیاری.»

مرد گفت: «هیزم کجا بود؟! مگر ننه ریحان ندیدی چه به سرش آمد؟ رفت هیزم بیاره که گرفتنش و با لگد خرد و خمیرش کردن. حالا افتاده گوشه‌ی اتاقش.»

زن با صدایی خفه از میان حیاط جواب داد: «خب آری. ماشین ماشین از چوبا می‌برن شهر، می‌برن تهران. شاگرد شوفوره می‌گفت می‌برن برای مبل‌سازی.»

زن به اتاق آمد. سه تا نان ساجی در دستش بود. سفره را پهن کردند و کاسه‌ی کبود دوغ را از طاقچه پایین آوردند. بچه‌ها با سر و صدا دور سفره جمع شدند. مرد در حالی که نان داغ را در دهان می‌گرداند تا دهانش نسوزد، نامفهوم گفت: «خیلی خمیره، اصلاً نپخته.»

فهرست مطالب کتاب

ندارد
سه خُمِ خُسروى
قبر گبرى
گازولک
هتاو
کاه
زمین
گرگ
خالو رسول
موتور برق
کاکه مراد

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب از این ولایت
نویسنده
ناشر چاپینشر چشمه
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات92
زبانفارسی
شابک978-964-362-256-5
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتاب‌های داستان کوتاه ایرانی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب از این ولایت

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب از این ولایت

برای دریافت کتاب از این ولایت و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟