کتاب بیگانه
برای دانلود قانونی کتاب بیگانه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب بیگانه
کتاب بیگانه اثر برجستهی آلبر کامو، نویسندهی برندهی جایزهی نوبل ادبیات است که در دستهی رمانهای فلسفی خارجی و یکی از مهمترین آثار ادبیات قرن بیستم قرار میگیرد. کامو در این رمان تصویری فشرده و روشن از مواجههی یک مرد با مرگ مادرش، رفتارهای خلاف عرف او و واکنش جامعه در قبال این عرفشکنی نشان میدهد و پرسشهایی عمیق دربارهی معنا، آزادی، مرگ، قضاوت اجتماعی و نسبت انسان با جهان مطرح میکند.
دربارهی کتاب بیگانه
مورسو تظاهر نمیکند. او پس از مرگ مادرش هیچ نشانهای از اندوه بروز نمیدهد و با این کار همه را شگفتزده میکند. همینطور زمانی که مورسو در الجزایر مرتکب جنایت میشود، همه میپرسند چرا مردی قانونمدار باید مرتکب چنین کاری شود و چرا ابراز پشیمانی نمیکند. کتاب بیگانه (The Stranger) اثر آلبر کامو (Albert Camus) روایتی کوتاه اما عمیق از مواجههی انسان با بیمعنایی زندگی و نگاه جامعه به فردی متفاوت است.
امتناع مورسو از همراه شدن با احساسات و انتظارات مردم گناه او را سنگینتر میکند و هنگام محاکمه مورسو تنها به خاطر جرمش متهم نمیشود، بلکه واکنش عاطفی او نیز قضاوت شده و او را به فردی بیگانه و خارج از جامعه تبدیل میکند. داستان کتاب بیگانه آلبر کامو در پشت روایت سادهاش، لایههای زیرین جامعه را بررسی میکند و به مسئلهی قضاوت و انتظارهای اجتماعی میپردازد.
مورسو؛ بیگانه با قطعیت
در کتاب بیگانه کامو، مورسو شخصیتی است که بهجای ساختن توجیههای اخلاقی یا معنوی، جهان را همانگونه که هست میپذیرد. او تنها با دیگران غریبه نیست، بلکه با نظم و معناهای قطعی جهان نیز بیگانه هست. کامو با پرداختن به چنین شخصیتی مواجههی انسان با آزادی، مسئولیت، تنهایی و مرگ را نشان میدهد؛ بدون آنکه نسخهای قطعی برای زندگی ارائه کند. او نشان میدهد انسان در جهانی زندگی میکند که الزاماً پاسخ روشنی برای پرسشهای بنیادین او ندارد.
بخشی از ماندگاری این رمان به جملههای کوتاه و تأملبرانگیز آن برمیگردد. جملهی «امروز خبر تلخ درگذشت مادرم به گوشم رسید، شاید هم این مصیبت دیروز اتفاق افتاده باشد، دقیقاً نمیدانم.» یکی از معروفترین جملات کتاب بیگانه آلبر کامو است که لحنی ساده، اما چندمعنا دارد و خواننده را وادار میکنند پس از پایان کتاب دوباره به آن فکر کند.
بیگانه؛ از مهمترین رمانهای اگزیستانسیالیستی و ابزورد
رمان بیگانه آلبر کامو معمولاً در کنار مهمترین رمانهای اگزیستانسیالیستی قرار میگیرد و همچنین یکی از مشهورترین نمونههای رمان ابزورد به شمار میآید. این رمان فلسفی با وجود حجم کم، پرسشهای بزرگی مطرح میکند و مخاطب را وادار به تأملی فلسفی دربارهی جایگاه انسان در جهان میکند. با خرید کتاب بیگانه انتشارات آقایی با ترجمهی پریسا محمدی، شاهکاری از ادبیات فرانسه مطالعه خواهید کرد.
اقتباس سینمایی از کتاب بیگانه
- تأثیر فرهنگی این اثر فراتر از ادبیات بوده و اقتباسهای متعددی بر اساس آن شکل گرفته است. مشهورترین اقتباس سینماییِ رمان، فیلم بیگانه به کارگردانی لوکینو ویسکونتی است که فضای فلسفی و حس بیگانگی شخصیت اصلی را به زبان سینما بازآفرینی کند.
کتاب بیگانه برای شما مناسب است اگر
- از خواندن رمانهای اگزیستانسیالیستی لذت میبرید.
- علاقهمندید یک رمان فلسفی خارجی در سبک ابزورد بخوانید.
- علاقهمند به خواندن آثاری از ادبیات کلاسیک فرانسه هستید.
در بخشی از کتاب بیگانه میخوانیم
وقتی بیدار شدم، ناگهان متوجه شدم چرا کارفرمایم بعد از درخواست مرخصیام آنقدر دلخور به نظر میرسید: امروز شنبه است. این موضوع کاملاً از ذهنم رفته بود! اما وقتی از بستر برخاستم، یادم افتاد که او حتماً حساب کرده بود که با یکشنبه، چهار روز تعطیلی پشت سر هم خواهم داشت و از این بابت ناراحت شده بود. اما من چه تقصیری داشتم که مامان را به جای امروز، دیروز دفن کردند؟ شنبه و یکشنبه به هر حال تعطیل بودند. البته هیچکدام از اینها مانع نمیشد که منطق کارفرمایم را درک نکنم.
به زحمت از جا بلند شدم؛ هنوز خستگی دیروز بر تنم سنگینی میکرد. در حین اصلاح صورتم از خودم پرسیدم امروز چه کار کنم و تصمیم گرفتم با تراموا به استخر عمومی کنار بندر بروم. وقتی وارد شدم، جمعیت زیادی آن جا بودند و جوانها در آب مشغول تفریح بودند. ناگهان چشمم به ماری کاردونا افتاد؛ او که زمانی در ادارهمان ماشیننویس بود، همیشه توجه مرا جلب میکرد. به گمانم او هم از من بدش نمیآمد، اما زود رفت و فرصت نشد به جایی برسیم. برای موجسواری کمکش کردم و تصادفاً دستم به سینهاش خورد.
هنوز توی آب بودم که او روی تشک بادی دراز کشید؛ صورتش را به طرف من چرخاند و موهایش روی چشمانش ریخته بود و میخندید. خودم را تا کنارش روی تشک بالا کشیدم؛ هوا خوب بود و از روی شوخی سرم را عقب دادم و روی شکمش گذاشتم. او اعتراضی نکرد و به همان حالت ماندم؛ نگاهم از آسمان آبی و طلایی لبریز بود. زیر گردنم تپش ملایم شکمش را حس میکردم. مدتی طولانی روی تشک بادی خوابآلود بودیم تا اینکه آفتاب خیلی داغ شد. شیرجه زدم توی آب و او هم دنبالم آمد؛ دست دور کمرش انداختم و با هم شنا کردیم. مدام میخندید.
در اسکله وقتی خودمان را خشک میکردیم، گفت: “من از شما تیرهترم. ” پرسیدم آیا دلش میخواهد غروب با هم به سینما برویم؟ باز خندید و گفت دوست دارد یکی از فیلمهای فرناندل را ببیند. لباس که پوشیدیم، یکه خورد وقتی مرا با کراوات مشکی دید و پرسید آیا عزادار هستم. گفتم: “مامان مرده. ” خواست بداند کی این اتفاق افتاده و وقتی جواب دادم دیروز کمی منقلب شد اما حرفی نزد. دلم میخواست بگویم تقصیر من نبوده، اما جلو زبانم را گرفتم چون یادم افتاد این را قبلاً به کارفرمایم گفتهام؛ چیزی را ثابت نمیکرد. به هر حال همیشه کم و بیش مقصریم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب بیگانه |
| نویسنده | آلبر کامو |
| مترجم | پریسا محمدی |
| ناشر چاپی | انتشارات آقایی |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 120 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-4806-73-4 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان فلسفی خارجی، کتابهای ادبیات کلاسیک |





















