



برای خواندن کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی
کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی اثر ساتوشی یاگیساوا، رمانی آرام و دلنشین دربارهی بازسازی زندگی پس از یک شکست عاطفی است. این کتاب برندهی جایزهی ادبی چییودا، داستان تاکاکو، کارمند بیست و پنجسالهای را روایت میکند که پس از شنیدن خبر ازدواج مرد موردعلاقهاش، دچار فروپاشی میشود. این خبر، او را ویران میکند و سبب میشود شغلش را ترک کند، از اطرافیان و دوستانش فاصله بگیرد و بهتدریج در افسردگی، انزوا و بیهدفی فرسایندهای فرو رود.
دربارهی کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی
ساتوشی یاگیساوا (Satoshi Yagisawa)، نویسندهی کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی (Days at the Morisaki Bookshop)، قصهای تلخوشیرین از بالا و پایینهای زندگی روایت میکند، از روزهایی که انگار همه چیز بر وفق مراد است و هیچ چیز نمیتواند این آرامش و سعادت را برهم بزند تا لحظهای که به ناگه همه چیز فرو میپاشد. تاکاکو، در میانهی آشوب و غم فزایندهای که تجربه میکند، این فرصت را مییابد که باری دیگر بلند شود و با قدمهایی کوچک، زندگیاش را از نو بسازد.
لحظههای تغییر همیشه آنگونه که انتظار داریم از راه نمیرسند. در ذهنمان، آنها را باشکوه و حماسی تصور میکنیم؛ اما در واقعیت، اغلب آرام، عادی و بیسروصدا رخ میدهند. نقطه عطف زندگی شخصیت اصلی رمان نیز با پیشنهادی ساده از سوی دایی عجیبش، ساتورو، رقم میخورد؛ زندگی در طبقه بالای کتابفروشی دستدوم موریساکی و کمک به ادارهی آن.
سوگ و فقدان و یافتن آرامش در میان کتابها
قهرمان رمان ساتوشی یاگیساوا در ابتدا کمترین علاقهای به قبول پیشنهاد داییاش ندارد. او چندان کتابخوان نیست و خمودگیاش نیز حوصلهی حضور در میان جمع را از او ربوده است. او ولی هیچوقت فکرش را نیز نمیکرد که روزی قفسههای پرتعداد کتابها، صحبت با مشتریان و فضای آرامشبخش و صمیمانهی محلهی جیمبوچو اینچنین اوضاع و احوالش را دگرگون کند.
خرید کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی شما را با روایتی شیرین و دلنشین از ادبیات معاصر ژاپن همراه میکند؛ داستانی امیدبخش دربارهی مواجهه با گذشته، عبور از سوگ و فقدان و یافتن راهی تازه برای ادامه زندگی. این اثر توسط مینا محمدپور به فارسی ترجمه شده و انتشارات آقایی آن را منتشر کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی
- کتاب پرفروش آمازون
- برندهی جایزهی ادبی چییودا
- نامزد دریافت جایزهی British Book
اقتباس سینمایی از کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی
- در سال 2010 آساکو هیوگا (Asako Hyuga) فیلمی سینمایی با نام Morisaki shoten no hibi از این رمان ژاپنی اقتباس کرد.
کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات معاصر ژاپن و داستانهایی با محوریت ترمیم و بازسازی زندگی علاقه دارید.
- دستمایههایی مثل مواجهه با گذشته و پذیرش سوگ و فقدان در آثار ادبی برایتان قابل توجه است.
- به دنبال مطالعهی یک داستان عاشقانهی ژاپنی با شخصیتپردازیهای جذاب و پیچیده هستید.
در بخشی از کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی میخوانیم
زندایی موموکو وقتی مرا جلوی کتابفروشی دید سریع با خنده داد زد و گفت: «هی تاکاکو! انگار صدساله که ندیدمت!» صدایش جوری بلند بود که تا آن سر خیابان رفت.
او واقعاً برگشته بود و حالا که مقابلم ایستاده بود، باور کردم که این اتفاق واقعی است. با اینکه دایی ساتورو بهم گفته بود که موموکو برگشته است و بگی نگی از اتفاقات خبر داشتم؛ اما تا وقتی که خودم او را ببینم اصلاً باورم نمیشد. آنچنان شوکه زده بودم که انگار روح دیده بودم.
موکومو خیلی شاد و سرخوش بود. یعنی علت آن چه بود؟ خب کسی که بعد از پنج سال پیدا شده، این رفتار طبیعیه؟ دایی ساتورو هم همانجا ایستاده و درست مثل سگی بود که استخوان گندیدهای خورده باشد. به نظر باید برعکس میبود!
موموکو با حالتی که انگار بهش برخورده: «انگار که روح دیدی! بیرحمانه فکر نکن.» من در تمام آن مدت، هنوز یک کلمه هم چیزی به او نگفته بودم.
میخواستم بگویم که اگر روح دیده بودم آن قدر تعجب نمیکردم که تورو دیدم. اما به زور جلوی خودم را گرفتم و فقط توانستم بگویم: «خیلی عالی شدی.» ده سالی میشد که ندیده بودمش.
موموکو در جوانی خیلی زیبا بود. منظورم از آن زیباییهای خیرهکننده نیست. از آنهایی بود که آدم را مجذوب خودش میکرد. مثل تکه سنگی که توی ساحل میدرخشد و جلب توجه میکند، اما قیمت بالایی ندارد، با این حال در درخشیدنش زیبا نمایان میشود. وقتی بچه بودم و او را در مهمانیهای خانوادگی میدیدم، همیشه تحتتأثیرش قرار میگرفتم، از شیوۀ نشستن و پنهان کردن خودش در گوشهکنارها، یک انسان مرموز و کشفنشدنی در ذهن از خودش میساخت. او همیشه سعی داشت با آن جثۀ ظریفش، به چشم نیاید.
باوجود اینکه چند سال از آن روزها گذشته بود، اما باز هم زیبا بود. لباس سادهای به تن داشت؛ پلیور قهوهای و شلوار جین آبی، با چهرهای بدون آرایش. فرم خاصی که بدنش و چهرهاش داشت، از احساسات و افکار درونی خبر میداد، و لحن خوشایند حرف زدنش باعث میشد که هنوز جوان و سرزنده به نظر بیاید. حس میکردی که به جای اینکه سنش بالا رفته باشد، با حذف چیزهای اضافی از وجود خود پوستاندازی کرده است.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب روزها در کتابفروشی موریساکی |
| عنوان اصلی | Days at the Morisaki Bookshop |
| نویسنده | ساتوشی یاگیساوا |
| مترجم | مینا محمدپور |
| ناشر چاپی | انتشارات آقایی |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| نخستین انتشار | 2010 |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 175 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-7660-36-4 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۲۹,۱۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه خارجی کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |
بله





















