معرفی و دانلود کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر
برای دانلود قانونی کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر
کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر نوشتهی فردریک براتبرگ، متشکل از چهار نمایشنامهی اجتماعی و درام است؛ نمایشنامههایی با مشکلات روزمره مثل اختلاف نظر بر سر ساعت خواب و بیداری کودک و انتخاب مقصد سفر و... که میتوانند به یک فاجعه ختم شود. در این نمایشنامهها با مشکلات کوچکی مواجه هستیم که احتمالا آنها را در زندگی و روابط خود تجربه کردهایم و میتوانیم با شخصیتها همذاتپنداری کنیم.
دربارهی کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر
ماگنوس میخواهد برود و هیچچیز جلودار او نیست. برایش اهمیتی ندارد که مادر، پدر و همسرش چقدر تنها هستند و نمیخواهند بدون او سفر را ادامه دهند. تصمیم خود را گرفته است. باید هر طور شده همراه با فریدا به سمت جنوب برود. مادرش دنبال دلیل است که نگذارد پسر و نوهاش به سفری یکروزه بروند.
همسر ماگنوس بیماری فریدا را بهانه میکند و پدرش او را مجبور کرده تا بدون پیچگوشتی، لامپ را درست کند، اما سفر به سمت جنوب، برای ماگنوس موضوع مرگ و زندگی است. کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر (Faren til barnet til moren) آثاری درام و اجتماعی است که دغدغههایی شبیه به دغدغههای خودمان را روایت میکند.

نمایشنامه سمت جنوب: ورود به دنیای تئاتر مدرن
شخصیتهای نمایشنامههای فردریک براتبرگ (Fredrik Brattberg) مشکلات عجیب و لاینحلی ندارند. آنها دچار حس تنهایی، یأس و خستگی از همهچیز هستند و میخواهند در زندگی خود تغییر ایجاد کنند؛ اما زندگی آنقدر جالب و امیدوارکننده نیست که بتوانیم به همهی خواستههای خود برسیم.
ماگنوس دلیل قانعکنندهای برای رفتن به سمت جنوب ندارد. میگوید آنجا برای شنا کردن بهتر است و خوب است اگر فریدا بتواند در آبهای جنوب شنا کند. کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر احساسات درونی و روابط شخصیتها با یکدیگر را با رفتارهای کوچکشان به ما نشان میدهد.
با فردریک براتبرگ به ادبیات نروژ سفر میکنیم!
ماگنوس به چراغ روشنماندهی همسایهی ویلایشان اهمیتی نمیدهد. برخلاف او، پدر ماگنوس نمیتواند به آن خانه فکر کند. پدربزرگ تصور میکند که صاحب آن خانه مرده است و با گفتن این جمله حس پوچی و نزدیکی به مرگ به سراغش میآید.
در نمایشنامهی به سمت جنوب، زن، پدربزرگ و مادربزرگ معمولاً با همدیگر هماهنگ هستند و تنها کسی که همیشه کمی عقبتر از آنها و همچون بیگانه است، ماگنوس است. مادربزرگ معتقد است «در کنار هم بودن یعنی همهچیز» اما ماگنوس هیچگاه حس نکرده در کنار بقیه و برابر با آنهاست.
او میخواهد با کسی که دوستش دارد و هنوز در کلیشههای خانوادگی حل نشده، به جای دوری برود. حضور در میان خانواده به او حس خفگی میدهد. باید هر طور شده خود را از این تله که در آن گرفتار شده، نجات دهد و صدای همسرش را که در جنگل میپیچد، نادیده بگیرد. این احساس که در کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر، ماگنوس را به آن دچار میبینیم، برای بسیاری از ما آشناست و برخلاف زن، مادربزرگ و پدربزرگ، میتوانیم تا حدی او را درک کنیم.
پدر بچه مادر، گربه و دیگران
نام عجیب سومین نمایشنامهی کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر انتشارات رایبد «پدرِ بچۀ مادر» است. نام کودک این نمایشنامه نیز فریدا است. پدر و مادر این نمایشنامه با همدیگر بر سر شیوهی فرزندپروری اختلاف دارند. پدر سختگیر نیست. برایش فرقی ندارد ساعت چند است و فریدا باید به تختخواب برود یا نرود. در هر زمانی که فریدا از او پاستیل بخواهد، دریغ نمیکند. مادر برعکس اوست. او زنی مسئولیتپذیر است که تا پدر بخواهد بفهمد موضوع چیست، مشکل را حل کرده است.
پدر به دنبال این است که جای خود را در دل فرزندش باز کند اما در این کار هیچ استعدادی ندارد. فردریک براتبرگ روابط تحتفشار و پر از چالشهای کوچک این خانواده را به ما نشان میدهد و احتمالاً این وضعیت نیز برای کسانی که هر دو پدر و مادر خوبی هستند اما حس طردشدگی و ناکافی بودن در برابر فرزندشان رهایشان نمیکند، وضعیت این خانواده را درک میکنند.
نمایشنامهای از شخصیتهای درگیر به پوچی
نمایشنامهی گربه در کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر ترجمهی مسعود قدیمفلاح، دربارهی یک گربهی تنهاست که در برف مانده است. زن و مردی از پشت پنجرهی خانهی خود به آن گربه نگاه میکنند و نمیدانند چگونه باید به او کمک کنند. دلسوزی آنها برای گربه کمکم به مرحلهی افراط و آسیب زدن به خود و موجودات دیگری منتهی میشود که در واقع نشانهای از آسیبپذیری بسیار بالای روح و روان آنهاست.
با خرید کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر فردریک براتبرگ بر روی صندلی سالن تئاتر مینشینید و به زندگی آدمهایی چشم میدوزید که شبیه شما هستند و از شدت دغدغههای کوچک روی هم تلنبار شده، در سیلاب خستگی و اضطراب غوطهور شدهاند.
کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر برای شما مناسب است اگر
- به نمایشنامههای کوتاه علاقهمندید.
- میخواهید از بحرانها و چالشهای جامعهی نروژ مطلع شوید.
- از خواندن نمایشنامههای اجتماعی که رگههایی از طنز و شیرینی را در میان دیالوگهای خود جای دادهاند، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر میخوانیم
پ.
در خانۀ جدیدِ پدر. پدر و فریدا.
پدر: خیلی اینجا بهمون خوش نمیگذره؟ اینجا پیش بابا؟
خیلی خوب نیست؟
و میدونی؟ بابا یه چیزی برات خریده.
عروسک.
بابا برات عروسک خریده.
ج.
مادر تلاش میکند چیزی را از بالای کابینت بردارد، اما موفق نمیشود زیرا قامتش کوتاه است.
مادر یک صندلی برمیدارد. روی صندلی میایستد.
او یک ماگِ آب را برمیدارد و پایین میآورد.
خ.
در خانۀ جدیدِ پدر. پدر و فریدا.
پدر: به نظر تو دیگه خستهی.
بریم بخوابیم؟
بریم بخوابیم روی تختِ جدید؟
بابا میخواد برات لالایی بخونه. دوست داری؟
دوست داری بابا برات لالایی بخونه؟
بیا.
روی تخت دراز میکشند.
بابا لالایی بخونه؟
پدر لالایی میخواند.
فریدا میخوابد.
خوب بخوابی.
دخترم.
دخترِ بابا.
پدر آرام و دزدکی از اتاق خارج میشود.
فهرست مطالب کتاب
سمت جنوب
کودک. قایق.
پدرِ بچۀ مادر
گربه
یادداشت کوتاه مترجم
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب سمت جنوب و چند نمایشنامه دیگر |
| نویسنده | فردریک براتبرگ |
| مترجم | مسعود قدیم فلاح |
| ناشر چاپی | انتشارات رایبد |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 338 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8137-39-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای نمایشنامه اجتماعی خارجی، کتابهای نمایشنامه درام خارجی |



















