تارا سوارت نویسندهی کتاب نشانهها: علم جدید چگونگی اعتماد به غرایز تلاش دارد در دنیای شلوغ و پر از استرس امروزه، از طریق تقویت شهود و توجه به غریزهی درونی به ما در رسیدن به آرامش و سعادت یاری برساند. این نشانهها شاید از منبعی خیرخواه بیایند که شما با توجه به باورتان آن را خدا، فرشتهها یا کائنات در نظر بگیرید. شاید هم از روح عزیزانی باشند که از دست دادهایم و از طریق این نشانهها میخواهند ما را راهنمایی کنند و تسلی ببخشند. منبع هرچه که باشد، توجه به آنها میتواند به ما در زندگی کمک بسیاری کند.
دربارهی کتاب نشانهها: علم جدید چگونگی اعتماد به غرایز
تارا سوارت (Tara Swart) پس از مرگ همسرش، شروع به دیدن نشانههایی از طرف همسر فوت شدهاش میکند. او که پزشک متخصص است و سالها با علم سروکار داشته، در ابتدا سعی میکند این نشانهها را بهعنوان تصادف رد کند. ولی با گذشت زمان، به این باور میرسد که بهراستی همسرش از طریق این نشانهها با او در ارتباط است. کتاب نشانهها: علم جدید چگونگی اعتماد به غرایز (The signs: the new science of how to trust your instincts) حاصل پژوهشها، آزمایشها و تجربیات این نویسنده در مواجهه با این جهان ماورایی است.
نشانهها از جهانی ناپیدا
تارا سوارت در کتاب نشانهها: علم جدید چگونگی اعتماد به غرایز بیان میکند که آنچه بهطور حقیقی درمورد این نشانهها حائز اهمیت است، تعبیر و تفسیر افراد از آنها و شادی و آرامشی است که در زندگی برایشان به ارمغان میآورند. نشانههایی که این نویسنده پس از مرگ همسرش میبیند، به او آرامش بخشیدند و به او در عبور از دوران تلخ سوگ، کمک کردند. بعد از مدتی، حضور این نشانهها از مرحلهی سوگ فراتر رفتند و با حضور و جاری شدن در جریان زندگی، به او این احساس را بخشیدند که از طرف کائنات، هدایت میشود. این امر باعث شد تا ارتباطش با جهان و دیگر انسانها تقویت شود.
با خرید کتاب نشانهها: علم جدید چگونگی اعتماد به غرایز انتشارات زمان تغییر، میتوانیم با آگاهی بیشتر و دقیقتری نسبت به بهرهگیری از نشانههایی که بسیاری از ما نادیدهشان گرفتهایم، زندگی خود و اطرافیانمان را متحول کنیم و شادی و سعادت را به زندگیمان وارد کنیم. این کتاب توسط ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی به فارسی ترجمه شده و انتشارات زمان تغییر آن را منتشر کرده است.
کتاب نشانهها: علم جدید چگونگی اعتماد به غرایز برای شما مناسب است اگر
- حضور نشانههایی ناپیدا را در زندگی خود احساس میکنید و به دنبال فهم دقیق معنای آنها هستید.
- میخواهید شهود و نیروی ادراک غریزه را درون خود پرورش دهید.
- به دنبال افزایش کیفیت زیستی خود و رابطههایتان هستید.
- به ماوراءالطبیعه علاقه دارید.
در بخشی از کتاب نشانهها: علم جدید چگونگی اعتماد به غرایز میخوانیم
من باور دارم که در وجود هر یک از ما نیازی قوی برای برقراری پیوندهای نزدیک با دیگران نهفته است؛ اشتیاقی که مطمئنم اکثر مردم به نوعی آن را در خود تشخیص میدهند. این نیاز به ارتباط، باز هم به نخستین روزهای پیدایش بشریت برمیگردد. بخشی از یک «قبیله» بودن، طبیعیترین حالتِ بودنِ ما و یکی از ویژگیهای بنیادی روانشناسی تکاملی ماست. وقتی انسانهای اولیه در عصر پارینهسنگی (عصر سنگ) در غارها زندگی میکردند و شبها هوا سرد میشد، ناچار بودند برای گرم شدن و در امان ماندن از چنگال شکارچیان، به یکدیگر پناه ببرند و به هم بچسبند. افراد در گروههایی که بسته به منابع موجود، بیش از چند ده نفر نبودند، گرد هم میآمدند و بقای هر فرد به شدت به بقای دیگران وابسته بود. برای رسیدن به این هدف، هر کسی وظیفهای داشت؛ مثل شکار، جمعآوری غذا، مراقبت از محیط غار، آمادهسازی وعدههای غذایی و تولیدمثل؛ حتی اگر این به معنای فداکاری فرد برای مصلحتِ کلِ گروه بود. انسانهای اولیه همچنین فهمیدند که برای حفظ انسجام قبیله، باید «گرمای عاطفی» ایجاد کنند. این نیاز در نشستن دور آتشِ شبانه، طبل زدن، رقصیدن و دیگر فعالیتهای پیونددهنده مثل قصهگویی از طریق هنر، آراستن یکدیگر و مراقبت مشترک از کودکان تجسم مییافت.
ما که با چنین پیشینهای تکامل یافتهایم، تمایلی عمیق به داشتن ارتباطات معنادار داریم و این نیاز را فراتر از دایرهی کوچکِ خانواده (خانواده هستهای) طلب میکنیم. امروزه ما باید آگاهانه به دنبال این پیوندها باشیم، چرا که بسیاری از ما در جوامع غربی بسیار منزوی شدهایم و بهویژه از جوامع گستردهتر مثل همسایگان، کسبهی محلی و گروههای مذهبی فاصله گرفتهایم. ما عادت کردهایم خودمان، خانوادهی درجه یک، تعداد انگشتشماری دوست و همکارانمان را در اولویت قرار دهیم. این موضوع مشکلساز است، چون احساس تنهایی بسیار فراگیر شده است.
بله
























