معرفی و دانلود کتاب مردی که میخواست سلطان باشد
برای دانلود قانونی کتاب مردی که میخواست سلطان باشد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب مردی که میخواست سلطان باشد
با مطالعهی کتاب مردی که میخواست سلطان باشد، نوشتهی رودیارد کیپلینگ، به هندوستان سفر کنید. پیچی کارنهن و دَنیل دراوُت با سری پرسودا راهی کافرستان میشوند و گفتگوی آنها با یک خبرنگار (راوی داستان) جذابترین ویژگی رمان است. نویسنده با ساختن فضایی تاریخی و جذاب، خواننده را به دل روزگار استعمار بریتانیا در هند میبرد.
دربارهی کتاب مردی که میخواست سلطان باشد
پیجی کارنهن و دنیل دراوت، شخصیتهای اصلی مردی که میخواست سلطان باشد (The Man Who Would Be King) هر دو از سربازان سابق ارتش بریتانیا هستند که از زندگی یکنواخت خود خسته شدهاند. رودیارد کیپلینگ (Rudyard Kipling) نویسندهی این رمان تاریخی که برندهی جایزهی نوبل نیز بوده است، با قلمی پرشور، ماجراجوییهای دو مرد را به تصویر میکشد. در اثر او نه خبری از اطناب و زیادهگویی است و نه سهلانگاریهای تازهکارانه در پرداخت شخصیتها! همه چیز نرم و آرام با پیشرفت داستان روشن میشود.

گفتگوهای بین راوی کتاب مردی که میخواست سلطان باشد و دو مرد ماجراجوی داستان، درهای تازهای را از تاریخ، انسانشناسی و درک زمانه در اختیار ما قرار میدهد. جوزف رادیرد کیپلینگ در ادامه داستان، تضادی میان غرور انسان و سرنوشت محتوم او میآفریند. پیچی و دنیل در سرزمین جدید ابتدا موفق میشوند؛ مردم کافرستان آنها را همچون خدایی میپذیرند و تاج پادشاهی بر سرشان میگذارند. اما هنگامی که پیجی کارنهن از مرز تعادل عبور میکند و خود را واقعاً خدا میپندارد، رشتهی کار از دستشان در میرود و سرنوشت تراژیکشان رقم میخورد.
ماجراجویی رازآلود مردی که میخواست سلطان باشد
کتاب مردی که میخواست سلطان باشد رودیارد کیپلینگ سرشار از رمز و استعاره است. در این رمان تاریخی، مسئلهی غرور استعماری انسان غربی و تصور تسلط بر شرق و در عین حال، روایتی از وفاداری و سقوط اخلاقی در برابر وسوسهی قدرت با جزئیات کاملی به تصویر کشیده میشود.
دو مرد تاج طلا به سر میگذارند، خود را از خاندان شاهان و کشورگشایان معرفی میکنند و از این طریق در سرزمینهای بیگانه میتازند و کسی جلودارشان نیست. با خرید کتاب مردی که میخواست سلطان باشد نشر نیماژ، این ماجراجویی ناب را با دل و جان تجربه کنید.
اگر میخواهید داستانی سراسر شگفتی و شکوه را به کتابخانهی خود بیفزایید، دانلود کتاب مردی که میخواست سلطان باشد ترجمه بهاره تقی زاده حمید به شما توصیه میشود. این رمان کوتاه از رودیارد کیپلینگ، هم برای نوجوانان مناسب است و هم برای بزرگسالانی که به داستانهای ماجراجویانه و پندآموز علاقهمندند.
کتاب مردی که میخواست سلطان باشد برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای تاریخی علاقهمند هستید.
- به دنبال یک رمان ماجراجویانه هستید که هم برای نوجوانان مناسب باشد و هم بزرگسالان.
- پس از خواندن یک رمان طولانی، میخواهید یک داستان جمعوجور وخوشخوان را در دست بگیرید.
در بخشی از کتاب مردی که میخواست سلطان باشد میخوانیم
شبی قیرگون بود؛ چنانکه شبی از شبهای طاقتفرسای ماه ژوئن. لو -تندبادی سوزان از غرب- در میان درختان خشک میوزید و وانمود میکرد که باران به همراه دارد. گهگاه قطرهای آب که تقریباً به نقطهی جوش رسیده بود، بر خاک میافتاد و صدایی چون جَستِ قورباغه پدید میآورد، اما دنیای سراسر ملالمان میدانست که این فقط تظاهر به باریدن باران است. اتاقِ مخصوص دستگاههای چاپ کمی خنکتر از دفتر بود و برای همین آنجا نشستم. مدام صدای تیکتیک چیدهشدن حروف به گوش میرسید و جغدِ شب پشت پنجرهها هوهو میکرد. همهی اینها درحالی در جریان بود که حروفچینهای دستتنها عرق پیشانیشان را پاک میکردند و دلشان جرعهای آب میخواست. آن خبری که چشمانتظارش بودیم و از چیستیاش خبر نداشتیم، از راه نمیرسید. حتی باوجودآنکه لو فروکش کرد و آخرین سطرها حروفچینی شدند، تمام زمین هنوز در التهابی اختناقآور با انگشتی بر لبانش منتظرِ رخدادی باقی مانده بود.
چُرتم گرفت و کنجکاو از خود میپرسیدم که آیا آن تلگراف خبر از موهبت میداد یا مرگ کسی، یا شکست مردمی جنگجو و به این میاندیشیدم که آیا دستاندرکاران، میدانستند تأخیر در مخابرهی خبر خوش، کم از زهر ندارد. قرار بود از خبری ناگوار مطلع شویم و این تأخیر هم به همان علت رخ داده بود. هیچ دلیل خاصی برای نگرانی و التهاب وجود نداشت -در ظاهر همهچیز به روال هر روز پیش میرفت- اما نزدیک بود با صدای بلند فریاد بزنم. این اتفاق درست زمانی رخ داد که عقربههای ساعت بهسمت عدد سه خزیدند و دستگاهها چرخهای طیارشان را دوسهبار چرخاندند تا مطمئن شوند که همهچیز سر جای خودش است.
سپس جوشوخروش چرخها، سکوت را به ذرات کوچکی خُرد کرد. بلند شدم که از آنجا بروم؛ اما دو مرد با لباسهای سفید روبهرویم ایستاده بودند. اولی گفت: «خودشه!» دومی گفت: «آره! خودشه!» و هر دو با چنان صدای بلندی خندیدند که کم از غرش دستگاهها نداشت و عرق پیشانیهایشان را پاک کردند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب مردی که میخواست سلطان باشد |
| نویسنده | رودیارد کیپلینگ |
| مترجم | بهاره تقی زاده حمید |
| ناشر چاپی | انتشارات نیماژ |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 70 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-4130-07-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان تاریخی خارجی، کتابهای داستان کوتاه خارجی، کتابهای داستان و رمان تاریخی نوجوان، کتابهای داستان کوتاه نوجوان |
























