معرفی و دانلود کتاب نازار دلیر
برای دانلود قانونی کتاب نازار دلیر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب نازار دلیر
کتاب نازار دلیر نوشتهی مکردیچ سارکسیان، رمانی طنز و برآمده از داستان عامیانهای از کشور ارمنستان است که «پهلوان پنبه» نمونهی ایرانی آن محسوب میشود. نویسنده در این رمان با شرح ماجرای زندگی مردی لافزن و هیچکاره، داستانی دارک کمدی را پیش روی مخاطب قرار میدهد و از این طریق، توهمات استثمارگران و اندیشههای پوچ انسانهای خودبزرگپندار را به سخره میگیرد.
دربارهی کتاب نازار دلیر
در تاریخ هر جامعه و فرهنگی، قصههای عامیانه جایگاه ویژهای دارند؛ قصههایی که در عین سادگی، سرشار از مفاهیم و استعارههایی هستند که در هر زمانهای ملموس و قابل تأملاند. داستان نازار دلیر یکی از همین قصههاست که نسل به نسل در میان مردم ارمنستان نقل شده و مکردیچ سارکسیان آن را در قالب رمان بازنویسی کرده است.
شخصیت نازار که مابهازای بسیاری در فرهنگهای مختلف دارد و «پهلوان پنبه» نمونهی ایرانی آن محسوب میشود، انسانی تنپروری و ترسو است که به جز لاف زدن از هیچ هنر و مهارت دیگری بهره نبرده است. مکردیچ سارکسیان این شخصیت را دستمایهی داستانپردازی خود قرار داده تا مخاطب خود را با ماجرایی طنزآلود اما تلخ و گزنده همراه سازد.
نازار دلیر از تاریکی میترسد!
داستان نازار دلیر همچون بسیاری از داستانهای کهن با یکی بود، یکی نبود و توصیف زندگی زوجی در روستای نازارآباد آغاز میشود. نازار، مرد تنبل، ترسو و بیکار داستان با نازان، زنی سختکوش و زرنگ زندگی فقیرانهای دارند؛ زن و شوهری که از نظر ظاهری و اخلاقی، زمین تا آسمان با یکدیگر متفاوتاند و همین تفاوتها دعوا، کشمکش و قهر و آشتیهای فراوانی را برای زندگی مشترک آنها رقم زده است.

با وجود اینکه آنها یک زمین کوچک دارند اما نازار تن به کشتوکار نمیدهد، از طرفی هم اجازه نمیدهد همسرش سر زمین برود، چون این مرد از تاریکی، ارواح، شیاطین و خیلی چیزهای دیگر میترسد و نمیتواند در خانه تنها بماند. مکردیچ سارکسیان، قهرمان رمان نازار دلیر را با شخصیتپردازی دقیقی به مخاطب میشناساند، به طوری که به راحتی میتوان این شخصیت را در ذهن متصور شد و نمونههای عینی بسیاری برای آن مثال زد.
طنز سیاهِ مکردیچ سارکسیان
اما چه میشود که این مرد ترسو تبدیل میشود به نازار دلیر؟ شاید باورتان نشود اما نازار بالاخره طعم پیروزی را میچشد! البته فقط با کشتن یک دسته مگس و البته که نمیتواند در دنیای بزرگ توهماتش، این موفقیت را دست کم بگیرد. برای همین پیش خودش فکر میکند لایق زندگی بهتری است. چه بسا بتواند پادشاه شود و قلمرویی گسترده بسازد!
مکردیچ سارکسیان، نویسندهی برجستهی ارمنستان در کتاب نازار دلیر نشر رایبد با بهرهگیری از توانایی ادبی خود، از قصهای عامیانه و کهن، رمانی دارک کمدی میآفریند و با ترسیم طنزآمیز یک شخصیت تمامیتخواه، مخاطب را به سوی اندیشه در باب مفاهیم جهانشمولی نظیر منفعتطبی، استثمارگری و جنگافروزی به بهانهی کشورگشایی سوق دهد.
پس اگر دلتان میخواهد داستانی آمیخته به طنز، نقد و تفکر بخوانید، خرید کتاب نازار دلیر بهترین گزینه برای شما خواهد بود؛ اثری خواندنی که آندرانیک خچومیان، آن را از زبان ارمنی به فارسی برگردانده است.
کتاب نازار دلیر برای شما مناسب است اگر
- به مطالعهی داستان و رمان طنز خارجی علاقه دارید.
- از خواندن داستانهای عامیانهی ملل مختلف لذت میبرید.
- از داستانهایی که مفاهیم عمیق جوامع انسانی را با تمثیل و استعاره به نقد میکشند، استقبال میکنید.
در بخشی از کتاب نازار دلیر میخوانیم
نازان دیگه به حرفهای شوهرش گوش نمیداد. میدانست که نازار مغرور و لافزن است؛ از خودبزرگبینی نازار که روح کوچک و ترسویش گنجایش آن را نداشت باخبر بود، ولی نمیدانست چرا دلش به حال شوهرش میسوزد. چندین و چند بار روحش را زیرورو کرده بود، تلاش کرده بود این مسئلۀ بزرگ را که - آیا نازار را دوست دارد یا نه - حل کند، ولی همچنان جواب سؤالش را پیدا نکرده بود. نمیتوانست شوهرش را درک کند، نمیفهمید که آیا او مهربان است یا شرور؟ دوستش دارد یا نه؟ میدانست که نازار ترسو است، لافزن است، بیکاره است، ولی نازار چربزبان بود. چنان سر زنش را گرم میکرد که او گاهی در تنگنا قرار میگرفت، نمیدانست چه بگویید و چه بکند. شاید بهراستی چیزی در وجود شوهرش هست؛ یک چیز غیبی، یک چیز نادیدنی، چیزی که برایش ناآشناست، چیزی که او توان دیدن و شناخت آن را ندارد و ممکن است روزی اطرافیان آن را بشناسند.
نازار همچنان حرف میزد. در چنین لحظاتی چشمان بیرنگ او از هیجان میدرخشیدند، لبهایش از گرمای درونی خشک میشدند، چهرۀ کشیدهاش انگار برای لشکرکشی حالت بُراق پیدا میکرد، چشمهایش از التهاب اشکآلود میشدند. و خودش هم دروغهایش را باور میکرد. چیزهایی که دوست داشت بهنظرش حقیقی میرسیدند و رؤیاهایش تبدیل به واقعیت میشدند. دروغ معنا پیدا میکرد، و دروغ بیجسم و بیرنگ به مرزهای تسخیرناپذیر حقیقت نزدیک میشد.
نازان با داس از پشتۀ چمنزار، علف درو میکرد که شب بز و خرشان علوفه داشته باشند و نشخوار کنند، اما نازار همچنان حرف میزد و تاریکی رفتهرفته حکمرانیاش را آغاز میکرد. آخرین شعلههای روشن غروب بهآرامی رنگ نیلی به خود میگرفت، آبی تیره و سپس پررنگتر میشد. درختان سپیدار انگار مانند فوارهها در آبی شب فرومیرفتند و درختها با شالی سیاه درهم میپیچیدند. جویباری که از کوه سرازیر میشد مانند لبۀ داس، خرسکوه را دونیم کرده و بهسوی باغها روان بود. میرابها از دور یکدیگر را صدا میکردند. غروبی رؤیایی بود و پراحساس، اما دروغهای هیجانانگیز و لافزنیها، مانند شعری نازیبا از لبهای نازار جاری بودند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب نازار دلیر |
| نویسنده | مکردیچ سارکسیان |
| مترجم | آندرانیک خچومیان |
| ناشر چاپی | انتشارات رایبد |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 294 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-353-942-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان طنز خارجی، کتابهای ادبیات عامه جهان |






















