معرفی و دانلود کتاب تفتان زرد
برای دانلود قانونی کتاب تفتان زرد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب تفتان زرد
در کتاب تفتان زرد، دوازده قصهی کوتاه و جذاب از یکی از بهترین نویسندگان معاصر ترکیهای انتظار شما را میکشد. یاشار کمال، از مشهورترین نویسندههای ترکیه، مجموعهی متنوع و جذابی از داستانهای کوتاه را در این کتاب گرد هم آورده و تلاش کرده تا با توصیفاتی دقیق و ملموس از زیست مردم روستایی و کارگر ترکیه، تصویری جامع و چندسویه از پیچیدگیهای فرهنگی و اجتماعی مردم این خطه، ترسیم کند.
دربارهی کتاب تفتان زرد
دوازده قصهی کتاب تفتان زرد (Yellow Hot) اثر یاشار کمال (Yaşar Kemal)، در عین استقال و روایت قصهی مختص به خود، در درونمایه و موقعیت جغرافیایی پیوستگی و وحدت دارند. این ارتباط سبب شده تا هرکدام از این روایتها و شخصیتهای مختلفشان بدل به جزئی از تصویر بزرگتری شوند که بخشی از حقیقت امروزی روستاییان و کارگران ترکیه را تشکیل میدهد. تصویری که جزییاتی دقیق از سازوکار فرهنگی و اجتماعی جاری در بطن این کشور ارائه میدهد.
نگاه نکتهبین و دقیق یاشار کمال در کتاب تفتان زرد انتشارات رایبد سبب شده تا توصیفات او از جغرافیای روستایی و کنشها و درگیریهای مردم این خطه برای خوانندگان ملموس باشد. هرکدام از قصههای این مجموعه روایتهایی از امید در میان ناامیدی و تلاش در اوج محنت و رنج را توصیف میکند و شخصیتهایی انسانی میآفریند که سعی دارند در برابر این چالشهای روزانه، به کنشی معنادار در زیست شخصی و اجتماعی خود دست بزنند.

یاشار کمال و روایت تلاشهای انسانی
کتاب تفتان زرد یاشار کمال، از دل توصیفات ظاهری محیط و شخصیتها و اتفاقات عادی روزانه، آرامآرام به درونیات شخصیتهایش راه مییابد و عمق وجودی سحرانگیز آنها را تصویر میکند. قصهی در جاده، داستان درشکهچی را تعریف میکند که سوار بر درشکهاش، در روزی گرم و سوزان، زنی پوشیده در چارقد را سوار میکند. زنی که برای گرفتن گواهی طلاق همسرش به شهر رفته و اکنون مغموم و گرمازده، درحال بازگشت به روستا است و درشکهچی که گویی نمیتواند نگاهش را از روی او بدزدد.
داستان تفتان زرد: آرزوهای مردمانی پر تلاش
قصهی شلوار سفید کتاب تفتان زرد انتشارات رایبد، داستان مصطفی کوچولو، شاگرد کفاش را روایت میکند. او که در ظهری گرم، کل روز را مشغول سروکلهزدن با کفشی پاره بوده که گویی هیچجوره قصد تعمیر و دوخته شدن ندارد. در این بین حسن آقا، دوست متمول استاد کفاش، با پیشنهاد سه روز کار در کوره آجرپزی تفتان زرد، مصطفی را از کنج مغازه کفاشی خارج و وارد موقعیت تازهای میکند.
با خرید کتاب تفتان زرد با مجموعه قصههای کوتاهی روبهرو میشوید که هرکدام در دل موقعیت و رخدادی، سعی بر روایت قصهای انسانی و درگیرکننده از تلاشهای مردمانی ساده و صمیمی دارد. شخصیتهایی که هرکدام برای رسیدن به اندک آرامشی، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند. این کتاب توسط عارف جمشیدی به فارسی ترجمه شده و انتشارات رایبد آن را منتشر کرده است.
کتاب تفتان زرد برای شما مناسب است اگر
- از علاقهمندان ادبیات ترکیه هستید.
- به قصههایی با محوریت شخصیتهای روستایی و کارگر و چالشهای زندگیشان علاقه دارید.
- به دنبال مجموعه داستان کوتاه جذاب و خواندنی میگردید که با توصیفاتش، موقعیت زیستی دقیقی از زندگی و درونیات شخصیتهایش برای شما ترسیم کند.
در بخشی از کتاب تفتان زرد میخوانیم
خیلی گرم بود. مصطفیکوچولو حسابی عرق کرده بود. کفشی که برای تعمیر دستش گرفته بود همانطور بیحرکت توی دستهایش جا خشک کرده بود. طوری به افق خیره شد که... آن بیرون، خورشید بر روی سنگفرشهای شکسته و کجومعوجِ خیابان قصبه مسلط شده بود. زیر درخت انجیر که سایۀ برگهای پهنش را روی دیوار کثیف بنای روبهرویی گسترده بود یک سگ با زبانی که از دهانش بیرون افتاده درازبهدراز خوابیده بود. برای مدتی به سگ خیره شد. چنان بیحوصله بود که انگار کفش پاره از دستش خواهد افتاد. زیرچشمی طوری که اوستایش متوجه نشود نگاهش کرد. اوستا مثل همیشه غرق کارش بود. کفش را روی سندان گذاشت و با مهارت میخی به آن کوبید. شروع کرد به دوختن شکاف پاشنه. بههیچوجه حوصلۀ کارکردن نداشت. رهایش کرد. این کفش داغونترین کفشی بود که تاکنون برای تعمیر دست گرفته بود. همهجایش پاره بود. بعید میدانست بتواند تعمیرش کند.
گفت: «نمیتونم درستش کنم.»
اوستا سرش را بلند کرده، به مصطفی نگاه کرد و گفت: «چی شده مصطفی؟ اون چیه دستت از صبح باهاش ور میری؟»
مصطفی گفت: «اوستا، همهجاش پارهست. یهجا بند نمیشه خب...»
اوستا گفت: «حالا یهکم دیگه سعی کن.»
مصطفی تا عصر تلاشش را کرد و هِی دوخت و شکافت، دوخت و شکافت. نشد که نشد. عرق، مثل آبباریکهای از روی دماغش به پایین میچکید. سایۀ درخت انجیر روبهرو بهطرف شرق کشیده شده بود. خورشید هم روی تپۀ مقابل فرود آمد. در همین حین، حسنآقا دوست ثروتمند اوستا وارد مغازه شد.
فهرست مطالب کتاب
یادداشت مترجم
در جاده
شلوار سفید
جارو
بُز
خنجر
سرکیسوفِ اصل
خودنویسها
مارمولک سبز
شکارچی
دزد
تفتانِ زرد
پدر من
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب تفتان زرد |
| نویسنده | یاشار کمال |
| مترجم | عارف جمشیدی |
| ناشر چاپی | انتشارات رایبد |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 129 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8137-19-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتابهای داستان کوتاه خارجی |



























