معرفی و دانلود کتاب زنی که پیر نمیشد
برای دانلود قانونی کتاب زنی که پیر نمیشد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب زنی که پیر نمیشد
هیچکس باور نمیکند زنی چهل و پنج ساله، بدون هیچ عمل زیبایی، دقیقاً چهرهی سی سالگیاش را حفظ کرده باشد. این اتفاق که چیزی شبیه به خوشبختی است، دردسرهای بسیاری را برای بتی به ارمغان میآورد. کتاب زنی که پیر نمیشد نوشتهی گرگوار دولاکور داستانی عاشقانه و اجتماعی است که میکوشد تا ما را با وضعیت اجتماعی الجزایر و زنی که دچار تناقضات روحی و روانی شده، آشنا کند.
دربارهی کتاب زنی که پیر نمیشد
بابا نمیخواهد کسی او را «چلاق» یا «معلول» خطاب کند. دوست دارد همسر زیبا و جوانش تصور کند که شوهرش ناتوان نیست؛ به همین دلیل شغلی را انتخاب کرده که مستلزم معلق شدن در ارتفاع است تا پنجرههای شکسته و شیشههای ریخته را با پنجرههایی سالم تعویض کند. او دیگر نمیخواهد بعد از مارتین -که بعدها نام خود را از مارتین به بتی تغییر میدهد- فرزندی را به دنیا آورد، زیرا معتقد است، در دنیایی که کودکان با بمب و موشک کشته میشوند، نباید دوباره کودکی را به این جهان آورد. مارتین کودکی خوبی دارد. چهار سالگی، پنج سالگی و ده سالگی را با شادی و خوشبختی میگذراند، اما قرار است این شادی بهزودی از بین برود. کتاب زنی که پیر نمیشد (La Femme qui ne vieillissait pas) نوشتهی گرگوار دولاکور (Grégoire Delacourt) ما را به جامعهای وارد میکند که هیچچیز در آن سر جای خودش نیست؛ نه سیاست و اقتصاد، و نه حتی ظاهر افراد.
انسانها در این جامعه از طریق عملهای زیبایی و جراحی میکوشند سن واقعی خود را پنهان کنند و جوانتر به نظر برسند. در این میان، مارتین / بتی، شخصیت اصلی داستان زنی که پیر نمیشود، واقعاً با معضل جوانی روبهروست و پس از سیسالگی دیگر پیر نمیشود. این موضوع شاید در نگاه اول فوقالعاده به نظر برسد، اما هنگامی که به حقیقت میپیوندد، سیلی از تعارضها و کشمکشهای روحی و روانی را برای فرد به همراه میآورد.
مادری که هرگز پیر نشد
مارتین تنها دوازده سال داشت که مادرش را از دست داد؛ مادری که همیشه برایش الگو بود، چه در اخلاق و رفتار و چه در ظاهر و چهره. شاید همین الگو قرار دادنِ مادری که در سن جوانی درگذشت و برای همیشه جوان ماند، سبب شد چهرهی مارتین/ بتی در سیسالگی متوقف شود و دیگر پیرتر نشود؛ اما این تنها معضلی نیست که این دختر همواره با آن روبهروست. گرگوار دولاکور دوران پس از مرگ مادر مارتین را برای ما شرح میدهد.
او دختری است که هیچکس را ندارد تا نخستین دردهای دوران بلوغ، عشقهای نوجوانی و تغییرات جسمی و جنسی خود را با او در میان بگذارد. در واقع، اگر اوضاع به همین شکل باقی میماند و پدرش هرگز با فرانسواز ازدواج نمیکرد، بهتر از آن بود که چنین ازدواجی صورت بگیرد و پای «میشل» به این خانواده باز شود. میشل پسری است که اگر بخواهیم او را در دو واژه توصیف کنیم، «لاابالی» و «مجرم» بهترین انتخاباند. او پسر فرانسواز و برادر ناتنی مارتین است. در زمانی که مردم الجزایر برای حقوق زنان و آزادیهای اجتماعی تظاهرات میکنند، میشل طرفدار استبداد و سنتهاست. پس از مدتی نیز تحصیل را رها میکند و به دزد و مجرم تبدیل میشود.
رمان اجتماعی زنی که پیر نمیشد از طریق شخصیت میشل و گروه خلافکاری که او نیز عضو همین گروه است، ما را با وضعیت جامعهی الجزایر آشنا میکند و میکوشد تا آسیبهای اجتماعی را به ما نشان دهد.
بتی تا ابد سی ساله است
او در بیستویکسالگی نام خود را از مارتین به بتی تغییر میدهد. دیگر نمیخواهد آن دختر سابق باشد. بهدنبال زندگی و اهداف تازهای است و این تغییر را از طریق عوض کردن نامش آغاز میکند. در بیستوچهارسالگی تصمیم میگیرد با آندره ازدواج کند؛ مرد جوانی که مدتهاست او را میشناسد. در بیستوپنجسالگی مادر میشود. تا سیسالگی همهچیز بهخوبی پیش میرود، تا اینکه ناگهان تمام سلولهای پوست و جسم او از حرکت بازمیایستند. بتی دیگر پیر نمیشود و این واقعیت را در سیوپنجسالگی، با مقایسهی عکسهای پنج سال اخیرش، درمییابد.
برخلاف انتظار و تصور ما، داستان زنی که پیر نمیشد دربارهی یک معجزه نیست، بلکه دربارهی یک مصیبت است. روح و روان او دیگر با جسم و ظاهرش سازگار نیست. نمیتواند بهراحتی مادرِ پسری بیستساله باشد. گرگوار دولاکور زمان را به جلو میبرد؛ به چهلوچندسالگی بتی، زمانی که چشمهای آندره کمسو شده و دیگر نمیتواند این وضعیت را تحمل کند. آندره میخواهد همزمان با همسرش پیر شود. او قادر نیست این میزان از تفاوت ظاهری میان خود و همسرش را درک و تحمل کند.
کتاب زنی که پیر نمیشد ما را با وضعیتی روبهرو میکند که نماد و نشانهای از شرایطی فروپاشیده است و گرگوار دولاکور میکوشد تا مخاطبان خود را در قالبی رمانی اجتماعی، با این وضعیت نابهسامان آشنا کند.
رمان روانشناسی زنی که پیر نمیشد با ترجمهی آمنه کرمی در انتشارات خوب به چاپ رسیده است.
کتاب زنی که پیر نمیشد برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای اجتماعی و عاشقانه که پیچیدگیهای روابط انسانی را به ما نشان میدهد و اجازه میدهد با لایههای گوناگون روح و روان انسانها مواجه شویم، علاقه دارید.
- تصور میکنید پیر نشدن و تا همیشه جوان ماندن یک موهبت است و دوست دارید چنین معجزهای برایتان اتفاق بیفتد!
- میخواهید داستانی را مطالعه کنید که به مُدهای اغراقآمیز زیبایی نقد وارد میکند و سعی دارد مخاطبان را با زیبایی طی شدن عادی روند عمر، آشنا کند.
در بخشی از کتاب زنی که پیر نمیشد میخوانیم
در سیسالگی (تقریباً چهلوشش)، بیشتر از روی کلهشقی تا عشق، رابطهام را با گزاویه اسِ بیستوپنجساله شروع کردم، اتفاقی که اودت را بیاندازه هیجانزده کرد. فریاد زد تو از اینکه پیر نمیشی شاکی هستی، ولی فایدۀ اتفاقی رو که واسهت افتاده ببین! بهت اجازه میده با جوونتر از خودت بپری و کسی لیچار بارت نکنه، وای، به این میگن شانس، شانس؛ بگو ببینم پولوپله هم داره؟ گزاویه روزها در دفتر اسناد رسمی کار میکرد، در آن جا سند معاملات ملکی مینوشت و شبها وقتی کنار من روی تخت نبود، رمانش را؛ کتابی از دلوجانش، این ادعای خودش بود، یکجورهایی اغراق میکرد، کتاب زیر کوه آتشفشان91؛ شوروشوقش جادویم میکرد، ذوقوشوق خودم را به یادم میآورد، شوق بیستوپنج سال قبل؛ در کتابفروشی، شادیهای بیحدوحصر؛ دورهای چنان پر از امید که حتی دلسردیها هم مجذوبمان میکرد، حتی شکست هم ما را به هیجان میآورد.
ما جهان را تغییر نداده بودیم، او ما را تغییر داده بود؛ فقط به ذرات ریز گردوغباری تبدیل شده بودیم که در هوا تکان میخورند و گاهی در شعاع آفتاب میبینیمشان؛ وقتی گزاویه چند صفحهای از کتابش را برایم میخواند، جملههایی خشن و شوکهکننده، من کلماتش را مثل ذرات گردوغبار که به پرواز درآمده بودند رها میکردم، آنها را نمیگرفتم، تبخیر میشدند و او میخندید، میخندید و خندهاش زلال بود. میگفت قشنگه، مگه نه بتی؟ قشنگه، جا خوردی، میدونم، جا خوردی و من هم میخندیدم ولی خندهای مادرانه که باعث شکش نمیشد، خندهای مثل آغوشی که باز میشود و پناهگاه آخری است که همۀ راهها به آن ختم میشود.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب زنی که پیر نمیشد |
| نویسنده | گرگوآر دولاکور |
| مترجم | آمنه کرمی |
| ناشر چاپی | نشر خوب |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 176 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8233-40-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی، کتابهای داستان و رمان عاشقانه خارجی، کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی |


















