معرفی و دانلود کتاب باران فراموشی

عکس جلد کتاب باران فراموشی
قیمت:
۳۹,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب باران فراموشی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب باران فراموشی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب باران فراموشی

هر قطره‌ی باران به معنای از دست رفتن یک خاطره است. این جمله‌ی کوتاهِ هولناک، ایده‌ی محوری نائومی سلمان در کتاب باران فراموشی است. این رمان با نثری شاعرانه و در ژانر علمی و تخیلی به نگارش درآمده است. نویسنده در جهانی آخرالزمانی، شهری را به تصویر می‌کشد که باران در آن در حال شستن حافظه‌ی مردم است و به این ترتیب روایتی فلسفی و استعاری را شکل داده است که هر خواننده‌ای را به فکر فرو می‌برد.

درباره‌ی کتاب باران فراموشی

بشر در طی زندگی خود یا تلاش کرده از فراموشی بگریزد و یا در سویی دیگر، برای گریز از خاطرات ناخوشایند به فراموشی چنگ انداخته است. نائومی سلمان (Naomi Salman) در کتاب باران فراموشی (Nothing But the Rain) این کشاکش مداوم حافظه و فراموشی را به بازی گرفته است. او داستان مردم شهری به اسم آلویویل را شرح می‌دهد که باران فراموشی دست از سرشان برنمی‌دارد. باران در این شهر از معنای رحمت تهی شده و عذابی بزرگ را رقم زده است. چراکه قطره‌های این باران بر سر هر کس که ببارد حافظه‌اش پاک می‌شود.

این رمان علمی و تخیلی، خواننده را به دنیایی می‌برد که در آن باران به پدیده‌ای ترسناک بدل شده، گذشته را می‌شوید و دفتر خاطرات ذهن را به لوحی سفید بدل می‌کند، اما قهرمان رمان با یک دفترچه‌ی خاطرات پا پیش می‌گذارد تا خودش را از فراموشی سیل‌آسا و بی‌مهابا برهاند.

پناه بر نوشتن برای نجات از فراموشی

نائومی سلمان روایت داستان را با محوریت شخصیت لاورن گوردن آغاز می‌کند؛ پزشکی بازنشسته و سالخورده که با پیدا کردن یک دفترچه شروع می‌کند به نوشتن مکنونات ذهنی خود و از همان ابتدا اذعان می‌کند که این کار را برای نجات خودش انجام می‌دهد تا بعدها بتواند بفهمد که چه چیزی در فکر و ذهنش می‌گذشته است. به همین سبب از نوشتن ساده‌ترین فکرها و کوچک‌ترین اتفاقات نیز روی‌گردان نیست و از این طریق از شرایط جامعه‌اش می‌گوید و واکنش افراد نسبت به این رویداد هولناک را به شرح می‌گذارد.

در رمان فلسفی باران فراموشی نائومی سلمان روایت‌ها درست مانند یادداشت‌نویسی در دفترچه خاطرات است و نویسنده علی‌رغم نثر شاعرانه‌ای که برای روایت داستان خود برگزیده، فضایی دیستوپیایی خلق می‌کند که همه چیز در آن رو به زوال و از دست رفتن است. در این بین قهرمان رمان با پناه بردن به نوشتن، برای نجات خود تلاش می‌کند. در این مسیر، خواننده نیز با شخصیت اصلی داستان همراه می‌شود تا بتواند نحوه‌ی مواجهه‌ی او با این رخداد را دنبال کند. اثری تأمل‌برانگیز که با تلاش محمد جعفرپور به فارسی برگردانده شده و نشر خوب برای چاپ آن کوشیده است.

کتاب باران فراموشی برای شما مناسب است اگر

  • به خواندن رمان علمی و تخیلی خارجی علاقه دارید.
  • دلتان می‌خواهد یک رمان دیستوپیایی متفاوت بخوانید که از نثر شاعرانه و رگه‌های فلسفی برخوردار است.
  • از خواندن داستان‌های تمثیلی و کشف معناهای استعاری نهفته در آن لذت می‌برید.

در بخشی از کتاب باران فراموشی می‌خوانیم

تا الان پنج مرتبه همۀ نوشته‌هایم را بازخوانی کرده‌ام. رد تردید‌هایم را دنبال کرده‌ام، پر از امید و ترس. به این فکر افتادم که شاید دلم می‌خواسته بمیرم، اما بعد نظرم عوض شده و واقعاً دوست داشتم به زندگی ادامه بدهم. این‌هم از همۀ افکارم که مطرح شد، دلیل و برهانی که زیر باران پاک نمی‌شود، سرنخی که اگر احیاناً دوباره زیر ناودان شکسته‌ای پا گذاشتم می‌توانم آن را بگیرم. کیتی امید را به بقا ترجیح می‌دهد. من بقا را به آزادی. اما وقتی به زوئی نگاه می‌کنم، نمی‌دانم چه‌کار کنم. بارها افکارم را مرور کردم تا وقتی که کلمات دیگر هیچ معنایی نمی‌دادند. سرم را بالا می‌آورم و به زوئی نگاه می‌کنم که سرگرم نقاشی کشیدن روی ورق کاغذی است که بهش دادم. و هنوز هم نمی‌دانم باید چه‌کار کنم. امشب همگی توی خانه‌های محله می‌خوابیم. صبح زود دیو لوگان همۀ این آدم‌ها را به‌سمت تباهی هدایت خواهد کرد. دوازده ساعت وقت دارم تا نظر کیتی را عوض کنم.

روز دوم

القصه، کل شب را خوابیدم و از آن‌طرف، صبح هم دیر پا شدم و دعوای جانانه‌ای با کیتی راه انداختم. بهم گفت بزدلم که به همین سر سوزن آسایشی که دارم راضی‌ام، و بعد هم به تماشای دیو لوگان و آدم‌هایش نشستم که به خیابان‌های سرپوشیدۀ پلاستیکی می‌رفتند و دور و دورتر می‌شدند. چند نفری بچه‌هایشان را در آغوش گرفته بودند. آواز می‌خواندند و خوش‌و‌خرم بودند. با این کارشان کل شهر را خبر می‌کردند که کجایند و چند نفرند و چه‌کار می‌کنند. زوئی از بالای شانۀ مادرش به من زل زده بود.

بله، من نرفتم. به درک. چه‌کار باید می‌کردم؟ به‌زور زوئی را از مادرش می‌گرفتم؟ قطع‌به‌یقین آدم‌های لوگان مرا می‌کشتند. عقلم می‌رسد که نباید با آدمی بزدل درافتاد. همین کلمات را شاهد می‌گیرم که سعی کردم نظرشان را عوض کنم. اما بااین‌حال رفتند و من هم در جهت خلاف، از آنجا دور شدم. از هرچی خیابان پلاستیکی کوفتی بود دور شدم و به‌سمت خانه برگشتم. تا اینکه به خانۀ کیتی راثبون رسیدم. کمی دوروبر خانه پلکیدم و بعد هم رفتم توی آشپزخانه. حالا می‌خواهم همین‌جا بمانم، روی همین صندلی پشت میز بنشینم و پنجره را نیمه‌باز رها کنم تا صدای شلیک گلوله‌ها را بشنوم. لحظه‌ای که بشنوم، برای همیشه از اینجا می‌روم. اسمش را بگذارید کینه، یا هرچی خوش دارید.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب باران فراموشی
نویسنده
مترجممحمد جعفرپور
ناشر چاپینشر خوب
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات96
زبانفارسی
شابک978-622-8233-27-7
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی، کتاب‌های داستان و رمان فلسفی خارجی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب باران فراموشی

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب باران فراموشی

برای دریافت کتاب باران فراموشی و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟