معرفی و دانلود کتاب چیک: فرار از خانه
برای دانلود قانونی کتاب چیک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب چیک: فرار از خانه
آیا باید وکیل بخواهد؟ او تاکنون در ادارهی پلیس حضور نداشته و نمیداند آدمهایی که دستگیر میشوند چهکار میکنند! فعلاً برای شروع ترجیح میدهد دعا بخواند و به قهوهساز خاموش مرکز پلیس چشم بدوزد. کتاب چیک نوشتهی ولفگانگ هرندورف مخاطبان خود را با دو پسر نوجوان که یک ماشین را دزدیدهاند و میخواهند با آن ماشین همهجا را بگردند و همهچیز را بجویند، همراه میکند. این داستان ما را با مختصات فرهنگی اروپا و آسیبهای اجتماعی گوناگون، آشنا میسازد.
دربارهی کتاب چیک
او فقط چهارده سال دارد نه پانزده سال. شاید بهنظر شما هم چند ماه بالا و پایین خیلی مهم نباشد و چه فرقی دارد که کسی در ماه دسامبر بهدنیا آمده یا ژانویه؟ اما همین موضوع برای پلیس آلمان خیلی مهم است و به خاطر چند روز کمتر و بیشتر ممکن است کسی را به زندان بفرستد یا نفرستد. طبق قانون این کشور، افراد زیر چهارده سال مصونیت قضایی دارند و هر کاری که بکنند، به زندان نمیروند؛ مثل شخصیت اصلی کتاب چیک (Tschick). او با وجود انجام کارهایی که بهوضوح جرم و خلاف هستند، میتواند بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خانه برود و رنگ حبس و زندان را هم نبیند.
شاید بهنظرتان خیلی عجیب باشد که نام این داستان چیک است و منظور ولفگانگ هرندورف (Wolfgang Herrndorf) از چنین نامگذاری را درک نکنید که خب در همان فصل ابتدایی رمان ماجراجویانهی چیک متوجه میشوید این واژه ی عجیب، نام یکی از همکلاسیهای شخصیت اصلی داستان است. باز هم شاید برایتان این پرسش مطرح شود که مگر چیک چه ویژگی منحصربهفردی دارد که ولفگانگ هرندورف اسمش را بر روی این رمان گذاشته است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش، باید با شخصیت چیک که کل این داستان را مدیون دیوانه بودن او هستیم، بیشتر آشنا شوید.
چیک را بشناسید و از او دور شوید
چیک روس است. حتی اگر معلم کلاس تاریخ هم او را با مشخصات کامل به سایر شاگردان کلاس معرفی نمیکرد، باز هم ظاهر و قد و قوارهی چیک گویای این حقیقت بود که چیک روس است. البته این ویژگی بد او نیست. مشکل اینجاست که چیک دزد است و حالا هم با یک ماشین «لادا» جلوی پای شخصیت اصلی داستان ترمز کرده و منتظر است تا او هم سوار ماشین شود! البته خودش معتقد است دزد نیست و صرفاً این ماشین را بدون رضایت صاحبش به امانت گرفته است! خودش هنوز «امانتگیر» ماهری نیست و برادرش که سی سال سن دارد، بسیار سریع و دقیقتر از چیک اموال مردم را بدون اطلاع آنها، به امانت میگیرد! اما مشکل اینجاست که او دیگر مصونیت کیفری ندارد و چیک باید بهجای او کارهایی را که احتمال زندانی شدن در آنها وجود دارد، انجام دهد.
کتاب چیک از زمانی که این دو پسر وارد ماشین لادا میشوند، منطبق با رویای پسرهای نوجوان است. شخصیت اصلی این رمان مهیج کمی عاقلتر از چیک است اما عقل او به هیچ دردی نمیخورد زیرا چیک پشت فرمان نشسته و به هیچ علائم راهنمایی رانندگی و حتی نگاه کردن به روبهروی خود هم اعتقادی ندارد! خانوادهی چیک آنقدر در عرصهی خلاف ماهرند که چیک بهخوبی میداند چه جرمی قابل فاش شدن و چه جرمی قابل اثبات نیست. البته خوشبختانه قرار نیست تمام داستان چیک حول محور رانندگی فاجعهبار چیک و خلافهای او بچرخد. ولفگانگ هرندورف نمیخواهد یک پسر نوجوان را شخصیتی منفی بهنظر برساند.
چیک دوست خوبی است. او به شخصیت اصلی داستان که نام او را نمیدانیم، کمک میکند تا توجه، تاتیانا، دختری که کاراکتر اصلی داستان چیک او را دوست دارد به خود جلب کند. این دو نوجوان میخواهند با یک ماشین لادای قدیمی که آن هم دزدی است به تمام رویاهای غیرعاقلانهی خود برسند و مهیجترین روزهای زندگیشان را بگذرانند. نمیدانیم در نهایت برایشان چه اتفاقی میافتد. امیدواریم که حداقل زنده بمانند!
کتاب چیک صرفاً روایتگر تفریحات دو نوجوان نیست. ولفگانگ هرندورف ما را با فرهنگ کشور آلمان که مملو از مهاجران و ادیان گوناگون است، آشنا میکند و اطلاعات بسیاری دربارهی پدیدههای اجتماعی اروپا نیز در اختیار مخاطبان خود میگذارد. این رمان با ترجمهی مریم عزیزی در انتشارات بهجت منتشر شده است.
جوایز و افتخارات کتاب چیک
- برندهی جایزهی کلمنس برنتانو در سال 2012
- برندهی جایزهی هانس فالادا در سال 2012
- برندهی جایزهی ادبیات جوانان آلمان در سال 2011
- نامزد جایزهی نمایشگاه کتاب لایپزیگ در سال 2011
- ترجمه به بیش از 40 زبان
کتاب چیک برای شما مناسب است اگر
- به داستانهایی که در فضایی واقعی از عناصر سورئال بهره بردهاند، علاقه دارید.
- در دوران نوجوانانی خود بهاندازهی کافی تفریح نکردهاید و میخواهید با خواندن یک داستان، در فضای سنین نوجوانی و تفریحات هیجانانگیز آن دوران قرار بگیرید.
- نوجوان هستید و میخواهید در یک رمان مهیج، خود را در حال انجام ماشینسواری با بیشترین سرعت و کارهایی که در جهان واقعی، مجاز به انجام آنها نیستید، تصور کنید.
در بخشی از کتاب چیک: فرار از خانه میخوانیم
شت فرمان نشستم و برای چیک توضیح دادم که اینطور نمیشود. باک نیمهپر بود، موتور روشن بود اما وقتی فقط به اتوبان و اینکه چطور آنجا با دویست تا از ما سبقت میگرفتند نگاهی انداختم، میدانستم که نمیشود.
گفتم: "باید یک رازی را برایت فاش کنم. من بزدلترین موجود دنیام. کسلکنندهترین و بزدلترین، حالا میتوانیم پیاده برویم. در راه خاکی شاید امتحان میکردم اما در اتوبان نه. "
چیک پرسید: "کسلکننده را از کجایت درآوردی؟ " از او پرسیدم که آیا واقعا میداند من چرا اصلا با او آمدم ته دنیا، چون من کسلکنندهترین بودم، آنقدر کسلکننده که حتی به مهمانیای که همه به آن دعوت بودند دعوت نشدم. و چون میخواستم دستِکم برای یک بار در زندگی کسلکننده نباشم. چیک توضیح داد که من یک تختهام کم است و از لحظه اولی که مرا دیده هنوز ثانیهای کسلکننده نبودهام. اینکه برعکس این یک هفته تقریبا هیجانانگیزترین و عالیترین هفته زندگیاش بوده و ما سرگرم عالیترین و هیجانانگیزترین هفتهی زندگیمان هستیم و این اصلا قابل تحمل نبود که حالا همه چیز تمام شود.
و بعد چیک مدت زیادی نگاهم کرد و گفت من نباید فکر کنم تاتیانا دعوتم نکرده است چون کسلکننده هستم و یا اینکه به این دلیل که ازم خوشش نمیآید.
"دخترها از تو خوششان نمیآید چون ازت میترسند. اگر نظر من را بخواهی بدانی. چون تو نادیدهشان میگیری و چون تو به اندازه لانژینِ کلهپوک ضعیف نیستی. اما کسلکننده نیستی، دیوانه. و ایزا هم فورا ازت خوشش آمد. چون او آنقدر هم که به نظر میرسید پرت نیست. و چون یک خصوصیاتی دارد، اگر بدانی منظورم چیست. برخلاف تاتیانا که مالی هم نیست. "
من به چیک نگاه کردم و فکر کنم که دهانم باز مانده بود.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب چیک: فرار از خانه |
| نویسنده | ولفگانگ هرندورف |
| مترجم | مریم عزیزی |
| ناشر چاپی | انتشارات بهجت |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 293 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-338-093-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان |

















