معرفی و دانلود کتاب فانوس خاطرات گمشده
برای دانلود قانونی کتاب فانوس خاطرات گمشده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب فانوس خاطرات گمشده
هیراساکا، مردی بیخاطره و بیرؤیا، در عکاسخانهای میان دنیای زندگان و مردگان مأموریتی ویژه دارد: زنده کردن لحظههایی که در شتاب زندگی فراموش شدهاند. کتاب فانوس خاطرات گمشده، روایتی انسانی به قلم ساناکا هیراگی است. هیراساکا با یک قطعه عکس سیاه و سفید و گذشتهای مبهم، فانوس جادویی را میچرخاند و نور آن خاطرات مراجعهکنندگان را یکییکی از دل تاریکی بیرون میکشد. مراجعهکنندگانش، مردمی هستند که تازه از دنیا رفتهاند و باید پیش از عبور به مرحلهای ناشناخته، آخرین مواجههشان با زندگی را تجربه کنند.
دربارهی کتاب فانوس خاطرات گمشده
رمان فانتزی فانوس خاطرات گمشده (The Lantern of Lost Memories)، نمایندهای درخشان از ادبیات ژاپن است؛ پر از جزئیات و رنگارنگ، درست مثل نقاشی روی کیمونو که کار مورد علاقهی ساناکا هیراگی (Sanaka Hiiragi) نیز هست. این رمان با سبک رئالیسم جادویی، جهانی را میسازد که در آن مرز میان زندگی و مرگ، تنها پردهای نازک است و خاطرات، همچون موجوداتی زنده، انسانها را به گذشته و حقیقت وجودیشان پیوند میدهد.

فانوس خاطرات گمشده؛ روایت عکاسخانهای در برزخ
فانوس جادویی چرخان، نوری سیال و آرام دارد. در داستان فانوس خاطرات گمشده، این فانوس یک ابزار روایی است؛ وسیلهای که خاطرات افراد را فعال میکند و به آنها امکان میدهد مهمترین لحظههای زندگیشان را دوباره تجربه کنند. با هر چرخش فانوس، تصاویر و صحنههایی از گذشته برمیخیزد و هر بار روشن شدنش، بخشی تازه از زندگی شخصیتها را پیش چشمشان قرار میدهد.
هر فصل از رمان فانوس خاطرات گمشده، روایتی مستقل و در عین حال درهمتنیده از زندگی انسانهایی است که در آستانهی عبور از جهان زندگان، فرصتی دوباره برای نگاه کردن به گذشته پیدا میکنند. در داستان پیرزن و اتوبوس، روایت با نرمی و حسی از نوستالژی پیش میرود؛ پیرزنی 92 ساله که عمرش را وقف کودکان کرده و اکنون در آستانهی رفتن، دوباره به روزهایی بازمیگردد که در دل ویرانیهای پس از جنگ، تلاش میکرد برای بچهها پناهی امن بسازد.
نوستالژی، حسآمیزی و خیال با طعم رئالیسم جادویی
فصل دوم کتاب تخیلی فانوس خاطرات گمشده، تحت عنوان قهرمان و موش، روایتی تندتر، خشنتر و در عین حال عمیقاً انسانی است. در این فصل، خواننده وارد دنیای شوهی وانیگوچی میشود؛ مردی 47 ساله با گذشتهای پر از خشونت و انتخابهای اشتباه که مرگش نیز همچون زندگیاش ناگهانی و خونین بوده است. ساناکا هیراگی با جزئیات بسیار، لایههای پنهان شخصیت وانیگوچی را آشکار میکند. این مرد مرموز با مرور خاطراتش متوجه میشود که زندگیاش تنها مجموعهای از اشتباهات نبوده؛ او در لحظههایی از عمر نه چندان بلندش، برای دیگران پناه بوده، حتی اگر خودش هرگز آن را به رسمیت نشناخته باشد.
چه زیبا است وقتی میفهمیم که عمر رفته، تنها مجموعهای از لغزشها و حسرتها نیست. نام فانوس خاطرات گمشده نیز از همین نگاه الهام گرفته شده است؛ فانوسی که با چرخش آرامش، لحظههای پراکندهی زندگی را دوباره روشن میکند و معنای پنهانشده در پس آن روزهای معمولی را آشکار میسازد؛ روزهایی که شاید هرگز به چشم نیامده باشند، اما در تار و پود وجود ما نقش بستهاند.
ثمین سلاجقه یکی از بهترین ترجمههای این رمان تخیلی را به همت انتشارات دانشآفرین ارائه کرده است؛ ترجمهای روان، وفادار به لحن شاعرانهی ساناکا هیراگی و سرشار از ظرافتهایی که روح اثر را به خوبی منتقل میکند.
نکوداشتهای کتاب فانوس خاطرات گمشده
- نمیتوانم کتاب را زمین بگذارم! داستانها عالی نوشته شدهاند و شخصیتها آنقدر درگیرکنندهاند که با آنها احساس همدلی میکنی، با داستانشان همراه میشوی و حتی خودت را جای آنها میگذاری. زیبا است. (کاربر آمازون)
- گفتهاند وقتی انسان میمیرد، زندگیاش در چند لحظه از برابر چشمانش میگذرد و به او فرصت میدهد بهترین لحظات عمرش را دوباره تجربه کند. این کتاب به زیبایی تمام احساسات گذرای نوستالژی و اندوه را به تصویر میکشد و در عین حال باعث میشود قدر لحظههای کوچک و معمولاً نادیدهگرفتهشدهی زندگی را بیشتر بدانیم. (کاربر گودریدز)
کتاب فانوس خاطرات گمشده برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای فانتزی پر جزئیات، احساسی و خیالانگیز علاقه دارید.
- داستانهای تخیلی دربارهی جهان پس از مرگ برای شما جذاب است.
- از مخاطبان جدی ادبیات ژاپن هستید و آثار نویسندگان ژاپنی را دنبال میکنید.
- سبک رئالیسم جادویی را میپسندید و از روایتهای شاعرانه و لطیف لذت میبرید.
در بخشی از کتاب فانوس خاطرات گمشده میخوانیم
در آن سال های نابسامانِ پس از جنگ، بسیاری از مشاغل به ساده ترین روش ممکن از بین رفتند و بیکاری بین مردم همه گیر شد. حتی کسانی که آنقدر خوش شانس بودند که بتوانند شغلشان را با چنگ و دندان نگه دارند هم اغلب دستمزد خود را دیر دریافت می کردند. و از آنجا که این دستمزدها تنها چیزی بود که زندگی آن ها را از لبه پرتگاه نابودی عقب می کشاند، هر لحظه ممکن بود اوضاع به سرعت یأس آور و حاد شود. حتی مادرانی که بچه های کوچک داشتند مجبور بودند کودکان خود را به امان خدا رها کنند و به دنبال کارهای پیمانی و یا حتی تمام وقت بروند تا شکم فرزندانشان به قار و قور نیفتد.
طولی نکشید که بین مردم جا افتاد که فرزند ارشد خانواده باید در طول روز از خواهر و برادر کوچکتر خود مراقبت کند. اما از آن طفل معصوم ها چه انتظاری می رود؟! بچه، بچگی می کند و پا در انواع خطرات می گذارد. سرش را به این و آن می کوبد، می رود زیر ماشین، یا مثل همین امروز که چیزی نمانده بود آن کودک، در رودخانه غرق شود.
برخی از والدین با هم متحد شدند و به صورت خودجوش کودکستان هایی را راه اندازی کردند. والدین، بسته به روز هفته، به صورت نوبتی از کودکان مراقبت می کردند. اما این راه حل، در طولانی مدت چاره ی مناسبی به حساب نمی آمد و طبیعتاً تقاضای زیادی برای مربیان حرفه ای مهدکودک وجود داشت.
در همین حین، من به تازگی امتحانات مربی گری مهدکودک را با موفقیت پشت سر گذاشته بودم. اتحادیه همگانیِ مراقبت از کودکان، برای من شغلی در آراتانو پیدا کرده بود. یک شرکت فولاد محلی در آنجا، اتاقی را اهدا کرده بود تا به عنوان یک مهدکودک موقت، در خدمت نیازهای مردم باشد.
فهرست مطالب کتاب
فصل یک: پیرزن و اتوبوس
فصل دو: قهرمان و موش
فصل سه: میتسورو و آخرین تصویر
درباره نویسنده
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب فانوس خاطرات گمشده |
| نویسنده | ساناکا هیراگی |
| مترجم | ثمین سلاجقه |
| ناشر چاپی | انتشارات دانش آفرین |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 180 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5667-83-9 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی |



















