معرفی و دانلود کتاب حکایت خانه فیزیک
برای دانلود قانونی کتاب حکایت خانه فیزیک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب حکایت خانه فیزیک
در کتاب حکایت خانه فیزیک، یوکو اوگاوا خواننده را به دنیایی آرام و رازآلود میبرد؛ جایی که خاطرهای محو از کودکی، به نقطهی آغاز یک زندگی ادبی بدل میشود. داستان حول خانهای متروکه و زنی فراموششده میچرخد که ادعا میکند روزگاری نویسنده بوده است اما اکنون تمام آنچه نوشته در آتش سوخته و نیست شده است. این داستان کوتاه تاثیرگذار، دربارهی نیروی پنهان روایات، خاطرات و لحظاتیست که بیادعا اما عمیقاند و مسیر زندگی فرد را تغییر میدهند.
دربارهی کتاب حکایت خانه فیزیک
در کتاب حکایت خانه فیزیک (The Tale of the House of Physics) اثر یوکو اوگاوا (Yōko Ogawa) مردی که سیودو سال تمام به کار ویراستاری در نشریه مشغول بوده، روز آخر کاریاش را به خاطرهبازی میان تمام آثاری که در طی این سالها ویراستاری کرده میپردازد. او در میان کتابها و دستنوشتههای سالهای گذشته پرسه میزند و سعی میکند تکتک کتابها و نویسندگانشان را به خاطر بیاورد. کتابهای فراموششده و نویسندگان گمنامی که حتی اگر هرگز به موفقیت چندانی دست نیافتند، برای او ارزشمند و مهم بودند، شاید چون هر کتاب را نشانهای از تلاش بیصدا و رهاییبخش اندیشههایی میدانست که میتوانستند جهان را کمی روشنتر بسازند.
در این میان نام کتابی که مسیر سرنوشت خود او را تحت تاثیر قرار داده بود، پیش چشمانش میدرخشد؛ حکایت خانه فیزیک از نویسندهی ناشناس... کتابی که او را به کودکیاش بازمیگرداند. به روزهایی که محلهای آرام و خانهای متروکه در گوشهای از شهر، دنیای او و دوستانش را پر از کنجکاوی، هیجان و شگفتی کرده بود. خانهای متروکه که زمانی مرکز تحقیقاتی فیزیک ذرات بود و زنی تنها در آن زندگی میکرد؛ زنی که مردم محله او را عجیب، مرموز و منزوی میخواندند، اما او به بچههای محله میگفت که یک نویسنده است.

نجوایی خاموش از دل داستانی فراموششده
زن داستان حکایت خانه فیزیک ادعا میکرده روزگاری نویسنده بوده و داستانهایی نوشته که همهشان در آتش جنگ و زمانه سوخته و محو گشتهاند. کودکان نمیفهمیدند و گاهی به آنچه میگفت میخندیدند و مسخرهاش میکردند؛ اما راویِ داستان، تنها بچهای بود که با حواس جمعتری به حرفهای او گوش میداد و حس میکرد در تار و پود حرفهای بیادعای زن، گنجی نهان پنهان است که ذهنش را درگیر میکند.
زنِ ساکن خانهی فیزیک، فارغ از اینکه حقیقتا نویسنده بوده یا نه، با روایت خود بذر ادبیات را در ذهن کودکی میکارد که بعدها زندگیاش را وقف کلمات خواهد کرد. و داستان با این نگاه میتواند به استعارهای از خود ادبیات بدل شود: مکانی فرسوده، حاشیهنشین و ظاهرا متروک، اما سرشار از انرژی پنهانی که میتواند دنیا را بشکافد و آنگونه که میخواهد بسازد.
حکایت خانه فیزیک کتابیست دربارهی نویسندگانی که فراموش میشوند، ویراستارانی که در سایه میمانند، و خوانندگانی که بیآنکه خود بدانند، مسیر زندگیشان با یک داستان تغییر میکند. این داستان کوتاه از یوکو آگاوا میتواند ادای دینی به قدرت خاموش ادبیات باشد؛ قدرتی که بدون فریاد و داد و قال و با نجواهای ماندگارش، ما را به سوی خود فرا میخواند.
داستان کوتاه حکایت خانه فیزیک با ترجمهی آنیتا پارسا از انتشارات دانشآفرین به انتشار رسیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب حکایت خانه فیزیک برای شما مناسب است اگر
- علاقهمند به ادبیات ژاپنی معاصر و روایتهای شاعرانه هستید.
- از داستانهای کوتاه و فلسفی که تأثیر عمیق دارند لذت میبرید.
- کنجکاو دربارهی زندگی نویسندگان و ویراستارانِ سایهنشین هستید.
- میخواهید دربارهی قدرت روایت و تأثیر ادبیات بر زندگی فکر کنید.
- از داستانهایی با فضایی رازآلود و آرام که بیشتر روی احساسات و روابط انسانی تمرکز دارند لذت میبرید.
در بخشی از کتاب حکایت خانه فیزیک میخوانیم
با سنگ خفاش های روی سقف ایوان را زدیم، از لولۀ آب بالا رفتیم، علف های هرز بلند حوض را کندیم و آن ها را در هوا چرخاندیم. اگر یکی از ما روی سقف بلوط پرت می کرد، دیگری موهای بافته شدۀ بلند زن را که از شدت چرب و کثیف بودن هرچقدر هم سعی می کردید نمی توانستید بازشان کنید، محکم تکان می داد. هرچقدر که می توانستیم با آن زن رفتار بدی داشتیم، چون می دانستیم که در خانۀ فیزیک همه بخشیده می شوند. می دانستیم که زن هیچ وقت از دست ما عصبانی نمی شود. او بیش از حد سرگرم لاف زدن دربارۀ خودش بود.
«اینطوری هم نیست که بگیم آدمای بزرگ نویسنده می شن. نوشتن کتابای مهمه که ما رو تبدیل به آدمای بزرگ می کنه. ببینین، هوا رو اینطوری می گیریم...» دستانش را گود کرد و آن را تا پیشانی اش بالا برد. «به نظر میاد خالیه ولی یه داستانی پشتش هست و منتظره که شنیده بشه. شما آدمای عادی نمی تونین ببینین و بشنوینش، درسته؟ ولی نویسنده فرق داره. ما داستانی که اونجا وجود داره رو می فهمیم. اون فقط منتظره که یه نفر بیاد و بتونه بهش اعتماد کنه و شکل واقعی خودش رو نشون بده. داستانا چیزای خجالتی و کم رویی هستن.»
«عجیب به نظر میاد اینطوری نمی تونی چیزی بنویسی. برای نوشتن باید با یه خودنویس بشینی پشت میز.»
«اگه واقعاً نویسنده ای کتابتو نشونمون بده.»
«آره، بیار نشونمون بده.»
یک صدا گفتیم: «بیارش اینجا! بیارش اینجا!»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب حکایت خانه فیزیک |
| نویسنده | یوکو اوگاوا |
| مترجم | آنیتا پارسا |
| ناشر چاپی | انتشارات دانش آفرین |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 36 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5667-36-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه خارجی، کتابهای داستان و رمان فلسفی خارجی |




























