نقد، بررسی و نظرات کتاب حکایت خانه فیزیک - یوکو اوگاوا

مهتاب
★★★★★
۱۴۰۵/۰۷/۱۱
خب راستش داستان خوبی بود. هر چند معلوم نشد که اون زن نویسنده بود یا نه، ولی داستان جالبی بود. زن تاثیر خودش رو روی اون پسر گذاشت. پسری که در اصل راوی داستانه! معمولاً اولین چیز ها به یاد ماندنی ترین ها هستن. داستان اینه: یه ویراستار، بعد از ۳۲ سال و در روزی که بازنشسته شده شروع می کنه به نوشتن اسامی نویسنده و کتاب هایی که تا اون موقع مسئول ویراستاری اون ها بوده و بعد شروع می کنه به تعریف اینکه اولین تجربه ی ویراستاری اون چی بوده و چه چه اتفاقاتی افتاده که نتیجه اش شده اون تجربه! در کل داستان جالبی بود!
آرثئا
★★★★★
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
حقیقتا برای من این سوال تا آخرش پا برجا بود که اون زن واقعا نویسنده بوده یا نه؟ فکر کنم این ابهام و مرموز بودن هسته ی اصلی این داستان کوتاه بود. نویسنده در کودکی شیطنت ها و کنجکاوی های خودش رو داشت اما در کنار این ها یه بخشی از شخصیتش هم درک بیشتری نسبت به هم سن و سال هاش داشت برای همین وقتی زن مریض شده بود بهش کمک کرد و حتی سعی کرد کتابش رو به نوعی زنده کنه. این همدلی و همزاد پنداری چیزی بود که زن ندیده یا حداقل مدت زیادی بود که ازش محروم بود.
فاطمه
★★★★★
۱۴۰۵/۰۳/۲۳
برای من زیادی عادی بود و اینکه اگه به عقب برگردم نمیخونم
👋 سوالی دارید؟