زیر آسمان خاکستری شهر، جنایت بیدار است... ماجرای کتاب صوتی قاتل در باران اثر ریموند چندلر با ورود مردی ثروتمند و بانفوذ به دفتر یک کارآگاه خصوصی آغاز میشود. او از کارآگاه میخواهد دختر جوانش را از دردسری خطرناک نجات دهد؛ مردی به نام استاینر به حریم شخصی دختر نزدیک شده، با در اختیار داشتن عکسهایی خصوصی، خانواده را به اخاذی تهدید میکند.
دربارهی کتاب صوتی قاتل در باران
مرد ثروتمند، دراوک نام دارد. او چند چک هزاردلاری با امضای کارمن دخترش پیدا کرده که به مردی به نام استاینر داده شدهاند. دراوک گمان میکند استاینر با نزدیک شدن به دخترش، از او اخاذی میکند و حالا میخواهد هرطور شده این مرد را از زندگی کارمن بیرون کند. با گوش دادن به کتاب صوتی قاتل در باران اثر ریموند چندلر با صدای فرهاد اتقیایی درمییابید که یکی از جذابیتهای داستانهای کارآگاهی فقط کشف هویت مجرم نیست؛ این داستان جنایی، شما را با خود به دل پروندهای پیچیده میبرد.
کارآگاه باید پیش از آنکه این ماجرا به رسوایی بزرگی تبدیل شود، راهی برای متوقف کردن استاینر پیدا کند. خیابانهای بارانخوردهی لسآنجلس، خانههای مجلل و محافل زیرزمینی شهر، بهتدریج به صحنهی پروندهای پیچیده تبدیل میشوند. اما هرچه تحقیقات پیش میرود، پای شخصیتهای تازهای به ماجرا باز میشود و کارآگاه درمییابد که پشت این پروندهی اخاذی، روابطی پیچیدهتر و خطرناکتر پنهان است.
قاتل در باران؛ پشت نقاب پرزرقوبرق شهر
حسادت، رقابت بر سر یک زن، منافع شخصی و تلاش برای پنهان نگه داشتن رازها، مسیر تحقیقات را دشوارتر میکند و ماجرا را به معمایی تبدیل میکند که هر سرنخ آن میتواند پرده از واقعیتی تازه بردارد. کتاب صوتی قاتل در باران، از داستانهای کوتاه اولیهی ریموند چندلر، نویسندهی برجستهی ادبیات جنایی و خالق کارآگاه مشهور فیلیپ مارلو است.

نویسندهی صاحبسبک، در این داستان کوتاه پلیسی، با بهرهگیری از فضاسازی سینمایی، شخصیتهای مرموز و گفتوگوهای کنایهآمیز، تصویری از لسآنجلس دههی 1930 ارائه میدهد؛ شهری که در پس ظاهر پرزرقوبرقش، فساد، خشونت و معاملات پنهانی جریان دارد. این داستان جنایی از نظر ارتباطش با رمان مشهور «خواب ابدی» نیز اهمیت دارد. ریموند چندلر بعدها از شخصیتها و موقعیتهای داستان برای شکل دادن به این رمان معمایی استفاده کرد؛ اثری که با حضور فیلیپ مارلو به یکی از شاخصترین نمونههای ادبیات نوآر تبدیل شد.
داستان جنایی با چاشنی دسیسههای خانوادگی
در کتابهای ریموند چندلر، معمای قتل و جنایت تنها یکی از لایههای روایت است؛ لایهای که به نویسنده فرصت میدهد مناسبات پنهان جامعه، فساد اخلاقی، قدرت پول و شکنندگی روابط انسانی را آشکار کند. جذابیت کتاب قاتل در باران نشر آناپنا نیز به کشف هویت مجرم و حل معمای جنایت محدود نمیشود. با گوش دادن به این داستان کوتاه پلیسی، با آدمهایی روبهرو میشوید که ظاهر و رفتارشان همیشه با انگیزههای واقعیشان هماهنگ نیست. مردان ثروتمند، خلافکاران فرصتطلب و شخصیتهایی که هر کدام چیزی برای پنهان کردن دارند، فضای پرتعلیقی میسازند که در آن نمیتوان بهسادگی به کسی اعتماد کرد.
با خرید کتاب صوتی قاتل در باران نشر صوتی رادیو پنجره، یکی از بهترین کتابهای جنایی را با صدای پرطنین فرهاد اتقیایی تجربه کنید. ترجمهی روان فتحاله جعفری جوزانی نیز امکان آشنایی با نثر و جهان داستانی این نویسندهی تأثیرگذار را برای شما فراهم میکند.
کتاب صوتی قاتل در باران برای شما مناسب است اگر
- میخواهید یک داستان جنایی صوتی با فضایی رازآلود و پرتعلیق بشنوید که در آن هر شخصیت میتواند انگیزهای پنهان داشته باشد و هر اتفاق، مسیر تحقیقات را تغییر دهد.
- بهترین کتابهای جنایی را جستجو میکنید و شیفتهی آثاری هستید که با گرههای داستانی متعدد پیش میروند.
- سایر کتابهای ریموند چندلر را خواندهاید و به دنبال آشنایی با داستانهای کوتاه اولیهی او و ریشهی شکلگیری سبک منحصربهفردش هستید.
- به ادبیات نوآر و داستانهای کارآگاهی کلاسیک علاقه دارید و از روایتهایی با شخصیتهای خاکستری، روابط پیچیده و فضای تیرهوتار لذت میبرید.
- ادبیات کلاسیک آمریکا را دنبال میکنید.
در بخشی از کتاب صوتی قاتل در باران میشنویم
بارون میخورد توی پیادهرو و تا زانو میپاشید بالا. جوبو پر میکرد. و پلیسهای هیکلدار با شنلهای خیسی که مثل لولهی تفنگ برق میزدن، وقتی دختر کوچولوها رو با جورابای ابریشمی و پوتینهای لاستیکیشون با یه عالمه چلوندن بغل میکردن و از جاهای ناجور رد میکردن، کلی کیف میکردن. بارون روی سقف اون ماشین طبل میزد. روکش ظریف روی سقف رو پاره کرد، از جاهای دکمهها نشت کرد داخل و کف ماشین یه حوضچه درست کرد که پاهامو توش نگه دارم. یه فلاسک بزرگ اسکاچ همرام داشتم. به اندازهی کافی زود به زود ازش استفاده میکردم که علاقهمو از دست ندم. استاینر مشتری داشت؛ حتی توی اون هوا. شایدم به خصوص توی اون هوا.
ماشینای خیلی خوب و تمیزی جلوی فروشگاه میایستادن. و آدمای خیلی خوب و تمیزی با عجله میرفتن داخل، بعد دوباره با بستههایی زیر بغلاشون، با عجله میاومدن بیرون.
بله


























