کتاب مهارتهای مدیریت استرس، اثری سودمند برای آشنایی با روشهای کاهش اضطراب است. ریحانه رامشگر، نویسندهی کتاب، در این اثر با استفاده از مفهوم هوش هیجانی، به خواننده کمک میکند تا فشار روانی خود را کنترل کند و به آرامش برسد. پس از مطالعهی کتاب حاضر، شیوههای مدیریت استرس را یاد میگیرید و به آرامش میرسید.
دربارهی کتاب مهارتهای مدیریت استرس
کتاب مهارتهای مدیریت استرس، منبعی خواندنی برای آشنایی با روشهای کاهش اضطراب است. ریحانه رامشگر، نویسندهی کتاب، در این اثر به خواننده آموزش میدهد تا با هوش هیجانی، از لحاظ عاطفی قویتر شود و استرس کمتری را در برابر مشکلات تجربه نماید. نویسنده، هوش هیجانی را به عنوان سلاحی قوی برای مدیریت احساسات معرفی کرده است. به گفتهی ریحانه رامشگر، استفادهی صحیح از هوش هیجانی باعث افزایش خودآگاهی، خودکنترلی، انگیزه، همدلی و مهارتهای اجتماعی میشود. افزایش این توانمندیها، اعتماد به نفس را در فرد تقویت میکند. فردی که اعتماد به نفس بیشتری داشته باشد، کمتر از مشکلات میهراسد و مضطرب میشود. منظور از هوش هیجانی در این اثر، توانمندی در شناسایی، درک، مدیریت و استفادهی مؤثر از هیجانها برای هدایت رفتار و تفکر است.
ریحانه رامشگر، مطالب کتاب مهارتهای مدیریت استرس را با بیانی شیرین و لحنی داستانگونه مطرح کرده است. این رویکرد مطالعهی مطالب کتاب حاضر را برای خواننده جذابتر میکند. به گفتهی نویسنده، هوش هیجانی بر خلاف هوش شناختی، تغییر ناپذیر نیست. در نتیجه، میتوان با آموزشهای این کتاب، سطح هوش هیجانی را به میزان چشمگیری از لحاظ کمی و کیفی افزایش داد.
کتاب مهارتهای مدیریت استرس برای شما مناسب است اگر
- مدام مضطرب هستید و میخواهید با آموزشهایی کاربردی، فشار روانی و اضطراب خود را مدیریت کنید.
- در حوزهی بهداشت روان فعالیت میکنید و میخواهید با روشهای کاهش استرس آشنا شوید.
- قصد آشنایی با مفهوم هوش هیجانی و نقش آن در مدیریت استرس را دارید.
در بخشی از کتاب مهارتهای مدیریت استرس: هوش هیجانی میخوانیم
محمد بهتازگی کارشناسیارشدش را تمام کرده بود. او یک پسر موفق در تمام مقاطع تحصیلیاش بود و حالا وقت آن رسیده بود که سر کار برود. او چندین طرح و ایدهی خوب داشت و وقتی آنها را به چند کارخانه ارائه داد، از او استقبال کردند. بنابراین برای چندین موقعیت کاری دعوت به مصاحبه شد. با اینکه خیالش از سواد علمی و تواناییهایش راحت بود، خیلی نگران بود. هرچه به روز مصاحبه نزدیکتر میشد، استرس بیشتری تحمل میکرد. از بچگی همه فکر میکردند محمد خجالتی است. چون وقتی مجبور بود جلوی دیگران صحبت کند، نمیتوانست بهراحتی حرفش را بزند. این ویژگی بیشتر در زمانهایی خودش را نشان میداد که او مجبور بود جلوی غریبهها و زنها صحبت کند. خودش هم کمکم به این نتیجه رسیده بود که خجالتی است و همین باور نگرانیاش را برای روز مصاحبه تقویت میکرد. محمد پسر اهل مطالعه و جستوجوگری بود و همیشه سعی داشت مشکلاتش را حل کند. اما چون به او القا شده بود که مشکلش به خاطر خجالتی بودن است، او هم پیگیری نکرده بود. روزی که در حال جستوجو در اینترنت بود مطلبی با عنوان اضطراب اجتماعی به چشمش خورد. کنجکاو شد و شروع به خواندن کرد. مطالبی که میخواند برایش آشنا بودند: «بعضی از مبتلایان ممکن است هفتهها از خانه خارج نشوند یا از بسیاری موقعیتهای اجتماعی، مانند موقعیتهای شغلی و تحصیلی، صرف نظر کنند. فرد مبتلا از قضاوت دیگران دربارهی ظاهر یا رفتارش خجالت میکشد و از تحقیر شدن در حضور دیگران دارد میترسد. علائم جسمیای که معمولاً همراه اضطراب اجتماعی هستند شامل سرخ شدن، تعریق زیاد، لرزش، تپش قلب، احساس دل آشوب و لکنت زبان و... میشود.»
بله

















