کتاب لیبرالیسم محافظه کار مجموعه مقالاتیست که توسط مرتضی مردیها گزینش، تلخیص و ترجمه شده است. این کتاب، همانطور که مؤلف در بخش مقدمه به توضیح آن پرداخته، جوابیهای نسبت به وضعیت گزینش و ترجمهی آثار سیاسی و فلسفی در ایران است. در کتابخانهها اکثر با کتابهایی روبهرو میشویم که بیشتر به آرای نویسندگان چپ و فرانسوی میدان داده و خلأ دیگر رویکردهای سیاسی حس میشود. این کتاب تلاشی برای ایجاد تناسبی در ترجمهی کلانآراهای جهان است.
دربارهی کتاب لیبرالیسم محافظه کار
مرتضی مردیها در بخش مقدمهی کتاب لیبرالیسم محافظهکار به این واقعیت غیرقابل اجتناب اشاره میکند که به دلیل حاکم بودن نوعی رویکرد روشنفکرانه در گزینش و ترجمهی کتبهای سیاسی و فلسفی و بهطور کلی در پرداختن به کلانآراهای جهان، مخاطب شاهد نوعی اعمال سلیقه بوده است. در واقع، اگر امر ترجمه و تولید ایده را در گروی ارائهی گستره دیدی پهناور برای یافتن مسیر و ارتقای شناخت تلقی کنیم، آنوقت با فقدان و خلأ بخش عظیمی از اندیشههای سیاسی به فارسی طرف هستیم.
مرتضی مردیها به طرح کردن چنین پرسشی میپردازد: چرا در قفسههای مربوط به کتب پژوهشی، فرهنگی، تاریخی، فلسفهی معاصر و اندیشههای سیاسی، فردیت ایرانی با نویسندگانی چون الن بلوم، کیت ویندشاتل، پل جانسون، بوث فالر یا رابرت پاتنام روبهرو نمیشود و با سرکوب تعدادی نویسنده و از سوی دیگر ترویج افراطی نوع بهخصوصی از نگاه سیاسی رخ داده است.
مرتضی مردیها باور دارد که جای کتابی چون لیبرالیسم محافظهکار در میان آثار ترجمهی کلانآراهای جهانی به فارسی خالی بود. او باور دارد که حتی اگر دید سیاسی به ماجرا نداشته باشیم و به خود مسئولیتهای مربوط به امر ترجمه و مترجم بپردازیم، آنوقت باید از غالب شدن سلیقه خودداری نمود. مخاطب ایرانی باید بداند که متفکران فقط در مورد یک گرایش سیاسی کتاب ننوشتهاند و میتوان از نویسندگان یا مؤلفانی نام برد که در تضاد با سیاستهای ترویج شده در کتابخانههای ایران آثار مشهوری منتشر کردهاند.
مرتضی مردیها باور دارد که اگر بتوان کار ترجمه و انتشار را «ماکتی متناسب از تولید فکر جهانی» در نظر گرفت، آنوقت باید کتاب لیبرالیسم محافظهکار نیز به مخاطب ایرانی عرضه شود. مرتضی مردیها این اثر را گامی برای ایجاد یک توازن میداند و آن را کنشی برای تغییر و ارائهی آنتی-تز برای کتابخوانان ایرانی تلقی میکند.
لازم به ذکر است که مرتضی مردیها از استراتژیهای بهخصوصی برای تألیف کتاب لیبرالیسم محافظهکار بهره برده است. در واقع، مقالاتی که در این کتاب میخوانید همگی تلخیص مترجم هستند و در متن تغییراتی اعمال شده است. بعضی از مقالات موجود در این کتاب تنها بخشی یا فصلی از کتاب نویسندهی منبع هستند. همچنین، در راستای به دست آمدن یک مقالهی کامل و روان، مرتضی مردیها به ترکیب پاراگرافهای گوناگونی از آثار نویسندهی مرجع پرداخته و در نهایت آنها در قالب یک مقالهی کامل کنارهم گذاشته است. با این وجود، نویسنده سعی کرده در نهایت متون به دست آمده از انسجام و کلیت مشخصی برخوردار باشند و مفهوم کلی سخنان نویسندهی مرجع عوض نشود. از دیگر موارد کتاب نیز میتوان به مقدمههای تألیفی مرتضی مردیها برای معرفی متون و نویسندگان اشاره کرد.
کتاب لیبرالیسم محافظهکار را میتوان مقدمهای برای معرفی متفکران و نظریهپردازان عصر حاضر آنگلوساکسون دانست. کتابی که در واقع کوشش دارد تا گسترهی مطالعاتی مخاطبان ایرانی را گسترش دهد و آنها را با نویسندگانی که در کشور ناشناخته ماندهاند آشنا سازد. بهعنوان مثال، در فصل چهاردهم کتاب لیبرالیسم محافظهکار با پیتر سینگر و آرای وی آشنا میشوید. در این بخش، در مورد نظریات پیتر سینگر در مورد مذموم بودن قتل، حیات انسان، ارزش زندگی فردی و همچنین در باب سقط جنین و بچهکشی میخوانید. کتاب لیبرالیسم محافظهکار توسط مرتضی مردیها گردآوری، تلخیص و ترجمه شده و انتشارات علمی و فرهنگی آن را عرضه کرده است.
کتاب لیبرالیسم محافظه کار برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر به علاقهمندان به فلسفه، جامعهشناسی و سیاست توصیه میشود.
در بخشی از کتاب لیبرالیسم محافظه کار: گزیده نوشتههای مهم متفکران امروز آنگلوساکسون میخوانیم
نظریۀ الیاس به گونهای پیش میرود که افول خشونت در اروپا را به تغییرات روانشناختی وسیعتری منضم کند (عنوان فرعی کتاب او این است: تحقیقات سوسیوژنتیک و سایکوژنتیک). بنا به گفتۀ او، اروپاییان در طول قرون، از قرنهای یازده و دوازده تا قرنهای هفده و هجده، به شکل روزافزونی هوسها و تغیّر احوال آنی خود را در چنگ خودنگهداری و مراعات فشردند و به نتایج درازمدت کردار خود بیشتر فکر کردند، و احساس و فکر افراد دیگری را که ممکن بود از رفتار آنها متأثر شوند بیشتر در حساب گرفتند. فرهنگ شرفِ انتقامی یعنی آمادگی برای اقدام فردی به منظور انتقام جای خود را به فرهنگ شخصیت یعنی آمادگی برای کنترل رفتارهای غریزی سپرد. این آرمانها در ابتدا اموری بود ساختگی و گنجاندهشده در فرهنگ بزرگمنشان و اعیان تا از عوام و مردم پست متمایز شوند؛ اما به تدریج و از رهگذر نسلها درونی شد و از موازینی که برای تأدب به ادب اجتماعی باید مراعات میشد به طبیعت ثانوی بدل گشت. این موازین در میان اعیان منحصر نماند بلکه به طبقۀ بورژواها که با آنان همچشمی و رقابت داشتند، و از اینان به طبقات پایینتر سرایت کرد، و کمکم به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شد.
الیاس از الگوی ساختاری روانکاوی فروید هم کمک گرفت، آن جا که میگوید کودکان از طریق درونی کردن دستورات والدین خود، که به دلیل کمی سن آن را درنمییابند، به شعوری از جنس ابرمن دست پیدا میکنند. منِ کودک این دستورها را اجرا میکند تا تمایلات زیستی خود را، که همان نهاد او است، در کنترل نگه دارد. الیاس از ادعاهای خاصتر فروید (همچون میل پدرکشی، غریزۀ مرگ، عقدۀ ادیپ) فاصله میگیرد، و روانشناسیاش کاملاً امروزی و معقول است. در فصل نهم این کتاب به یکی از قوای فکر خواهیم پرداخت که روانشناسان از آن به قوّۀ خودنگهداری، پاسخ سریع به تمایلات ندادن، و نادیده گرفتن تحریکات کماهمیتِ زودگذر تعبیر میکنند و مردم آن را تا ده شمردن قبل از اقدام به کاری، اسب خود را نجهاندن، زبان خود را گاز گرفتن، و سیخونک خود را در جیب نگه داشتن مینامند. نیز نگاهی خواهیم داشت به تواناییای که روانشناسان آن را همدلی، روانشناسی شهودی آن را چشماندازنگری، و مردم آن را خود را جای دیگران گذاشتن، از چشم آنان به دنیا نگریستن، چند قدم با کفش آنان راه رفتن، و درد آنان را حس کردن نام میدهند. همین جا باید خاطرنشان کنم که الیاس پیشرو بحث علمی در فهم این هر دو وجه نیکوی طبع بشری است.
بله

























