کتاب گرامشی و انقلاب نوشتهی آنتونیو گرامشی، انقلاب اکتبر را از چشم متفکری دنبال میکند که کیلومترها دورتر از روسیه ایستاده بود، خبرهای ضدونقیض و سانسورشده میخواند و همزمان میکوشید معنای سیاسی آن واقعه را بفهمد. این مجموعه، تصویری زنده از مواجههی آنتونیو گرامشی با انقلابی ارائه میدهد که مسیر فکری و فعالیت سیاسی او را تغییر داد.
دربارهی کتاب گرامشی و انقلاب
این کتاب شامل مجموعهای از مقالههای سالهای 1917 تا 1920 است و نباید آن را اثری یکپارچه مانند دفترهای زندان دانست. بیشتر نوشتهها همزمان با وقوع حوادث منتشر شدهاند؛ به همین دلیل، خواننده با تحلیلهایی روبهرو میشود که هنوز نتیجهی انقلاب را نمیدانند و در دل همان آشوب تاریخی شکل گرفتهاند.
مقالههایی مانند «یادداشتهایی بر انقلاب روسیه»، «کرنسکی و لنین»، «مجلس مؤسسان و شوراها»، «اثر لنین» و «جنگ صلیبی علیه روسیه» نشان میدهند که آنتونیو گرامشی چگونه تغییر موازنهی قدرت میان دولت موقت، بلشویکها و شوراها را دنبال میکرد. در بعضی نوشتهها شور و امید آشکاری دیده میشود؛ در بعضی دیگر، مسئلهی سازماندهی، فرهنگ سیاسی و توان پرولتاریا برای تبدیل اعتراض به قدرت مطرح است.
مقالههای کتاب گرامشی و انقلاب به دورهای تعلق دارند که دستگاه مفهومی شناختهشدهی او هنوز صورت نهایی خود را پیدا نکرده بود. بنابراین، کتاب فرصت خوبی برای دیدن مسیر شکلگیری افکار آگرامشی است؛ مسیری که بعدها به بحثهایی دربارهی هژمونی، روشنفکران، جامعهی مدنی و نقش فرهنگ در تثبیت قدرت رسید.
منظور از انقلاب علیه سرمایه چیست؟
مشهورترین مقالهی کتاب «انقلاب علیه سرمایه» است. عنوان مقاله در نگاه اول چنین القا میکند که انقلاب روسیه علیه اندیشههای کارل مارکس رخ داده است، اما هدف اصلی گرامشی نقد خوانشی جبرگرایانه از مارکسیسم بود. طبق آن خوانش، روسیه باید منتظر میماند تا سرمایهداری کاملاً رشد کند و پس از طی کردن مراحلی از پیش تعیینشده، زمینهی انقلاب سوسیالیستی فراهم شود.

وقوع انقلاب در جامعهای که با این الگوی خطی سازگار نبود، برای آنتونیو گرامشی نشان دهندهی این بود که تاریخ طبق برنامهای مکانیکی جلو نمیرود. ارادهی جمعی، سازمان سیاسی و آگاهی مردم میتوانند مسیر حوادث را تغییر دهند. این تأکید بر کنش انسانی به معنای نادیده گرفتن شرایط مادی نیست؛ بحث بر سر این است که شرایط اقتصادی بهتنهایی آینده را تعیین نمیکند.
کتاب گرامشی و انقلاب؛ از تحلیل تاریخی تا کنش سیاسی
آنتونیو گرامشی انقلاب اکتبر را صرفاً رویدادی روسی نمیدید. او میخواست بفهمد تجربهی شوراها، رهبری سیاسی و بسیج توده چه درسی برای جنبش سوسیالیستی ایتالیا دارد. تفاوت شرایط دو کشور روشن بود، اما انقلاب نشان میداد نظم موجود تغییرناپذیر نیست و نیروهای اجتماعی میتوانند از موضع اعتراض به مرحلهی ساختن نهادی تازه برسند.
ارزش کتاب در همین فاصله میان مشاهده و عمل قرار دارد. خواننده فقط گزارشی تاریخی از سقوط یک حکومت نمیخواند؛ شاهد تلاش متفکری است که هر خبر را به پرسشی دربارهی حزب، طبقه، فرهنگ و امکان انقلاب تبدیل میکند. البته شور سیاسی بعضی مقالهها به فضای زمانه وابسته است و نباید آنها را پیشبینیهایی بیخطا دانست. همین ناتمام بودن، متنها را صادقانهتر و خواندنیتر کرده است.
خرید کتاب گرامشی و انقلاب نشر چرخ برای خوانندهای مناسب است که میخواهد آنتونیو گرامشی را پیش از دفترهای زندان و در مقام روزنامهنگار و کنشگری درگیر با رخدادهای زمانه بشناسد. علیرضا نیاززاده نجفی گردآوری و ترجمهی این مقالهها را بر عهده داشته و کتاب را با ضمیمههایی دربارهی لنینیسم و اندیشهی سیاسی مؤلف منتشر کرده است.
کتاب گرامشی و انقلاب برای شما مناسب است اگر
- به فلسفهی سیاسی و تاریخ اندیشهی مارکسیستی علاقه دارید.
- میخواهید واکنش روشنفکران اروپایی به انقلاب اکتبر را بخوانید.
- در حال مطالعه دربارهی لنین، شوراها و جنبشهای کارگری هستید و به منبعی تکمیلی نیاز دارید.
- میخواهید تحول فکری آنتونیو گرامشی را از نوشتههای اولیهاش دنبال کنید.
در بخشی از کتاب گرامشی و انقلاب: مقالاتی پیرامون انقلاب اکتبر میخوانیم
همچنین، بورژوازی بینالمللی به دلیلی دیگر، بر انشقاق احتمالی یا تشدید بحران درونی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی امید بسته است. دولت کارگری دیگر نُه سالی میشود که در روسیه وجود دارد. مسلم است که اقلیتی کوچک، نهفقط از طبقات کارگر، بلکه از احزاب کمونیست دیگر کشورها، توانایی بازسازی تمام فرآیند توسعهی انقلاب را در کلیتش دارند و میتوانند در جزئیاتی که از آن زندگی روزمرهی دولتِ شوراها شکل میگیرد، امتداد خط سرخی را بیابند که راه به دورنمای کلی ساخت سوسیالیسم میگشاید. و این موضوع نهفقط در کشورهایی است که دیگر در آنها آزادی تجمع وجود ندارد بلکه آزادی مطبوعات هم کاملاً از بین رفته یا تحت محدودیتهایی بیسابقه قرار گرفته است، مثل ایتالیا (جایی که دادگاهها چاپ کتابهای تروتسکی، لنین، استالین، زینوویف و این اواخر حتی مانیفست کمونیست را توقیف و قدغن کردهاند)، بلکه همینطور در کشورهایی که هنوز احزاب ما این امکان را دارند که برای اعضای خود و برای مردم اسناد و مدارکشان را منتشر کنند.
در این کشورها خیل عظیم مردم نمیتوانند مباحثاتی را که در حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی پیش میآیند بفهمند، مخصوصاً اگر مانند مباحثات کنونی تند و خشن باشند و نه جنبهای جزئی بلکه کل خط سیاسی حزب را در بر گیرند. به طور کلی، نهتنها تودههای کارگران بلکه تودههای احزاب ما هم میبینند و میخواهند ببینند که در جمهوری شوراها فقط یک گروه مبارز در رأس دولت است که در راستای دورنمای کلی سوسیالیسم کار میکند. فقط در صورتی که مردم کشورهای اروپایی، روسیه و حزب روسیه را در این راستا ببینند، با کمال میل و همچون امر ضروری تاریخی قبول میکنند که حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی رهبر انترناسیونال باشد؛ به این خاطر امروز فقط جمهوری شوراها و حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی عنصر خارقالعادهی سازماندهی و رانهی انقلابی هستند.
بله























