جلد کتاب کتاب زندگی پیش روپشت جلد کتاب کتاب زندگی پیش رو
۹۸,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب زندگی پیش روپشت جلد کتاب کتاب زندگی پیش رو
کتاب الکترونیک
200 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب زندگی پیش رو و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب زندگی پیش رو

کتاب زندگی پیش رو که به عقیدۀ بسیاری بهترین اثر رومن گاری به حساب می‌آید، داستان پسر بچه‌ای را روایت می‌کند که در دنیای غمگین و سیاهش به دنبال کشف زندگی و پیدا کردن مفهوم آن است.

مومو (محمد) نوجوان فرانسوی - عربی هست که داستان را از زمان سه سالگی‌اش بیان می‌کند. او یکی از کودکانی است که خانم رزا در طبقه ششم یک ساختمان بدون آسانسور نگهداری می‌کند. کودکانی از مادران روسپی که به خانم رزا سپرده شده‌اند. داستان زندگی پیش رو (The Life Before Us) همانند بسیاری از داستان‌های دیگر درباره رنج، فقر و تنهایی است. درباره محله‌های شلوغ و مهاجرنشین پایین شهر. مومو داستان متفاوتی از این محله بازگو می‌کند. زبانی شیرین، گیرا و خودمانی دارد و چیزهایی را در مورد محله‌، آدم‌هایش، فقر و غربت می‌گوید که با وجود موضوعی نسبتا تکراری، بسیار تازه است.

کتاب زندگی پیش رو هم مانند سایر آثار رومن گاری (Romain Gary)، نویسنده مشهور و پر اعجاب دنیای ادبیات، در بستر یک موضوع پرکشش، نکته‌های زیاد و جالبی را درباره زندگی بیان می‌کند و در پایان کتاب شما هم یک داستان پرفراز و نشیب خوانده‌اید و هم از نویسنده چیزهای زیادی فرا گرفته‌اید. محور اصلی این رمان درباره‌ی قشری در حاشیه یعنی روسپی‌ها و افراد مرتبط با آن‌ها است. همچنین اثر حاضر درباره عاقبتی که در انتظار این قشر و افرادی که به وجود می‌آورند است. اینکه چه سرانجامی خواهند داشت.

نگاه بدون قضاوت مومو، شخصیت اصلی داستان، برای نمایان کردن زندگی یک روسپی پیر و دیدن نحوۀ زندگی آن‌ها از نزدیک به شما امکان این را می‌دهد که قضاوت‌های نادرست و چهارچوب‌های باید و نبایدی خود را درباره‌ی انسان‌ها فراموش کنید و بتوانید با نگاهی بدون قضاوت زندگی شخصیت‌های این رمان را تماشا کنید و تمامی این ویژگی‌ها حاصل انتخاب خردمندانه پسر بچه‌ای چهارده ساله است به عنوان راوی؛ و البته شخصیت‌پردازی و هم‌نشینی خوب ماجراهای داستانی. به گونه‌ای که رومن گاری پس از هر بخش با بازی‌های خوبی که از زاویه دید دارد، خواننده را به دنیایی جدید می‌کشاند که به سبب صمیمیت زبانی راوی، برقراری ارتباط با این دنیا و پیش رفتن با آن راحت و خواستنی است.

رومن گاری تنها کسی است که جایزه گنکور را برخلاف قوانین آن (که به هر نویسنده یک بار این جایزه تعلق می‌گیرد) دو بار دریافت نموده است! یک بار با اسم خودش و بار دیگر به نام امیل آژار برای کتاب زندگی پیش رو. این اثر در لیست 1001 کتابی که قبل از مرگ می‌بایست خواند، حضور دارد. رومن، سرانجام در سال 1980 با شلیک یک گلوله به زندگى خود پایان داد. در یادداشتى که از خود به جاى گذاشته چنین نوشته: «واقعا به من خوش گذشت. متشکرم، دیگر کارى نداشتم. خداحافظ...»

در بخشی از کتاب زندگی پیش رو می‌‌خوانیم:

به پایین پله‌ها رفتم و وارد یک راهرو شدم که انباشته از بوى پیشاب و غیره بود، چرا که در خانه‌ى بغلى که مخصوص سیاه پوستان بود تنها یک پیشابگاه براى صد نفر وجود داشت و آن‌ها هر کجا که مى‌شد کارشان را انجام مى‌دادند. زیر زمین به چند قسمت مجزا تقسیم شده بود و درِ یکى از این قسمت‌ها باز بود. و این همان‌جایى بود که مادام رزا رفته بود و نور هم از آن‌جا مى‌تابید. به داخل سرک کشیدم.

وسط اتاق دیوارهاى سنگى داشت و یک مبل قرمز زهوار در رفته نیز در آن‌جا بود که کثافت از آن مى‌بارید و مادام رزا روى آن نشسته بود. سنگ‌ها مثل دندان از دیوارها بیرون زده بودند و انگار داشتند مى‌خندیدند. در جایى شمعى با شاخه‌هاى عبرى‌گونه بالاى یک دستشویى قرار داشت و یکى از شمع‌هاى روى آن روشن بود. و در کمال تعجب، یک تخت خواب هم دیدم. واقعاً قراضه بود و فقط به درد سوزاندن مى‌خورد، اما روى آن یک تشک، ملحفه و بالش بود. علاوه بر آن تلى از سیب زمینى، یک اجاق گاز، چند قوطى‌نفت سفید و یک کارتن ماهى ساردین هم به چشمم خورد. آنقدر مات و مبهوت ماندم که ترس یادم رفته بود، اما پاهایم عریان بود و کم کم داشت سردم مى‌شد.

مادام رزا بر روى مبل لکنته‌اى که از درزهاى آن نور رد مى‌شد نشست. نگاه چشمانش پر از غرور بود، شاید حتى به نظرم پیروزمندانه هم مى‌آمد، انگار که کار زیرکانه‌اى دارد انجام مى‌دهد. بعد از مدتى از جایش بلند شد. در گوشه‌ى اتاق یک جارو افتاده بود، آن را برداشت و شروع به جارو زدن کرد. کار احمقانه‌اى بود، چون گرد و خاک بلند مى‌شد و براى آسم مادام رزا چیزى بدتر از گرد و خاک نبود. هنوز نیم ثانیه نگذشته بود که به خس خس و سرفه افتاد، اما چون کسى آن‌جا نبود که جلویش را بگیرد باز هم به جارو زدن خود ادامه داد، هیچ کس به جز من برایش اهمیتى نداشت. مى‌دانستم که براى مراقبت از من پول مى‌گیرد و تنها وجه مشترک ما این بود که هیچ کدام‌مان در این دنیا نه چیزى داشتیم و نه کسى، اما براى آسم او چیزى بدتر از گرد و غبار نبود. وقتى کارش تمام شد، جارو را به زمین گذاشت و سعى کرد که شمع را فوت کند، اما بر خلاف بزرگى و ابعادش، هیچ باد و هوایى در او نبود. او انگشتش را با زبان خیس کرد و اینگونه توانست شمع را خاموش کند. من هم فلنگ را بستم، چون مى‌دانستم کارش که تمام شود دوباره برمى‌گردد بالا.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب زندگی پیش رو
نویسندهرومن گاری
مترجملیلا عبداللهی
ناشر چاپیانتشارات جامی
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات200
زبانفارسی
شابک978-600-176-091-4
قیمت کتاب الکترونیک
۹۸,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی خارجی

کتاب زندگی پیش رو بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات جامی در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

رومن گاری نویسنده کتاب زندگی پیش رو

رومن گاری

۸ مه‌ی ۱۹۱۴ تا ۲ دسامبر ۱۹۸۰ - فرانسوی

رومن گاری نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس، خلبان، دیپلمات فرانسوی و خالق شاهکارهایی چون «خداحافظ گری کوپر» و «زندگی در پیش رو» است. رومن گاری اولین نویسنده‌ای است که دو بار برنده‌ی جایزه‌ی «گنکور» شده است.

نقد، بررسی و نظرات کتاب زندگی پیش رو

الهه گل کار
۱۴۰۴/۰۷/۲۸
داستانی جدید که قبلا مشابه اش را نخوانده بودم، باز آثار ظلم آلمانها به یهودی ها، فقر، رنج، بیماری جسمی و روحی در این کتاب هم لمس میشد. داستان حول محور رابطه یک پسر نوجوان و پیر زنی بنام مادام رزا ست که در طبقه هفتم یک آپارتمان زندگی میکنن. این کتاب احساس ترحم، غم، ترس از پیری و بیماری، ترس از فقر و انزجار از آلمانها و هیتلر ووووو را در خواننده بیدار میکند. اسم کتاب به جریانات داستان هیچ ربطی نداشت چون من فکر میکردم این کتاب برای زندگی پیش روی ما نویدی تازه در آستین دارد ولی هیچ احساس امیدی برای زندگی پیش رو بهم نداد. برای یک بار خوندن خوبه داستان زندگی پسر بچه ای رو به تصویر می کشید که چاره ای جز دوستداشتن پیرزن مریضی که نزد او بزرگ شده بود نداشت و تا اخرین نفس به او و خواسته اش وفادار بود. متن کتاب نیز پر بود از جملات تاثیرگزار که نمیشد ازش راحت رد شد و قابل تامل بود.
مهسا ج
۱۳۹۸/۰۹/۲۸
من هنوز این کتاب رو تموم نکردم والبته من کتاب رو از نمایشگاه خریدم با ترجمه لیلی گلستان که به شدت ترجمه خوبیه وهیچ سانسوری نداره و همه چیز خیلی خوب بیان شده. چیزی که تو خوندن داستان مهمه روند داستانه به نطرم نباید دنبال این باشیم که اخرش چی میشه و این که تک تک جملاتش رو باید روش فکر کرد. من واقعا عاشق این کتابم. من تا الان نصف بیشتر کتابو خوندم اما با این حال توصیه میکنم که حتما بخونید کتابو
پریسا سرهنگی
۱۳۹۸/۱۲/۱۲
موضوع جدید و جذابی داره و همینطور قلم روان. ولی بقدری سانسور شده که کلا موضوع عوض شده و مجبورید خودتون کشف رمز کنید. تو صد صفحه اول که حقیقتا بعلت سانسور گیج میشید و بعد.... . . بهتره خودتون بخونید و مثل من حرص بخورید. چون نخوندنش بدتره.
مهدیه پشنگ پور
۱۴۰۰/۰۱/۰۴
خیلی این کتاب رو دوست داشتم ولی ترجمه این کتاب ضعیف بود می‌تونستم لحظه به لحظه خودم رو جای مومو بزارم وتصورکنم چه قدر زندگی بدون خانواده سخته
رضا تاجیک
۱۴۰۴/۰۳/۳۰
موضوع داستان و روش روایت نویسنده را دوست داشتم ولی داستان ابعاد مختلف و تعدد موضوعی نداشت و شخصیت پردازی‌ها هم جالب نبود برای من.
h r
۱۳۹۹/۰۴/۳۰
خوندنش رو پیشنهاد می‌کنم
داستانی روان و جذاب که واقعیتای زیادی رو در خلال روند داستان پیش روی خواننده قرار میده
محمد رنجبر
۱۴۰۵/۰۳/۲۰
کتاب خوبیه به عنوان یه رمان اگر به داستان‌های قدیمی علاقه دارید خوبه یکمی داستان غمگینی داره اما روند داستان جالبه
سمیه کارگزار
۱۳۹۹/۰۹/۰۱
با توجه به سانسورهایی که داشت ولی واقعا کتاب خوبی بود دنبال کتابش با ترجمه اصلی و بدون سانسور هستم
مریم پرتوی
۱۴۰۲/۱۱/۱۲
کتاب قابل تاملی هست، زندگی و روزمرگی‌های که افراد خاص دارن و شاید برای ما باورش سخت باشه
atishpare
۱۳۹۹/۰۱/۰۷
کتاب خوبی بود ولی متاسفانه سانسور شده بود ‌من ترجمه رو اصلا نپسندیدم
مرجان اشتری
۱۳۹۸/۱۱/۱۳
عاااالیه با شخصیت داستان میشه زندگی کرد، کتاب لیدی ال از همین نویسنده هم بسیار جذابه
maryam jamshidi
۱۳۹۸/۱۰/۱۷
لحظه به لحظه تو تمام احساسات مومو همراه بودم. واقعا ارزش خوندن داشت
صبا حسینی
۱۴۰۵/۰۱/۰۱
روان و نکات نسبتا جالبی از زبان کودک
سارا فهیمى
۱۳۹۸/۰۴/۱۵
میتونست خیلى قشنگتره باشه
ادامه نقد و نظرات کتاب زندگی پیش رو...
👋 سوالی دارید؟