معرفی و دانلود کتاب دختران عزیز

عکس جلد کتاب دختران عزیز
قیمت:
۸۸۰۰۰ ۲۶,۴۰۰ تومان ۷۰%
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب دختران عزیز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب دختران عزیز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب دختران عزیز

دوشیزه فیرچایلد بر پشتی صندلی تکیه زده و با نگاه شیطانی‌اش همه‌چیز را کنترل می‌کند. جسیکا خود را باخته، نورا عصبانی است و آلیشیا می‌خواهد اوضاع را آرام کند، اما دردسر بزرگ‌تری در راه است. کتاب دختران عزیز نوشته‌ی سالی هپ ورث ما را به پرورشگاهی می‌برد که حالا چندین سال از دوران رونقش گذشته است. در جریان تخریب پرورشگاه، جسد مدفون یک نوزاد در کف اتاق پیدا شده و پلیس درصدد یافتن قاتل اوست؛ این اتفاق موجب می‌شود رازهای تاریکی درباره‌ی شخصیت‌های این داستان معمایی، برملا شود.

درباره‌ی کتاب دختران عزیز

یک جسد پیدا شده است. هیچ‌کس نمی‌داند او کیست و چرا استخوان‌های نیمه پوسیده‌اش در میان بتن و آجرهای این ساختمان مخفی شده. طبق برآورد تیم تجسس، این جسد مربوط به سال‌ها پیش است؛ درست زمانی که نورا، آلیشیا و جسیکا در آن پرورشگاه زندگی می‌کردند؛ جایی که حالا قرار است به کلی تخریب شود. تشخیص هویت این جسد که مثل گنجی شوم در آن نوانخانه مخفی شده، این سه دختر را وادار می‌کند که به آن ساختمان هولناک برگردند و خاطراتشان را مرور کنند. در میان خاطرات این سه نفر، یک شخصیت هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود: دوشیزه فیرچایلد؛ او که هم فرشته‌ی نجات بوده و هم ملکه‌ی عذاب و یادآوری لحظاتی که با او گذرانده‌اند، این سه دختر را به جنگ روان و چالش روحی دچار می‌کند. کتاب دختران عزیز (Darling Girls) ما را به ماجرایی می‌کشاند که نمی‌توان آن را هولناک خواند، اما امکان ندارد بتوانیم حضور یک هیولا را در جای‌جای آن نادیده بگیریم؛ هیولایی که قرار نیست به همین سادگی با او آشنا شویم و باید همراه با سالی هپ ورث (Sally Hepworth) پیش برویم تا او را بشناسیم.

معرفی و دانلود کتاب دختران عزیز

خواهران غریب

جسیکا، نورا و آلیشیا از سال‌ها پیش همدیگر را می‌شناسند. نخستین کسی که در دوران کودکی این سه دختر به آن پرورشگاه وارد شد، جسیکا بود. زندگی جسیکا با مادر و ناپدری‌اش آن‌قدر هولناک بود که وقتی با دوشیزه فیرچایلد مواجه شد، احساس کرد خوشبخت‌ترین دختر دنیاست. او دوشیزه فیرچایلد را دوست داشت، اما می‌دانست این زن غیرعادی است. چیزی در نگاه و لحن کلام او وجود داشت که به‌طرز عجیبی هر واکنشی را از جسیکا دریغ می‌کرد. حتی هنوز هم که به آن دوران فکر می‌کند از کنترل‌گری و استبداد دوشیزه فیرچایلد وحشت‌زده می‌شود، اما با همه‌ی این‌ها او را دوست دارد. دومین دختری که سالی هپ ورث او را به ما معرفی می‌کند «نورا» است. نورا برخلاف جسیکا نمی‌تواند زورگویی و کنترل‌گری دوشیزه فیرچایلد را تحمل کند، او نمی‌تواند بپذیرد ساعت‌ها در زیرزمین پرورشگاه بماند تا تنبیه شود. نورا خشم و عصبانیتش را بروز می‌دهد و همین موضوع موجب شده تا برچسب «خشونت‌طلب» که در دوران کودکی به او نسبت داده شده، تا همین امروز نیز پابرجا بماند.

سومین کودکی که داستان معمایی دختران عزیز ما را با او آشنا می‌کند، آلیشیاست. این دختر برخلاف جسیکا و نورا، تا پیش از آمدن به یتیم‌خانه، خوشبخت بوده و در کنار مادربزرگش زندگی می‌کرده، اما با مرگ مادربزرگ، بی‌سرپرست و به پرورشگاه فرستاده می‌شود. او تنها کسی بود که در همان سال‌های کودکی می‌دانست کیک تولد چیست و تفریحات و بازی‌های کودکانه کدام‌اند. از نظر نورا و آلیشیا، دوشیزه فیرچایلد یک آزارگر به‌تمام‌معناست که صرفاً شیوه‌ی آزارش با باقی افراد خشن متفاوت است.

کودکان متهم‌اند

بعد از این‌همه سال، سه دختر که همچون خواهران یکدیگرند، روبه‌روی بازجو نشسته‌اند و باید به پرسش‌های آزاردهنده‌ی او پاسخ دهند. به غیر از این سه نفر، دختران دیگری نیز در آن پرورشگاه حضور داشتند که مسئولیت بزرگ کردنشان برعهده‌ی جسیکا، نورا و آلیشیا بود. دوشیزه فیرچایلد مدام نوزادانی را به پرورشگاه می‌آورد، چند روزی با آن‌ها بازی می‌کرد و سرگرم بود، بعد از دستشان خسته می‌شد و وظیفه‌ی نگه‌داری از آن‌ها برعهده‌ی این سه دختر قرار می‌داد. بخش بد ماجرا اینجاست که جسد یافته شده در کف اتاق پرورشگاه، متعلق به یک دختر نوزاد است و حالا جسیکا، نورا، آلیشیا باید بتوانند به پلیس در مشخص کردن هویت این نوزاد که حدس می‌زنند به دست دوشیزه فیرچایلد کشته شده، کمک کنند. رمان دختران عزیز نوشته‌ی سالی هپ ورث ما را با وقایعی که در کودکی برای این سه دختر رخ داده و بزرگسالی آن‌ها را دگرگون کرده‌اند، مواجه می‌کند؛ خاطرات شخصیت‌های کتاب معمایی دختران عزیز، ممکن است برای بسیاری از افراد تا حدی آشنا باشد و همین حس هم‌ذات‌پنداری که سالی هپ ورث در خوانندگان خود به‌وجود آورده، موجب شده تا این داستان را به‌عنوان یک تریلر روان‌شناسی نیز در نظر بگیریم.

داستان دختران عزیز با ترجمه‌ی کبری توکلی در نشر خلوت منتشر شده است.

جوایز و افتخارات کتاب دختران عزیز

  • برنده‌ی جایزه‌ی ند کلی
  • برنده‌ی جایزه‌ی کالین رودریک سال 2024
  • بهترین تریلر داستانی سال از نگاه کاربران گودریدز سال 2024
  • برترین کتاب سال از نگاه وبسایت BookPeople

نکوداشت‌های کتاب دختران عزیز

  • کتاب دختران عزیز داستانی بی‌نظیر است که هم بر شخصیت‌پردازی توجه دارد و هم خط داستانی. هر کدام از خواهرها در این داستان با دیگری متفاوت است. داستان دختران عزیز مملو از غافل‌گیری و پیچ‌وخم است و نفرت از خانم فیرچایلد ماجرا را جذاب کرده است. (First Clue)
  • مضامین جالبی همچون اعتماد، خیانت و... بر روابط خواهرهای داستان سایه انداخته است و تحقیقات را به مرحله‌ی حساس و پرخطری وارد می‌کند. خوانندگان سالی هپ ورث با جدیدترین تریلر او مواجه خواهند شد. (Booklist)
  • رمان دختران عزیز تو را در چنگ خود اسیر می‌کند و اجازه نمی‌دهد که رها شوی. این اثر بی‌تردید یکی از بهترین داستان‌های معمایی پر از تعلیق است که در مدت اخیر خوانده‌ام. (جین هارپر)

کتاب دختران عزیز برای شما مناسب است اگر

  • علاقه دارید که در جریان وضعیت یتیم‌خانه‌ها و آسایشگاه‌های کودکان قرار بگیرید.
  • از خواندن داستان‌های معمایی مناسب برای نوجوانان لذت می‌برید.
  • به داستان‌هایی که شخصیت‌پردازی در آن‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد و به‌اندازه‌ی وقایع مهم هستند، علاقه‌مند هستید.

در بخشی از کتاب دختران عزیز می‌خوانیم

دوشیزه فیرچایلد اغلب می‌گفت: «مردم این خونه رو می‌بینن و خیال می‌کنن ما پولداریم. اما اگه حواسمون به دخل و خرجمون نباشه، تو یه چشم‌ به‌هم‌زدن همه‌چیزمون رو از دست می‌دیم. متوجهی چی می‌گم؟»

جسیکا واقعاً متوجه منظورش نمی‌شد، اما سرش را به نشانۀ مثبت تکان داد. می‌دانست که دوشیزه فیرچایلد خیلی محتاطانه پول خرج می‌کند. او با اجاره دادن چراگاه‌ها به مزرعه‌داران اطراف، درآمد اندکی به دست می‌آورد و بابت نگه‌داری از جسیکا هم کمک هزینه‌ای به او داده می‌شد، اما باز هم چیز زیادی نبود. برای اینکه تا آخر ماه دوام بیاورند باید صرفه‌جویی می‌کردند.

برق و گازْ گران‌قیمت بودند. موادغذایی یا باید در تاریخی خاص یا از میان محصولات تاریخ مصرف گذشته خریداری می‌شد. لباس‌هایشان را یا از مغازه‌های دست‌دوم فروشی می‌خریدند یا خود دوشیزه فیرچایلد با چرخ‌خیاطی‌اش می‌دوخت‌شان.

جسیکا یکی از ضرب‌المثل‌های موردعلاقۀ دوشیزه فیرچایلد را زمزمه کرد: «اصراف نکن تا محتاج نشی.»

«کاملاًً درسته، دختر دلبندم.»

وقتی جسیکا ده سالش شد، مشکلاتِ مالی دوشیزه فیرچایلد، از مشکلی سادهْ فراتر رفت. نرخ بهره روزبه‌روز بالاتر می‌رفت و به گفتۀ دوشیزه فیرچایلد، مجبور بودند قناعت کنند. اما آن‌ها چنان صرفه‌جویی می‌کردند که دوشیزه فیرچایلد هم مجبور شده بود اعتراف کند که چیز زیادی برای قناعت کردن باقی نمانده.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب دختران عزیز
نویسنده
مترجمکبری توکلی
ناشر چاپینشر خلوت
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات317
زبانفارسی
شابک978-622-4986-28-3
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی
قیمت نسخه الکترونیک
۸۸۰۰۰ ۲۶,۴۰۰ ت ۷۰%
خرید کتاب الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب دختران عزیز

Rukhsara Rashed
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
بهترین کتابی بود که بعد از مدت ها خواندم، داستان خیلی قشنگ و پایان غافلگیر کننده ی داشت، خیلی عالی فضاسازی شده بود شخصیت ها هم دوستداشتنی بودن مخصوصا نورا با ه 😄 داستان سه تا دختر کوچولو که به سرپرستی گرفته میشوند و مادر خوانده شان یک زن روانی و بدجنس است که در بچگی خواهر نوزاد خودش را کشته چون و حسود بود تمام توجه و محبت مادرش را برای خودش میخواست، این حسش تا بزرگسالی هم ادامه داشت و بچه ها رو به سرپرستی می گرفت و می خواست آن ها فقط او را دوست داشته باشند و برایش وفادار باشند، وقتی آن ها خواسته اش را برآورده نمی کرد و یک دوست جدید پیدا می کردند زن عصبانی میشد و آن ها را به بدترین شکل تنبیه می کرد. دخترها با هم عهد می بندند که در مشکلات همیشه کنار هم باشند و تبدیل میشن به بهترین خواهران و این پیوند شان تا جوانی شان ادامه می یابد و بزرگ میشن و هر کدام شان زندگی جدید را آغاز میکنن تا اینکه یک روز پلیس باهاشون تماس میگیره و میگه زیر خانه کودکی شان استخوان های یک جسد پیدا شده، این خبر آن ها را شوکه میکند و برمی گرداند به ترس ها و استرس های دوران کودکی شان. بقیه اش را خودتان بخوانید و لذت ببرید ممنونم از کتابراه خوبم!
سما جعفری
۱۴۰۴/۱۲/۱۵
داستان خیلی زیبا و متفاوتی بود. درونمایه ی روانشناختی جنایی داشت و نویسنده خیلی عالی تونسته بود وابستگی فرزندخوانده ی اول به سرپرستش رو نشون بده. وابستگی که تا سال ها پس از جدا شدن از او، همچنان وجود داشت. بازی روانی که دوشیزه فیرچایلد با دخترها راه مینداخت نشون میداد که با یک بیمار روانی نابغه های طرفیم. گرچه نویسنده میتونست سرنخ بیشتری از زندگی گذشته ی دوشیزه فیرچایلد علاوه بر عروسک قدیمی، دوچرخه و... رو برای خواننده رو کنه و جذابیت داستان رو بیشتر کنه. این امکان هم وجود داشت که تاثیر اتفاقات کودکی اون سه خواهر رو بر زندگی بزرگسالیشون بیشتر شرح بده. ترس از والد شدن، احساس ناکافی بودن، نگاه معامله گرانه به روابط عاطفی و... بخشی از این تاثیرات بودند. اون زن یک نفر رو تمام و کمال برای خودش میخواست و به محض علاقمندی اون به دیگران، دیگه کنار میذاشتش، که همه ی اینها ناشی از فوت پدر و ازدواج دوم مادرش بود. پیشنهاد میدم بخونید و ازش لذت ببرید.
F.M
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
سلام خدمت کتابراه عزیز و خسته نباشید خدمت مترجم گرامی
بعد از مدت‌ها کتابی بسیار خوب خواندم به طوری توانستم در عرض چند ساعت تمامش کنم. بسیار عالی و قلم نویسنده هم خیلی ماهرانه بود تمام مهرهای داستان به ترتیب در جای خود می‌نشستند و جای هیچ ابهامی در ذهن خواننده نمی‌گذاشت به طوری که در آخر داستان هم
خودم شوکه شدم و انتظار همچین واقعیتی را نداشتم اما در مورد مادر هالی اون مادر هم بسیار مقصر بود اگر دختر سو به راحتی رها کرده بود پس بعد از دیدن اون وضعیت باید دخترش رو به آسایشگاه برای درمان می‌فرستاد و نباید مسئله به اون مهمی رو پنهون میکرد مخصوصا اینکه هانی تشنه محبت بود و برای دست آوردن محبت تن به هر کاری میزد.
اما در طول داستان ب نظرم نیازی به آوردن سه دختر دیگر به داستان نبود به خاطر این که اونها تون موقع نوزاد بودن و پیشرفتی در داستان نداشتند و به سوال چطور اون زن تونست به راحتی سرپرستی بچه‌ها رو به عهده بگیرد و حتی بچه‌ها هم خیلی شکایتی از وضع خود نداشتند؟
با این حال کتاب خوبی بود پیشنهاد میکنیم مطالعه شود.
ممنون کتابراه
م مسعودی
۱۴۰۴/۱۲/۰۲
داستان جالبی بود به اندازه ای که نمی توانستی تا رسیدن به نتیجه کنارش بگذاری. نویسنده بسیار قشنگ ماجرای سه خانم جوان را به عنوان سه خواهر به یکدیگر پیوند داده بود و تنها در مسیر داستان متوجه می شدی این سه فرزند خوانده های بانویی جوان، زیبا و موجه بوده اند که در کنار هم و با مواجهه با مشکلاتی که مادر خوانده برایشان به وجود آورده پیمان خواهری می بندند و تا بزرگسالی همچنان این پیوند را حفظ می کنند. جسیکا خواهر بزرگتر که از کودکی فرزند خوانده شده بود و از کودکی آغوش مادر را از دست داده بود محبت را با اطاعت کورکورانه طلب می کرد و وقتی بعد از چند سال نورا که دختری باهوش ولی سرکش بود به جمع شان اضافه می شود به سختی ولی با گذشت و مهربانی نورا را به خود جذب می کند و در سایه حمایت او در مقابل دانش آموزان زورگوی مدرسه مانند دو خواهر مقررات خشک و خشن مادر خوانده را تاب می آورند. آلیشیا دختری که از حمایت صمیمانه مادربزرگ برخوردار بوده در پی بیماری او به ناچار به این جمع اضافه می شود و سختگیری و ظلم مادرخوانده این سه را به هم پیوند می دهد وروزگار را به سختی ولی با همدلی می گذرانند تا این که چند نوزاد به ترتیب به این جمع اضافه می شوند و جفای در حق آن ها دیگر قابل تحمل نیست و برای اولین بار تصمیم می گیرند پرده از راز این مادرخوانده بدجنس و دارای مشکلات روانی بردارند. داستان با پیدا شدن استخوان های پوسیده در زمان خاک برداری از این خانه؛ ۲۵ سال بعد به اوج می رسد و با توضیح روایت زندگی هر یک در بزرگسالی خواننده را به خوبی همراه می کند. پایانی پیش بینی ناپذیر همراه با آموزه های روان شناسی گرچه گاهی مبالغه آمیز است اما سرگرم کننده و جالب استخواندنش را توصیه می کنم.
Nora
۱۴۰۴/۱۰/۲۱
کتاب جالبی بود. اون دسته از دوستان که عاشق تعلیق های متداول که در طی زمان ساخته می شن هستن و دنبال پیچش های داستانی ای هستن که در آخر اون هارو شوکه کنه، میتونه انتخاب خوبی براشون باشه. نکاتی که من راجع به داستان دوست داشتم، شخصیت پردازی ها بود. شخصیت نورا، آلیشیا و جسیکا که با هر کدومشون به نحوی می همزادپنداری کردم. شخصیت مهرطلب جسیکا، شخصیت یاغی اما آسیب پدیر نورا و آلیشیای بیچاره که گیر اون مادرخوانده افتاد و باعث شد در چرخه ی ذهنی معیوبی از افکار و صداهای منفی و حس ناکافی بودن قرار بگیره. رابطه ی این سه خواهر رو دوست داشتم. واقعی و طبیعی بود. منظورم اینه مثل سه قلوهای افسانه ایی نبودن که هیچ مشکلی توی رابطه اشون نباشه و همیشه یار و یاور هم باشن و گل و بلبل. مشکلات خودشون رو داشتن هر کدومشون و سعی میکردن تنها از پسش بربیان ولی در نهایت با هم از پسش براومدن. اما نقاطی که به نظرم جای بهبود داشت اول از همه تعلیق ها و گره گشایی ها بود. یک تکنیکی که باعث میشد نشه نصفه کتاب رو ول کرد ترکیب فلش بک ها با داستان زمان حال بود که واقعا جواب داد و من یک شبه کل داستان رو خوندم. اما در اخر که نگاه کردم، احساس کردم خیلی برام قابل پیشبینی بود و حتی در غیر این صورت اون اثر عمیقی که باید رو نزاشت روم. دومین چیز که تقریبا مربوطه به همین، پی رنگ داستانه. چرا دیرک انقد راحت تصمیم گرفت نظرش رو عوض کنه و حقیقت رو بگه؟ چه علتی داشت که در فصل آخر دوشیزه فیرچایلد داستاتش رو عوض کنه وقتی کلا یه داستان دیگه برای وارن گفت؟ و یه سری نکات دیگه اما در کل یه کتاب 8/10 که پیشنهاد میدم وقتی حوصله اتون سر رفته بخونید.
ترنج
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
کتاب در مورد فرزندخوندگی، کودک آزاری و آسیبهای روحی در کودکیه. سه دختر که خودشون رو خواهر هم می نامند در سنین ده دوازده سالگی به یک خانم مجرد موجه که در یک خونه بزرگ زندگی میکنه سپرده میشن حالا بعد از بیست و چند سال این دخترها بزرگ و مستقل شدند یکی از اونها ازدواج کرده و هر کدوم شغل و مشکلاتی واسه خودشون دارن ولی یک تماس تلفنی به هر کدوم از اونها زندگی نسبتا آروم اونها رو به هم میریزه و اونها رو به شهرکودکیشون وایلد میدوس و دوشیزه فیرچایلد که مسئول مراقبت و نگهداری از این سه دختر بوده میکشونه اتفاقی در خونه کودکی اونها افتاده و اون پیدا شدن استخوانهای یک انسان در زیر خونه است. داستان با ریتمی منطقی پیش میره تا جایی که گره ها قراره باز بشن: خطر اسپویل
کودک آزاری دوشیزه فیرچایلد در حدی که باعث تروما در بزرگسالی بشه نیست. حقیقت ماجرا یعنی اون چیزی که این زن پنهان میکنه شاید از بلایی که سر دخترها آورده ترسناکتر باشه ولی منطقی و قابل باور نیست. شخصیت نورا گاهی به شدت خشنه گاهی مهربون و آروم و برخلاف تصور که باید شجاع ترینشون باشه نیست. زندگی زناشویی جسیکا به نوعی نچسب و غیر قابل باوره اون همه حمایت و محبت شوهرش بدون توجه جسیکا. و به یکباره متحول شدن جسیکا در حدی که راضی بشه باردار بشه. مترجم معنی کلمه" مادام" رو با" وقتی "یا" هنگامی "اشتباه گرفته و چندین بار از این کلمه به اشتباه استفاده میکنه. به هرحال با تمام مشکلات و نواقصش برای سرگرمی خوندنش توصیه میشه کشش لازم رو داره و داستان تا حد زیادی قابل پیش بینی نیست.
زینب پورکلهر
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
سلام و درود، کتاب دختران عزیز، کتابی که نمی شود زمین گذاشت و باید تا انتها خواند. سرگذشت چند دختر که هرکدام به دلایلی به سرپرستی خانم زیبا و مهربانی سپرده می شوند. این ظاهر قضیه است ولی چرا جسیکا، نورا و آلیشیا که خود را خواهر می نامند و در زمان حال زنانی مستقل با تروماهای دوران کودکی هستند از به و یاد آوردن خاطرات دوران تحت سرپرستی خود آسیب دیده اینگونه هراسناک هستند، چه رازی در آن عمارت زیبا و بانوی مهربان آن وجود دارد؟ داستان با پیدا شدن بقایای جسدی زیر خانه به اوج می رسد چه راز هولناکی در این عمارت وجود دارد؟ و در پایان صمیمیت و وفاداری این سه خواهر غیر خونی به یک دیگر است که آن ها را به آرامش بر می گرداند و باعث ترمیم و التیام زخمهای هر سه می شود . به نظر من این کتاب داستان عمیق و تاثیرگذار دارد. با تشکر از کتابراه عزیز، تا نقدی دیگر بدرود
P.azer
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
با سلام اگر از دوستانی هستید که برای خواندن نظرات مراجعه کردید باید بگم که کتابی در محوریت روانشناسی، جنایی و کمی چاشنی طنز بود اما از همه مهم تر روایت‌ها پس و پیش میشوند یکبار به گذشته میروند یکبار از زمان حال و یکبار از زبان کسی حرف میشنوید ک اصلا نمیدانید دقیقا کیست، از این بابت مجذوب سبک شدم که نویسنده درنهایت به طرز شگفت انگیزی در اخر داستان شوکه و شگفت زده میکند چرا که دوشیزه فیرچایلد شمای خواننده را هم فریب میدهد😄.
خود داستان هم در رابطه با سه خواهر غیرتنی هست که بایک مادرخوانده که اختلالات روانی دارد درگیر هستند تا اینکه بعد از مدت‌ها خبر کشف استخوان‌هایی از یک بچه در زیرزمین همان خانه‌ای که بزرگ شده بودن به گوششون میرسه و ادامه‌ی ماجرا که این داستان جذاب رو جذاب تر کرده بود
مریم رحمانی
۱۴۰۴/۱۲/۰۸
خیلی خیلی تاثیر گذار بود راستش خودمو با شخصیت سه تا دختر تطبیق میدادم و متوجه شدم منم تو وجودم یه جسیکا یه نورا و یه الیشیا دارم برگشتم به تجربه کودکیم و فهمیدم خیلی از ترسای و مهرطلبی و احساس ناکافی بودنم فقط به خاطر یه سری تجربیات گذشتست و احساس میکنم میتونم راحتتر خودمو بهبود بدم و جزئی از خودم ندونم با اینکه داستان بود و خیلی خیلی مهیج که دو شبه تمومش کردم نمیشد داستان و کنار گذاشت اما پیام عمیق تری برام داشت وقتی حس کردم دارم خودمو بیرون رینگ میبینم و ریشه رفتارمو پیدا میکنم و راحتر میتونم تغییرشون بدم درکل هم داستان خیلی زیاد جذاب بود برام و پایانشم نمیشد حدس زد هم از نظر روانشناسی بنظرم بصورت تقریبا حرفه ای به شخصیت ها پرداخته شده بود مخصوصا دختره بهرحال پیشنهاد میکنم حتما بخونید
فاطمه ابوالی
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
من این داستان رو در زمان قطعی اینترنت خوندم و خیلی با جزئیات یادم نیست اما چند نکته قابل توجهه: این که اون مددکاران اجتماعی به نوعی وظیفه رو از سر رد میکردن، این که انتظار می‌رفت قوانین پیگیرانه تری برای تشخیص واجد صلاحیت بودن سرپرست در نظر گرفته بشه. سوال دیگه این که چرا دوشیزه در ابتدا با جسیکا و گرم گرفت یهو اون رو از خودش دور کرد؟ جرا دوشیزه در نهایت باید به همچین جایی برسه چون با توجه به واقعیت داستان پیش زمینه خانوادگی او نرمال بوده، چرا این سه دختر مسیر شکایت رو پیش نگرفتن؟ و خیلی چراهای دیگه اما به صورت کلی داستان گیرا و جذاب بود. خیلی جاها دلم برای جسیکا سوخت ولی به قول دوستان مهرطلبی از کسی که بر تو جفا میکنه برای شنونده خیلی غیرمعقوله
F_1362
۱۴۰۴/۱۰/۰۶
داستان تا فصل پایانی تقریبا خوب و منطقی پیش میرهاگرچه واقعا اونقدرا هم اتفاقات کودکی دخترها در وایلد میدوس سخت و دردناک نبوده (باتوجه به تجربیات مثلا نورا در خانه‌های دیگه، یا با توجه به داستانهای دیگه‌ای که از شکنجه بچه‌ها نوشته شده) اما در کل داستان خیلی خوب و قابل قبول هست اما فصل آخر.. واقعا و غیرمنطقی هست بهتر بود اصلا نوشته نمیشد داستانی که دوشیزه فیرچایلد از خودش درآورده بود خیلی منطقی تر و باورپذیرتر از داستان واقعی بودچطور ممکنه مادر دوشیزه فیرچایلد که خانمی اهل معاشرت و رفت و آمد بود (با کلیسا همکاری داشت) ۹ماه بارداری خودش رو مخفی کرده باشه و بعد بدون هیچ کمکی تو خونه زایمان کنه و حتی بعد از به دنیا اومدن بچه هم همچنان مخفی نگهش داره
الهه ابیار
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
کتاب نگارش روان و خوبی داشت. غلط های دستور زبان و غلط املایی نداشت. نحوه روایت قصه به قاعده بود نه انقدر کش دار بود که حوصله سربر بشه نه انقدر تند بود که متوجه نشی چی شد. کتاب ارزش خوندن داره ولی اگه مثل من تازه مادر شدین توصیه میکنم الان نخونیدش چون احساسات تون رو برمی انگیزه و توی یه بخش هایی به حسابی گریه میفتین. فقط علت این تناقض رفتاری دوشیزه فیرچایلد که در ابتدا با جسیکا خوب رفتار می کرد و بعد باهاش بد شد رو نمی فهمم چون کسی که همچین آسیب هایی ندیده طبیعتا نمیتونه به بقیه همچین آسیب هایی بزنه!... و پایان بندی این کتاب (برخلاف خیلی از رمان ها) از همه قسمت هاش جالب توجه تره. بازم ممنون از کتابراهِ همیشه جذاب
خاطره
۱۴۰۴/۰۸/۰۳
داستانی روانشناسی جذاب. درباره زندگی سه دختر که دربچگی در خانه‌ای تحت سرپرستی زنی جوان وزیبا البته با اختلالات روانی قرار گرفته بودند و اثرات مخرب آزارهای سرپرست روانپریش شون در بزرگسالی هر کدوم رو به نوعی مشکل روانی دچار میکنه. خط به خط کتاب خواندنی وجالب و اثر قابل. توجه وتعمق درباره اختلالات و و روانی رفتارهای ناشی از مشکلات روانی است. بچه‌هایی که تحت سرپرستی قرار میگیرند در این داستان به خوبی نشان میده چقدر اسیب پذیر وبی پناه هستند از هیچ جا مورد حمایت واقع نمیشن. اگر به کتابهای روانشناختی علاقه دارید این یکی از بهترین داستان هاست ودر کنارش میتونم خوندن داستان بخش دی، زن گمشده رو توصیه کنم
محمدرضا اسفنجانی
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
خیلی طولانی وحوصله سر بر هست…اسم سگها و شخصیتها اینقدرزیاده که هی بایدبرگردی عقبب بینی فلان اسم کی بود انگار آب بستن به داستان مثله سریال‌های ماه رمضان میمونه معلوم نیست ژانر کتاب جنایی-معمایی-عشقی-احساسی و یارازآلوده کاملایکتواخت وخواب آور…من که فقط موقع شب خوندم تاخوابم ببره…. تاالان دویست صفحه و خوندم دیگه حوصلم سررفت حالا باز برم جلوتر ببینم اصلا این کودک کشته شده کی هست کی کشته شایدنظرم نسبت به کتاب عوض بشه
شش روز پیش این نظر رودادم ولی نظرم عوض شد هرچندداستان طولانی وپرشاخ وبرگ وزائد بود ولی پایان خوبی داشت و یه جورایی شگفت زده شدم تاپایان کتاب روبخونید پشیمون نمیشید
سیمین بزرگی
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
داستان خودش خوب بود و شخصیت پردازی خوبی داشت. بنظرم در ترجمه ایرادات زیادی بود که باعث می شد داستان بعضی جاها بد فهمیده شود. خانم کبری توکلی روی ترجمه روان و سلیس باید بیشتر کار کند، همین طور روی ترجمه اصطلاحات رایج تا کار بهتری تحویل دهد. شخصیت پردازی داستان و ارتباطات افراد با هم و همینطور پرش به زمان های مختلف بسیار خوب و عالی انجام شده بود. من یک روزه کتاب رو خوندیم و این بخاطر روال خوب داستان و جو آن بود. اگر ترجمه آنقدر ضعیف نبود شاید بیشتر لذت می بردم. اما در کل کتاب جذابی بود بعضی قسمت ها واقعی و بعضی بخشها تخیلی. در کل خواندنش رو پیشنهاد می کنم. ممنون از کتابراه بابت این کتاب.
مشاهده همه نظرات 213

راهنمای مطالعه کتاب دختران عزیز

برای دریافت کتاب دختران عزیز و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟