معرفی و دانلود کتاب نام من این نیست

عکس جلد کتاب نام من این نیست
قیمت:
۵۵۹۰۰ ۱۶,۷۷۰ تومان ۷۰%
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب نام من این نیست و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب نام من این نیست و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب نام من این نیست

مری بیدار است، اما تظاهر می‌کند که به خوابی عمیق فرو رفته. نمی‌داند چرا وین نیمه‌شب به اتاق او می‌آید و بالای سرش می‌ایستد. می‌داند که او پدرش است، اما یقین دارد وین چیزی را از او پنهان می‌کند. کتاب نام من این نیست نوشته‌ی مگان لالی می‌خواهد با شما شطرنج بازی کند. اگر بتوانید مهره‌ها را به‌درستی حرکت دهید، شاید بتوانید واقعیتی را که پشت ناپدید شدن لولا و ارتباط وین و مری پنهان شده، کشف کنید.

درباره‌ی کتاب نام من این نیست

«درو قاتل است.» این تصور خانواده‌ی لولا و آتمن از درو است. حتی پلیس هم درو را مقصر گم شدن لولا می‌داند. با وجود اینکه هیچ مدرکی علیه درو وجود ندارد اما دیگران تصور می‌کنند به خاطر اینکه او آخرین کسی بوده که با لولا ملاقات کرده، پس حتماً قاتل است. آتمن که نمی‌تواند ناپدید شدن صمیمی‌ترین دوست خود را بدون مقصر بداند، روی در کمد مدرسه‌ی درو نوشته «قاتل»، اما هیچ‌کدام از این وقایع در اطمینان درو درباره‌ی زنده بودن لولا تأثیری ندارند. او یقین دارد که دختر موردعلاقه‌اش زنده است؛ درو برای اثبات ادعای خود مدرک هم دارد. کسی به‌نام مردیث همراه با دختری که بسیار شبیه به لولاست، از فروشگاه پوشاک زنانه بیرون می‌آیند و سوار یک ماشین ون می‌شوند. این سند اثبات می‌کند که درو راست می‌گوید و لولا در گوشه‌ای از این شهر زنده است. کتاب نام من این نیست (That's Not My Name) نوشته‌ی مگان لالی (Megan Lally) ما را به جایی می‌برد که باید از آن محیط بترسیم. مهم نیست که ظاهر این فضا چقدر آرام‌بخش و صمیمی به نظر می‌رسد، مهم این است که یک قتل‌گاه است.

معرفی و دانلود کتاب نام من این نیست

او چیزی نمی‌داند

مری هنوز بدن درد دارد. فقط چند ساعت از موقعی که در یک گودال چشم باز کرده گذشته است. پلیس چند ساعتی او را در کلانتری معطل کرد و خستگی آن ساعت‌ها در وجودش رخنه کرده است. نمی‌داند بابت اینکه پدرش، وین، به‌سرعت او را پیدا کرد و به کلبه بازگرداند، چطور باید خدا را شکر کند؛ هر چند او چیزی از این کلبه و وین به یاد ندارد و حافظه‌اش را به‌کلی از دست داده، اما این‌طور که معلوم است، این مرد پدر اوست. داستان نام من این نیست ما را به این کلبه می‌برد؛ جایی که قرار است همراه با مری طعم آرامش را بچشیم یا حداقل تصور کنیم که همه چیز خوب و آرام است. وین مراقب مری است. می‌داند که این دختر به تخم‌مرغ حساسیت دارد. می‌تواند خاطرات مشترکشان را به یادش آورد؛ اما در این سیل خاطرات تناقضاتی وجود دارند که مری را دچار شک و تردید می‌کنند.

توت‌فرنگی‌های وحشی

وین می‌گوید که مادر مری خانه‌دار بوده و مدت‌ها پیش فوت کرده، اما مری به‌روشنی مادرش را به یاد می‌آورد و مطمئن است که او پرستار یا دکتر بوده، نه خانه‌دار. وین برای صبحانه توت‌فرنگی خرد کرده و نمی‌داند که مری به این میوه حساسیت دارد! اینکه یک پدر نداند دخترش به چه چیزی حساسیت دارد، کمی مشکوک است! البته این تمام دلیل شک مری به وین نیست. لباس‌هایی که این مرد برای مری آماده کرده، اصلاً اندازه‌ی او نیستند؛ به همین دلیل وین و مری به ناچار سوار ون می‌شوند و به فروشگاه پوشاک می‌روند تا مری بتواند لباسی مناسب خودش تهیه کند. اگر با این گزاره دچار این تصور شده‌اید که لولا، مری است، باید بدانید که سخت در اشتباهید و این همان خطایی است که مگان لالی به‌سرعت شما را از آن بیرون می‌آورد. ماجرای رمان معمایی نام من این نیست بسیار پیچیده‌تر از این است که به‌سادگی کشف شود.

چه کسی دروغ می‌گوید؟

هیچ‌کس حرف درو را جدی نمی‌گیرد. همه او را دروغگو خطاب می‌کنند. خوشبختانه آلتمن کمی از موضع خود کوتاه آمده و قبول کرده تا همراه با درو، به دنبال لولا بگردند تا از او سرنخی بیابند. رفتن به آخرین محلی که درو لولا را ملاقات کرد، حرف زدن با فروشنده‌ی فروشگاه پوشاک زنانه، پیدا کردن یک رد و نشان از لولا و... از کارهای شبانه‌روزی درو و آلتمن هستند. آن دو باید هرطورشده لولا را بیابند و به همه ثابت کنند که این دختر هنوز زنده است. کتاب معمایی نام من این نیست نوشته‌ی مگان لالی سرنخ‌هایی را از محل حضور لولا در اختیار ما قرار می‌دهد تا از راز ناپدید شدن او پرده برداریم و بتوانیم به درو و دوستانش نیز کمک کنیم.

داستان نام من این نیست با ترجمه‌ی شقایق رضازاده برای نوجوانان در نشر خلوت منتشر شده است.

افتخارات و جوایز کتاب نام من این نیست

  • از کتاب‌های پرفروش سایت یو‌اس‌ای‌تودی
  • کتاب پرفروش سایت نیویورک‌تایمز
  • نامزد جایزه‌ی گودریدز برای داستان نوجوان
  • نامزد جایزه‌ی کتاب Oregon برای ادبیات جوان

کتاب نام من این نیست برای شما مناسب است اگر

  • می‌توانید به آدم‌های غریبه اعتماد کنید، اما نیاز دارید که به افراد کمی شک و سوءظن داشته باشید تا در امان بمانید.
  • از ماشین‌هایی که به آرامی پشت سرتان می‌آیند و آدم‌هایی که بسیار مشکوک به‌نظر می‌رسند، وحشت دارید.
  • نوجوانی هستید که به داستان‌های معمایی و کارآگاهی علاقه‌مندید.

در بخشی از کتاب نام من این نیست می‌خوانیم

گویا مردم شهر گرد هم آمده بودند تا شاهد پیدا شدن لولای بیچاره باشند، اما به نظر من آن‌ها باید امیدوار به پیدا شدنش در دنیای زندگان باشند تا بیرون آمدن جنازه‌اش از داخل آب... این فکرها باعث می‌شد حالم بد شود و این فضا مرا بیمار می‌کرد؛ از زمین و آبش گرفته تا غروب خورشید نوامبر که نورش از میان درختان کاج نمایان بود. از همه چیز اینجا متنفر بودم، از همه اتفاقاتی که در اینجا برای من و از من مهم‌تر برای لولا افتاده بود...

من هم کنار جاده پشت ماشین دیگری پارک کردم و ماشینم را خاموش کردم، سپس سرم را روی فرمان گذاشتم. به نظر می‌رسید جستجو در حال اتمام است و مردم در حال متفرق شدن بودند. من چشمم به زن و شوهری در جمع آن‌ها افتاد که ایستاده بودند و با هم گفتگو می‌کردند، اما هیچ اثری از پلیس‌ها نبود...

من خیلی نزدیک پارک کرده بودم و ده‌ها چشم به من دوخته شده بودند. گاهی فکر می‌کردم ماشینم هم مثل خودم بدنام است. شاید بهتر بود از مکس بخواهم با ماشین او به اینجا بیاییم، چون ماشین او همرنگ درختان اینجا بود و جلب نظر نمی‌کرد.

پیرزن کوچک جثه‌ای از زیر عینکش به شکل عبوسی به من خیره شده بود، به طوری که لحظه‌ای فکر کردم شاید او بوده که با شماره من تماس گرفته بود و گفته بود از خودم خجالت بکشم! مکس که روی آگهی‌های من نشسته بود آن‌ها را از زیرش بیرون کشید و روی صندلی عقب انداخت و گفت: «حالا نقشه‌ات چیه، درو؟ نگو که بی‌برنامه به دل این جمعیت زدی!»

من هم به نگاه آن پیرزن خیره مانده بودم و چیزی نگفتم. مکس هم وقتی دید چیزی نگفتم، گفت: «تو که نمی‌خوای از این جمعیت عبور کنی و بری به پلیسا تو جستجوشون کمک کنی... می‌دونی که در عرض ده دقیقه به جرم گم و گور کردن لولا دستگیرت می‌کنن.»

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب نام من این نیست
نویسنده
مترجمشقایق رضازاده
ناشر چاپینشر خلوت
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات233
زبانفارسی
شابک978-622-4986-36-8
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان
قیمت نسخه الکترونیک
۵۵۹۰۰ ۱۶,۷۷۰ ت ۷۰%
خرید کتاب الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب نام من این نیست

Nour
۱۴۰۵/۰۱/۱۳
کتاب های جنایی زیادی خوندم و میتونم بگم این جزو بهترین ها بود، در خوندنش شک نکنید! در وهله ی اول با نگارش و جمله بندی خیلی کنار نیومدم، متفاوت بودم و حس رمان های بچگانه رو می داد ولی با این وجود ادامه دادم. توی فصل های مرتبط با مری استرس رو واقعا میشد تجربه کرد، از همون ثانیه اول که وین دنبالش اومد توی ایستگاه پلیس مشخص بود یه جای کار میلنگه و استرس داشتم، از طرفی فصل های درو که با عذاب وجدان، دلتنگی و عشق دنبال دوست دخترش می گشت و همه به چشم مضنون نگاهش میکردن، خیلی زیبا و احساسی نوشته شده بود. از اضافه گویی دوری شده بود به راحتی میتونستی احساساتی که درو داره تجربه میکنه رو حس کنی (نمیدونم چرا موضوع ساده ای مثل رابطه ی واقعی درو و لولا سانسور شده بود، واقعا مسخره بود این بخش ترجمه، چون احساسات یه دوست پسر نسبت به دوست عادی خیلی متفاوته و توی ذهن یه جور دیگه نقش میبنده همه چیز کاملا. با این وجود بین جملات مشخص میشد که لولا در حقیقت پارتنر درو عه نه دوستش) یکی از خوبی های کتاب روندی که داشت بود، هیچ بخش کتاب خسته کننده نبود و سرعت فوق العاده ای داشت، طوری که بی وقفه به خوندن کتاب ادامه بدی. در پارت های مری میتونستی سردرگمی، ترس، هیجان و استرس رو حس کنی کاملا، طوری که من به شخصه آروم و قرار نداشتم و از شدت استرس مدام جابه جا می شدم تو فصل های آخر. واقعا همه چیز داشت خوب پیش می رفت، استرس داشتم تا زودتر همه چی مشخص شه ولییییی (از اینجا به بعد شامل اسپویل) لحظه ای که درو به زیرزمین رسید و اسم آخر لیست رو خوند، قلب منم باهاش شکست، کتاب پایان معقول ولی به شدت دردناکی داشت و حتی تو صفحه های آخر هم کاملا درد کشیدن درو ملموس بود و باهاش درد می کشید خواننده. مرسی از نویسنده برای این کتاب فوق العاده!
خاطره
۱۴۰۴/۰۶/۳۰
یه تریلر نفس گیر. داستانی پرهیجان و معمایی که از اولین خط و جمله‌ها قلبتون به تپش میندازه و از ترس مو بر تنتون سیخ میشه. یه دختر هفده ساله با موهای کوتاه قهوه‌ای و چشمان سبز و ژاکت گلدار که با اولین خط داستان در یک گودال وسط جنگل که روش رو با چوب و برگ پوشوندن به هوش میادد و بینیش صربه خورده و خون اومده تمام بدنش کوفته است و از همه مهم تر حافظه‌اش رو از دست داده و یادش نمیاد کی هست و چرا اینجاست و چه اتفاقی افتاده؟ فصل‌های کوتاه پرهیجان وترس که به خوبی نوشته شده شما رو مشتاقانه دنبال ماجرا میکشونه. مری همین دختر گمشده در جنگل که از قضا یه مردی پیدا شده و ادعا میکنه پدرش و اونو با خودش به کلبه‌ای دور افتاده در جنگل میبره و.... فصل‌های مربوط به مری بی نهایت هیجانی و دلهره اور هستش. اگر خیلی وقت یه کتاب جنایی ترسناک نخوندید این بهترین پیشنهاد
فاطمه نعمتی
۱۴۰۵/۰۱/۱۶
نمی گم عالی ولی رمان خوبی بود. داستان کتاب پرکشش بود و از غافلگیری انتهای کتاب خیلی لذت بردم. ترجمه ی کتاب رو اصلا دوست نداشتم. جمله بندی های ساده و پیش پا افتاده منو یاد رمان های نوجوانان و تین ایجر ها مینداخت و سطح کتاب رو یکم پایین آورده بود. ولی در مجموع رمان قشنگی بود و اگر علاقه مند به ژانر جنایی هستید، پیشنهاد می کنم این کتاب رو از دست ندین.
🌹Z.A🌹
۱۴۰۴/۱۲/۲۲
به نظر من کتاب خیلی عالی بود چند فصل آخرش تقریبا میره تو ژانر ترسناک حس ماجراجویی خیلی خوبی به آدم میده اما خب یه جاهایی خودم خیلی گریه کردم اما خب یه مشکلی که داشت این بود که توی یه قسمت هایی از داستان از حالت رمان نوجوان خارج می شد (مثلا وقتی دختره تو ۱۷ سالگی میخواست ازدواج کنه) اما کلا کتاب خیلی خوبی بود من که لذت بردم
نرگس صیادی
۱۴۰۴/۰۷/۰۲
شبیه به این داستان رو از نوبسنده‌های دیگه خونده بودم ولی این داستان هم جاذبه و کشش کافی برای نگه داشتن خواننده رو داشت اوایلش کمی کند پیش میرفت ولی از اواسط داستان ریتم بهتری پیدا کرد شخصیت درو برام جالب و قابل احترام بود و هوش و ذکاوت مدیسون و همراهی دوستان درو پایان داستان هم خوب و مناسب بود
فاطمه فریور
۱۴۰۵/۰۲/۰۶
مضمون و محتوا و ماجرای داستان خیلی زیبا و خوب بود ولی به شدت توضیحات اضافی داشت به طوری که من همش نخونده ورق میزدم که جلوتر برم پس میشه گفت درمجموع ۱۰۰ صفحه نخوندم چون توضیحات مکرر و اضافه بودن ولی آخرش اصلأ نمیشد حدس زد این نکته خوب داستان بود
محمودی
۱۴۰۴/۱۰/۱۵
جالب بود، هیجان داشت، یک غافلگیری کوچک هم داشت، داستان دوراوی دارد، یکی پسری به اسم درو که خود را در گمشدن دوستش مقصر میداند، دیگری دختری به نام مری که توسط پلیس پیدا میشود و پلیس او را تحویل مردی میدهد که خود را پدر مری معرفی میکند، ترجمه خوبی داشت.
النا
۱۴۰۵/۰۲/۱۱
سلام، من از این کتاب خیلی راضی بودم خیلی هیجانی و جالب بود طوری که وقتی شروع به خواندنش کردم اصلا دوست نداشتم ادامه‌ اش رو برای بعداً بزارم و میخواستم فقط بخونمش و از خواندنش لذت ببرم، اینم بگم که پایان شگفت انگیزی داشت...
شهرزاددد
۱۴۰۴/۱۱/۰۹
کتاب متوسطى بود، مناسب نوجوانان در سن ١٢ تا ١٧ سال بود به نظرم. ‌ای کاش رده سنی کتابها مشخص شود که من بالغ کتاب نوجوانان رو نخرم و دیگه وقتی شروع کردم به خواندن تا اخرش رفتم ولى هیچ لذتی نبردم
ftme
۱۴۰۴/۱۲/۱۲
هیجان و استرس کتاب خیلی بالا بود واقعا پیشنهادش میکنم. اما اگر به دنبال پلات توییست هستید، به نظرم پلات توییست قابل حدسی داشت برای همین ممکنه کمی ناامید بشید.
الهام. ت
۱۴۰۴/۰۸/۱۵
اگه ترجمه به سبک رومان رو به سبک نگارش رمان های فارسی نزدیک نمی کرد خیلی بهتر میشد در کل داستانش تکراری بود اما بد نبود
Tayebe Ahmadi
۱۴۰۴/۰۹/۱۳
بسیار عالی و هیجان انگیز بود و متاسف شدم گاهی پلیس به حرفهای مظنونین اهمیت نمیده ترجمه هم عالی بود با تشکر از کتابراه
Mary Sal
۱۴۰۴/۰۷/۱۱
داستان جالبی داشت اما کمی اغراق هم در بعضی از قسمت‌هاش دیده میشد. در کل ارزش خواندن رو داره
صبا عباس پور
۱۴۰۴/۰۸/۰۵
به خاطر هیجانش ارزش خوندن داره
مشاهده همه نظرات 14

راهنمای مطالعه کتاب نام من این نیست

برای دریافت کتاب نام من این نیست و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟