کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم به مهمترین مکاتب فکری قرن بیستم اروپا و فیلسوفانی که نمایندهی این مکاتب به شمار میروند، میپردازد و شما را با زندگی و نظریات آنها آشنا میکند. این کتاب گردآوری ده مقاله از مجموعهی دانشنامهی استنفورد و حاصل همکاری زکری دیویس، آنتونی استاینباک، ماوریتسیو پاسرین دنتروس، بتینا برگو، دیوید پلاور، دانیل اسمیت و نویسندگان دیگر است و هر مقاله به یک فیلسوف بزرگ قرن بیستم اختصاص دارد.
دربارهی کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم
زندگی و آرای ده فیلسوف مهم قرن بیستم اروپا در قالب مقالاتی علمی و فلسفی در کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم گردآوری و ترجمه شده است تا به این ترتیب با روند تحولات فلسفه در این قرن مهم آشنا شوید و تاثیرات هر کدام از فیلسوفان را بر سپهر فکری جهان بهتر درک کنید. زکری دیویس (Zachary Davis)، آنتونی استاینباک (Anthony Steinbock)، ماوریتسیو پاسرین دنتروس (Maurizio Passerin d'Entreves)، بتینا برگو (Bettina Bergo)، دیوید پلاور (David Pellauer) و دانیل اسمیت (Daniel Smith) از جمله نویسندگان این مقالات هستند.

ساختار کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم بهصورت ده مقاله در ده فصل تهیه و تدوین شده است. هر فصل به یک فیلسوف مهم اروپایی اختصاص دارد و خود از چند بخش تشکیل شده است. این فصلها در ابتدا شرح مختصری از زندگینامه و شخصیت فیلسوف موردنظر ارائه میدهند و در ادامه مفاهیم اصلی فلسفه و نظریاتش را تشریح میکنند. سه فصل کتاب به مفهوم هرمنوتیک و فیلسوفانی که به آن پرداختهاند، اشاره دارد که عبارتند از: مارتین هایدگر، هانس گئورگ گادامر و پل ریکور. سه فصل دیگر به فیلسوفانی میپردازد که بر مسئلهی اخلاق و دین تمرکز داشتهاند و زندگی و آثار گابریل مارسل، امانوئل لویناس و ماکس شلر را شرح میدهند. دو فصل کتاب به سراغ فلسفهی سیاسی و هانات آرنت و یورگن هابرماس میروند و فصول مربوط به ژاک لکان و ژیل دلوز نیز همانطورکه انتظار میرود، ساختارگرایی و روانکاوی در فلسفه را از نظر میگذرانند.
کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم با همکاری فرزاد جابرالانصار، سید مسعود حسینی، وحید غلامی پور فرد، مریم خدادادی، سید حسین حسینی، احسان پورخیری، هیمن برین، سید محمدجواد سیدی و ابوالفضل توکلی شاندیز به فارسی ترجمه شده و ذیل مجموعهی دانشنامهی فلسفهی استنفورد به همت گروه انتشاراتی ققنوس به انتشار رسیده است.
دربارهی مجموعهی دانشنامهی فلسفهی استنفورد
گروه دانشنامهی فلسفهی استنفورد (Stanford Encyclopedia of Philosophy) برای اولین بار در سال 1995، تحت نظارت جان پری (John Perry) و با هدف گسترش دانش فلسفی و دسترسپذیری بهتر دپارتمان فلسفهی استنفورد تاسیس شد و شروع به فعالیت کرد. امروز مجموعهی دانشنامهی فلسفهی استنفورد با وجود نزدیک به دو هزار مقاله و مدخل معتبری که در حوزهها و زمینههای مختلف فلسفه ارائه داده، بهعنوان یکی از معتبرترین مراجع علمی و فلسفی سطح اینترنت شناخته میشود. دانشنامهی فلسفهی استنفورد از متخصصان و پژوهشگران بیشماری در سرتاسر جهان کمک میگیرد و تیم سردبیرانی که بهعنوان بهترین متخصصان حوزههای خود شناخته میشوند تمام مطالب ارائهشده را مورد بررسی، تصحیح و بهروزرسانی دقیق قرار دادهاند و آن را بهصورت رایگان در اختیار همگان قرار میدهند.

اگرچه تمام مطالب دانشنامهی استنفورد بهصورت رایگان در اختیار تمام علاقهمندان از سرتاسر جهان قرار دارد، اما به دلیل اینکه مطالب آن همه به زبان انگلیسی نوشته و منتشر شده ممکن است برای کسانی که به این زبان تسلط ندارند کاربردی نباشد. به همین دلیل انتشارات ققنوس با همکاری مترجمان و فلسفهپژوهان جوان ایرانی شروع به ترجمه و انتشار مدخلهای متنوع این دانشنامه در قالب جلدهای مختصر و گاه مفصلی به زبان فارسی کردند. امروزه بیش از صد جلد از کتابهای این مجموعه منتشر شده و در اختیار دانشجویان و علاقهمندان فلسفه در ایران قرار گرفته است تا مرجع در دسترسی برای مطالعهی فلسفه از منظر تاریخی و موضوعی داشته باشند.
کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم را به دانشجویان و اساتید فلسفه و تمامی علاقهمندان به فلسفه، بهویژه فلسفهی قرن بیستم توصیه میکنیم.
در بخشی از کتاب فلسفه اروپایی در قرن بیستم میخوانیم
اساسا فلسفه متأخر هایدگر در دل مشغولىهاى عمیق وجود و زمان شریک است، به این معنا که همان اشتغال خاطر به وجود و رابطه ما با آن که این اثر قبلى را پیش مىراند بر فلسفه متأخر او نیز حاکم است. بنابراین، به وجهى بنیادى، پرسش از وجود همچنان پرسش اصلى است. با این حال، وجود و زمان از طریق پژوهشى درباره دازاین، آن قسم موجودى که وجودش براى او مسئله است، به پرسش از وجود مىپردازد. چنانکه دیدیم، این پژوهش به صورت نوعى پدیدارشناسى استعلایى هرمنوتیکى است که با تجربه معمولى بشرى آغاز مىشود. قابل اثبات است که، دستکم از یک وجه مهم، همین روش فلسفى است که هایدگر متأخر زمانى که از ترک سوبژکتیویته سخن مىگوید آن را مردود مىشمارد. البته دازاین، آنگونه که در وجود و زمان مفهومپردازى شده است، سوژهاى دکارتى نیست؛ لذا، ترک سوبژکتیویته به سادگىِ تغییرى در توجه، یعنى عزل نظر از دازاین و عطف نظر به راهى دیگر به سوى وجود، نیست. با وجود این، هایدگر متأخر ظاهراً بر این اندیشه است که تمرکز قبلىاش بر دازاین واجد صبغه سوبژکتیویتهاى است که نهایتا مسیر فهم وجود را سد مىکند. چنین چیزى بدان معنا نیست که تفکر متأخر بهکلى از طرح پدیدارشناسى استعلایى هرمنوتیکى رویگردان مىشود. طرح روشنسازى شروط پیشینىاى که بر مبناى آنها موجودات به صورت فهمپذیر نزد ما آفتابى مىشوند کماکان محوریت دارد. آنچه تفکر متأخر در خود دارد جهتگیرى مجدد این طرح بنیادى است به طورى که، چنانکه خواهیم دید، عزیمتگاه دیگر توصیفى مفصل از تجربه معمولى بشرى نیست. (براى مطالعه تحلیلى از «گشت» که شمارى از معانى مختلف این اصطلاح را که در تفکر هایدگر وجود دارند تشخیص مىدهد، و از برخى جهات از شرح اجمالىاى که در اینجا به دست داده شد جدا مىشود بنگرید به Sheehan 2010.)
بله

































































