کتاب زیبایی شناسی آلمانی مجموعهی مقالاتی از پل گایر، هانا گینزبورگ، استیون هولگیت، ایئن تامسون و نیکولاس دیوی است که از دانشنامهی فلسفهی استنفورد گردآوری شده. این کتاب مفهوم زیباییشناسی را از قرن هجدهم آلمان تا گادامر پی میگیرد و این مفهوم را در آرا و نظریات متفکرین و فیلسوفان مختلف آلمانی مورد مطالعه قرار میدهد.
دربارهی کتاب زیبایی شناسی آلمانی
زیباییشناسی (Aesthetics) مفهومی فلسفی است که در کلام ساده به مبحث زیبایی و ماهیت آن میپردازد. زیباییشناسی قدمتی طولانی در تاریخ فلسفه دارد و دنبالهی آن را تا ارسطو و افلاطون نیز میتوان پیگیری کرد. اما این مفهوم فلسفی مهم، تا سال 1735 میلادی نامی از آن خود نداشت و بدون عنوان معینی در آرای فیلسوفان مختلف مطرح میشد. به هر ترتیب، زیباییشناسی از مفاهیم محوری فلسفه به حساب میآید و با مفاهیمی همچون اخلاق، هنر و تجربه گره خورده است. اثری که پیش رو دارید، کتاب زیبایی شناسی آلمانی (18th Century German Aesthetics) به روند تحول همین مفهوم در فلسفهی آلمان میپردازد. این کتاب ترجمهی مقالاتی از کتاب دانشنامهی فلسفهی استنفورد است که با همکاری پل گایر (Paul Guyer)، هانا گینزبورگ (Hannah Ginsborg)، استیون هولگیت (Stephen Houlgate)، ایئن تامسون (Ian Thomson) و نیکولاس دیوی (Nicholas Davey) نوشته شدهاند.
ساختار کتاب زیبایی شناسی آلمانی در پنج بخش گردآوری و تدوین شده است که هر کدام نیز چند فصل را در برمیگیرد. کتاب در بخش اول از فلسفهی زیباییشناسی آلمانی در قرن هجدهم میلادی آغاز میکند و از لایبنیتس و یوهان کریستف گتشد (گوتشت) گرفته تا کانت و شیلر را تحت پوشش قرار میدهد. سپس در زیباییشناسی کانت دقیق میشود و به تشریح آن میپردازد.

در ادامه، کتاب زیبایی شناسی آلمانی به سراغ هگل میرود و زیباییشناسی هگل و نگاه او به هنر و دین را به مطالعه میگذارد. این بخش مقایسهی نظام هگل با کانت و شیلر را نیز فراموش نمیکند. در بخش بعدی، نقد فلسفی هایدگر بر زیباییشناسی تشریح میشود و در بخش آخر نیز زیباییشناسی از نظر گادامر به تفصیل مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد.
کتاب زیبایی شناسی آلمانی با همکاری سید مسعود حسینی، داود میرزایی، گلنار نریمانی و وحید غلامی پور فرد و تحت نظارت مسعود علیا به فارسی ترجمه شده و گروه انتشاراتی ققنوس آن را ذیل مجموعهی دانشنامهی فلسفهی استنفورد به انتشار رسانده است.
دربارهی مجموعهی دانشنامهی فلسفهی استنفورد
گروه دانشنامهی فلسفهی استنفورد (Stanford Encyclopedia of Philosophy) برای اولین بار در سال 1995، تحت نظارت جان پری (John Perry) و با هدف گسترش دانش فلسفی و دسترسپذیری بهتر دپارتمان فلسفهی استنفورد تاسیس شد و شروع به فعالیت کرد. امروز مجموعهی دانشنامهی فلسفهی استنفورد با وجود نزدیک به دو هزار مقاله و مدخل معتبری که در حوزهها و زمینههای مختلف فلسفه ارائه داده، بهعنوان یکی از معتبرترین مراجع علمی و فلسفی سطح اینترنت شناخته میشود. دانشنامهی فلسفهی استنفورد از متخصصان و پژوهشگران بیشماری در سرتاسر جهان کمک میگیرد و تیم سردبیرانی که بهعنوان بهترین متخصصان حوزههای خود شناخته میشوند تمام مطالب ارائهشده را مورد بررسی، تصحیح و بهروزرسانی دقیق قرار دادهاند و آن را بهصورت رایگان در اختیار همگان قرار میدهند.
اگرچه تمام مطالب دانشنامهی استنفورد بهصورت رایگان در اختیار تمام علاقهمندان از سرتاسر جهان قرار دارد، اما به دلیل اینکه مطالب آن همه به زبان انگلیسی نوشته و منتشر شده ممکن است برای کسانی که به این زبان تسلط ندارند کاربردی نباشد. به همین دلیل انتشارات ققنوس با همکاری مترجمان و فلسفهپژوهان جوان ایرانی شروع به ترجمه و انتشار مدخلهای متنوع این دانشنامه در قالب جلدهای مختصر و گاه مفصلی به زبان فارسی کردند. امروزه بیش از صد جلد از کتابهای این مجموعه منتشر شده و در اختیار دانشجویان و علاقهمندان فلسفه در ایران قرار گرفته است.
کتاب زیبایی شناسی آلمانی برای چه کسانی مناسب است؟
دانشجویان فلسفه و اساتید و پژوهشگران این رشته میتوانند از کتاب حاضر بهره ببرند. همچنین اگر به فلسفه و بهویژه مبحث زیباییشناسی علاقه دارید، این کتاب را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب زیبایی شناسی آلمانی میخوانیم
همچنانکه پیشتر متذکر شدیم، کراهت هردر از مفهوم کانونى کانت تحت عنوان بازى آزادانه قواى شناختى بشر، از همان آغاز کالیگونه پیداست. هردر در دیباچه این اثر با کلامى گزنده مىنویسد: «فلسفهاى که خود را یگانه فلسفه ممکن نامیده است» هنرها را «به نوعى بازى ملالانگیز و دلقکوار کوتاه یا بلند» بدل ساخته است (Kalligone, p. 648). در خود متن، هردر هم به طور عام استدلال مىکند که هرگونه واکنش به اعیان احساس و عاطفه و حکم ملازم با مفهومى از عین است، و هم به طور خاص استدلال مىآورد که لذت ما از اعیان زیبا همواره لذتى است از بازشناسى حسشده یا احساسشده سازگارى آنها با محیطشان، خواه محیطى طبیعى باشد خواه محیطى مصنوعى، و چنین چیزى بدون اطلاق مفهومى بر عین غیرممکن است. هردر حمله کلى خود را بلافاصله پس از نقد خویش بر دقیقه نخست [تعریف زیبایى در اثر] کانت آغاز مىکند. او مىگوید که کانت در دقیقه دوم اظهار مىدارد که «امر زیبا چیزى است که بدون هیچ مفهومى موجب لذت مىشود»، و در دقیقه سوم از «صورت غائیت بدون بازنمایىِ غایتى» سخن مىگوید. اما در دیدگان هردر، «اینکه چیزى بتواند بدون هیچ مفهومى موجب لذت شود، و در واقع به وجه کلى لذت ببخشد، مغایر با طبیعت و تجربه است» (Kalligone, p. 675). البته بسته به تعبیرمان از این مدعا، چهبسا هردر چیزى بیان نکرده باشد که کانت با آن از در مخالفت درآید: کانت بیش از هرکس دیگرى استدلال مىکند که هر تجربهاى از این یا آن عین مستلزم آگاهى از نوعى مفهوم و نیز آگاهى از شهودهایى تجربى از آن عین است، که ماده آنها احساس است. لیکن وى همچنین بر آن است که مىتوانیم احساس لذت از عینى داشته باشیم بىآنکه ملاحظه کنیم کدام مفاهیم بر آن اطلاق مىشوند، و بر مبناى چنین احساسى حکمى صادر کنیم مبنى بر اینکه آن عین زیباست. هردر مخصوصاً همین مدعا را رد مىکند. اما بر چه اساسى؟
بله











































