کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟ اثری است که بهصورت گامبهگام به کسانی که در حوزهی CBT تجربه ندارند، آموزشهای لازم را ارائه میدهد. فرانک ویلز بهعنوان مؤلف اثر با نثری شفاف و آموزشی قادر است بهخوبی تمام فرایندهای درمانگری شناختی - رفتاری را شرح دهد. در راستای چنین رویکردی، نویسنده از چندین مورد عینی برای شرح مباحث بهره برده و از این نظر تجربهی دقیقتری برای مخاطبان موردنظر خود فراهم کرده است.
دربارهی کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟
اساساً CBT یا رفتاردرمانی شناختی به یک رویکرد رواندرمانی گفته میشود که هدف آن کاهش نشانههای گوناگون مشکلات روانی، افسردگی و اختلالهای اضطرابی است. این رویکرد کوشش دارد تا به دگرگونی تحریفهای شناختی، یعنی افکار و رفتارها، بپردازد و با بهبود آنها تغییر تنظیمات هیجانی را شکل میدهد. این رویکرد رواندرمانی ابتدا برای بهبود وضعیت افسردگی در افراد طراحی شد، اما تا به امروز از آن در رویارویی با انواع چالشهای مختلف مانند سلامتی روانی و اختلالهای اضطرابی استفاده شده است. رویکرد رفتاردرمانی شناختی متفاوت از روانکاوی است. این رویکرد مبتنی بر «مشکل» و «کنش» است. در واقع، درمانگر در این شیوه کسی است که به بیمار یا مراجعهکننده کمک میکند تا مشکلات ذهن را بازشناسند و سپس به حل اختلالهای اضطرابی و افسردگی خود بپردازد.
در فصل چهارم کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟ (Skills in Cognitive Behaviour Therapy) درمورد مهارتهای موردنیاز برای کار با افکار منفی میخوانید. در این بخش، فرانک ویلز (Frank Wills) سعی میکند به رویکردهایی بپردازد که از دید او برای فرایند تغییر، بیشازحد منطقی مینمایند و باید با اعمال اصلاحات از آنها بهره برد. فرانک ویلز یادآور میشود که برای رویارویی با افکار منفی باید از دامنهای از روشهای شناختی بهره برد. گفتنی است که در یکی از فصول کتاب، فرانک ویلز به مبحث توسعه و حفظ مهارتهای رفتاردرمانی شناختی میپردازد.
فرانک ویلز از مسئلهی چگونگی هدایت و چگونگی اکتشاف محوری نیز صحبت میکند که میتواند برای کسانی که در زمینهی رفتاردرمانی شناختی کمتجربه هستند، مفید واقع شود. کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟ یک اثر آموزشی و جامع است که به مخاطبان شرح میدهد چگونه باید بهعنوان یک درمانگر تمام فرایندهای مربوطه را اجرا کنند. این کتاب در واقع الفبای این شکل از رواندرمانی بهحساب میآید، یکی از الگوهایی که در حال حاضر در میان درمانگرها بیش از همه کاربرد دارد و به آن گرایش نشان میدهند.

این کتاب یک راهنمای دقیق برای تمام کسانی است که به الگوی رفتاردرمانی شناختی باور دارند و میخواهند در این حوزه به فعالیت بپردازند. در ارائهی مطالب، مؤلف سعی کرده تا به بررسی و شرح موردهای عینی در این حوزه بپردازد. مخاطبان با مطالعهی مثالهای موردی فرانک ویلز بهخوبی با فرایند درمانی مربوطه آشنا میشوند و برآوردی جامع از مبحث موردنظر کسب میکنند. این کتاب توسط اسماعیل سعدیپور و هاجر خباز ترجمه شده و نشر دوران آن را منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟
- این کتاب یک نمایهی کلی و جامع از مبحث رفتاردرمانی شناختی ترسیم کرده است. همچنین تصاویر مناسبی از رابطهی میان تراپیست و مراجعهکننده ارائه کرده که میتواند برای تمرینات مشاور مناسب باشد. (کوین هوگان)
- کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟ اثری بسیار مناسب در جهت پیوند زدن تئوری و عمل در مبحث رفتاردرمانی شناختی است. کتابی که بهصورت مختصر و شفاف به شرح مسائل پرداخته است. (توماس کورید)
- این کتاب قادر است که دانشی بنیادین و اساسی را به پزشکان مبتدی انتقال دهد. این کتاب از توضیحات منظم و دقیق برخوردار است و دانشجویان را برای تبدیل شدن به یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری آماده میکند. (محد. زلیرذال بن زکریا)
- این کتاب فوقالعادهای است و من از داشتن آن در کتابخانهام خرسند خواهم شد. فرانک ویلز در این کتاب بهخوبی مهارتهای لازم را که امروزه در حوزهی CBT مورداستفاده قرار میگیرند، شرح داده و حتی پیشنهادها کاربردی خود در خصوص توسعهی آن را نیز ارائه کرده است. این کتاب ساختاری عالی دارد و بهزیبایی مباحث موردنظرش را سازماندهی کرده است. این کتاب یک منبع ارجاع عالی است. (ان هکمن)
کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟ برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر به کسانی که در حوزهی روانشناسی تحصیل کرده و فعالیت میکنند و یا کسانی که به مبحث رواندرمانی شناختی - رفتاری علاقهمند هستند، پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب چگونه یک درمانگر موفق شناختی - رفتاری شوم؟: راز و رمزهای CBT میخوانیم
زبان بدن و وضعیت اندامی درمان جویان افسرده اغلب خبر از گسترش انفعال رفتاری میدهد: شانهها خم میشود و هر چقدر فرد افسردهتر باشد، شانهها بیشتر به سمت داخل خم میشود. تا جایی که ممکن است به نظر بیاید که آن فرد در حال کوچک شدن (آب رفتن) است. به نظر میرسد که شخص از دنیا روی برگردانده و کل بدن به صورت هماهنگ دچار افت شده است. در حالی که بدن به زیر سطح فعالیّت مطلوب فرو میرود، عملکرد نیز به همین میزان کاهش مییابد. حافظه، تمرکز، اشتها و خواب همه دچار مشکل میشوند؛ حرکت و انگیزه به تلاش بیشتری نیاز دارد. عدم فعالیّت بیش از حد ممکن است موجب شود که فرد تمایل بیشتری به ماندن در رختخواب پیدا کند.
برخی مراجعان معتقدند که این موجب میشود که آنها احساس بهتری داشته باشند – متأسفانه این امید معمولاً غیرواقعی است. بک و همکارانش (1979) بیان کردند که درمانگرها ممکن است با این تمایل، از طریق تشویق لفظی مراجعان به بلندشدن و حرکتکردن مقابله کنند. یک برنامه واقعگرایانه برای افزایش مداوم سطوح رفتاری اغلب مؤثرترین روش برای حرکت است. مراجعانی که خیلی افسرده هستند ممکن است از طریق دنبالکردن یک برنامه رفتاری ساده به بهترین شکل پاسخ دهند. این بهویژه برای آنهایی که دچار مشکل تمرکز هستند و ممکن است کارهای شناختی برایشان بسیار مشکل باشد، مناسب است (فنیل، 1989؛ ایمری، 1999). راهبردهای شناختهشده برای چنین روشهایی، برنامهی زمانبندی فعالیّت از شیوه درمان شناختی بک (بک و همکاران، 1979) و برنامهریزی پاداش از شیوهی رفتاری لوینسون (لوینسون و گاتلیب، 1995) میباشد. شیوههای جدید فعالسازی رفتاری بر اهمیّت رفتارهای اجتماعی سابق که در حال حاضر از آن اجتناب میشود تأکید دارند – بهویژه زمانی که به تلاش و اشتغال بینفردی نیاز است (مارتل و همکاران، 2001: مک کولوف، 2006).
بله




















